رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  
Orphic

پرωـش نامه ے رماטּ هــاے نودهــشتیــا

پست های پیشنهاد شده

سلام.

به نظرم جای این تاپیک خیلی خالیه. یه توضیح مختصر می دم و بعد شروع می کنم.

شاید رمانی از سایت، مورد علاقمون بوده. شاید این رمان یکی نبوده؛ بیش از یکی بوده. برای همین امکان این هست که بیش از یه بار شرکت کنیم. اما اینکه تاپیک چیه رو با خوندن پرسش ها متوجه خواهید شد. این تاپیک از چند جهت مفیده. مهم ترین جهتش، آگهی نویسنده ی رمان، نسبت به اوضاع رمانشه.

این پرسشنامه کوتاه رو آماده کردم تا هم تعریفی از نویسنده کنیم و هم اگه نقدی داشتیم، خیلی مختصر و کوتاه بگیم. پس فقط به این دید بهش نگاه کنید. خودم به زودی یه نمونه پر می کنم.

شروع می کنیم. هر کاربر برای شرکت داخل این تاپیک، پرسش نامه ی بیست سوالی زیر رو پاسخ بده. فقط صادقانه باشه و به دور از غرض و یا تعارف. هربار می تونید پاسخ ها رو به یه رمان اختصاص بدید. امید که کمکی باشه برای نویسنده:

 

 

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

 

........

 

 

  • تشکر 8
  • عالی 1
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 17 دقیقه قبل، Ali.He گفته است :

 چند تا رمان رو داخل سایت خوندم. به مرور زمان همه رو می گم، فعلا با رمان زیبای الینا خانم شروع می کنم.

 

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

رمان راز گردنبند از خانم @elina

 

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

راستش تعریف این رمان رو از چند تا از دوستانم داخل سایت شنیده بودم. به علاوه ی این، خلاصه و مقدمه ی واقعا جذب کننده ای داره. اسمش هم نوعی معمای جالب و چالش برانگیزو می رسونه.

 

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بله فکر می کنم تا جایی که خوندم، انتظارم رو بر آورده کرد. برای قضاوت بیشتر، باید بیشتر پیش برم. بله چراکه نه. مایلم بدونم چه رازی در این رمان خفته.

 

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

نثر قوی و سنگینش. رازگونه بودن تک تک جملات و نوشته ها، واقعا قابل تحسینه.

 

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

راستش مهم ترین فکر می کنم این باشه که زیاد پاراگراف بندی رو رعایت نمی کنن. گاهی اوقات این چشم خواننده رو خسته می کنه. به علاوه ی اون، گاهی مرجع ضمایرشون مجهوله. یعنی به طور مثال، داره درباره ی الکسا حرف می زنه و بعد ضمیر او رو بکار میبره و نهایتا مشخص میشه این " او " شهبانو بوده! شاید به خاطر تقویت معمای رمانه اما به هرحال گاهی اذیتم می کنه این و تمرکز کردن رو سخت می کنه.

 

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

صد البته معمایی بودنش.

 

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

راستش برای این طور رمان ها، مهم نیست پایان خوش باشه یا تلخ؛ مهم اینه نویسنده چقدر توانایی داره که از معما و راز رمانش، نتایج جالب و منطقی بگیره.

 

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

راستش تا جایی که خوندم، حدس می زنم، نوعی ستایش شجاعت و یا ایثار باشه و البته جوانمردی و راستی.

 

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

گریه آور زیاد نبوده اما بعضی دیالوگ های رمان، به دلیل طنزی که داخلشون بود، باعث لبخندم شد. حس خوبی دارم موقع خوندنش. انگار دارم یه فیلم تاریخی می بینم.

 

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

- یک زن نمیتواند در میدان نبرد باشد؛ در اصل یک زن نباید در این میدان باشد؛

- اگر او را ببینی محال است دیده فرو بندی و حرکتی کنی؛ آری به راستی زیباست! زیباست که موجب وحشت مردم می‌شود و پس از آن، هیچگاه تصویرش را از یاد نخواهی برد. همه ی ما، تنها نقشی از آن را دیدیم.

- به راستی معنای شوم بودن چیست؟این واژه برای من پر از آوا است.آوای آتش سوزان! آوای جدایی و شاید هم آوای میدان نبرد خونین!

 

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

کاملا که نه اما حس می کنم شخصیت آرمان گرایی دارن. این رمان نوعی حماسه ست و حماسه نویس ها، معمولا، ایده آل گرا هستن.

 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

ببخشید که رمان رو کم کم می خونم. رمانیه که نیاز به دقت و تمرکز بالایی داره و باید وقت خاصی رو براش اختصاص بدم. پس خیال نکنید کم خوندنم، از مشتاق نبودنه.

 

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

راستش با توجه به هلنا، فکر می کنم خود منم به این سبک نویسی علاقه داشته باشم. اما در کل موافق با گروهی نوشتن یه رمان نیستم.

 

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

تا جایی که خوندم، شخصیت خود الکسا. نوعی غرور دوست داشتنی داخل وجودش هست. تا اینجای رمان، شخصیتی نبوده که ازش متنفر بشم.

 

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

تا اینجا، مبارزه ی الکسا با ریون.

 

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

اگه مطلع بشم، بله.

 

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

چند بخشش اینطور بود. کلا اون بخشاش که الکسا می خواست اجازه از پدر و مادرش بگیره برای رفتن به ماموریت جنگی و بخش مبارزه و زخمی شدنش، اعتیاد آور بود.

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

منثوری حماسی و معمایی.

 

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

کمبود وقت، اول از همه.

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

اگه اون ایراداتی هم که گفتم، در نظر بگیریم، 8 از 10.

 

........

 

 

 

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، Ali.He گفته است :

 

 

 

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

افسونگر @hamidwriter

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

موضوعش و خلاصش

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

تغریبا 

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

موضوع متفاوت و همچنین گیرایی داستان

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

برخوردار بودن از کمبود های جامعه ی حال حاضر که خب در همه ی رمان ها مشاهده میشه

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

علمی تخیلی/ترسناک/موضوعات متفاوت

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

پایان خوش

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

حس نمیکنم پیام خاصی درش باشد

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

حس خاصی دست نداده

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

ملاقات در ۲۰ سال آینده با خود

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

بله تا حدودی.

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

نه

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

خیر

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

حمید شخصیت جالبش و همچنین شخصیت اول داستان

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

توانایی های شخصیت اول

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

حتما

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

گاهی

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

خوب در قلم و عالی در موضوع

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

یک نواختی وشاید علت اصلی خوندن این رمان همین بودکه یکنواختی درش نیست.

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

۸

 

 

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، Ali.He گفته است :

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

جراحت@fatemehzare

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

تعریفشو تو تاپیک های دیگه خونده بودم.وقتی اسم رمان و خوندم تصور خاصی به ذهنم نیومد.از گفته های دیگه کاربرا چیزی هم دستگیرم نشد،بیشتر کنجکاو شدم بخونمش.

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

خوب بود.بله منتظرم قسمت جدیدش بیاد.

 

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

بیان روان احساسات شخصت اصلی داستان که خواننده خیلی راحت میتونه باهاش هم زاد پنداری کنه.

اتفاقات و جریانات در حال وقوع ملموس و قابل درک هستند.

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

تو بعضی از جمله ها از کلماتی به عنوان آرایه استفاده کردن که به روانی مطلب و نوع سبک نوشتاری نمیخوره.

دستور زبانش یکم اشتباه داره و اینکه جای فعل و غاعل تو بعضی از جملات صحیح نیست و ذهن منه خواننده رو اذیت میکنه

یکم بیش از حد موضوع رو تو ابهام گذاشته طوری که یه قسمت رمان تموم شده ولی معلوم نشده چی شده که اینطوری شده.

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

تخیلی و فانتزی و فلسفی

تخیلی:چون ابتکار عمل توش بیشتره

فانتزی:چون ادم و از حال و هوای غم و غصه های روزمره دور میکنه

فلسفی:چون باعث وسعت دید آدم و پخته شدن دیدگاه ها میشه

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

پایان خوش.چون همینجوریشم خیلی فضای غمگین داره.البته پایان خوشی که آبکی نباشه.

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

معضلات جامعه و طرز تفکرها و فرهنگ ها و عرف جامعه و دیدگاهی که نسبت به دختر وجود داره و مهم تر مشکلات دختر بودن.

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

اعتراف میکنم تو بعضی از پارتهاش واقعا دلم گرفت و بغض کردم.

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

این دستای لعنتی،هنوزم بعد ازگذشت یک هفته می لرزن،درست مثل وقتی که خودکاربه دست گرفتم ونوشتم اتفاق شوم زندگیم رو!اتفاقی که در رخ دادنش همه سهیم بودند ولی هیچکس پذیرای وجودش نبود!

********

لبخندغمگینم رونصیب سقف کردم و سعی کردم بیخیال باشم نسبت به دنیایی که متعلق بهش بودم ولی مال من نبود.

*********

ساعت چهارنصفه شب بودومن بی مهابااشک می ریختم. اینکه برای شام صدام نزده بودن،انچنان معضل بزرگی نبود!ولی اینکه تااین حدوجودم بی ارزش شده بود،درد بود!دردی خانمان سوزومخرب!دیگه به این باوررسیده بودم که تقاص کارم تنهایی بود!من تنهاشده بودم وعزیز نبودم برای عزیزترینام.مهم نبودم برای مادری که به دنیام اورده بود،دختر نبودم برای پدری که یه روزی منوپرنسس بابا می شمــرد

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

نه دقیقا . ولی فک میکنم ادم برون گرایی باشه.

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

امیدوارم موفق باشه و انتقادات خواننده ها براش سازنده باشه

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

نه.

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

به جز شخصیت اول داستان درباره ی شخصیت های دیگه آنچنان توضیحی داده نشده و موضوع داستان اونطور که باید شخصیت ها رو شفاف سازی نکرده.ایشالله تو قسمت دومش.

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

رو در رو شدن با عشقش بعد درگیری دختر با خانوادش.که البته خیلی گذرا بود.

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

من معمولا دانلود میکنم.اگه لینک فروش باشه،بله

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

بله.

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

این رمان مثل یه قلب شیشه ای میمونه که درد شخصیت اول خیلی واضح از پشت اون شیشه قابل درک و فهمه.

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

مشغله های شخصی، تا الان رمان قابل قبولی بوده ولی اگه مطالب جاده خاکی خیلی واضح و بی پرده بیان بشه دیگه ادامه نمیدم.

دستور زبان رعایت بشه و روان بودن مطالب استدام داشته باشه

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

7

........

 

 

 

  • تشکر 6
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 12/29/2017 در 22:32، Ali.He گفته است :

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

به طرز عجیبی چاق از خانم @hhhmmm

 

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

با یکی از خوانندگان رمانم داخل سایت، درباره ی سایر رمان های دوستان حرف می زدیم. ایشون از این رمان خیلی تعریف کردن.

 

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بله واقعا. رمان بسیار زیباییه با موضوعی جدید و به دور از کلیشه. حتما. با علاقه مایل به خوندن ادامشم و اینو احتمالا خود نویسندشونم بدونن.

 

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

مهم ترین نقطه قوت این رمان، موضوع قوی و جدید اون و دیالوگ ها و شخصیت پردازی های واقع گرایانس. خیلی خوب تونستن مشکلات زندگی شخصیت اصلی رو که به تعبیر خودشون، تپل هست! به رخ بکشن.

 

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

شاید بشه گفت گاهی با عجله تایپ می کنن که باعث میشه غلط نگارشی و تایپی دیده بشه که می تونه ناشی از هیجانشون باشه که کاملا قابل درکه و گاهی هم نثر داستان از محاوره به حالت کتابی تغییر می کنه و برعکس. البته من مخالف این موضوع نیستم. این موضوع به شرطی خوبه که از قانون پیروی کنه. اما گاهی دیده میشه که بی دلیل، جایی محاوره حرف می زنه و جایی دیگه کتابی؛ بدون اونکه در حال تغییر دیالوگ به مونولوگ باشه.

 

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

بحث اجتماعی افراد تپل! بیشتر منو جذب می کنه تا موضوع عاشقانه ی رمان. در کل به نظرم از نظر اجتماعی روی رمان قوی کار شده.

 

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

دوست دارم پایان خوشی داشته باشه چون واقعا شخصیت اصلی مظلوم و بی تقصیره.

 

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

احتمال زیاد هدف ایشون باز کردن تفکرات و دید ما نسبت به افرادیه که در مرحله ی اول با نگاهی تحقیر آمیز، دنبالشون می کنیم. اما در حقیقت اونها هم مثل ما انسانند و این ماییم که تعریف زیبایی و زشتی رو می سازیم.

 

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

گریه که نه اما گاهی واقعا دلم براش می سوخت. از ته دلم نخندیدم ولی دیالوگ هاش با آدم فضایی! جالب و مهیج بود. خوب می تونستم آدم گیر و کنه ای مثل فضایی رو، تو ذهنم تصور کنم. ^_^

 

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

1 - همیشه از بچگی شربت پرتغال را نمی دانم چرا ولی از همه ی شربت ها بیشتر دوست داشتم . شربت پرتغال بوی مهمانی می دهد و بوی خیابان هایی خیس از نم اشک . بوی سینی بزرگ پسر بچه ای که به کل ماشینمان شربت تعارف می کند و با شکیبایی آن را برایمان نگه می دارد که برداریم . شربت پرتغال خیلی بوها می دهد . نمی دانم چرا مردم بوی نم خاک و بوی باران را دوست دارند و به این همه بوی دیگر حتی فکر هم نمی کنند . اصلا هر بویی برای هر کسی یک خاطره ی دوباره زنده شده است . انسان به بو زنده است .

2- در دنیای من وقتی پیش روانشناس می روی، در واقع داری به همه می گویی دیوانه ای . شاید بعد از سال ها اسمش عوض شده باشد، شاید تعداد افرادی که واکنش نشان می دهند کم شده،  ولی این ها دلیلش این نیست که این تفکر کمرنگ شده؛ بلکه می گوید آنقدر مردم دیوانه شده اند که دیگر به دیوانه شدن دیگران اهمیتی نمی دهند.

خیلی طلانی میشه. همینا باشه : ) واقعا دیالوگ و مونولوگ های زیبای زیادی داره.

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

راستش چند احتمال وجود داره. حدسی که من می زنم اینه که ایشون این نوع نگرش جامعه به افراد تپل! رو درک کردن. حالا یا خودشون و یا شخص نزدیکشون. حس می کنم شخصیت پخته ای باشن که کم تجربه و ساده نیست.

 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

نگاهمو به افراد تپل عوض کردید. مرسی : )

 

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

راستش نوع نویسندگی ایشون چیزیه که گمون نکنم مطلوب من باشه برای نوشتن؛ منظورم اینه دوست دارم خوانندش باشم ولی فکر نمی کنم مهارت این شکلی نوشتن رو داشته باشم.

 

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

شخصیت خود آرمیتا عالی بود. شخصیت آدم فضایی روی اعصاب! و شخصیت پرهام و خواهر پر ادعای آرمیتا به نوعی حس تنفر ازشون ایجاد می کرد.

 

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

سر رسیدن پرهام سر قرار کوهنوری آرمیتا و دعوا و درگیری عجیبشون!

 

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

بله حتما.

 

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

بله تقریبا اکثر پارتاش، حس کنجکاوی زیادی داخل آدم نسبت به ادامش ایجاد می کرد.

 

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

یه اثر مهیج و زیبا که از نخوندنش پیشمون می شید.

 

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

همین دلیلی که همیشه گفتم؛ مشغله.

 

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

با در نظر گرفتن ایراد ها، 7 از 10.

........

 

 

 

  • تشکر 3
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 12/29/2017 در 22:32، Ali.He گفته است :

واقعا کار جالبیه. کاش تایپیکو توی بخش کتاب میزاشتید به جای بحث و گفت وگو.

من رمان های زیادی رو دنبال میکنم تک تم میام نام میبرم.

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

 رمان فابر کستل @ati_heureux

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

شروع این رمان برای وقتی بود که تایپیک "رمان خود رامعذفب کنید" فعالیت داشت وهمون باعث شد شروعش کنم اما کم کم از هرنظری جذبم کرد

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بله واقعا انتظارای منو براورده کرد وبی صبرانه منتظر بقیه رمان هستم

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

نثرفوق العاده ای داره وموضوعات ساده رو جذاب بیان کرده

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

گاهی اوقات یه سذی مسایل رو جا میندازن که چند پست بعدی به اون قسمت میپردازن به نظرم نقطه ضعفی نداره

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

ژانرش عاشقانه است چیز خاص دیگه ای نداره. شخصیت گلشید روواقعا حس میکنم وبه خاطر همون دنبالش میکنم

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

نمیدونم خوش یا تلخ فقط دوست ندارم گلشید وامیر بهم برسن.

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

پیامش رو توی یک بخش از رمان حس کردم.

اینکه ادم های اشتباهی برای ما جذاب ترن.

به نظرم میخواد همینو نشون بده که توی جامعه ما هرچی اشتباهی تر باشیم جذاب تریم . یکی از معضلات جامعه رو به رخ میکشه

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

موقع حماقت های گلشید لبخند زدم و موقع کار های امیر واقعا عصبی شدم. همه چیزو حس میکنم واقعا ملموسه

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

نمیدانم کجا خوانده ام ؟ از کجا معلوم شاید هم شنیده ام ! هر چه هست فقط میدانم ممنوعه ترین آدم های زندگیمان همیشه جذاب ترین اند . ما انسان ها اینیم . خوب ها را ول می کنیم و خودمان را به بدها سنجاق می زنیم . مداد رنگی هایمان را دستمان می گیرم و تا می توانیم از این بدی ها تصاویر رنگارنگ خلق می کنیم . امان از روزی که مداد ها کوچک شوند یا بدتر، تمام شوند ! خدا نیاورد آن روزی را که تنها مداد رنگی باقی مانده ات سیاهی باشد . آن وقت باید تمام ان تصاویری را که با بند بند وجودت خلق کرده ای را به سیاهی بکشی . دور از جان تو ...دور از جان من ... خدا نکند که چشم روی خوب ها ببندی و تمام دلت را برای بدها باز بگذاری چون همان بدها ویرانت می کنند! آتشت می زنند ! مداد رنگی هایت را می شکنند . جانم برایت بگوید که این بدها بد تا می کنند .

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

حس میکنم شباهت عجیبی به خود گلشید داره

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

من همیشه خیلی رک حرفامو به نویسنده ای رمانشو دنبال میکنم میزنم.

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

اصلا به رمان های گروهی علاقه ندارم. رمان های تک نفره جذاب ترن و نوشتنش هم راحت تره. مسلما اگه گروهی بود دنبال نمیکردم

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

بالا هم گفتم فقط به خاطر گلشید این رمان رو میخونم خیلی ملموسه گاهی حماقت هاش برای ادمای اطرافمون پیش میاد

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

تااینجا چیزی حس نکردم

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

بله حتما

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

خوشبختانه با متاسفانه بله. چندپارتی رو نخونده بودم ومجبور شدم همه رو پشت هم بخونم ویادمه برگه امتحانم رو سفید دادم

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

بهش فکرنکردم

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

چیزی باعث نمیشه ترکش کنم

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

10:gol4:

موفق باشی عاطی عزیزم:gol4:

........

 

 

 

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میخوام از اولین رمانی بگم که وقتی وارد سایت شدم خوندم. از نظر من یکی از بهترین رمان های سایته.

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.  

میدونم خیلیا اسم این رمان رو میدونن. زره پوش. از دوست عزیزم @sarvenazz

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

صادقانه اعتراف میکنم: اول که اسم رمان رو دیدم، فکر کردم این هم یه رمان آبدوغ خیاری دیگه مثل خیلی از رمان هاییه که الان توی سایت نوشته میشه. با یه موضوع کلیشه ای و تکراری. اما همین که کلیک کردم و وارد شدم، خلاصه اش به شدت من رو جذب خودش کرد. 

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

از همون شروع داستان تمام انتظارات برآورده شده بود. یک شروع و سیر تکامل طوفانی. البته بعضی جاها به نظرم اومد نویسنده داره از موضوع اصلی دور میشه، اما همون موقع بود که به شدت غافلگیر شدم. البته که مایلم تا آخرش بخونم. تازه امیدوارم جلدهای بعدیش هم نوشته بشه.

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

دو تا نقطه ی قوت مهم رو از بین کلی نقطه ی قوت داستانش میگم: اولیش که سبکشه. واسم خیلی جالب بود که یه نفر با سبک آر.ال.استاین و حتی بهتر از اون بنویسه. دومین نقطه ی قوت سیر تکاملی داستان و معماهاییه که در طول داستان پیش میاد. راستی مقدمه اش هم خیلی جالبه.

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

به نظرم اگه نویسنده لطف میکرد و فواصل زمانی بین گذاشتن دو پست رو کمتر می کرد، داستان خیلی خیلی جذابتر می شد. چون سرعت باعث تأثیر بر روی محتوای داستان میشه، به این دلیل که اگه بعد از یه زمان طولانی نویسنده رمانش رو آپدیت کنه، خواننده بخشی از پست های قبلی و شاید حتی برخی موضوعات اصلی رو فراموش کنن.

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

در واقع، من از ژانر های تخیلی، ترسناک و ساینس فیکشن خوشم میاد. نویسنده به خوبی تونست داستان رو با این ژانرها بنویسه. 

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

پایان تلخ. 

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

گفتنش سخته. اما فکر کنم هدفش ترسوندن خواننده هاش بوده. بعضی جاها هم از بعضی از مشکلات نوجوونی گفته. 

پیامش به نظرم اینه که: هرکاری که در گذشته انجام دادیم، چه خوب و چه بد، یه روز باید تاوانش رو پس بدیم یا پاداشش رو بگیریم. یه روز دوباره اون کاری که انجام دادیم گریبان گیرمون میشه.

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

یه جا خیلی غمگین بود. اون لحظه واقعا خودم رو جای شخصیت داستان گذاشتم و تونستم احساساتش رو لمس کنم و واقعا غمگین شدم. بیشتر احساس شگفتی و غافلگیری می کنم.

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

به نظرم خیلی نامردیه اگه فقط سه جمله اش رو بگم. من چند تا پارت دوست داشتنی رو میگم:

همه آنجا هستند، قبرهایشان در امان است. از دست شبح هایی مانند تو! و در مکان هایی عمیق؛ جایی که ریشه ها به هم پیچیده اند، من زندگی ای را که پشت سرم رها کردم، زندگی می کنم! 

به هر حال، آنها هیچ وقت به حرفهای من گوش ندادند. و من هم تلاش کردم که به حرفهای هیچ کس دیگری گوش ندهم، اما به هر حال من هنوز آنها را دوست داشتم و آنها اولین اولویت های زندگی من بودند. فقط اولویت هایی که کمی پوسیده بودند. و من بعدها یاد گرفتم، از آنها فرار کنم.

یک تابلوی نقاشی! مثل آن چیزی که من می بینم می ماند. پر از رنگهای مختلف. هر نقطه اش به یک رنگ. بزرگترین هنرمند جهان آن را کشیده است. سرور تمام هنرمندان! اول بیشتر صفحه را آبی و خاکستری زده است، بعد با سرخ و بنفش و نیلی، جاهای باقی مانده اش را پر کرده است. احتمالا وسط های کارش پالت را کنار گذاشته و با دستهایش وارد عمل شده؛ چون انگار من میتوانم جای انگشت هایش را در تمام بوم رنگی رنگی آسمان ببینم!

افراد زیادی در حال رفت و آمدند. با اندیشه ها و درکهایی متفاوت از آنچه که در اطرافشان در حال وقوع است. کسی هم زحمت گوشزد کردن را به خود نمی دهد. اینجا بوی ترسی می آید، از اربابی که از وقت تولدشان ارباب بوده است. چنین افرادی غریبه ها را دوست ندارند. در لایه ای از سردرگمی بین این پارچه ها پیچیده شده ام. کدام را باور کنم و کدام را در کنید؟ اتفاقات جدید فراموش کنم؟ نگاه گرم و لبخند دخترکی که رنگ امیدش را در گل صورتی‌اش دیدم، یا نگاه وحشت کرده و نامطمئن مردی که شاید به آن دخترک پناه داده است؟

 

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

یه جورایی. نویسنده یه شخصیت پیچیده و پر پیچ و خم داره. یه آدم خلاق و باهوش. 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

نه. هرچی در نظرم باشه توی صفحه ی نقد اعلام می کنم و الان چیزی ندارم بگم.

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید

نه. این داستان فقط با قلم سروناز جذابه.

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

از زاشا (ادی) با اینکه تمام آتیش ها از گور اون بلند میشه بازم دوستش دارم. به نظرم جلوه ای از تمام آدم هاست. آدم هایی که فکر می کنیم مثبت هستن، اما منفی ان و آدم هایی که فکر می کنیم شرور و منفی ان اما در باطن خوب هستن.

از تارتاروس خوشم نمیاد. وجود کسی که قدرتش تقریبا مساوی با زاشاست چندان واسم جالب نیست.

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

غیرقابل پیش بینی ترین و عجیب ترین اتفاق _که هنوز هم تو کفش موندم!_ این بود که ادی درواقع همون زاشاست! از تعجب شاخ درآوردم. فکر می کردم هرکسی باشه بجز اون. 

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

صد البته.

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

آره. سال قبل موقع امتحانات نوبت دوم، می نشستم زره پوش رو میخوندم. 

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

به شدت جالب، هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینیه.

 

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟ 

تنها وقتی که دیگه نویسنده، ننویسه!

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

به این رمان 9.99 میدم. 0.01 بخاطر سرعت آپدیت کردنش کم میکنم. شوخی کردم. 10 میدم.

 

  • تشکر 4
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۶/۱۰/۸ در 22:32، Ali.He گفته است :

واقعا تاپیک خوب و جالبی بود و متشکرم از علی اقا برای این تاپیک...

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

پیامک دردسرساز| @amir__over

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

خب راستش رو بخواید مم به دنبال رمان هلنا| @Ali.He توی تاپیک رمان های کامل شده میگشتم که پیداش نکردم و این رمانو خوندم ولی اول اسم رمان برام جذاب بود و بعدش خلاصه و شروع رمان باعث شد ادامش بدم...

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بله ریتم و همه چی خوب بود و من راضی بودم...چون اگه رمانی هرجاییش بد بشه دیگه ادامه نمیدم...ولی این رمانو تا اخر خوندم!

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

اینکه در اخر رمان نه کسی با کسی ازدواج کرد ن کسی به کسی رسید...و مهم تر از همه اخرش شخصیتاش مردن!

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

شخصیت پسر داستان خیلی ضعیف بود...خب درسته این کاراکتر باید برای این نقش در نظر گرفته میشد ولی تا این حد ضعیف رو نپسندیدم!

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

پلیسی،هیجانی،ترسناک...خب جذابن! پر از فراز و نشیب های هیجانی ان و لوس نیستن!

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

به نظرم این پایان تلخ فوق العادش کرده بود!

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

اووووم!خب در مورد قاچاق و این چیزا بود راستش نمیدونم!

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

گریه که نه!گه گاهی لبخند میزدم ولی اینکه هیجانش بالا بود رو خیلی دوست داشتم!

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

خب باید بگم حافظم اینقد ضعیف هست که یادم نیاد...

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

تا حدودی...فهمیدم علاقه و استعدادشون توی چیزای ترسناک و هیجانیه!

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

ن حرف خاصی نیست به خودشون گفتم که رمانش خیلی خوب بود...

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

صد در صد اگه گروهی میبود نمیتونست با این کیفت باشه...ولی دوست داشتم یکی از نویسنده هاش باشم!

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

خب شخصیت شاهین رو دوست داشتم! چون خشن بود،مغرور بود،قوی بود،بی رحم بود...اینارو میپسندم!

و شخصیت خواهرش رو نه!خیلی ضعیف بود و هیچ کاری ازش بر نمیومد!

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

اینکه تهش همه بمیرن!ولی خیلی خوشم اومد از اینکه همه مردن!

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

بعله

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

بله...

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

بعد از رمان الماس برنده بهترین رمان بود که خوندم،چون با روحیاتم خیلی جور بود!

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

دیدن بهترین دوستم!

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

۱۰

شاید اگه تهش همه کشته نمیشدن ۸ میدادم!ولی الان واقعا ۱۰ حقشه!

 

........

 

 

 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان بعضیاتون بین توضیحات بخشی مهم از داستان رو لو میدین که این درست نیست چون برخی دوستان هنوز رمان رو نخوندن، پس لطفا اسپویل نکنید... سپاس

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 12/29/2017 در 11:02، Ali.He گفته است :

من میخواهم چند بارع این رو پر بنماااایممم چون رمان های خوشگل زیادی داریم که خوندنشون لذت بخشه:hapy:

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

فابرکاستال جان از آتی عزیزم @ati_heureux

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

اسمش! و اولین بار اسمش رو توی گروه گرافیستا شنیدم میخواستن براش جلد بزنن اما گرفتار روزمرگی ها شدم و خلاصه یادم رف برم بخونمش که آقای هانیبل یه وضعیت گذاشته بودن و لینک مصاحبه نویسنده ها رو گذاشته بودن و خب من اول از شخصیت آتی خیلی خوشم اومد خیلی حس همزاد پنداری باهاش کردم و خب رمانش رو هم خوندم و عاشق رمانش بیدم:hapy:

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بلیییییییییی صد درصد دوسش دارم  از نظر من همه چی یه طعم و مزه و رنگ و بو داره و خب فابرکاستال یه دنیاییه بین رنگ و بوم انگار با دستای رنگی  داری نارنگی میخوری و شامت از بوی نارنگی و رنگ و روغن مسته از نظر من فابرکاستال همینه

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

قلم زیبای نویسندش... و شخصیت گلشید با همه سادگی هاش

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

موضوع داستان نقطه ی ضعفی نداره که من بخوام بیانش کنم من خودم  منتقدم... اما هیچ وقت زمان نقد توی سیر و موضوع داستان هیچ کس دخالت نمیکنم داستان نویسنده زاییده ی ذهنشه و من به طرز عجیبی این زاییده های ذهنی رو دوست دارم و برام محترمن و سیر رمان فابر کاستال میتونم بگم ضعفی نداره که به چشم بیاد و خواننده از خوندنش زده بشه.

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

انتخاب ژانر خیلی خیلی هوشمندانه ست و شما با خوندن چند پست از رمان توی فضای عاشقیش غرق میشید عشقی که گلشید داره بچگیش سادگیش و خب رنگ و بوی گلشید به همراه گوش تلخ بازی های آرتام به داستان رنگ و بو میده

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

خوش...این رمان مثه یه پاردوکسه واسه من هم تلخی داره وهم شیرینی و خب پایان خوش با روحیات من سازگار تره

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

بیان کردن حسش نسبت به اشخاص اشتباهی! به نظر من این رمان داره میگه آدما هرچقدر هم سیاه باشن باز هم یه نقطه ی سفید دارن و خب میگه که روی سیاه آدما رو نگا نکنیم شاید روزی اینقدر سفید و صاف بودن که به این سیاهی دچار شدن  و خب دید بد نداشته باشیم به همه ی آدم های جهان...همه سفید بودن و هستن فقط دوده گرفتتشون و نیاز به خونه تکونی دارن حالا این خونه تکونی خودش یک نحو خاصی داره که آرتام قصه با عشقی که گلشید بهش هدیه میده میخواد از این سیاهی رها بشه! البته این نظر من بود 

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

اره خیلی همزادپنداری میکنم باهاش انگار من گلشیدم و من باید تصمیم بگیرم.... گاهی میشینم به این فکر میکنم که اگه من جاش بودم چی کار میکردم!!!

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

شرمنده واقعا الان حضور ذهن ندارم  و سرعت اینترنت اونقدری یاری دهنده نیس که بخوام پتکی به مران بزنم و نوشته های نابش رو بگم و خب حافظه ی من وضعش خراب تر از این حرفاس اما یکی از جملات رو خیلی خوب یادمه (ماهمیشه عاشق آدم های اشتباهی میشیم) یه چیزی تو این مایه ها بود اما سطر سطر این رمان به دل من نشست که من قصد خوندنش رو کردم.

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

اینقدری قلم آتی زندس و گویاس که من حس میکنم داستان واسع خودشه و خب من با اسناد به شخصیت آتی بود که این رمان رو خوندنم همونطور که گفتن حس همزاد پنداری بسیار بالایی نسبت بهش دارممم 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

حرف خاصی که نیس فقد فرصت نشد بهش بگم آتی جونم خوشحالم که دنبال آرزوهات رفتی @ati_heureux

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

نه این رمان انفرادیش قشنگه و من دوسدارم شنونده ی همچین داستان جذابی باشم!

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

گلشید شخصیت دوست داشتنی من و آرتام شحصیت حرص درار من  نمیدونم منظور از تنفر چیه اما تا به حال چنین حسی رو نسبت به این رمان نداشتم شخصیت هاش شاید سیاه باشن و خاکستری اما یک روی روشن دارن من حتی از مامان آرتام هم بدم نمیاد و خیلی هم دلم به حالش میسوزه البته حس چندان جالی به مهرنوش ندارم دلم میخواد خفش کنم و خب اسم این تنفر نیس چون مهرنوش از نظر من شخصیت کلیدی نیس

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

این که گل رو فهمید بین گلشید و آرتام چه خبره و خب خیلی هم حرصم دراومد این مهرنوش دیدشووون

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

صد دررررررررصد و مسلمن یک رمان چاپی بی نظیر میشه 

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

بلیییییییییییییییییییی....... مهمونمون اومد و من باید به رسم ادب از پشت این به قول مامانم ماسماسک میومدن کنار و من تا آخر مهمونی تو کف اتفاقات بودم

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

 انگار تو یه عصر زمستونی از بیرون میای و تمام صورتت زق زق میکنه از سرما و تو پتورو میپچی دور خودت و به رقص برف ها نگاه میکنی جرعه جرعه چای داااغ میخوری خوندن این رمان همچین حسی رو به من میده

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

من از چیز های نصفه نیمه متنفرررمممم و تا به حال چیزی رو نیمه کاره ول نکردم هرچیزی هم بشه حتی بزنه شخصیت اصلی هم بمیره من تا آخر ماجرا هستم خدمت این رمان

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

20

 

........

 

 

 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 12/29/2017 در 14:02، Ali.He گفته است :

 

 

 

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

رمان موج اف ام 

@niya99_HANA

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

راستش به نظر من اسم موثرترین چیز برای جذب شدن به یه رمانه؛اولین باری بود که چنین اسمی رو برای رمانی شنیده بودم.البته خلاصه و مقدمه ی اون هم تاثیر به سزایی داشت که باعث شد برای خوندنش لحظه شماری کنم.

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

تا مقدار زیادی بله بر آورده کرده؛روندش رو خیلی دوست دارم و خیلی خیلی مشتاق خوندنش هستم.

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

اینکه واقع گرایی در اون دیده میشه و به نظرم ارزش خانواده رو خیلی خوب نشون داده.

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

بیشتر دوست دارم با شخصیت آرش آشنا بشم و اینکه زاویه ی دید عوض میشه کمی منو اذیت می کنه هر چند ایشون دلیلش رو مطرح کردن.

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

اجتماعی بودن و تقریبا عاشقانه بودن اون

 

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

ترجیحا پایان خوش ولی اگر پایان تلخ هم باشه برای من مشکلی ایجاد نمی کنه.

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

راستش من ناخودآگاه در وجود در شخصیت ایما یه آرامش خاصی رو حس کردم؛با اینکه هنوز اوایل داستانه ولی 

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

راستش یه شعله ی عجیبی در وجود شخصیت آرش حس کردم؛وقتی بحث می کنه دقیقا همون رو حس می کنم و گویا هر لحظه در حال گارد گیریه.از طرفی ایما آرامشش آرومم می کنه.

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

گاهی به یکباره تو را با رویاهایت رو دررو می کند و کمی بعد روی دیگرش را نشانت می دهد !
اما تشخیص اینکه مصلحت در چیست کار آسانی نیست .. شاید همان لحظه که فکر می کنی همه چیز را از دست داده ای در واقع نخستین بار باشد که همه چیز دارد درست می شود و شاید آن لحظه که می اندیشی همه چیز داری ، در واقع هیچ چیز نداشته باشی !

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

شاید ایشون آروم باشن ولی شاید هم نه 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

خیلی دوست دارم اون دلیلی که براش زاویه ی دید رمانتون رو تغییر می دید بدونم.

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

فکر نمی کنم بتونم مثل ایشون انقدر خوب اجتماع و ژانر عاشقانه رو توصیف کنم.

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

شخصیت ایما به خاطر آرامشش و نمی دونم چرا ولی از مهدیار خوشم نیومد واقعا نمی دونم.

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

اینکه ایما متنی رو به رادیو بده ورود کسی مثل آرش به داستان 

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

بله حتما

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

بله پارت اول رو خیلی دوست داشتم.

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

واقع گرا

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

درگیری های ذهنیم یا نداشتن وقت

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

9

 

........

 

 

 

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 12/29/2017 در 22:32، Ali.He گفته است :

رمان بعدی رمانیه که بیش از همه پیگیرش بودم و دوست داشتم قسمت های بعدیش ارسال شه.

 

1 - چه رمانی رو داخل سایت خوندید؟ نام نویسندش رو تگ کنید تا متوجه بشه.

رمان دریای لعنتی از خانم @eliibanoo

 

2 - چرا این رمان رو شروع کردید؟ خلاصش جذبتون کرد؟ جلدش؟ تعاریف دیگران و یا اسمش؟

راستش تا خلاصه رو خوندم و متوجه شدم این رمان نوعی زندگی نامس، با اشتیاق شروعش کردم. اینجور رمان ها باور پذیر تر و جذاب ترن به نظرم.

 

3 - بعد از شروع این رمان، انتظارات رو برآورده کرد؟ تا چه حد؟ آیا با علاقه مایل به خوندن ادامش هستید؟

بله چرا که نه. خیلی خوب به داستان پرداخته شد و آروم آروم ذهن خواننده رو آماده کرد. خود الی خانم هم می دونن که چقدر مشتاق ادامه هستم و بارها بهشون گفتم. کاری که وظیفه ی هر خواننده ایه.

 

4 - به نظرتون مهم ترین نقطه قوت این رمان که شاید لایقش کنه و بیشتر از همه به چشم بیاد، چیه؟

نقطه قوت های زیادی داره. همونطور که گفتم داستان با سرعت خوبی پیش میره. گاهی خواننده رو آروم آروم به سمت یه اتفاق خیلی مهم میبره که غافل گیرش  کنه. به علاوه ی این ها، واقعا دیالوگ های صمیمی و قابل باوری داره.

 

5 - مهم ترین نقطه ضعف یا شاید چیزی که دوست داشتید بیشتر روش کار بشه؟

خوب شد این موضوع یادم افتاد. رمان ایشون مقدمه نداره و احتمالا فراموش کردن. مهم ترین نقطه ضعف برای این رمان خوب همینه و یه چیز کوچیک دیگه اینکه غلط تایپی و یا نگارشی بعضا زیاد دارن که مطمئنم این از کم دانشیشون نیست و به خاطر هیجان و یا کمبود وقت موقع ارسالشه که امیدوارم بر طرف بشه.

 

6 - کدوم ژانر رمان، براتون جذاب تره و دلیل اصلی علاقتونه؟

نمی دونم چرا اما فکر می کنم غمگین و تراژدی بودن رمان.

 

7 - پایان خوش رو براش می پسندید یا پایان تلخ؟

برای این رمان، پایان خوش می تونه یه پارادوکس خیلی قشنگ باشه برای متن غمگینش.

 

8 - به نظرتون هدف نویسنده ی این رمان از نوشتن اون چی بوده؟ چه پیام اجتماعی و اخلاقی داشته؟

مهم ترین پیام نویسنده شاید بیان سختی های زندگی خودش و نتیجه گیری عقلانی از اونها باشه.

 

9 - موقع خوندن رمان، گریه کردید؟ یا اینکه از ته دل خندیدید؟ دقیقا چه حسی با خوندن اون بهتون دست میده؟

کم ترین چیزی منو تا حد گریه یا خنده می بره. فضای این رمان، اکثر مواقع، غمگینم می کرد اما کل کل های جالبی هم بود داخلش که می تونست خنده دار باشه.

 

10 - سه تا از جملات و نوشته های رمان رو که به دلتون نشست بگید. بیشتر هم میتونه باشه.

+از کی تاحالا ابراز عشق،تلخ شده؟

- از وقتی که داداشت، عاشقت بشه.

این دیالوگ رو خیلی دوست داشتم. در مجموع دیالوگ های جالبی داره. نمونش اقتدار بسیار زیبای حمید داخل اینجا:

_همیشه با دعوا زورتو به همه نشون میدی.

+همینه که هست!

زیاد میشه. باشه تا همینجا. اینا رو به عنوان نمونه گفتم.

11 - با خوندن این رمان، می تونید به شخصیت نویسنده ی اون پی ببرید؟ اگه تونستید، شخصیت نویسندش رو چطور توصیف می کنید؟

سرد و گرم روزگار رو چشیدن.

 

12 - آیا حرفی با نویسنده دارید که فرصتش پیش نیومد بگید یا یادتون رفت؟ الان وقتشه.

کار خوبی کردید که زندگی خودتونو نوشتید. : )

 

13 - دوست داشتید این رمان گروهی می بود و شما هم یکی از نویسنده های اون می بودید؟

تو این نوع نوشتن، کوچکترین تخصصی ندارم.

 

14 - کدوم شخصیت رمان به دلتون نشست و کدوم یک در وجود شما تنفر و حس غریب ایجاد کرد؟ علت رو هم ذکر کنید.

خود شخصیت اصلی؛ ارتباط خوبی با غم ها و شادی هاش برقرار کردم. تنفر که نه اما حمید خیلی حرف می زد : ا

 

15 - کدوم اتفاق رمان خارق العاده تر و غیرقابل پیش بینی تر بود؟

وقتی اون حقیقت درباره ی مهران رو فهمید. با توجه به تذکر نیا خانم، لو نمی دم دیگه.

 

16 - اگه این رمان چاپ بشه، اون رو می خرید؟

بله حتما.

 

17 - تا حالا شده پارت های رمان، معتادتون کنن؟ یعنی وقت نداشته باشید ولی باز بشینید بخونید؟

تقریبا بله.

 

18 - اگه بخواید این رمان رو تو یه جمله یا شاید کلمه توصیف کنید، چی میگید؟

یه تراژدی پر احساس.

 

19 - چه دلیل می تونه باعث بشه خوندن این رمان رو ترک کنید؟

ترک که نه، اما مشغله ی زیاد، باعث میشه آروم تر بخونمش. این درباره ی همه ی رمان هایی که دنبال می کنم، صادقه.

 

20 - به رمان از 1 تا 10 نمره بدید.

با توجه به ایراد ها، 7 از 10.

 

........

 

 

 

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×