رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

پست های پیشنهاد شده

سلام.امیدوارم حال همتون خوب باشه.

چند روزی که اینجا عضوشدم به بخش های مختلفش سر زدم واین بخش برام جالب بود.

محور بحث ها گفت وگوها حول چندسرگرمی یا بازی های مضحک بود.در صورتی که همه ما میدونیم اینجایک سایت ادبی هست.

بخش کتاب تاپیک های مختلفی رو دیدم که به اثار نویسندگان خورده گرفته بودن ؛ درحالی که ندیدم چاره ای جلوی پای نویسنده گذاشته باشند.

کلی جملات کلیشه ای و شعار مانند.

از صحبت های اضافه که رد بشیم میرسیم به موضوع اصلی بحثمون.

دزدی ادبی.

مسلمه که بیشتر نویسنده ها از مرگ مولف اگاه اند ولی گاهی بدون توجه یا شاید ناخواسته دزدی ادبی دارند یا بهتره بگیم گاهی مرگ مولف دارند.

جملات یا ترکیب های خاصی که توی متونشون استفاده میشه و کاملا خودشون رو محق میدونند.

نظرتون چیه؟ 

دزدی ادبی رو توی کدوم اثار نویسنده گان دیدین؟ 

فکر میکنیدهمیشه اگاهانه است؟یا گاهی ضمیر ناخود اگاهه؟

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام.

نمی‌دونم منظور دقیقت چه کسایی هستن اما خب تاپیک گفت‌و‌گو لزوما نیازی به راه حل پیش پا گذاشتن نداره. اکثرا نظراشونو میگن و یه عده‌ای هم راه حل براش پیدا می‌کنن. مثل دکتری می‌مونه که یه بیماری رو تشخیص میده و دارو می‌نویسه. این دکتر ممکنه با داروها تا یه حدی آشنا باشه اما مسلما تخصصش نیست.

دزدی ادبی گاهی آگاهانه‌ست و گاهی هم نه. مثلا من متن و دلنوشته زیاد می‌نویسم و شعر هم می‌خونم. ممکنه ناخودآگاه یه اصطلاح‌ها و جمله‌هایی رو تو متن‌هام بیارم.

اما دزدی عمدی رو نمی‌دونم. مسلما دیدم اما خب یادم نمیاد. بیشتر راجب عکس و نقاشی دیدم و یادم مونده. خیلی هم آزاردهنده‌ست. خصوصا برای خالق اون اثر.

میشه گفت از لحاظ هنری هم همه‌ی آثار شبیه هم و کلیشه میشه و معنی اصلیشو از دست میده.

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تایپیک جالبیه

لزوما توی این بخش بحث های فلسفی یا بحث های علمی یا کلی بخوام بگم بحث های بنیادی نیست حول هول هر موضوعی میچرخه.

بزار اول یه پیش زمینه در مورد مرگ مولف برای کاربر ها بزارم تا بحث راحت تر باشه.

در این مقاله، بارت به مخالفت با روش معمول برای خواندن و نقد کردن آثار ادبی بر اساس جنبه‌های مختلف هویت و شخصیت نویسنده (مثلاً، عقاید سیاسی نویسنده، شرایط تاریخی و محیطی، مذهب، قومیت، روان‌شناسی، یا سایر صفات و خصوصیات بیوگرافیک یا شخصی) و در نتیجه کشف معنای نوشته‌های نویسنده می‌پردازد. در این نوع نقد، تجربه‌ها و سوگیری‌های نویسنده به عنوان نوعی «توضیح» قطعی و نهاییِ نوشته مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عقیدهٔ بارت، این روشِ خواندن ظاهراً روشی شسته و رفته و آسان است اما در واقع پر ایراد و بدون تفکر و تأمل کافی است.

«اختصاص دادنِ یک نویسنده به یک نوشته»، و دادنِ یک تفسیر منفرد، مطابق و معادل با آن، یعنی «تحمیل کردن محدودیت به آن نوشته».

به زبان ساده نظریه مرگ مولف دلالت بر تفسیر های مختلف از جانب خواننده گان مختلف دارد.

بخوایم بگیم که مرک مولف همیشه از روی عمده درست نیست . بیشتر اوقات نویسنده یک جمله رو به کار میگره در حالی که نمیدونه این جمله توسط شخص دیگه ای رایه شده.ولی گاهی ما مجبوریم از جملات اشخاص دیگه استفاده کنیم با تفسیر دیگه ای. حتی گاهی اوقات اسم یک کتاب یا فیلم رو ما میایم به کار میگیریم در صورتی که نه اون کتاب رو خوندیم نه اون فیلم رو دیدیم وبه حتم تفسیر ما با اون شخص فرق داره اما گاهی نویسنده اگاهانه میاد یه سری متون رو کپی میکنه که روی این کار مهر دزدی ادبی زده میشه و هیچ توجیحی نداره .

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 16 ساعت قبل، Aliena گفته است :

سلام.

نمی‌دونم منظور دقیقت چه کسایی هستن اما خب تاپیک گفت‌و‌گو لزوما نیازی به راه حل پیش پا گذاشتن نداره. اکثرا نظراشونو میگن و یه عده‌ای هم راه حل براش پیدا می‌کنن. مثل دکتری می‌مونه که یه بیماری رو تشخیص میده و دارو می‌نویسه. این دکتر ممکنه با داروها تا یه حدی آشنا باشه اما مسلما تخصصش نیست.

دزدی ادبی گاهی آگاهانه‌ست و گاهی هم نه. مثلا من متن و دلنوشته زیاد می‌نویسم و شعر هم می‌خونم. ممکنه ناخودآگاه یه اصطلاح‌ها و جمله‌هایی رو تو متن‌هام بیارم.

اما دزدی عمدی رو نمی‌دونم. مسلما دیدم اما خب یادم نمیاد. بیشتر راجب عکس و نقاشی دیدم و یادم مونده. خیلی هم آزاردهنده‌ست. خصوصا برای خالق اون اثر.

میشه گفت از لحاظ هنری هم همه‌ی آثار شبیه هم و کلیشه میشه و معنی اصلیشو از دست میده.

اصلا لزومی نمیبینم مخاطب داشته باشه.

علاوه بر این موضوع من ذکر نکردم تاپیکی بزنیم برای راه چاره نشون دادن.

ما در اینجا سعی داریم در مورد دزدی های ادبی صحبت کنیم. دزدی های ادبی کم نیستند.رمان هایی از همین سایت منتشر شدن که نسخه دوم رمان های دیگه هستند،به نظرتون صحیحه؟

در 15 دقیقه قبل، Lunatic گفته است :

تایپیک جالبیه

لزوما توی این بخش بحث های فلسفی یا بحث های علمی یا کلی بخوام بگم بحث های بنیادی نیست حول هول هر موضوعی میچرخه.

بزار اول یه پیش زمینه در مورد مرگ مولف برای کاربر ها بزارم تا بحث راحت تر باشه.

در این مقاله، بارت به مخالفت با روش معمول برای خواندن و نقد کردن آثار ادبی بر اساس جنبه‌های مختلف هویت و شخصیت نویسنده (مثلاً، عقاید سیاسی نویسنده، شرایط تاریخی و محیطی، مذهب، قومیت، روان‌شناسی، یا سایر صفات و خصوصیات بیوگرافیک یا شخصی) و در نتیجه کشف معنای نوشته‌های نویسنده می‌پردازد. در این نوع نقد، تجربه‌ها و سوگیری‌های نویسنده به عنوان نوعی «توضیح» قطعی و نهاییِ نوشته مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عقیدهٔ بارت، این روشِ خواندن ظاهراً روشی شسته و رفته و آسان است اما در واقع پر ایراد و بدون تفکر و تأمل کافی است.

«اختصاص دادنِ یک نویسنده به یک نوشته»، و دادنِ یک تفسیر منفرد، مطابق و معادل با آن، یعنی «تحمیل کردن محدودیت به آن نوشته».

به زبان ساده نظریه مرگ مولف دلالت بر تفسیر های مختلف از جانب خواننده گان مختلف دارد.

بخوایم بگیم که مرک مولف همیشه از روی عمده درست نیست . بیشتر اوقات نویسنده یک جمله رو به کار میگره در حالی که نمیدونه این جمله توسط شخص دیگه ای رایه شده.ولی گاهی ما مجبوریم از جملات اشخاص دیگه استفاده کنیم با تفسیر دیگه ای. حتی گاهی اوقات اسم یک کتاب یا فیلم رو ما میایم به کار میگیریم در صورتی که نه اون کتاب رو خوندیم نه اون فیلم رو دیدیم وبه حتم تفسیر ما با اون شخص فرق داره اما گاهی نویسنده اگاهانه میاد یه سری متون رو کپی میکنه که روی این کار مهر دزدی ادبی زده میشه و هیچ توجیحی نداره .

مرسی اسما جان.

درسته همیشه از روی عمد نیست ولی محق بودن بعد از توجه به این موضوع هم درست نیست.

تفسیر های جدا از متون هم کاملا صحیحه ولی به شرطی که جای درستش به کار رفته باشه

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 دقیقه قبل، kiyan گفته است :

اصلا لزومی نمیبینم مخاطب داشته باشه.

کلی گفتم که اگه احیانا مخاطبی داشتین.

علاوه بر این موضوع من ذکر نکردم تاپیکی بزنیم برای راه چاره نشون دادن.

چنین چیزی نگفتین اما گفتین "در حالی که ندیدم راه چاره‌ای پیش پای نویسنده بذارن" منظوری که می‌رسونه یعنی کسی که نظر میده باید راه حل هم بده.

ما در اینجا سعی داریم در مورد دزدی های ادبی صحبت کنیم. دزدی های ادبی کم نیستند.رمان هایی از همین سایت منتشر شدن که نسخه دوم رمان های دیگه هستند،به نظرتون صحیحه؟

من اینجا تا به حال رمان نخوندم. پس نظری راجبش ندارم. اما در کل خیلی از رمانای مجازی دارن شبیه هم میشن. خب مشخصا درست نیست. اینو همه می‌دونن. یه عده اهمیت نمیدن، یه عده هم ناخودآگاه این کارو می‌کنن.

البته اینکه بعضیا اصلا نویسندگی بلد نیستن هم می‌تونه دلیلش باشه.

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همین بحث ما سر جمله بنده نوعی مرگ مولفه.

شما مختارید هر جور که جو ومحیط ایجاب میکنه برداشت کنید. ومسلما صحبت شما غلط نیست. شاید از این بعد هم بشه نگاه کرد.

ولی قبل از نظر دادن باید یه پیش زمینه ای باشه وقتی از نویسنده انتظارهایی دارید،نویسنده علم غیب نداره اون انتظار ها باید بیان بشن.

این حرفتون هم صحیحه چراکه نه؟

خیلی ها علاقه به سیاه کردن کاغذ دارن و بدون داشتن پیش زمینه ای فقط مینویسند.

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان انجمن نودهشتیا ...:flowersmile:

موضوعمون درمورد دزدی ادبیه و خب...فکر نمیکنم که هیچ نویسنده ای از قصد بخواد همچین کاری بکنه ؛ البته اگر این رو هم در نظر بگیریم که خیلی از موضوع ها کلیشه ای شده و نویسنده های تازه وارد ما چاره ای جز کلیشه نوشتن ندارن ، نوع نگاهمون ممکنه تغییر کنه...منظورم این نیست که هر نویسنده ای از روی ایده و فکر یکی دیگه کپی کنه چون چاره ای نداره؛ منظورم اینه که بیشتر موضوع ها و مطلب ها و حتی مکالمات روزمره ی ما هم قبلا توی یه کتاب یا رمانی نوشته شده و امکانش نیست که اون مطالب به روز بشه ... در این مورد میتونیم بگیم نویسنده ها بدون این که بخوان همچین کاری میکنن و واقعا هم دست خودشون نیست...

درمورد دوستانی که از قصد دست به این کار میزنن قضیه متفاوت هستش؛ به شخصه خیلی از رمان هارو خوندم که پایه و اساسش رمان ها معروف و پرطرفداری هستند که توی یه مقطع زمانی خاص درخشیدن و نویسنده برای این که رمان خودش مطرح بشه از ایده و طرح یک نفر دیگه کپی میکنه ... همه ی نویسنده ها نمیتونن خلاقیت بی نظیری داشته باشن و با تفکر خودشون چیزی بنویسن؛ قصد توهین به هیچ نویسنده ای رو ندارم ولی به نظرم هرکسی نمیتونه بنویسه ... بخاطر همین موضوع هستش که بسیاری از کتاب های ما کلیشه ای شدن و ارزش خوندن ندارن و کم کم لذت کتاب خوندن داره از ذهن خواننده ها دور میشه...

درمورد تاپیک هایی هم که اشاره کردید جزء دسته های بازی های مضحک هستن باید بگم که بله حق با شماست ؛ این جا یه سایت ادبیه و تلاش داره که به بهبود کیفیت کتاب و کتاب خوانی کمک ویژه ای بکنه ؛ اما این روز هم باید در نظر بگیریم که ایجاد یک فضای گرم و صمیمی با بازی و سرگرمی های متفاوت خیلی بهتر میتونه مارو به هدف اصلیمون برسونه و نودهشتیا رو از یه فضای سرد و کسل کننده در بیاره...

در آخر تشکر میکنم از شما دوست عزیز برای ایجاد چنین تاپیک مفید و جالبی ؛برای شما آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شاهد تاپیک های اینچنینی و چالش برانگیز از طرف شما باشیم ؛ خدانگهدار ! :abnabat:

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 31 دقیقه قبل، Hadiseh گفته است :

سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان انجمن نودهشتیا ...:flowersmile:

موضوعمون درمورد دزدی ادبیه و خب...فکر نمیکنم که هیچ نویسنده ای از قصد بخواد همچین کاری بکنه ؛ البته اگر این رو هم در نظر بگیریم که خیلی از موضوع ها کلیشه ای شده و نویسنده های تازه وارد ما چاره ای جز کلیشه نوشتن ندارن ، نوع نگاهمون ممکنه تغییر کنه...منظورم این نیست که هر نویسنده ای از روی ایده و فکر یکی دیگه کپی کنه چون چاره ای نداره؛ منظورم اینه که بیشتر موضوع ها و مطلب ها و حتی مکالمات روزمره ی ما هم قبلا توی یه کتاب یا رمانی نوشته شده و امکانش نیست که اون مطالب به روز بشه ... در این مورد میتونیم بگیم نویسنده ها بدون این که بخوان همچین کاری میکنن و واقعا هم دست خودشون نیست...

حرفاتون کاملا به جاست ولی ما میگم نویسنده کسیه که بتونه کلیشه هارو جذاب بنویسه ، نو اوری داشته باشه و از مطالب پیش پا افتاده به نحو احسن استفاده کنه 

درمورد دوستانی که از قصد دست به این کار میزنن قضیه متفاوت هستش؛ به شخصه خیلی از رمان هارو خوندم که پایه و اساسش رمان ها معروف و پرطرفداری هستند که توی یه مقطع زمانی خاص درخشیدن و نویسنده برای این که رمان خودش مطرح بشه از ایده و طرح یک نفر دیگه کپی میکنه ... همه ی نویسنده ها نمیتونن خلاقیت بی نظیری داشته باشن و با تفکر خودشون چیزی بنویسن؛ قصد توهین به هیچ نویسنده ای رو ندارم ولی به نظرم هرکسی نمیتونه بنویسه ... بخاطر همین موضوع هستش که بسیاری از کتاب های ما کلیشه ای شدن و ارزش خوندن ندارن و کم کم لذت کتاب خوندن داره از ذهن خواننده ها دور میشه...

 کسی که خلاقیت نداشته باشه واز ذهن خودش نتونه استفاده کنه نویسنده نیست. شما به چه کسی میگید نویسنده؟ کسی که می نویسه؟ خب در حال حاظر ودر همین دقیقه منم دارم مینویسم پس منم نویسنده ام. یا یک دانش اموز سال اولی هم داره می نویسه ایا اونم نویسنده است؟اگر بحث سر کلیشه نویسی باشه من تاپیک های جالبی دیدم که حتی یک نویسنده هم درش شرکت نکرده بود. چرا؟ چون نویسندگی در حال حاظر باب شده . اینکه توی یک شبکه مجازی برای شنیدن تعریف و تمجید دست به نوشتن بزنیدروتین شده . البته گاهی هم باید بگیم نویسنده برای جذب مخاطب دست روی کلیشه ها وحاشیه ها میزاره. بهتره بگیم درحال حاظر فرهنگ نویسندگی نداریم

درمورد تاپیک هایی هم که اشاره کردید جزء دسته های بازی های مضحک هستن باید بگم که بله حق با شماست ؛ این جا یه سایت ادبیه و تلاش داره که به بهبود کیفیت کتاب و کتاب خوانی کمک ویژه ای بکنه ؛ اما این روز هم باید در نظر بگیریم که ایجاد یک فضای گرم و صمیمی با بازی و سرگرمی های متفاوت خیلی بهتر میتونه مارو به هدف اصلیمون برسونه و نودهشتیا رو از یه فضای سرد و کسل کننده در بیاره...

حرفتون صحیحه . ایجاد یه محیط صمیمی مستلزم گفت و شنود وبازی های دوستانه است . اما صمیمیت به چه بهایی؟ تاپیک های خوبی برای این جو صمیمی هست بنده فعالیتم رو توی یکی از همین تاپیک ها شروع کردم . اینکه بدونیم تصورمون از مخاطبمون چیه عالیه ولی نه به شرط سرک کشیدن توی زندگی شخصی.  برای ایجاد صمیمت بازی های چالش بر انگیز تری هم میشه به جای بازی های پیش پا افتاده و مضحک یا اصلا بهتر بگم بچه گانه ایجاد کرد.

در آخر تشکر میکنم از شما دوست عزیز برای ایجاد چنین تاپیک مفید و جالبی ؛برای شما آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شاهد تاپیک های اینچنینی و چالش برانگیز از طرف شما باشیم ؛ خدانگهدار ! :abnabat:

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، kiyan گفته است :

حرفاتون کاملا به جاست ولی ما میگم نویسنده کسیه که بتونه کلیشه هارو جذاب بنویسه ، نو اوری داشته باشه و از مطالب پیش پا افتاده به نحو احسن استفاده کنه

درسته ؛ حرف شما کاملا درست و صحیحه ؛ متاسفانه اشخاص بسیاری رو داریم از روی اشتباه یا بی تجربگی فقط میخوان از عنوان نویسنده استفاده کنن و چیزی از خلاقیت نمیدونن؛ متاسفانه تعداد این اشخاص اونقدر در حال افزایشه که هیچ کنترلی نمیشه روی این موضوع داشت؛ افراد کم سن و سال علاقه ی زیادی به تجربه کردن دارن و به همین علت هستش فکر میکنن میتونن نویسنده های خوبی باشن ؛ گذشته از اون ، کسب دانش و توانایی لازم برای نوشتن متون فرهیخته و قابل تحسین لازمه ی شکست خوردن چندین و چندباره ست ؛ ما نمیتونیم از نویسنده های تازه واردمون انتظار خلق داستان های فوق العاده ای داشته باشیم و بخوایم که کلیشه هارو جذاب بنویسه...

در 1 ساعت قبل، kiyan گفته است :

 کسی که خلاقیت نداشته باشه واز ذهن خودش نتونه استفاده کنه نویسنده نیست. شما به چه کسی میگید نویسنده؟ کسی که می نویسه؟ خب در حال حاظر ودر همین دقیقه منم دارم مینویسم پس منم نویسنده ام. یا یک دانش اموز سال اولی هم داره می نویسه ایا اونم نویسنده است؟اگر بحث سر کلیشه نویسی باشه من تاپیک های جالبی دیدم که حتی یک نویسنده هم درش شرکت نکرده بود. چرا؟ چون نویسندگی در حال حاظر باب شده . اینکه توی یک شبکه مجازی برای شنیدن تعریف و تمجید دست به نوشتن بزنیدروتین شده . البته گاهی هم باید بگیم نویسنده برای جذب مخاطب دست روی کلیشه ها وحاشیه ها میزاره. بهتره بگیم درحال حاظر فرهنگ نویسندگی نداریم

از نظر منی منتقدهستم ،  نویسنده کسیه که بتونه من رو با متنی که نوشته وارد دنیایی بکنه که توی ذهن خودش شکل گرفته و این توانایی رو داشته باشه تا تخیلات خودش رو به اشتراک بذاره ... بله من به دانش آموز کلاس اولی هم میگم نویسنده میدونید چرا؟ افکار یک بچه ی 7 یا 8 ساله اونقدر ناب هستش که به خودی خود یک نوشته ی ایده آله ؛ نسل های جوان ما طرز فکر های متفاوت دارن و ما باید بهشون این فرصت رو بدیم تا کلیشه بنویسن و بنویسن تا درس بگیرن و بالاخره یک اثر جاوید خلق کنن...نمیتونیم عنوان نویسنده رو فقط به کسی بدیم که توانایی نوشتن فوق العاده داره ... درمورد گفته ی شما که فرمودید هرکسی نویسنده نیست ، بله درسته ، هرکسی نمیتونه بیاد نویسنده بشه و کتاب بنویسه ؛ خیلی ها هستن که هیچ وقت نمیتونن چیزی بنویسن که جذاب باشه اما خیلیام هستن فکر میکنن نمیتونن بنویسن اما اگه بهشون بال و پر بدیم ، نویسنده های فوق العاده ای میشن ؛ تمام تلاش ما استعداد یابی از این نوع اشخاص هستش و ما باید به هر شخصی فرصتی بدیم تا بنویسه و بتونیم قضاوت کنیم درمورد نوشته هاشون...نمیتونم کسی رو محکوم کنیم چون که کلیشه مینویسه پس حق نوشتن نداره !

در 1 ساعت قبل، kiyan گفته است :

حرفتون صحیحه . ایجاد یه محیط صمیمی مستلزم گفت و شنود وبازی های دوستانه است . اما صمیمیت به چه بهایی؟ تاپیک های خوبی برای این جو صمیمی هست بنده فعالیتم رو توی یکی از همین تاپیک ها شروع کردم . اینکه بدونیم تصورمون از مخاطبمون چیه عالیه ولی نه به شرط سرک کشیدن توی زندگی شخصی.  برای ایجاد صمیمت بازی های چالش بر انگیز تری هم میشه به جای بازی های پیش پا افتاده و مضحک یا اصلا بهتر بگم بچه گانه ایجاد کرد.

صمیمیت به هرقیمتی درست نیست و حرف شما کاملا متین هستش ؛ متاسفانه بعضی دوستان بی توجه به چهارچوب هایی که اشخاص برای خودشون میذارن تاپیک هایی رو ایجاد میکنن که دور از اخلاقه ؛ به عنوان مثال همین دخالت در مسائل شخصی افراد ... اما باید توجه داشت اگر تاپیکی واقعا دور از مسائل اخلاقی باشه سریعا از انجمن توسط مدیران عزیز حذف میشه پس جای نگرانی در این مورد باقی نمیمونه...نکته ی دیگه اینه که ما نمیتونیم بچه ها رو محدود کنیم و بگیم حق ندارید تاپیک هایی با فلان یا فلان موضوع ایجاد کنید ؛ این جور مسائل دیگه چیزایی نیستن که بشه تذکر داد و بستگی به نوع فرهنگ داره ؛ اگر برای شما یه سری چیزا مضحک هستن، ممکنه برای یه نفر دیگه این طور نباشه ؛ نقطه ی قوت انجمن ما اینه که دارای بخش های متفاوتی هستش برای تمامی افراد با هر فرهنگ و نوع فکر ؛ شما اگر از بعضی تاپیک ها خوشتون نمیاد ، خیلی راحت میتونید به بخش های دیگه برید ؛ مطمئنا تاپیک های دوست داشتنی شما توسط بچه ها ایجاد شده ... تفاوت عقیده و فکر باعث میشه که ما نتونیم جلوی چنین تاپیک هایی رو بگیریم و محدودیت ایجاد کنیم ...

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 ساعت قبل، Hadiseh گفته است :

درسته ؛ حرف شما کاملا درست و صحیحه ؛ متاسفانه اشخاص بسیاری رو داریم از روی اشتباه یا بی تجربگی فقط میخوان از عنوان نویسنده استفاده کنن و چیزی از خلاقیت نمیدونن؛ متاسفانه تعداد این اشخاص اونقدر در حال افزایشه که هیچ کنترلی نمیشه روی این موضوع داشت؛ افراد کم سن و سال علاقه ی زیادی به تجربه کردن دارن و به همین علت هستش فکر میکنن میتونن نویسنده های خوبی باشن ؛ گذشته از اون ، کسب دانش و توانایی لازم برای نوشتن متون فرهیخته و قابل تحسین لازمه ی شکست خوردن چندین و چندباره ست ؛ ما نمیتونیم از نویسنده های تازه واردمون انتظار خلق داستان های فوق العاده ای داشته باشیم و بخوایم که کلیشه هارو جذاب بنویسه...

باعث افتخاره که شما منطقی صحبت می کنیدو از تعصب افراطی پرهیز می کنید.

ما نمی خوایم که همه شکسپیریاهدایت باشن . ما توی جامعه به آفرمو ها و مونک ها هم نیاز داریم . 

نویسندگی به طبع برای جوونا راحت ترین کار شده. به قول شماعلاقه به تجربه کردن دارن و با خوندن چنتا رمان عاشقانه به لفظ آبکی دست به این کار میزنند.

از نظر منی منتقدهستم ،  نویسنده کسیه که بتونه من رو با متنی که نوشته وارد دنیایی بکنه که توی ذهن خودش شکل گرفته و این توانایی رو داشته باشه تا تخیلات خودش رو به اشتراک بذاره ... بله من به دانش آموز کلاس اولی هم میگم نویسنده میدونید چرا؟ افکار یک بچه ی 7 یا 8 ساله اونقدر ناب هستش که به خودی خود یک نوشته ی ایده آله ؛ نسل های جوان ما طرز فکر های متفاوت دارن و ما باید بهشون این فرصت رو بدیم تا کلیشه بنویسن و بنویسن تا درس بگیرن و بالاخره یک اثر جاوید خلق کنن...نمیتونیم عنوان نویسنده رو فقط به کسی بدیم که توانایی نوشتن فوق العاده داره ... درمورد گفته ی شما که فرمودید هرکسی نویسنده نیست ، بله درسته ، هرکسی نمیتونه بیاد نویسنده بشه و کتاب بنویسه ؛ خیلی ها هستن که هیچ وقت نمیتونن چیزی بنویسن که جذاب باشه اما خیلیام هستن فکر میکنن نمیتونن بنویسن اما اگه بهشون بال و پر بدیم ، نویسنده های فوق العاده ای میشن ؛ تمام تلاش ما استعداد یابی از این نوع اشخاص هستش و ما باید به هر شخصی فرصتی بدیم تا بنویسه و بتونیم قضاوت کنیم درمورد نوشته هاشون...نمیتونم کسی رو محکوم کنیم چون که کلیشه مینویسه پس حق نوشتن نداره !

خیلی از کلیشه نویس ها نویسنده های فوق العاده ای میشن. حرف شما کاملا صحیحه.

درسته یه کودک هفت ساله تفکر نابی داره به شرطی که بتونه بیانش کنه . اون وقت میشه نویسنده نه اینکه چند کاغذ رو سیاه کنه و تحویل شما بده. وقتی میتونه بنویسه که نوشتن رو یاد بگیره ، حروف رو بشناسه. نویسنده های ماهم کم کم راه افتادن همون اول که شروع به دویدن نکردن. کردن؟

صمیمیت به هرقیمتی درست نیست و حرف شما کاملا متین هستش ؛ متاسفانه بعضی دوستان بی توجه به چهارچوب هایی که اشخاص برای خودشون میذارن تاپیک هایی رو ایجاد میکنن که دور از اخلاقه ؛ به عنوان مثال همین دخالت در مسائل شخصی افراد ... اما باید توجه داشت اگر تاپیکی واقعا دور از مسائل اخلاقی باشه سریعا از انجمن توسط مدیران عزیز حذف میشه پس جای نگرانی در این مورد باقی نمیمونه...نکته ی دیگه اینه که ما نمیتونیم بچه ها رو محدود کنیم و بگیم حق ندارید تاپیک هایی با فلان یا فلان موضوع ایجاد کنید ؛ این جور مسائل دیگه چیزایی نیستن که بشه تذکر داد و بستگی به نوع فرهنگ داره ؛ اگر برای شما یه سری چیزا مضحک هستن، ممکنه برای یه نفر دیگه این طور نباشه ؛ نقطه ی قوت انجمن ما اینه که دارای بخش های متفاوتی هستش برای تمامی افراد با هر فرهنگ و نوع فکر ؛ شما اگر از بعضی تاپیک ها خوشتون نمیاد ، خیلی راحت میتونید به بخش های دیگه برید ؛ مطمئنا تاپیک های دوست داشتنی شما توسط بچه ها ایجاد شده ... تفاوت عقیده و فکر باعث میشه که ما نتونیم جلوی چنین تاپیک هایی رو بگیریم و محدودیت ایجاد کنیم ...

تفاوت عقیده چیز جالبیه . بین یه مادر و دختر هم این تفاوت ها هست چه برسه به این سایت که کاربر های بسیاری داره.

حرف شما درست بخش های مختلفی هست ولی به نظرتون بخش گفت و گو نباید بازخورد بیشتری داشته باشه؟ 

برای مثال همین تاپیک.چند نویسنده شرکت کردن؟ یا تاپیک های بحث و گفت و گو توی بخش کتاب . بازخورد توسط نویسنده ها فوق العاده پایینه.

نتیجه ای که من میرسم اینه که نویسنده های این سایت فقط میخوان بنویسن بنویسن و بنویسن بدون توجه به قاعده ها

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۶/۱۰/۱۴ در 17:08، kiyan گفته است :

درسته همیشه از روی عمد نیست ولی محق بودن بعد از توجه به این موضوع هم درست نیست.

تفسیر های جدا از متون هم کاملا صحیحه ولی به شرطی که جای درستش به کار رفته باشه

ببین وقتی یه نفر یه چیزی رو مینویسه بعدش یه حالت دفاعی بهش پیدا میکنع . وقت گذاشته و نوشته وثمره براش مهمه.

یه قول معروف" نویسنده ها قبلا همه چیزونوشتن."

پس عادیه که یه سری متون رو چند بار ببینیم ، دست خودمون نیست سوژه جدیدی پیدا نمیشه فقط نویسنده میتونه نو اوری به خرج بده و کمی نوشته رو دست کاری کنه تا ازاون حالت تکراری خارج بشه.

بستگی به دید نویستده داره دقیقا میشه همین مرگ مولف. دید تو با دید اون نویسنده یکی نیست که بخوای به حتم در موردش نطر بدی

********

در مورد تایپیک های مصحک هم با حدیث @Hadiseh کاملا موافقم.

اختلاف علایق و سلایق همه جا حکم میکنه به حتم نمیشه گفت که مضحکه. شاید برای تویی که به بحث های بنیادی علاقه داری جالب نباشه ولی برای دوستانی که به دید سرگرمی نگاه میکنن جالب و جذابه

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×