رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  
Heyfa

معرفی و نقد رمان سیل خروشان | Heyfa

پست های پیشنهاد شده

نام رمان: سیل خروشان

نام نویسنده: Heyfa کاربر انجمن نودهشتیا

ژانر: عاشقانه

خلاصه: دختری به نام سلین که وضع مالی متوسطی داشت عاشق پسری به نام بهراد میشود که مدل شو و لباس است. عشق او آنقدر شدید بود که او را پیدا کرده و ابراز علاقه میکند. بهراد که از قبل شکست عشقی خورده بود و از دخترها منزجر بود تصمیماتی میگیرد

با نقد کردن رمانم باعث میشید که در نوشته ام پیشرفت کنم با تشکر از همگی

4xha_img_20171216_145113.jpg

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد رمان سیل خروشان / Heyfa

 

نام رمان:

اسم رمان باید برگرفته از اتفاقات داستان باشه...اسمی که انتخاب کردید به نظر من کشش لازم رو ایجاد میکنه و به خواننده تلقین میکنه داستان شما پر از حوادث غریب الوقوع و سناریویی پر پیچ و خم (درست مثل سیل خروشان و پرجنب و جوش) هستش. گذشته از اون اسم شما معنی نامی هستش که برای شخصیت اول زن رمان انتخاب کردید و این ایده ی جالبیه. در حقیقت باید بگم که اسم مناسبی انتخاب کردید.

جلد رمان:

جلدی که برای رمان شما طراحی شده کاملا با اسم رمان همخونی داره و تصویر اولیه ای رو در ذهن خواننده ایجاد میکنه که با محتوای شما هماهنگی داره ؛ انتخاب تصویر و رنگ های به کار رفته هم کاملا مناسب هستش...

خلاصه ی رمان:

خلاصه ای که در نگاه اول خواننده با اون مواجه میشه باید کشش لازم رو داشته باشه تا بتونه خواننده رو جذب داستان بکنه؛ خلاصه ای که شما به کار گرفتین خوب بود و میتونه در ذهن خواننده ی رمان ابهام ایجاد کنه و همین باعث میشه ادامه رو بخونه تا ببینه چه اتفاقاتی میخواد بیفته ...

مقدمه ی رمان:

این نقطه ی قوت نویسنده و اثرش هستش که مقدمه داشته باشه ؛ مقدمه در نگاه دیگر به معنای شناسنامه ی رمان شماست و وجودش ضروریه؛ متاسفانه رمان شما مقدمه ای نداره ؛ توصیه میکنم در اسرع وقت مقدمه ی مناسبی در حول محور اتفاقات داخل رمانتون بنویسید و در اختیار خواننده ها بذارید.

شروع رمان:

کلیشه ای  بود! اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که بگم شروع این رمان مثل بیشتر رمان ها کلیشه ای بود  و از زندگی روزمره ی شخصیت شروع میشد و فرق چندانی با سایر رمان ها نداشت.اگر شما به دنبال ایده آل بودن رمانتون هستید و میخواید اون رو استثنایی کنید ، باید از کلیشه ای بودن به شدت دوری کنید.

سیر داستان:

روند داستان  نسبتا خوب بود وروزمرگی های کارکتر هارو به نمایش گذاشته بود. کشش لازم برای ایجاد انگیزه و نثر روان و خوبی داشت و نکته ی مثبتش اینجاست که از سنگینی بیش از حد جملات به طوری که درک مفهوم داستان رو سخت بکنه پرهیز شده بود و این قابل تحسین هستش. در ادامه امیدوارم شاهد پیشرفت بیشتر شما نویسنده ی عزیز در این زمینه باشم.

دیالوگ ها و مونولوگ ها:

خواننده با خوندن دیالوگ ها و تصورشون ، خودش رو جای شخصیت ها میذاره و این کار باعث ایجاد حس درک و صمیمت بیشتر خواننده نسبت به کارکتر داستان شما میشه.

دیالوگ های به کار رفته در رمان شما خیلی ساده و عادی بودن و ما شاهد دیالوگ ها و یا مکالمه های آنچنان سنگین و پرمفهومی نبودیم؛ سادگی متن شما نکته ی مثبتی هستش برای خسته نشدن خواننده از خوندن جملات سنگین و پر ابهام. جای پیشرفت دارید و حتما نثر زیباتری در ادامه برامون خواهید داشت...

علامات و اشتباهات:

قبل از هرچیزی تشویقتون میکنم قبل از نمایش دادن قسمت هایی که نوشتید ، یه دور به دقت متن رو بخونید و اشکال های تایپی رو برطرف کنید ؛ این ایرادی هست که اغلب نویسنده ها دارن و شما میتونید با دقت بیشتر این ایراد ناخوشایند رو کمتر و یا حتی برطرفش کنید .

در قسمت بعد باید بگم که باید به ترتیب بندی و تیتر گذاری رمان دقت زیادی بکنید.برای مثال در قسمتی که راوی داستان عوض میشد شما باید از بند بعدی شروع میکردید در حالی  که در ادامه ی گفته های قبلی نوشته بودید * بهراد* و بازم ادامه داده بودید.بسیاری از دیالوگ ها کنار هم قرار گرفتن و نیاز به جای گذاری بهتری دارن. نثر مرتب تر یعنی انگیزه ی بیشتر برای خواننده های رمان. تاکید میکنم این هارو اصلاح کنید و از غلط املایی به شدت پرهیز کنید.

توصیف مکانی:

شما توصیف مکانی خوبی دارید و میتونید تصویری از محل دلخواهتون رو با چند جمله ی ساده در ذهن خواننده به نمایش بگذارید . در این مورد تحسینتون میکنم چراکه تصور خوب خواننده میتونه از رمان شما یک ایده آل هنری بسازه. امیدوارم در ادامه هم همین طور خوب عمل کنید.

توصیف ظاهر:

در قسمت توصیف ظاهر هم عملکرد خوبی داشتید و جای انتقاد منفی ای وجود نداره اما این نکته لازم به ذکر هستش که توصیف بیش از حد باعث خسته کننده شدن نثر میشه پس دقت کنید . همچنان امیدوارم در ادامه  با توجه به توانایی خوبت نثر زیباتری ارائه بدی .

شخصیت سازی:

از همون ابتدا متوجه میشیم که شخصیت های درجه یک رمان اول از همه سلین ، دختر نسبتا آروم و عاشقی هستش که تمام افکارش متمرکز شده روی اهدافی که داره و بعد هم کارکتر مرد داستان بهراد  که شخصیتی معروف و پرهیاهو و جذابیت خاص خودش رو داره.

در ادامه شخصیت های فرعی زیادی به عنوان مثال سانلی ، فرحناز ، گلی و... که به صورت دوستان و افرادی که در زندگی کارکتر ها نقش ایفا میکنند روبه رو میشیم که این نشون دهنده ی شخصیت پردازی نسبتا خوب شما نویسنده ی عزیز هستش. توصیه میکنم برای داشتن جلوه ی زیباتری ازشخصیت های اصلی اراده ی بیشتری به کار بگیری و تلاش کنی کارکتری جاودانه خلق کنی ؛ ضمن این که شما قلم خوبی داری پس توانایی لازم رو برای خلق چنین شخصیت هایی دارید که بعد از اتمام رمان در خاطر خواننده های عزیز بمونه و ارتباط بهتری با اون ها ایجاد کنه ، کافیه حالت ها و احساسات شخصیت هارو خلاقانه تر بنویسید و از حالت کلیشه ای بودن دورشون کنید؛ موفق باشید.

زاویه دید:

زاویه ی دید بستگی به خلاقیت نویسنده داره و تصمیم گیری در این باره کاملا به اراده شخص نویسنده هستش. همچنین باید بدونیم زاویه ی دید تاثیر زیادی روی نثر داستان داره و میتونه به زیبایی نوشته کمک زیادی کنه.

شما در ابتدا از زبان اول شخص مفرد در حدود دید شخصیت اول زن رمانتون(سلین) استفاده کردید و این شایع ترین شیوه ی رمان نویسی و بیشتر خواننده ها با این زاویه ی دید احساس راحتی بیشتری میکنن چرا که میتونن خودشون رو جای شخصیت بذارن و درکش کنن و این نقطه ی قوت نوشته های شما هستش.

در ادامه از زبان اول شخص مفرد از نگاه کارکتر مرد رمان استفاده کردید که این یک تنوع جالب در نثر رمان شماست و کمک میکنه خواننده ها افکار و شخصیت کارکترهارو بهتر و بیشتر درک کنن و گفته های یک شخصیت در تمام رمان در ذهنشون کلیشه ایجاد نکنه.

نثر داستان:

شیوه ی عملکردی نویسنده در نوشتن نثر داستان خیلی مهمه. به شخصه در رمان شما شاهد نثر عامیانه و ساده ای بودم و این جای ایراد گرفتن نداره چرا که نثر های پیچیده و سنگین باعث خسته کننده شده نوشته میشه و سادگی زیبایی بیشتری داره .

ایده ی رمان:

تو این مقطع زمانی از کار نویسندگی ایده ها بیشتر کلیشه ای و خسته کننده هستن و خوانندگان رمان به دنبال ایده های جذاب و جدید هستن و نمیتونم خیلی راحت بگم که ایده ی شما خیلی جذاب و غیرتکراریه چرا که دوست داشته شدن یک شخصیت معروف از طرف یک شخص عادی موضوع عادی ای هستش اما شما میتونید با نوشتن اتفاقات جدید و تازه اثرتون رو جاودانه و ایده آل کنید.

باور پذیری:

باور پذیری شما خوبه و نیازی به ترمیم واقعیت گرایی داستان نیست و این قابل تحسین هستش که شما نویسنده ی عزیز میتونی با نوشته ی خودتون خواننده رو به باور برسونی به طوری که درک مسائل براشون راحت بشه و خودشون رو بتونن جای شخصیت ها بذارن و این نقطه ی قوت شماست. در داستان شما هیچ چیز غیر واقعی نیست و مسائل روزمره دقیقا همون طوری نوشته شده که در جامعه شاهد اون هستیم و این عالیه!

ژانرهای انتخابی:

متاسفانه شما درمعرفی نامه ی رمان از ژانر انتخابی خودتون نام نبردید . تا این جای رمان مشخص شده که شما در پیروی از ژانر عاشقانه می نویسید. توصیه میکنم در اولین پست معری قسمت ژانر رو هم اضافه کنید و اگر ژانر دیگه ای در کنار عاشقانه در نظر دارید( برای مثال پلیسی ، طنز و ... ) ذکر کنید.

با آرزوی موفقیت بیشتر شما نویسنده ی عزیز :flowersmile:

نقد شده توسط Hadiseh  عضو تیم نقد انجمن نودهشتیا

 

 

 

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی ممنون

ویرایش شده در توسط Heyfa
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، Hadiseh گفته است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد رمان سیل خروشان / Heyfa

 

نام رمان:

اسم رمان باید برگرفته از اتفاقات داستان باشه...اسمی که انتخاب کردید به نظر من کشش لازم رو ایجاد میکنه و به خواننده تلقین میکنه داستان شما پر از حوادث غریب الوقوع و سناریویی پر پیچ و خم (درست مثل سیل خروشان و پرجنب و جوش) هستش. گذشته از اون اسم شما معنی نامی هستش که برای شخصیت اول زن رمان انتخاب کردید و این ایده ی جالبیه. در حقیقت باید بگم که اسم مناسبی انتخاب کردید.

جلد رمان:

جلدی که برای رمان شما طراحی شده کاملا با اسم رمان همخونی داره و تصویر اولیه ای رو در ذهن خواننده ایجاد میکنه که با محتوای شما هماهنگی داره ؛ انتخاب تصویر و رنگ های به کار رفته هم کاملا مناسب هستش...

خلاصه ی رمان:

خلاصه ای که در نگاه اول خواننده با اون مواجه میشه باید کشش لازم رو داشته باشه تا بتونه خواننده رو جذب داستان بکنه؛ خلاصه ای که شما به کار گرفتین خوب بود و میتونه در ذهن خواننده ی رمان ابهام ایجاد کنه و همین باعث میشه ادامه رو بخونه تا ببینه چه اتفاقاتی میخواد بیفته ...

مقدمه ی رمان:

این نقطه ی قوت نویسنده و اثرش هستش که مقدمه داشته باشه ؛ مقدمه در نگاه دیگر به معنای شناسنامه ی رمان شماست و وجودش ضروریه؛ متاسفانه رمان شما مقدمه ای نداره ؛ توصیه میکنم در اسرع وقت مقدمه ی مناسبی در حول محور اتفاقات داخل رمانتون بنویسید و در اختیار خواننده ها بذارید.

شروع رمان:

کلیشه ای  بود! اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که بگم شروع این رمان مثل بیشتر رمان ها کلیشه ای بود  و از زندگی روزمره ی شخصیت شروع میشد و فرق چندانی با سایر رمان ها نداشت.اگر شما به دنبال ایده آل بودن رمانتون هستید و میخواید اون رو استثنایی کنید ، باید از کلیشه ای بودن به شدت دوری کنید.

سیر داستان:

روند داستان  نسبتا خوب بود وروزمرگی های کارکتر هارو به نمایش گذاشته بود. کشش لازم برای ایجاد انگیزه و نثر روان و خوبی داشت و نکته ی مثبتش اینجاست که از سنگینی بیش از حد جملات به طوری که درک مفهوم داستان رو سخت بکنه پرهیز شده بود و این قابل تحسین هستش. در ادامه امیدوارم شاهد پیشرفت بیشتر شما نویسنده ی عزیز در این زمینه باشم.

دیالوگ ها و مونولوگ ها:

خواننده با خوندن دیالوگ ها و تصورشون ، خودش رو جای شخصیت ها میذاره و این کار باعث ایجاد حس درک و صمیمت بیشتر خواننده نسبت به کارکتر داستان شما میشه.

دیالوگ های به کار رفته در رمان شما خیلی ساده و عادی بودن و ما شاهد دیالوگ ها و یا مکالمه های آنچنان سنگین و پرمفهومی نبودیم؛ سادگی متن شما نکته ی مثبتی هستش برای خسته نشدن خواننده از خوندن جملات سنگین و پر ابهام. جای پیشرفت دارید و حتما نثر زیباتری در ادامه برامون خواهید داشت...

علامات و اشتباهات:

قبل از هرچیزی تشویقتون میکنم قبل از نمایش دادن قسمت هایی که نوشتید ، یه دور به دقت متن رو بخونید و اشکال های تایپی رو برطرف کنید ؛ این ایرادی هست که اغلب نویسنده ها دارن و شما میتونید با دقت بیشتر این ایراد ناخوشایند رو کمتر و یا حتی برطرفش کنید .

در قسمت بعد باید بگم که باید به ترتیب بندی و تیتر گذاری رمان دقت زیادی بکنید.برای مثال در قسمتی که راوی داستان عوض میشد شما باید از بند بعدی شروع میکردید در حالی  که در ادامه ی گفته های قبلی نوشته بودید * بهراد* و بازم ادامه داده بودید.بسیاری از دیالوگ ها کنار هم قرار گرفتن و نیاز به جای گذاری بهتری دارن. نثر مرتب تر یعنی انگیزه ی بیشتر برای خواننده های رمان. تاکید میکنم این هارو اصلاح کنید و از غلط املایی به شدت پرهیز کنید.

توصیف مکانی:

شما توصیف مکانی خوبی دارید و میتونید تصویری از محل دلخواهتون رو با چند جمله ی ساده در ذهن خواننده به نمایش بگذارید . در این مورد تحسینتون میکنم چراکه تصور خوب خواننده میتونه از رمان شما یک ایده آل هنری بسازه. امیدوارم در ادامه هم همین طور خوب عمل کنید.

توصیف ظاهر:

در قسمت توصیف ظاهر هم عملکرد خوبی داشتید و جای انتقاد منفی ای وجود نداره اما این نکته لازم به ذکر هستش که توصیف بیش از حد باعث خسته کننده شدن نثر میشه پس دقت کنید . همچنان امیدوارم در ادامه  با توجه به توانایی خوبت نثر زیباتری ارائه بدی .

شخصیت سازی:

از همون ابتدا متوجه میشیم که شخصیت های درجه یک رمان اول از همه سلین ، دختر نسبتا آروم و عاشقی هستش که تمام افکارش متمرکز شده روی اهدافی که داره و بعد هم کارکتر مرد داستان بهراد  که شخصیتی معروف و پرهیاهو و جذابیت خاص خودش رو داره.

در ادامه شخصیت های فرعی زیادی به عنوان مثال سانلی ، فرحناز ، گلی و... که به صورت دوستان و افرادی که در زندگی کارکتر ها نقش ایفا میکنند روبه رو میشیم که این نشون دهنده ی شخصیت پردازی نسبتا خوب شما نویسنده ی عزیز هستش. توصیه میکنم برای داشتن جلوه ی زیباتری ازشخصیت های اصلی اراده ی بیشتری به کار بگیری و تلاش کنی کارکتری جاودانه خلق کنی ؛ ضمن این که شما قلم خوبی داری پس توانایی لازم رو برای خلق چنین شخصیت هایی دارید که بعد از اتمام رمان در خاطر خواننده های عزیز بمونه و ارتباط بهتری با اون ها ایجاد کنه ، کافیه حالت ها و احساسات شخصیت هارو خلاقانه تر بنویسید و از حالت کلیشه ای بودن دورشون کنید؛ موفق باشید.

زاویه دید:

زاویه ی دید بستگی به خلاقیت نویسنده داره و تصمیم گیری در این باره کاملا به اراده شخص نویسنده هستش. همچنین باید بدونیم زاویه ی دید تاثیر زیادی روی نثر داستان داره و میتونه به زیبایی نوشته کمک زیادی کنه.

شما در ابتدا از زبان اول شخص مفرد در حدود دید شخصیت اول زن رمانتون(سلین) استفاده کردید و این شایع ترین شیوه ی رمان نویسی و بیشتر خواننده ها با این زاویه ی دید احساس راحتی بیشتری میکنن چرا که میتونن خودشون رو جای شخصیت بذارن و درکش کنن و این نقطه ی قوت نوشته های شما هستش.

در ادامه از زبان اول شخص مفرد از نگاه کارکتر مرد رمان استفاده کردید که این یک تنوع جالب در نثر رمان شماست و کمک میکنه خواننده ها افکار و شخصیت کارکترهارو بهتر و بیشتر درک کنن و گفته های یک شخصیت در تمام رمان در ذهنشون کلیشه ایجاد نکنه.

نثر داستان:

شیوه ی عملکردی نویسنده در نوشتن نثر داستان خیلی مهمه. به شخصه در رمان شما شاهد نثر عامیانه و ساده ای بودم و این جای ایراد گرفتن نداره چرا که نثر های پیچیده و سنگین باعث خسته کننده شده نوشته میشه و سادگی زیبایی بیشتری داره .

ایده ی رمان:

تو این مقطع زمانی از کار نویسندگی ایده ها بیشتر کلیشه ای و خسته کننده هستن و خوانندگان رمان به دنبال ایده های جذاب و جدید هستن و نمیتونم خیلی راحت بگم که ایده ی شما خیلی جذاب و غیرتکراریه چرا که دوست داشته شدن یک شخصیت معروف از طرف یک شخص عادی موضوع عادی ای هستش اما شما میتونید با نوشتن اتفاقات جدید و تازه اثرتون رو جاودانه و ایده آل کنید.

باور پذیری:

باور پذیری شما خوبه و نیازی به ترمیم واقعیت گرایی داستان نیست و این قابل تحسین هستش که شما نویسنده ی عزیز میتونی با نوشته ی خودتون خواننده رو به باور برسونی به طوری که درک مسائل براشون راحت بشه و خودشون رو بتونن جای شخصیت ها بذارن و این نقطه ی قوت شماست. در داستان شما هیچ چیز غیر واقعی نیست و مسائل روزمره دقیقا همون طوری نوشته شده که در جامعه شاهد اون هستیم و این عالیه!

ژانرهای انتخابی:

متاسفانه شما درمعرفی نامه ی رمان از ژانر انتخابی خودتون نام نبردید . تا این جای رمان مشخص شده که شما در پیروی از ژانر عاشقانه می نویسید. توصیه میکنم در اولین پست معری قسمت ژانر رو هم اضافه کنید و اگر ژانر دیگه ای در کنار عاشقانه در نظر دارید( برای مثال پلیسی ، طنز و ... ) ذکر کنید.

با آرزوی موفقیت بیشتر شما نویسنده ی عزیز :flowersmile:

نقد شده توسط Hadiseh  عضو تیم نقد انجمن نودهشتیا

 

 

 

 

از نقد شما خیلی خیلی ممنونم و مرسی که منو متوجه اشتباهم کردین

برای ویرایش رمانم باید بگم که فعلا گزینه ی ویرایش رو ندارم اما اگه گزینه ی ویرایش برام بیاد اشکالاتم رو برطرف میکنم

برای تعویض شخصیت رفتن به پاراگراف بعدی کافیه؟ نیازی به نوشتن اسم شخصیت نیست؟

ویرایش شده در توسط Heyfa
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در ۱ ساعت قبل، Heyfa گفته است :

از نقد شما خیلی خیلی ممنونم و مرسی که منو متوجه اشتباهم کردین

برای ویرایش رمانم باید بگم که فعلا گزینه ی ویرایش رو ندارم اما اگه گزینه ی ویرایش برام بیاد اشکالاتم رو برطرف میکنم

برای تعویض شخصیت رفتن به پاراگراف بعدی کافیه؟ نیازی به نوشتن اسم شخصیت نیست؟

این بستگی به خود شما داره...اگه دوست دارید اسم شخصیت باشه مانعی نداره اما پارگراف بندی فراموش نشه :flowersmile:

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۶/۹/۳۰ در 15:50، Hadiseh گفته است :

این بستگی به خود شما داره...اگه دوست دارید اسم شخصیت باشه مانعی نداره اما پارگراف بندی فراموش نشه :flowersmile:

بالاخره پستام به ۵۰ تا رسیدن و من طبق گفته ی شما شروع رمانم رو عوض کردم و از حالت کلیشه ای خارجش کردم. مقدمه هم به رمانم اضافه کردم و تا الان غلط های املایی چند پستی رو رفع کردم

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی عالیه عزیزم...موفق باشی و مرسی از تلاشت :heartshape2:

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 57 دقیقه قبل، Hadiseh گفته است :

خیلی عالیه عزیزم...موفق باشی و مرسی از تلاشت :heartshape2:

خوب بودن؟ اشکالاتم برطرف شدن؟

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قبل از هرچیز باید بهت بگم آفرین که مقدمه ت رو نوشتی و میتونم بگم که تقریبا با رمانت هم همخونی داره و این عالیه ! در رابطه با شروع کار هم باید بگم ایده ی متفاوت تری نسبت به شروع قبلی بود و با وجود تغییراتی که ایجاد شده ، نثر رمان جذاب تر شده ...

ایراد کوچیکی که داشتی این بود که توی قسمت "میخندند...شادند...بدون من...تولد سانلی را تبریک می گویند...بدون من.... کیک تولد را می بُرند....بدون من...به جرم عاشقی....هر دو شادند به جز سانلی...گاهی لبخند میزنه و گاهی به ساعت خیره میشه..." اول نثر رو به صورت کتابی نوشتی و از فعل های میخندند ، شادند و ... استفاده کردی اما بعدش گفتی لبخند میزنه و به ساعت خیره میشه ...این تضاد بافت نثر برای چیه؟ در ادامه هم کاملا به صورت عامیانه نوشتی ... این قسمت رو یک بار دیگه ویرایش کن عزیزم...

در کل خوب بود ... همین طور ادامه بده عزیزم ؛ ممنون از توجهت نسبت به اشکالات و درست کردنشون :heartshape2:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، Hadiseh گفته است :

قبل از هرچیز باید بهت بگم آفرین که مقدمه ت رو نوشتی و میتونم بگم که تقریبا با رمانت هم همخونی داره و این عالیه ! در رابطه با شروع کار هم باید بگم ایده ی متفاوت تری نسبت به شروع قبلی بود و با وجود تغییراتی که ایجاد شده ، نثر رمان جذاب تر شده ...

ایراد کوچیکی که داشتی این بود که توی قسمت "میخندند...شادند...بدون من...تولد سانلی را تبریک می گویند...بدون من.... کیک تولد را می بُرند....بدون من...به جرم عاشقی....هر دو شادند به جز سانلی...گاهی لبخند میزنه و گاهی به ساعت خیره میشه..." اول نثر رو به صورت کتابی نوشتی و از فعل های میخندند ، شادند و ... استفاده کردی اما بعدش گفتی لبخند میزنه و به ساعت خیره میشه ...این تضاد بافت نثر برای چیه؟ در ادامه هم کاملا به صورت عامیانه نوشتی ... این قسمت رو یک بار دیگه ویرایش کن عزیزم...

در کل خوب بود ... همین طور ادامه بده عزیزم ؛ ممنون از توجهت نسبت به اشکالات و درست کردنشون :heartshape2:

اون قسمتی رو که گفتین عامیانه تر کردم الان خوب شده؟ با ادامه ی رمان همخونی داره؟

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Heyfa گفته است :

اون قسمتی رو که گفتین عامیانه تر کردم الان خوب شده؟ با ادامه ی رمان همخونی داره؟

خوبه ... درست شد:heartshape2:

  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 7 دقیقه قبل، Hadiseh گفته است :

خوبه ... درست شد:heartshape2:

از راهنماییاتون واقعا ممنونم:JC_cupidgirl:

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×