رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

پست های پیشنهاد شده

تو را خدا به زمین هدیه داده چون باران

که آسمان و زمین را به هم بیامیزی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون    

او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم؟!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

دی طعمِ آذر میدهد جانم

ته مانده های خیسِ پاییزم

صد سال بعد از رفتنت حتی

جا مانده در شعری غم انگیزم...

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب

من و توایم دو دلبسته از قدیم به هم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر

این رنگ حنا نیست به پایم خون است

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توبه گفتم که نبوسم لب ساقی و کنون

میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ساغر ما گل شرابي نشکفت 
در اين شب تيره ماهتابي نشکفت 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

تا باد میان من و تو نامه رسان است

موی من و آرامش تو در نوسان است

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به همه عالم سمر شود

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

دوری از من. چقدر؟ خیلی دور

می‌ رسی، گرچه دیر...خیلی دیر

تا ببینم چه می‌کند تقدیر

با دو تقصیرکارِ بی تقصیر....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

راه دور است بسي ملک حقيقت را
کوش کاز پاي نيفتي به بيابانش
 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

شاید ...اگر... اما ...ولی... هرچند...

در فکر من آینده ی گنگی ست

تصمیم را تنها نمی گیرم

آینده هم مانند غم دُنگی ست

  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 6 دقیقه قبل، F.Ghorbaniniya گفته است :

 

شاید ...اگر... اما ...ولی... هرچند...

در فکر من آینده ی گنگی ست

تصمیم را تنها نمی گیرم

آینده هم مانند غم دُنگی ست

تا سر زلف پریشان تو محبوب منست

روزگارم به سر زلف پریشان ماند

چه کند کشته عشقت که نگوید غم دل

تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند

سعدی

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در میخانه که باز است چرا حافظ گفت

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند!؟

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

دارد به بند بند دلم حمله میکند...

این حس دلخوری که مرا میخورد مدام

این جای خالی ات که مرا میزند زمین

این عشق لعنتی که نمی آورد دوام...

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

خرابم میکند هردم فریب چشم جادویت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، F.Ghorbaniniya گفته است :

 

دارد به بند بند دلم حمله میکند...

این حس دلخوری که مرا میخورد مدام

این جای خالی ات که مرا میزند زمین

این عشق لعنتی که نمی آورد دوام...

مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست
آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود
خليل ذکاوت

در 1 دقیقه قبل، Gisoo گفته است :

مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

خرابم میکند هردم فریب چشم جادویت

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

 

حافظ

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

ولی با منت و خواری، پی شبنم نمی گردم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مپرس حال مرا روزگار یارم نیست

جهنمی شده ام هیچکس کنارم نیست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تاب بنفشه میدهد طره ی مشک سای تو

پرده ی غنچه می درد خنده ی دلگشای تو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×