رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

پست های پیشنهاد شده

:bye: سلام خدمت نویسنده ی عزیز رمان عشق من رییس من:bye:

سلین جانم امیدوارم که در سلامت کامل به سر ببری و بتونی درک کنی که هرچی گفته میشه در راستای پیشرفت خودته.:kissum:

به نام خدا

نقدرمان عشق من رییس من

اسم رمان: عزیزم اسم شاید با موضوع رمان مرتبط باشه ولی اصلا جذاب و فراگیر نیست. اسم رمان تاثیر به سزایی در جذب خواننده داره بنابراین یک اصل بسیارمهم محسوب میشه.تاکیدمی کنم  حتماعوضش کنی........

جلدرمان: پیشنهاد من اینه که برا عکس بزرگ یه دختر تنها باشه،عکس گوشه یه عکس دونفره عاشقانه.:yess:

خلاصه: به نظر من خلاصه ای خوبه که بتونه در خواننده کشش ایجاد کنه ولی متاسفانه خلاصه شما این کشش رو نداشت و بیانگر یه داستان تکراری دیگه بود!خلاصه بایدجذاب باشه و بتونه خواننده رو به خوندن ادامه ی داستان ترغیب کنه.:bliss:

مقدمه: زیبا و مرتبط با رمان.:heart:

شروع رمان: ببین شروعت همون دو خط اول محسوب نمیشه که بگیم دنبال تسبیح گشتن نو بود،شروع رمان یعنی پارت اولش که خوب نالیدن یه دخترفقیر از اوضاع زندگیش تکراری  و بی مزه شده!:ale:

سیرداستان: داستان خیلی سریع پیش میره واصلا به اتفاقات پرداخته نمیشه!مثلا من نفهمیدم چیشدکه باباش مرد؟!شاخ و برگ داستان باوجودمونولوگ های زیاد بازم کمه!!چون مونولوگ ها فقط بیان احساساته و صحبت کردن دختره باخودش.....

دیالوگ ها ومونولوگ ها:  دیالوگ هات به نسبت خوب بودن ولی مونولوگ ها کسل کننده بودن گاهی! مثلا صحبت های دختره با خودش،خسته کننده بود و واقعا لازم نبود نوشته بشن....:004:

علامت ها و اشتباهات: تعداد زیاد نقطه ها مخصوصا تو پست اول،زیاد ازحد به چشم می اومد!شما بجای کاما از نقطه استفاده می کنی که این اصلا خوب نیست گلم.از اون گذشته لازم نیست چنتا علامت تعجب یا پرسش رو کنار هم بزاری...یکی کفایت می کنه! .... اشتباهات هم که توسط هیلاجان گفته شد، فقط یه نکته که تو پست های اول اسم دختره رها بود؛بعد شد اوا!!!:ha:

توصیف مکان: به نسبت خوب بود ولی جای کار زیاد داره! مثلا می تونی بیشتر به خونه ی کیارمین بپردازی.

توصیف ظاهر:  خوب بود.حرفی ندارم در این باره:heart:

شخصیت پردازی: شخصیت ها بسیار تکراری هستن! حتی صفت کوه غرور در بسیاری از رمانها به پسر داستان داده شده! بهتره خیلی بیشتر روشون کار کنی بلکم تحولی ایجاد شه.:006:

زاویه دید: بهتر همه چی از دید اوا گفته بشه، به نظرم حرفه ای تره و مناسب هم هست برای رمان!

ایده ی رمان: راستش ایده ی رمان خیلی خیلی تکراریه! مثلا رمان کنیزک زشت من دقیقا همین ایده رو داشت، اگر اوا خواهر فرنود باشه که دیگه کپی رمان کنیزک زشت منه! سعی کن اززیاد از حد تکراری شدنش جلوگیری کنی بانو.

نثرداستان:  کم وبیش خوب بود. البته اگر از فعل ها به درستی استفاده بشه بهترم میشه.

باورپذیری:  بزرگترین مشکل رمانت اینه که منطقی و باورپذیر نیست! چطور میشه یه پسر خونه ی به اون بزرگی رو داشته باشه اونم با حقوق دکتری!!! و مواردی از این قبیل که در رمانت دیده میشه....

ژانرهای انتخابی: مناسب رمان.

نقدشده توسط فاطمه زارع منتقد ازمایشی نودهشتیا.

سلین جونم امیدوارم ناراحت نشده باشی

من فقط قصدم انجام وظیفه بود

قلمت ماندگار نازنینم.:kissum:

 

ژانرهای انتخابی:

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به دوست عزیزم هیلا 

عزیزم اولش باید بگم قلم خوبی داری و مطمئنم در آینده نویسنده ی خوبی خواهی شد 

خب  نقد رمان بمان برایم 

  • اسم رمان :
  • عزیزم اسم رمانت از زوایای مختلفی در حال مشاهده و سنجش است اگه از زاویه ارتباط با رمانت نگاه کنیم اسم مناسبی هست اما اگه از لحاظ هیجانی بودن سنجش کنیم اسم چندان خوبی نیست چون وقتی خواننده در وهله ی اول اسمو میشنوه جذب نمیشه !
  • جلد داستان :
  • جلد چندان خوبی نبود چرا که خیلی ساده بود! جلدت شناسنامه ی رمانته باید طوری باشه که خواننده وقتی جلدو میبینه تصمیم بگیره رمانتو بخونه
  • خلاصه :
  • زیاد خوب نبود چون کم بود و ساده ولی از این لحاظ خوب بود چون رمانتو لو نداده بود
  • مقدمه :
  • مقدمت عاااالی بود و دلنشین تبریک میگم
  • شروع داستان :
  • شروعت تکراری و کلیشه ای نبود در عوضش خیلی ساده بود باید یکی شور و شوق توش باشه هیجانی باشه
  • سیر داستان :
  • من خوشم اومد چون آروم آروم همه چیرو توصیف کردی  و خواننده تونست اتفاقات رو هضم کنه
  • دیالوگ ها و مونولوگ :
  • بازم خوب عمل کرده بودی چون تعادل برقرار بود نه کم بودن نه زیاد
  • علامت ها و اشتباهات :
  • اینجا هم خوب عمل کرده بودی اما اشکالات جزئی داشتی ....مثلا مبهم نویسی خودش یه اوصول داره اگه بیش از حد بخوای مبهم نشون بدی خواننده گیج میشه 
  • توصیف مکانی :
  • خیلی خوب بود مثلا جایی که از آپارتمان پایینو نگاه میکرد! خوب بود چون عواطفت رو هم به کار برده بودی
  • توصیف ظاهر :
  • ضعیف بود حتی اصلا توصیف نکرده بودی !
  • شخصیت پردازی :
  • نسبتا خوب بود  . من کم کم داشتم با مانلی ارتباط برقرار میکردم 
  • زاویه دید :
  • اول شخص انتخاب خوبیه و هر کجا که مشکل پیش اومد راوی رو به دانای کل تغییر بدی 
  • نثر داستان :
  • دیالوگ محاوره ای مونولوگ ادبی ‌...به نظرم خوبه
  • ایده :
  • شاید چندان نو نباشه اما میتونی اتفاقاتی رو داخل رمانت قرار بدی که عالی بشه 
  • باور پذیری :
  • خوب بود 
  • ژانر : 
  • درست منتخب شده بودن 

عزیزم تبریک میگم بابت اینکه رمان به این زیبایی رو نوشتی 

قلمت ماندگار و مانا 

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم اول تبریک میگم بهت به خاطر نوشتن رمان به این قشنگی...
اسم رمان:

اسم رمانو خیلی دوست داشتم و اونطوری که طبق محتوا مشخصه واقعا مناسبه...
جلد رمان:

جلد رمانم برام جالب بود... خوشم اومد ازش و فکر میکنم مناسب رمان باشه...
شروع:

شروعش فوق العاده بود... از اون حسی که توش بود خیلی خوشم اومد و به نظرم خیلی عالی بود...

سیر رمان:

درباره ی سیر رمان نمیتونم نظر زیادی بدم چون هنوز اونقدری جلو نرفته ولی موضوعو دوس دارم... عاشقانه اس و یه جورایی با قلم و نثر زیبات باعث میشه بخوام بدونم بعد از این چی میشه و واقعا چه چیزی توی گذشته بوده و به شخصیت اصلی گذشته...

شخصیت پردازی:

شخصیت پردازی هم ک نمیتونم نظر زیادی بدم به خاطر همون کم بودن داستان ولی شخصیت وارتان مثل یک روان شناس واقعیه و یه جورایی اون آرامش لازمو توش میبینم...

نثر رمان و دیالوگ ها:

نثر که عالیه و پر از احساسه فقط بعضی جاها تو دیالوگا یکم باید اصلاح بشه مثلا اون قسمتی که وارتان میگه لیدی ایز فرست... این در اصل لیدیز فرسته... اون s که تو حروف انگلیسی هس s جمعه و is نیست... میدونم زیادی جزءی ولی چون خودم یک مدتی برای رمانم درگیر این جمله بودم گفتم بهت بگم...
و یک چیز دیگه... اون قسمتایی که به خاطرات گذشته برمیگرده چندجاش زیاد مشخص نیست و باعث میشه خواننده یکم گیج شه اگر با گذاشتن ستاره یا ایتالیک کردن و اینا مشخصشون کنی بهتره...
از نظر باورپذیری هم ک من تا اینجا هیچ اشکالی ندیدم...
توصیفاتت هم که خیلی خوب بود و باعث میشد خواننده قشنگ صحنه هارو تصور کنه...
در آخرم دوباره بهت تبریک میگم عزیزم امیدوارم موفق باشی

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به نویسنده خوش قلممون هیلا جان،تبریک میگم بابت رمان قشنگت

خب بریم سراغ نقد رمان بمان برایم...

اسم رمان:اسم انتخابی به داستانت میخوره اما متاسفانه آدمو جذب نمیکنه

جلدرمان:اصلا متناسب باداستانت نیست و بازم خواننده راجذب نمیکنه

خلاصه: ساده بود ولی همین که داستانت رالو نداد خوبه

مقدمه: عالی بود بهت تبریک میگم

شروع داستان:تکراری نبود وهمین واسم ارزش داشت اما یکم هیجان انگیزترش کنی بهتره

سیر داستان: عالی پیش رفته و این قوت قلمت را نشون میده

مونولوگ و دیالوگ: بازم عالی بود،همه چیز رو رعایت کرده بودی

ایده رمان: چندان تازه نیست ولی خب با اتفاقاتی میتونی تازش کنی

علاعم و اشتباهات: به خوبی رعایت کرده بودی

شخصیت پردازی: کم و بیش خوب بوداما بازم جای کارداره

 باورپذیری: خوب بود

ژانر: درست انتخاب شده بود

توصیف مکانی:عالی برخورد کرده بودی 

توصیف ظاهری: اصلا نداشتی 

موفق باشی گلم،قلمت ماندگار...

سلام به نویسنده خوش قلممون هیلا جان،تبریک میگم بابت رمان قشنگت

خب بریم سراغ نقد رمان بمان برایم...

اسم رمان:اسم انتخابی به داستانت میخوره اما متاسفانه آدمو جذب نمیکنه

جلدرمان:اصلا متناسب باداستانت نیست و بازم خواننده راجذب نمیکنه

خلاصه: ساده بود ولی همین که داستانت رالو نداد خوبه

مقدمه: عالی بود بهت تبریک میگم

شروع داستان:تکراری نبود وهمین واسم ارزش داشت اما یکم هیجان انگیزترش کنی بهتره

سیر داستان: عالی پیش رفته و این قوت قلمت را نشون میده

مونولوگ و دیالوگ: بازم عالی بود،همه چیز رو رعایت کرده بودی

ایده رمان: چندان تازه نیست ولی خب با اتفاقاتی میتونی تازش کنی

علاعم و اشتباهات: به خوبی رعایت کرده بودی

شخصیت پردازی: کم و بیش خوب بوداما بازم جای کارداره

 باورپذیری: خوب بود

ژانر: درست انتخاب شده بود

توصیف مکانی:عالی برخورد کرده بودی 

توصیف ظاهری: اصلا نداشتی 

موفق باشی گلم،قلمت ماندگار...

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام هیلا جونم ، تبریک بابت رمان عالیت

اومدم تا رمانت رو نقد کنم ...

اسم رمان :

خب اسم رمانت که به نظرم هم خوبه هم جذاب من که دوستش داشتم.

جلد رمان :

جلد رمانت هم خیلی خوشگله و بازم بهت تبریک میگم.

خلاصه :

خلاصه هم که بخشی از داستانه و به نظرم ایده خوبیه ولی یکم کوتاهه . بهتره بیشتر بنویسی.

مقدمه :

مقدمه هم طبق گفته الهام جون عالیه و حس خوبی به ادم میده.

شروع داستان

شروع داستانت هم به نظرم یکم تکراریه ولی بازم خوبه و قابل قبول.

سیر داستان:

خوب بعضی جاها پریده بودی . مثلا یه جاهایی رو توضیح نداده بودی ولی شاید به نظر تو این حشو بشه که خب شاید اینطوری دوست نداری ولی به نظرم بهتره یکم بیشتر بازشون کنی.

مونولوگ و دیالوگ:

مونولوگ و دیالوگت هم عالی بود . تبریک دوباره.

ایده رمان :

ایده رمانت هم به نظرم تازه است . من که تا حالا ندیدم و امیدوارم ادامه اش رو بنویسی .

علائم و اشتباهات:

نداشتی و خوب بود.

شخصیت پردازی:

شخصیت پردازیت هم خیلی خوب بود و به خوبی تونسته بودی شخصیت مهربان میناونیما و شخصیت نگران وارتان رو به نمایش بزاری.

باورپذیری:

 مشکلی نبود .

ژانر :

ژانرت هم درست بود .

نثر داستان :

به نظرم زیاد ادبی نوشتی و این باعث احساس غریبگی خواننده میشه . اگه یه کم محاوره ای تر باشه خواننده احساس راحتی و صمیمیت میکنه .

توصیفات مکان و ظاهر :

اینم عالی بود و به مرور به خورد خواننده دادی.

در آخر شدیدا بهت تبریک میگم . به قول دوستان قلم خوبی داری و نویسنده عالیی میشی . ادامه بده و ناامید نشو .

دوست دارت : سلین:gol:;)

 

 

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

"اهورا و الله را سپاس"
پس اهورا یاورتان شود که شمارا ز گزند های اهریمنان به دور بدارد ...( خرده اوستا یشت ۳۵)

خدای یکتاست که جز او خدایی نیست که وی زنده و پاینده ی ابدی ست... ( سوره ی آل عمران آیه ی ۲)

" سوگند به قلم و آن چه می نویسید "
سلامی از عمق جانم خدمت نویسنده ی گرامی که بدین سبب مفتخر گشتم و رمان و نوشته ی شمارو نقد خواهم کرد.اما من بر طبق عادت همیشگی در هر بخش هر دو سر نیک و نه چندان نیک رو خواهم گفت و در آخر هم یک جمع بندی خواهیم داشت؛ پیشاپیش از هر آن جایی که باعث دلگیر شدنت میشم من رو ببخش و عفو کن...

● نام رمان: خب تمام ماها از اهمیت اسم برای یک رمان آگاهیم! یعنی یک اسم اولین مرحله ی جذب یک خواننده هست! پس خیلی پر از اهمیته...
در مورد نام بمان برایم، نام خوبی هست و تا اون جایی که من داستان رو خوندم و ماجرای گردنبند نشون میده که کاملا هوشمندانه انتخاب شده اما نکته ی اصلی اینه که این از عظمت رمانت کاسته! به نظرم با کمی تجدید نظر البته بازهم بستگی به سلیقه ی خودت، بسیار میتونی متمایز ترش بکنی، شاید کمی ادبی و پر از مفهوم تر که به نثر ادبیت هم بخوره، البته شما در انتخاب اسم بازهم مختاری اما حقیقتش من هیچ وقت فکر نمیکردم اسمی به این سادگی، چنین نثر پرمفهومی در پشت سر داشته باشه.

● جلد رمان: جلد هم خوب بود! تا حد زیادی به من به شخصه نا امیدی القا میکرد! چون در عکس جلد زن بسیار محو کار شده و شاید این رو القا کنه که این دو عاشق هیچ وقت بهم نمیرسن! به نظرم انتخاب تا حدی خیلی خوب بود اما خب جای دقت بیشتر هم داشت.

●خلاصه ی رمان : دوستش داشتم اما نمیتونم بگم یک خلاصه ی کامل بود چرا که : اول: کمی از حالت ادبی خارج شده بود و این در تضاد با نثر ادبی و زیبات بود، دوم: جای کار داشت باید یکم خواننده رو بیشتر قلقلک میدادی ! خیلی خوب بود خیلی خوب؛ اما بازهم جای کار داشت.

 

● مقدمه ی رمان: خوب بود اما جای کارهم داشت! همانند اسم رمان کمی با نثر تضاد داشت.

●شروع رمان: شروعت عالی جذاب و ترغیب کننده بود! من که دوستش داشتم و همین من رو ترغیب کرد برای با لذت ادامه دادن به خوندن رمان!

● سیر داستان: تا حد زیادی عالی بود اما متاسفانه بعضی وقت ها خیلی سریع بود، بعضی قسمت هارو باید کمی بیشتر کش بدی و تعریف بکنی، سیر داستانت خیلی خوب اما همون بعضی وقت ها سریع شدنش کمی داخل ذوق میزد اما بازهم درونش عالی عمل کردی! زیبا جذاب و پر فراز و نشیب!

●دیالوگ ها و منولوگ ها: در این مورد هم خوب بودی! کمی بیشتر توضیح میدم! مثلا یک شخصیتی رو مادر و پدرش عزیزم صدا میکنن! خب این هیچ ایرادی نداره و هیچ مشکلی هم نداره اما این که اون قسمتی هست که خواهر و بردار مانلی میان ! در اون قسمت خیلی از واژه ی ماه و این ها استفاده کرده بودی! کمش زیباست و جذاب اما به نظر من کمی زیاد از حد این کار رو کرده بودی. منولوگ هاتم بسیار عالی بودن! باور پذیر و قابل درک.

●علائم و اشتباهات: نسبتا خوب و درست ازشون استفاده کرده بودی، یعنی به نظرم استفاده از علائم نگارشیت خیلی عالی بود! و اشتباه خاصی درمورد شیوه ی ظاهری متن نداشتی و غلط املایی هم که من ندیدم!

●توصیف : من مثل همیشه به تمام جنبه های توصیف میپردازم.
□ توصیف مکانی: بسیار نیک و عالی! به اندازه ، زیبا و قابل درک! خیلی به اندازه و در جای مناسب بود.
□توصیف ظاهری: خوب بود! جای کار هم داشت! مثلا من تقریبا چهره ی وارتان رو فهمیدم ! درمورد مانلی هم که مدل مو و رنگ پوستش بود، فقط حقیقتش بقیه همچون علامت سوالی بزرگ در مغز من جای گرفتن! روی این مورد کار کن!

□توصیف حال و احوال: این مورد عالی بود!

● شخصیت پردازی : حقیقتش به شناخت کاملی درمورد شخصیت ها نرسیدم چون تعداد قسمت ها کم بود و همین ثابت میکنه کلیشه ای نیستن! اما به نظرم نیک این کار رو انجام دادیو خب این برای خلق یک داستات متفاوت بسیار مهمه! درود بر تو جانم...

● زاویه ی دید: متوجه این شدم که زاویه ی دید شما در طول داستان تغییر میکنه و من باتوجه به نثر ادبی شما بهت پیشنهاد میدم که زاویه ی دیدت رو تماما دانای کل بزاری! هرچند که خود من اول شخص رو بیشتر دوست دارم اما با توجه به نثر ادبی و این که یک داستان چند وجهی رو مینویسی به نظرم دانای کل برای شما باید انتخاب بهتری باشه.

● نثر داستان: تبریک! نثری قوی ، پر مفهوم و ادبی! فقط بعضی از جملات از ادبی خالص درآورده میشدن که این جالب نبود! اگر متن با دقت و برای یک بار دیگه بخونید بعضی از جملان هستن که ادبی خالص نیستن و این خب دوگانگی ایجاد کرده که جالب نیست!

● ایده ی رمان: داستان تا حد زیادی پیش نرفته بود اما خب از اولش هم مشخصه که ما با یک داستان کلیشه ای رو به رو نیستیم! ولی من به شما گفتم اگر تماما دانای کل رو به عنوان زاویه ی دیدت انتخاب کنی بهتر به اهدافی که در ذهن داری میرسی!

●ژانرهای انتخابی: که نوشته بودی عاشقانه و خب ما فقط اثر و یا رد پایی ازش دیدیم! مطمئنن اگر داستان طولانی تر بود در این باب میتونستم نظر بهتری بدم اما خب به نظرم مطمئنن در آینده ی نه چندان دور شاهدش خواهم بود!

 

جان دلم برات آرزوی بهترین هارو دارم و امیدوارم از نقد من دل شکسته نشده باشی، منتظر ادامه ی رمان جذابت هستم اما گذشته از این حرف ها گفتم که در چه بخش هایی خوب و یا نا خوب عمل کردی که امیدوارم با وقتی که میزاری افتخار بدی و به نقدم که تماما از روی دوستی و صداقت بود عمل کنی...

" و این چنین که اهورا و الله یاورت باشند "

 

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام به دوست خوبم نویسنده خوش ذوق رمان بمان برایم

بهتون تبریک میگم رمان خوبی رو نوشتید و من فقط نکاتی رو که به ذهنم میرسه در قالب نقد خدمتتون عرض میکنم

نام رمان: اسم مناسبی بود که با محتوی نوشته هماهنگی داشت

خلاصه:کاش با همون تمی که شروع کردید کمی بیشتر توضیح میدادید.

مقدمه: مقدمه خوب و جالبی بود و من خوشم اومد.

ژانر: من خیلی دوست دارم بچه هایی که عاشقانه مینویسند به رمانشون ی  ژانر احتماعی هم اضافه کنن تا ی محتوی خوبی پیدا کنه و پیامی برای مخاطب داشته باشه

نثر رمان: بسیار خوب و سنجیده نوشته شده بود

شروع: شروع خوبی بود که منو کنجکاو کرد برای خوندن بقیه داستان. در ضمن من قبلا رمان شمارو خونده بودم وباید بگم این شروعی که داشتید و تصحیحاتی که دارید انجام میدید برای نوشتن مجدد رمانتون خیلی خوبه و اصلا با قبل قابل مقایسه نیست

علایم نگارشی: درست برعکس من , خیلی به جا و خوب استفاده کرده بودید و فقط در بعضی جملات جای فعل و فاعل درست نبود و جمله بندی ایراد داشت.

ایده رمان: به نظر من همیشه نباید ایده نویی داشته باشیم هنر نویسندگی دقیقا اینجاست که در هر قالب و در مورد هر موضوعی به سبک خودت نو و خلاقانه بنویسی که تا اینجا به نظرم کارتون خوب بود باید دید از این به بعد چطور پیش میرید.

دیلوگ و مونولوگ: من فکر میکنم مونولوگ های شما نسبت به دیالوگ ها بهتر بود 

زاویه دید: کاش با ی زاویه دید ادامه میدادی و عوضش نمیکردی. معمولا تعدد زوایای دید تمرکز خواننده رو بهم میزنه دوست خوبم

در کل رمان خوبی بود و بهت تبریک میگم و برات آرزوی موفقیت دارم

 

 

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت نویسنده خوش ذوق و خوش قلممون ، هیلا جان . 

اول از همه تبریک میگم بابت نوشتن این رمان زیبا و دوم خسته نباشید میگم که با سختی فراوان و درنظر گرفتن نقدا یه همچین رمانی نوشتی . 

خوب بریم سر نقد . :t(38):

1.      اسم رمان : قشنگه و خوب به موضوعت هم میاد . 

  2. جلد رمان : با توجه به موضوع رمان ترکیب رنگ خوبی داره و قشنگه . 

3. خلاصه ی رمان : خیلی خوب بود . به نظرم همه قوانین رعایت شده بود . 

4. مقدمه ی رمان : بسیار زیبا و دلنشین بود . 

5. سیر داستان : خیلی خوب پیش رفته بودی و تو تمام مراحل این حس کنجکاوی که خوب حالا بعدش چی میشه همراهم بود و این عالیه . اصلا خسته کننده نبود . 

6. دیالوگ ها و مونولوگ ها: عالی بودن و همه چیز به جای خودش بود . 

7. علائم و اشتباهات: من هیچ غلط املایی و نگارشی ندیدم . 

8. توصیف مکانی: خیلی خوب بود . به جا و به اندازه همه چیز و توصیف کردی . 

9. توصیف ظاهری : به ظاهر یه کوچولو کم رسیدی ، دقت کن یه کوچولو ولی خوبه نیاز به ویرایش نیست . 

10. شخصیت پردازی: عالی بود . 

11.زاویه ی دید: یه قسمت از داستانت اول شخص بود و بعد دانای کل شد . بهتره از اول تا آخر داستان زاویه دید یکی باشه . اگه اول شخص بود تا آخر همین باشه . 

12. نثر داستان : نثر ادبی با توجه به قلم خوبت خیلی به رمان میاد و قشنگه . 

13 ایده ی رمان: خوب من هنوز کنجکاوم و نمیدونم قضیه چیه باید یکم جلوتر بریم تا متوجه ایده بشم ولی به نظر میاد خوب باشه . 

14. ژانرهای انتخابی : ژانر عاشقانه انتخاب کردی ولی من هنوز هیچ اثری از عشق ندیدم باید دید ادامش چی میشه . 

در کل خیلی خوب بود و من خوشم اومد . بهت خسته نباشید میگم و امیدوارم موفق باشی . :gol:

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ویژه خدمت هیلای عزیزدلم

حدس میزدم منتقدبسیارخوبی مثل تو حتما نویسنده ی خوبی هم باشه!

قراربودتعریف وتمجیدنکنم ولی خب رمانت بسیارزیبا بود،بسیارمحبوب دل من بود.

ازدید یه خواننده واقعا رمان خیلی خوبیه،یه منتقدم نمی تونه زیاد از حد ازش خرده بگیره ولی خب....

به نام خدا

نقدرمان بمان برایم/@HILA

اسم رمان: نام گذاری رمان علاوه براینکه باید هدفمندباشه،بهتره جذاب و فراگیرم باشه تا در جذب مخاطب برای رمان سهیم باشه. "بمان برایم "اسم خوش نوا و قشنگیه  ولی خب رمان های زیادی اینجوری نام گذاری شدن مثل باورم کن! بازم من پیشنهادی مبنی بر عوض کردن نام ندارم،چون حسن این اسم اینه که مرتبط با رمان و موضوعشه!^_^

جلدرمان:جلد بسیار قشنگ و مفهومیه.بایدقدردان بود از طراح جلدکه جلدی به این قشنگی خلق کرده،هرچندسلیقه ی تو در انتخاب عکس هم بی تاثیر نبوده!:wub:

خلاصه:من کاری به اصولی بودن یا نبودنش ندارم چون همه ی خواننده های رمان منتقد نیستن!خلاصه ای خوبه که جذاب باشه و بتونه خواننده رو به خوندن رمان ترغیب کنه و خلاصه ی تو این پتانسیل رو داشت:rolleyes:

مقدمه: مقدمه ی خیلی زیبایی بودکه حدس می زنم کار خودت باشه...فقط ای کاش به جای لطفالطفالطفا،به یه لطفا بسنده کنی چون من چنبارکه خوندمش دیدم با یه لطفا اهنگینتر و قشنگتره!:003:

شروع رمان:شروع قشنگ وتازه ای بود!حرفی درش نیست.:no:

سیرداستان: داستان پراز هیجان و کنجکاوی برانگیزیه! فقط گاهی وقتها روند داستان تند میشه، یعنی در برخی مواقع به اتفاقات  افتاده شاخ و برگ نمیدی ! مثل تولدمانلی....که شمع فوت کردنشو نگفتی خانوم:t(18):

دیالوگ ها ومونولوگ ها: عزیزم یکی از اصل هایی که باعث جذابیت رمان میشه، به واقعیت نزدیک بودن رمانه! وخب دیالوگ هات کمی فقط کمی خشک ودور از واقعیتن!مثلا من هیچوقت نشنیدم کسی بگه نوشیدنی موردعلاقتو برات بیارم!البته شایدم من نشنیدم و میگن بقیه.......دیالوگ هات جای کاردارن، لازم نیست دیالوگ های مفهومی وپرازابهام بنویسی که فراباوربشه،این اتفاقات داره تو جامعه و خانواده  رخ میده، پس میتونه حرفای عادی هم رد وبدل بشه!مثلا اونجا که مانلی می گفت من ماهم، شما خورشید،به نظرمن لوس بود وخیلی  این حرفا بین خواهروبرادرا ردوبدل نمیشه اخه!! ولی مونولوگ هات عالی بودن...فقط دروصفشون میشه از کلمه ی عالی استفاده کرد.:ale:

علامت ها و اشتباهات: علامت هارو کم و بیش رعایت کرده بودی البته گاهی هم از کاما استفاده ی نابجا می کردی. غلط املایی به چشمم نخورد فقط باتوجه به نثرت بهتره بنویسی به نظرم نه"بنظرم" یا تو پست اول  بجای ماشینش،،،،بنویسی "ماشین اش". یکم حال و هوای رمانت سنتیه، یعنی قدیمی بودن در و چادررنگی مینا این حسو بهم القاکرد، پس به نظرم بهتره به جای کلمه انالیزکردن از یه چیز دیگه استفاده کنی.

توصیف مکان: خیلی خوب بود همه چیز به اندازه و به جا توصیف شده بود! من  دیگه بیشتر از این مقدار توصیفم نمی پسندم:ale:

توصیف ظاهر: این بخشم امتیازشو بهت میدم چون میدونم داری خردخرد همه چی رو به خواننده میگی!! الان ما یه هاله ای از هرشخصیت در ذهنمون داریم...:newspaper:

شخصیت پردازی:  خوب بود ولی خیلی خیلی جای کار داره چون هنوز انچنان که باید شخصیت ها در ذهن من خواننده نقش نگرفتن!! یعنی من الان تقریبا هیچی از خلق وخوی  مانلی و بقیه نمی دونم.

زاویه دید: ای کاش از یه زاویه ثابت داستان رو روایت می کردی.:fingersmiley:  کارتو حرفه ای تر جلوه میداد.:heey:

نثرداستان: نثرتو خیلی دوست داشتم، خیلی قشنگ بود، لذت می بردم از دامنه ی کلمات وسیعت! واقعا خسته نباشی هیلاخانومی

ایده ی رمان:  ظاهرا جدیده! فعلا نظری دربارش ندارم. امیدوارم یه داستان جدید وقشنگ ارایه بدی.:005:

باورپذیری:  باورپذیر بود  ولی اگر رو ی دیالوگ هات کار بشه بهترم میشه.:008:

ژانرهای انتخابی:   موضوع رو به ژانر تغییر بده .........اجتماعی هم اضافه کنی بد نیست:007:

قلمت ماندگار دوست محبوب من

 

 

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به نویسنده ی عزیز زمان بمان برایم 

اسم رمان : اسم رمان تمام ویژگی های مثبت  رو به عنوان جایگاهش داره تبریک می گم 

خلاصه : خیلی کوتاه بود خلاصه باید جرقه های رمانت رو به تصویر بکشه تو یه جورایی ایده ی رمانت رو نوشتی عزیز ... خلاصه نماد رمانه ... اخرش رو ول نکن ... من وسط یه داستان عاشقانه هستم چیز خاصی نداره ... خلاصه باید خیلی تک باشه که نشه به هیچ رمان دیگه ای اختصاصش داد ... بهش پر و بال بده 

مقدمه خوب و متناسب بود 

 سیر داستان : خیلی خوب و همین رویه رو پیش بگیر .

دیالوگ ها و مونولوگ ها:  سعی کن بیشتر به مونولوگ ها برسی ... قلم فوق العاده ای داری و تو مونولوگا می تونی خواننده رو گیر بندازی که دل از رمانت نکنه  . 

علائم و اشتباهات: من هیچ غلط املایی و نگارشی ندیدم . 

توصیف مکانی:  خیلی بهتر از توصیف ظاهرت بود بهتره بیشر از تشبیه استفاده کنی . 

 توصیف ظاهری : کمی ضعیف عمل کرده بودی با وجود قلم توانات انتظار بیشتری می شه رفت  . 

 شخصیت پردازی: اولش ضعیف بودی اما تو پست های بعد خیلی بهتر شد  . 

زاویه ی دید: زاویه ی دیدتو عوض نمی کردی بهتر بود اولش موفق تر بودی ... از طرفی با عوض کردن زاویه دید خواننده رو سردرگم کردی  . 

 نثر داستان : نثر ادبی  که خوب نشونش دادی بعضی از نویسنده ها تظاهر به ادبی نوشتن می کنن و سعی می کنن با قلمبه سلمبه کردن کلمه ها ارزش ادبی رمان رو بالا ببرن اما ذوق ادبی تو جمله های رمانت کامل مشهوده . 

 ایده ی رمان: ایده ی تکراری نیست ولی بکر هم نیست در کل ایده ی انتخابیت عالی بوده و همینطور پرداختن بهش  . 

 ژانرهای انتخابی : تا اینجا که بیشتر اجتماعی بود ببینیم در ادامه چی میشه . 

 

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سلام وسلام به دوستای خوبم ومنتقدای عزیز @fatemeh zare، @afagh7fth، @maryamalikhaniو @mz1379.

واقعا ممنونم ازتون بابت وقتی که برای خوندن رمانم گذاشتید و نقدهای به جا و درستتون.سعی میکنم از تجربیاتتون استفاده کنم و نکات گفته شده رو رعایت کنم.

من واقعا هول هولکی ویرایش کردم رمانم رر و خودمم میدونم که کم ایرادنداره.به امیدخدا با همراهی شما ایرادات رو برطرف میکنم.

نکته ی بعدی درباره ی تغییر زاویه ی دیده.مانلی براثر تشنج بیهوش شده و من باتغییر زاویه ی دیدخواستم مدتی که مانلی بیهوشه بقیه ی شخصیت هارو معرفی کنم بااین زاویه ی دید.

درآخر بازهم تشکر میکنم ازشما دوستای عزیزم و بقیه ی دوستانی که رمانم رو خوندن و نقدکردن.خواهشم ازشما اینه که درادامه هم بامن و رمانم همراه باشید.

دوست دار شما هیلا:gol:

  • تشکر 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد رمان بمان برایم
سلام به شما دوست عزیز، نویسنده ی خوش ذوق رمان بمان برایم
امیدوارم زیباترین لحظات رو سپری و از نقد های ما هم ناراحت نشی.
بریم سر نقد
نام رمان:در وهله ی اول که نام رمانت رو شنیدم، حدس زدم موضوع عاشقانه است.این نام به محتوا می خوره و بنا به موضوع، تا حد زیادی می تونه مخاطب رو جذب کنه.
جلد رمان: جلد رمانت رو خیلی دوست داشتم؛ مخصوصا عکس کوچیکش که هم به نام رمان می خوره و هم به موضوع  اما رنگ به کار رفته، بهتر بود عکس بزرگش سیاه و سفید می بود یا کمتر چهره ی شخص در اون دیده می شد.
خلاصه رمان:تعداد خط ها استاندارد بود و خیلی هم خوب بود که نام شخصیت در اون ذکر نشده بود؛ اما واقعه ی مهم داستان رو کمی لو دادی.با این حال خوب بود چون خواننده رو وادار می کنه رمان رو بخونه و به اونچه که در رمان نهفته دست پیدا کنه.
مقدمه رمان:اینطور که معلومه مقدمه از خودته.مقدمه به موضوع می خوره و روون و زیبا ست.اما بهتر بود به جای "لطفا لطفا لطفا تو بمان برایم" می نوشتی تمنا می کنم تو بمان برایم
اینطوری متن بیشتر فضای فضای عاشقانه ایجاد می کنه.
آغاز رمان:همه ی ما این رو می دونیم که آغاز رمان خیلی مهمه؛ چون می تونه خواننده رو به دنبال کردن وقایع واداره یا اون رو به صفحه ی پایانی رمان هدایت کنه.آغاز رمان شما شما گویا در نقطه ی اوج قرار داشت اما گمون کنم جذابیت آنچنانی ایجاد نکرد.
سیر داستان: رمان شما ظاهرا زیاد در هیجانی که به تدریج ایجاد بشه نبود؛ مدام ضربه می زد مثلا وجود عماد در تولد مانلی یا تب کردن مانلی به نظرم بهتره سیر داستان رو بنا به موضوع در دست بگیری من که به کلی گیج شدم.
دیالوگ ها و مونولوگ ها:دیالوگ ها خوب بودن مثلا شما شخصیت ها رو پیش از مکالمه تعیین کردی و خواننده گیج نمیشه.برای هر دیالوگ هدف خاصی داشتید و از دیالوگ های صفحه پر کن هم خبری نبود.اما کمی هم از دیالوگ های کلیشه ای به کار بردی که هر چه جلوتر رفت، تقریبا از بین رفت.
اما در مورد مونولوگ، خیلی خوب احساسات مانلی بیان می شد اما گاهی هم حوصله سر بر می شد و خواننده رو وادار می کرد که از خوندن اون مونولوگ، صرفه نظر کنه.
علامت و اشتباهات:در مورد علائم نگارشی گویا خیلی کم و یا اصلا از اون استفاده نکردی.مثلا "خوشحال بودم از این که تنها وظیفه ی من در آن آشفته بازار، انتقال هدایایم به اتاقم بود." این رو خیلی خوب از علائم استفاده کردی.
اما اشتباهات شما خیلی کم داشتی به جز کلماتی که خیلی به چشم نمیومدن مثل:چقد که باید چقدر نوشته می شد و از این قبیل

توصیف مکانی:توصیف مکانی خیلی خوبی داشتی اما به نظرم بهتره زیاد وارد جزئیات مکان نشی همین که هر اونچه برای شخصیت خوشایند و جذابه توصیف کنی کافیه.

توصیف ظاهر:گمون کنم اصلا توصیف ظاهری نداشته به جز اینکه گفتی چشمای وارتان چه رنگیه و از این ها شما قلم فوق العاده ای دارید و توی بیان عالی هستید میتونید خیلی خوب این توصیف رو به کار ببرید.

شخصیت پردازی:درذ این مورد کمی ضعیف عمل کردی مثلا بعضی ها رو ناگهانی و بی مقدمه وارد داستان کردی که من گیج شدم.اما شخصیت اصلی کاملا قابل باور و دوست داشتنی بود.بهتره روی شخصیت های دیگه هم اینطور تمرکز کنی.

زاویه ی دید:زاویه ی دیدت که شخص  اول بود خیلی عالی بود و به رمان هم می خورد اما به نظرم بهتره زیاد سراغ راوی نری چون دید شخص اول بهتره.

نثر داستان:ادبی

نثر داستانتون خوب بود و خیلی خوب هم واژه ها رو به کار برید خصوصا اینکه نثر گیرا بود و حوصله سر بر نبود.

باور پذیری:این مورد رو خیلی خوب رعایت کردی  بهتت تبریک می گم.

ایده ی رمان:ایده ی شما نو نبود اما با بیان قوی که داشتید خیلی خوب تونستید اون رو جذاب کنید.

ژانر های انتخابی:عاشقانه

به نظر من بهتره که سبک رو عاشقانه قرار بدی و موضوع رو اجتماعی

امیدوارم ناراحت نشی

با آرزوی برترین قلم از برای شما دوست عزیز

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@elinaعزیزم سلام،روز بخیر.

ممنونم ازت بابت وقتی که برای خوندن و نقد رمانم گذاشتی،من به هیچ وجه ازشما و ازبقیه ی دوستان ناراحت نمیشم چون به من لطف کردید و نقد کردید رمانم رو.

درباره ی تغییر زاویه ی دید بالاتوضیح دادم ولی بقیه ی نکات رو حتما رعایت می کنم.

دوستدارت هیلا:gol:

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان عزیز به خاطر اعتراض دوستان مهلت رمان بمان برایم تا ساعت 12 شب تمدید میشه . لطفا نقد کنید 

  • تشکر 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای تاخیرم متاسفم !

 

هوالحق

نقد رمان بمان برایم | hila

سلام خدمت نویسندهی عزیز ، خوب و گل گلابمون !

خوبی شما ؟ 

بریم سراغ نقد :

اسم : اسم رمانت یه جور خاصه ؛ به دل میشینه . اسمت رو دوست دارم اما » بمان برایم «جذابیت آنچنانی نداره برای مثال اولین باری که تو قسمت تایپ رمان دیدمش نگاهم بهش کاملا خنثی بود نه جذبم کرد نه طوری بود که ازش بدم بیاد . اسم های مناسب ویژگی های زیر رو دارن : ۱ داستان و لو نده ۲ جذاب باشه و در ذهن خواننده سوال ایجاد کنه .

خداروشکر اسم« بمان برایم» مورد اول رو داره اما تو مورد دوم یکمی می لنگه اما در کل برای یک رمان با ژانر عاشقانه مناسبه .

جلد : عکس های مناسبی برای جلد انتخاب کردی که وجود ژانر عاشقانه رو به زیبایی نشون میده . اما باید برای دیدن زن محو روی تصویر کمی دقت کرد خود من اول ندیدمش !

خلاصه : خلاصه باید ۳-۴ خط باشه و اندک اطلاعاتی به ما بده اما این خلاصه خیلی کوتاهه . خلاصه ی شما یک ویژگی مثبت داره و اونم اینه که خواننده رو کنجکاو و به خوندن رمان وادار می کنه . به شخصه سوالاتی مثل : « چجور تغییر در زندگی دختره ایجاد شده ؟ اون کادوی نام برده شده چیه ؟ » توی ذهنم به وجود اومد . ویژگی یک خلاصه ی خوب : داستان را لو ندهد - سوالاتی در ذهن ایجاد کند ( ترجیحا نویسنده این سوالات رو در خلاصه مطرح نکنه )

مقدمه : مقدمه باید هم به داستان و هم به اسم بخوره . مقدمه ی خوب و دلنشینی نوشتی از نظرمن !البته با این قلم جای پیشرفت و بهتر شدن رو داره.

شروع : شروعت رو دوست دارم چون آدم رو کنجکاو می کنه بعدش چی میشه که این یه پوئن مثبته برای تو . اول فکر کردم  جایی که راننده ی ماشین داره با دختره گفت و گو می کنه ، دختره داره با یه پسر قد بلند خوشتیپ پولدار ... کل می اندازه . ( خخخ)

سیر داستان : سیر خوب و با فرازونشیبی داشتی اما بعضی جا تند پیش می رفت که معلومه از دستت در رفته مثلا برای تولد دختره ( ببخش اسم دختره هی یادم میره ) می تونستی بیشتر بهش شاخ برگ بدی و گسترده ترش کنی اما سریع از روش گذشتی .

 دیالوگ ها و مونولوگ ها : به خوبی استفاده کرده بودی ازشون اما یه جاه‍ایی خسته کننده می شد مثل : » 

مینا-چرا اینجوری نگاه می کنی؟بدشدم؟

دستی به دامن بلندش کشید وگفت:

-لباسم چطوره؟

-همه چی خوبه نگران نباش،مثل ماه شدی.

لبخندی زد و به سمتم آمد.درحالیکه مشغول کشیدن خط چشم پشت پلک هایم بود گفت:

-ماه این خونه تویی.

-اگه من ماهم،شماهم خورشیدین.اگه نباشین منم نیس«

خیلی از ماه و مهتاب استفاده نکن خز میشه .

علائم و اشتباهات : 

* (اخم تصنعی ای کردوگفت : ...) بهتره بنویسد :( اخمی تصنعی کرد و گفت : ...)

*کاووش = کاوش که معنی جست وجو رو داره .

* بالآخره = بالاخره 

* آدما تغییرمی کنن،اما .... ( ، نیاز نیست )

* بین کلمه ها فاصله بزار تا طور دیگه ای خونده نشه مثل :  باتنی  = با تنی

* از یک فعل برای دو جمله استفاده و اون ها رو به هم مرتبط کن مثلا : (درباصدای بدی باز شد و حیاط خاکستری رنگ نمایان شد) بنویس ( در با صدای بدی باز و حیاط خاکستری نمایان شد .)

توصیفات : در کل از توصیفات به گونه ای استفاده کردی که نه اپنقدر زیاد که زننده باشه نه اونقدر کم که خواننده متوجه نشه .

توصیق مکانی : خوب و جامع ازش استفاده کردی .

توصیف ظاهر : فقط رو شخصیت های اصلی کار نکن مثلا من اصلا نفهمیدم نیما و مینا چه طوره .

توصیف حالات : خوب بود .

شخصیت پردازی :با اینکه ابتدای داستانه گونه ای شخصیت پردازی کردی ( و می کنی )  که شخصیت ها ملموس باشه ( معمولا این جور شخصیت ها در ذهن ها ماندگار می شن ) روی شخصیت ها به خوبی و با دقت کار کن که تا مدت ها بعد در خاطر بمونند .

زاویه دید : با توجه به ارسال آخر رمانت  زاویه ی دید چرخشیه . بهتره که از زاویه ی دید اول شخص بیشتر از دانای کل بهره ببری چون باعث میشه سطح کیفی مونولوگ ها بالا بره و همچنین  شخصیت های اصلی ( که زاویه از دید انهاست ) توسط خواننده بهتره درک و شناخته بشن ( به طوری که خود رو جای شخصیت ها بگذارد و با آنان خو بگیرد ).

نثر داستان : در مونولوگ ها ادبی ( تقریبا چون یه قسمت هاییش از محدوده ی ادبی خارج شده بود )  و در دیالوگ ها محاوره ای است . برای کتاب های چاپی بهتر است از نثر ادبی بهره برد که شما این کار رو کردی . نثر ادبی که به کار گرفتی روان و خوانا می باشد و برای خواننده جذاب . تبریک می گم قلم قوی داری .

ایده ی رمان : تا اینجای داستان که ایده ی نو مشاهده می شه ( تقریبا و تا قسمتی )  اما چون هنوز اولای رمانه نمیشه نظر قطعی داد .

باورپذیری : خوب و مناسب بود .

 ژانر های انتخابی : 

عاشقانه : به دلیل عشقی که بین شخصیت های اصلی زن و مرد به وجود میاد ( البته با توجه به داستان حس می کنم این عشق قبلا بین عماد و دختره به وجود اومده )

  موفق باشد . با آرزوی پیشرفت روزافزونتان !

 
  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@hastilعزیزم سلام،روز بخیر.

ممنونم ازت بابت وقتی که برای خوندن رمانم صرف کردی و نقد جامع و درستت.سعی می کنم نکات گفته شده رو حتما رعایت کنم جانا.امیدوارم درادامه هم همراه من و رمانم باشی.

باآرزوی بهترین ها،دوستدار تو هیلا:gol:

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به دوست عزیزم هیلا!

ببخشید من کلا امروز فهمیدم که نقد رمان ها شروع شده!!!!

عذر میخوام! من نقاد خوبی نیستم اما خب یه یچیزایی برام حین خودن رمان سوال شد گفتم بپریم!

خوب بریم سراغ رمانت! بمان برایم

1_وقتی مانلی و وارتان دارن صحبت میکنن ومانلی میخواد از مشکلس بگه یهو مطلب تمو م میشه!وتا چندتا قسمت بعد خبری ازش نمیشه

2_کلا توی چندتا پارت من این مشکلو دیدم یه قسمت رو کامل تموم وتوصیف نمیکنی یهو میپری یه جای دیگه!شخصا گیج شدم.هرچند بنظرم هم جالب میاد تو خماری بقیه رمان میمونیم!

3_بعد از قسمت اشنایی با علیرضا برای من  چندتا صفحه سفید میاره یعنی اونجا چیزی ننوشتی یا  برای من خرابه؟

4_فلش بک به گذشته نزدی ومن الان خیلی مشتاقم بدونم علیرضا کیه عماد کیه!

5- به طور کلی رمانت خیلی گنگ بو دبرام با اینکه هنوز خیلی مونده تا تمومش کنی!

امیدوارم موفق باشی:gol:

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام هیلا جون.من چون قبلا از اینکه رمانت رو ویرایش کنی یه دور نقدش کردم الان زیاد برام گنگ نیست ولی خوشحالم که به این خوبی مشکلات رمانت رو بر طرف کردی...

نام رمان:

اسم رمان خوب بود مخصوصا که وقتی ادم متوجه میشه اسم رمان معنی اسم شخصیت زن رمانه جالب ترم میشه...

جلد رمان:

قشگ بود،از عکسا به خوبی استفاده کرده بودی...

خلاصه ی رمان:

بیشترفت چشم گیری توی خلاصه ی رمانت داشتی!خیلی خوب و جذاب بود...

مقدمه:

قلمت خیلی خوبه،و مقدمه ی رمانت نشون از قلم خوبت داره...

شروع رمان:

خوب و برای یه ژانر عاشقانه کاملا مناسب بود...

سیر داستان:

بعضی جاها کند بود و بعضی جاها تند...دقت کن به یه چیزی زیاد نپردازی...یا زود ازش گذر نکنی!

دیالوگ ها و مونولوگ ها:

هر دو به یه اندازه استفاده شده بود ولی بعضی جاها زیاد بودن مونولوگ ها خسته کننده بود...

علامت ها و اشتباهات:

اشتباه یا غلط املایی کم بود و زیاد به چشم نمیومد ولی خب اگه نبود خیلی بهتر بود...

توصیفات:

کم بود،مخصوصا ظاهری و مکانی...ولی توصیف احساستت خوب بود...

شخصیت پردازی:

خوب بودا ولی شخصیت مانلی کلیشه ایی داره میشه چون زیادی احساساتی میشه وقتی عماد رو میبینه!

زاویه دید:

خوب و مناسب.‌‌..

نثر داستان:

بهتره یا فقط و فقط محاوره ایی باشه یا فقط و فقط ادبی...

ایده ی رمان:

نمیتونم نظری بدم چون فعلا قسمت کمی از رمانتو گذاشتی...

باور پذیری: 

برای شخصیت مانلی یکم کمه ولی بقیه ی رمان خوبه...

ژانر های انتخابی:

خوبه که زیاد ژانر اضافش نکردی چون همون ژانر عاشقانه براش کافیه...

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

سلام به نویسنده رمان بمان برایم خب بریم سراغ چیزایی که به نظرم اومد که بگم 

اسم رمان : به نظر من این اسم به موضوع رمانتون میاد ولی زیاد خواننده رو کنجکاو نمیکنه! مثلا من اسم رمانتون رو خیلی توقسمت تایپ میدیدم ولی .......

جلد : به نظر من میتونستید از خیلی عکسای قشنگ تری استفاده کنید 

خلاصه : کم بود ولی با اینکه کمه ولی به قدر کافی جذاب هست و داستانتون رو لو نمیده 

مقدمه : عالی

شروع داستان : به نظر من خیلی خوب بود حتی من اولش فکر میکردم تو خارج از کشور اتفاق میوفته 
مخصوصا با اسم هایی که انتخاب کردید که خوشبختانه از طریق اسم مینا فهمیدم

سیر داستان : خیلی خوب برای هر چیزی وقت گذاشته بودید فقط زیادم داستان رو مبهم کنید خواننده دلزده میشه ! من موقع خوندن با خودم میگفتم خب الان چی شد ؟ 

دیالوگ و مونولوگ : نه خیلی زیاد بود نه خیلی کم در حد خودش

علائم و اشتباهات : من چیزی به نظرم نیومد

توصیف مکانی : خوب بود نه عالی بود یعنی من دقیقا اون چیزایی که میگفتید رو تو ذهنم خیلی راحت تصور میکردم

توصیف ظاهری : زیاد توصیف نکرده بودید 

شخصیت پردازی : خوب بود من شخصیت وارتان رو دوست داشتم 

زاویه دید : اول شخص بود و این خیلی خوبه که هی تغییرش نمیدید 

نثر داستان : نظری ندارم 

ایده : نو نبود ولی با قلمی که دارید مطمئنن رمان خوبی از آب درمیاد

باور پذیری : موردی به نظرم نیومد که بگم

ژانر : خوب و بجا :gol::gol:


 

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به @hila خانم نویسنده ی پر ذوق انجمن نودهشتیا . 

قبل از نقد کردن رمانت همونطور که تابحال به تمام عزیزانی که رمانشون رو نقد کردیم گفتم ، باید متوجه باشی که دید یک منتقد با دید یک خواننده فرق داره . منتقد ها باتوجه به چهارچوب هایی که برای نقد یک رمان وجود داره اون رو قضاوت می کنند و  کمتر احساسشون رو در مورد نوشته ی شما بیان می کنند . چه بسا که خیلی از خواننده ها هیچوقت به چیز هایی که یک منتقد با وسواس کاوش و تفسیر می کنه توجهی ندارند و سرسری از اون می گذرند . ولی هدف ما این هستش که اینجا کتاب هامون ور تبدیل به کتاب هایی حرفه ای کنیم و اجازه ندیم حتی ذره ای مشکل در نوشته مون باقی بمونه . این ها رو گفتم که اگر نقد های هرکسی به نظرت تند اومد و نظر دیگه ای در مورد رمانت داشتی متوجه باشی که سخت گیری دوستان به همین دلیل هستش . 

 

اسم رمان : اسم زیبایی هست . به نظرم خیلی خوب می تونه عواطف و موضوع اصلی داستان رو بازتاب کنه . ولی با توجه به این که تعداد زیادی رمان در سایت نودهشتیا وجود داره که در حول و حوش این اسم هستند به نظرم اسم رمان انقدر ها هم جذبم نکرد . 

 

جلد رمان : جلد زیبایی دارید . به نظرم یکی از مفهومی ترین جلد هایی هستش که تابحال دیدم و احساس کردم که مفهوم جلدتون با اسم رمان واقعا به هم میان و خیلی زیبا هستند . وقتی که اسم رمانتون رو خوندم بدون اینکه وارد صفحه بشم به نظرم رسید که این اسم باید جلدی به رنگ آبی داشته باشه و جلد رمانتون همون لحظه ی اول به نظرم زیبا بود . خیلی سلیقه در انتخاب جلد بخرج دادید . واقعا تبریک میگم . 

 

خلاصه ی رمان : خلاصه ی خیلی کوتاهی بود ! به نظرم خیلی بیش از حد رک و راست حرفتون رو زدید . اگر که نمی خواستید خلاصه چیز بیشتری رو نشون بده ( هرچند که سروناز خانم از این حرفم خوششون نخواهد اومد ! ) بهتر بود کمی توصیف بهش اضافه می کردید مثلا یه چیزی مثل این : 

 

تولد هجده سالگی و شروع یه ماجرای خاص ! تولد هجده سالگی و مسیری که هیچوقت فکر نمی کردم روزی در اون قدم بگذارم . تولد هجده سالگی و یه هدیه ی خاص . هدیه ای که انگار ناگهان زندگی رو چند برابر رنگی تر و چند برابر پر رنگ تر کرد . تولد هجده سالگی من و هدیه ای که به من داده شد ، قلمی بود که سرنوشت من رو روی ورق تقدیر عوض کرد . تقدیری که حالا تبدیل شده بود به تردید بین ماندن و نماندن . تقدیری که حالا تبدیل شده بود به التماسی عاجزانه برای ماندنش . و حالا من اینجام . وسط یه ماجرای عاشقانه ! 

 

می بینید که خلاصه تون جای کار زیادی داره و می تونه خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنید گسترش داده بشه . 

 

مقدمه : خیلی مقدمه ی زیبایی بود ! واقعا لذت بردم . این خیلی خوبه که همه چی رمانتون داره اسمشو فریاد می زنه ! ( از جلد گرفته تا مقدمه ! ) این حرکت باعث میشه اسم رمانتون تا مدت ها در ذهن خواننده باقی بمونه . 

 

شروع رمان : رمانتون شروع نسبتا جدیدی داشت . به نظرم شروع خوبی هستش ولی همیشه بهترین راه شروع داستان توصیف هستش . به نظرم قبل از اینکه راننده تصورات دختره رو بهم بزنه بهتره که کمی از این تصورات رو در رمانتون بگنجونید .  ممکنه که الان خودتونم ندونید که داشته به چی فکر می کرده ولی با پرورش دادن شخصیت در ذهنتون می تونید این موضوع رو بفهمید و خواننده با دیدن این که شما حتی از درون تصورات شخصیتتون خبر دارید اعتمادش به شما بیشتر میشه و رمانتون رو بهتر و با کنجکاوی دنبال می کنه . چون انسان همیشه دنبال اینکه که بدونه درون ذهن مردم چی می گذره و خودشو جای اونها بگذاره . با خوندن رمان این کار براش ممکن میشه . بنابر این تا می تونید این کار رو انجام بدید . 

سیر داستان : سیر زیاد تندی نداره و داره پیچش رو کامل و عالی طی می کنه . واقعا نمی تونم چیزی بگم . به نظرم خیلی عالی رمانتون رو پیش بردید . 

دیالوگ ها و منولوگ ها : از دیالوگ هاتون خیلی خوشم اومد ! به نظرم قابل باور بودن و من خوب می تونستم ارتباط برقرار کنم با شخصیت وقتی اون جمله رو می گفت . به نظرم شما شخصیت هاتون رو به خوبی می شناسید و باهاشون زندگی می کنید . این که هر وقت هر اتفاقی بیوفته دقیقا چیزی رو بگید که از شخصیتتون انتظار میره نه خودتون هنر بسیار بزرگیه . من گاهی بعضی از شخصیت های یک رمان رو می بینم که دقیقا مثل هم برخورد می کنند ولی در نقش های مختلف . در این مواقع کاملا معلومه که نویسنده خودشو جای شخصیت ها نگذاشته بلکه شخصیت ها رو جای خودش گذاشته ! ولی در رمان شما همچین چیزی نبود . 

در مورد مونو لوگ ها هم باید بگم که زیبا و ادبی گفته شدن . ولی نمی دونم چرا احساس می کنم اونقدری که شخصیت های فرعی تونو می شناسید شخصیت اصلی رو نمی شناسید . باید روی شخصیتش کار کنید . چون که این شخصیت اصلی هست که در موردش حرف می زنیم و در طول رمان هم همچنان باید در موردش حرف بزنیم به نظرم خلا های شخصیتیش بعضی جاها دیده میشه . 

علامات و اشتباهات : اعتراف می کنم که دیکته ام خوب نیست و نمی تونم در این مورد نظری بدم ! ولی علامات نگارشی رو خوب استفاده کردید !

توصیف ها : توصیفاتتون عالی بودن . به نظرم خیلی در توصیف کردن خوب عمل کردید . 

شخصیت پردازی : صحبت کردم قبلا راجعبش . تمام شخصیت ها به طرز عجیبی رفتار هاشون درست بود غیر از شخصیت های اصلیتون .

زاویه ی دید : زاویه ی دید اول شخص زیباست . ولی در مورد رمان شما باید بگم که سوم شخص هم می تونست خیلی زیبا باشه . این که تصورات فرد از زبان کس دیگه ای بیان شه خیلی در تاثیر گذاری متن کمک می کنه . 

ایده : ایده ی جدیدی نبود . من که به نظرم جذابیت چندانی نداشت . 

قلم نویسنده : قلم زیبایی دارید . بهتون تبریک میگم . 

به امید قلمی پایدار برای شما دوست عزیز  :gol:

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اول یه سلام به هیلای عزیزم 

طبق معمول یه عذر خواهی بدهکارم . این روزا درگیر دانشگاه و این جور کارام . خیلی استرس و اضطراب دارم و متاسفانه من توی حالت اضطراب هیچ کاری ازم بر نمیاد . بگذریم بریم سراغ نقد رمانت .

اسم رمان : من در مورد اسم رمان زیاد صحبت نمی کنم چون یه چیز سلیقیه ای ولی در نظرم اسم خوبی بود . 

جلد رمان : جلدت خیلی خوب بود . تصویر مردی که ذره ذره اش داره با باد میره ایده ی جالبی بود وبه موضوع رمانت هم می خورد . تبریک بابت این جلد خوب .

خلاصه : چرا اینقدر خلاه ات کوتاهه ؟ خلاصه ات بر خلاف داستانت خودشو کلیشه ای نشون میده یه جورایی انگار میگه من تکراریم در صورتی که رمانت این طور نیست . خوب میشه اگه ویرایشش کنی.

مقدمه : مقدمه ات عالی بود . خودت نوشتیش ؟ اگه اره واقعا احسنت داره من که بسی خوشم اومد .

شروع رمان : شروعت یکم گنگ بود . زیاد نمی تونست خواننده رو جذب کنه بهتره اول یه توصیفی از مانلی و فضا داشته باشی بعد انتخاب صحنه کنی .شروع با دیالوگ زیاد خوب نیست .

سیر داستان : با توجه به اینکه پارت های کمی از داستان وجود داشت نظر منطقی نمیشه در مورد سیر داستان داد ولی کلی بخوام بگم خوب بود و کنجکاوی خواننده رو تحریک می کرد . اینکه عماد کیه ؟ اینکه چه اتفاقی برای مانلی افتاده ؟ اینکه حالا قراره چی بشه ؟ برای من جذابیت لازمو داشت .

دیالوگ ها و منولوگ ها : دیالوگات خوب و به جا بودن و صرفا برای فضا پر کنی استفده نشدن . حالت شخصیت ها قبلش مشخص شده بود و این خیلی به درک خواننده کم می کرد . مونولوگات زیبا و به جا بود . من مونولوگات رو دوست داشتم چون قوی بود و در عین حال حوصله سر بر نبودن .

علامت و اشتباهات : در مورد علائم نگارشی فقط نقطه و دو نقطه رو رعایت کرده بودی خیلی جاها نقطه ویرگول می خواست یه جاهایی نیاز به ویرگول داشت ولی رعایت نکرده بودی . در مورد غلط املایی هم فقط یکی دو مورد به چشمم خورد که الان توی ذهنم نیست .

توصیف مکان : توصیف مکانت معتدل بود و به اندازه استفاده شده بود .طوری نبود که اعصاب خواننده رو بهم بریزه و مجبوربشه ردشون کنه . 

توصیف ظاهر : خب توصیف ظاهر انجام نداده بودی . منم موافق نیستم ابتدای رمان شکل و شمایل شخصیت هامو روی دایره بریزم در نتیجه خرده ای بهت وارد نیست چون مطمئنم جلوتر انجام میدی . 

شخصیت پردازی : چون پارتا کم بود نمیشه یه نظر قطعی در مورد این قسمت داد . ترجیح میدم در مورد این قسمت بعدا مفصل حرف بزنم چون شخصیت ها هنوز نوپا هستن و نمیشه نظر قطعی داد .

ایده ی رمان : حس می کنم ایده ی رمان نو هستش . حداقل تا اینجا که خوندم این برداشت رو کردم . 

نثر داستان : نثر زیبایی دارید و خواننده جذب کن هستش تنها خرده ای که میشه گرفت اینه که بعضی اوقات استفاده ی نا به جا از فعل می کنید و جایی که نباید فعل رو اول میاری . بهتره یه دور بخونی تا مشکلات دستت بیاد .

باور پذیری : تا اینجا تمام قصه باور پذیر بود .

ژانر انتخابی : فکر می کنم ژانر هم مناسب رمانت باشه . زیاد توی این زمینه تخصص ندارم .

در کل تبریک میگم بهت هیلا جان بابت نوشتن این رمان زیبا . قلم زیبایی داری . 

قلمت مانا عزیز جان 

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب دوستان گلم مهلت رمان بمان برایم به پایان رسید 

رمانی که خدمتتون معرفی می کنم امشب رمان ستاره دار27.gifجراحت هستش 

اینم لینک رمان 

مهلت این رمان  تا ساعت 6 غروب پنجشنبه است 

لطفا غر نزنید که تایما کمه . من دیگه به خاطر شما دارم زمان رو بیشتر می کنم 

امتیاز یادتون نره

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستای گلم،امیدوارم حالتون خوب باشه و پیشاپیش بابت وقتی که صرف خوندن رمانم می کنید،تشکرمی کنم. معتقدم هر نوشتنی باید هدفمند باشه!

هدف من ازنوشتن جراحت؛
من تلخ می نویسم،تا تلخی هاهم به نمایش گذاشته بشن!
همیشه ته یه داستان عاشقانه بهم رسیدن نیست!
بعضی کارها، عواقب تلخی دارن که جبران ناپذیره!!
اینکه به اسم عاشقی و برای رسیدن به عشقت هرکاری کنی،همیشه خوب نیست و باید بدونیم که از خودگذشتی محسوب نمیشه!!
بایدبخونیم سرنوشت کسانی رو که تاوان اشتباهشون روپس دادن!!
تابفهمیم یه حرکت اشتباه،چه تاوان سختی رو به دنبال داره!!
من حقیقتهارو می نویسم!!
ماهمـه مون پولدارنیستیم!!
بعضی هامونم تو اوج فقر عاشقیم!!
ولعنت به این فقر،که خردکرد غرورجوانک عاشق را...
"جراحت" قصه ی ادم هاییه که بایه تفکراشتباه،
حرکت های اشتباهی کردن!!
واین می شه شروع یه عالمه دردو رنج که مقصرش تنهاخودشان بودند...
کاش همه ی ما به این تفکربرسیم که ؛{ هیچکس درسرنوشت ماسهیم نیست،جزخودمان!!}

  • تشکر 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به دوست جانم، نویسنده رمان جراحت.
رسیدیم به یه رمان ستاره دار. امیدوارم نویسنده خانم برخلاف دفعه قبلی توجهی به نقدها داشته باشن و یه ویرایشی بکنن. در مورد خلاصه من خیلی حرف زده بودم و از اینکه توام این مورد رو رعایت نکردی دلگیر شدم. 
بریم که داشته باشیم نقد رو:
نام رمان (1):
جراحت. اسم قشنگیه. قشنگ اون "ژانر عاشقانه" میرسونه و حتی عمیق تر. بابت انتخاب این اسم بهت تبریک میگم. اسم بامفهوم و کوتاه و خوبیه.
 جلد رمان (1):
جلد رمان نداری منم نصحیت زیادی در این مورد ندارم. طیف رنگی تیره مثل همین زرشکی میتونه قشنگ باشه. نظر دیگه ای ندارم چون به نظرم هر جلدی که انتخاب کنی به رمانت خواهد اومد.
خلاصه ی رمان (2): 
چیزی که تو نوشتی خلاصه نیست. بیشتر شبیه مقدمه است و فکر میکنم قبلا هم ازت اشکال گرفته بودم، اما نتیجه ای حاصل نشد. از اونجایی که خلاصه ات خیلی خوب میتونست جای مقدمه رو بگیره، به نظرم جاشون رو عوض کن و خلاصه رو طبق این اصول که میگم دوباره بنویس. خلاصه یکی از چیزهاییه که روش به شدت اشکال می گیرم. خصوصیاتش عبارتند از:
1.    خلاصه باید در مورد داستان توضیح بده. باید در مورد داستان توضیح بده نه قشنگی های قلم نویسنده. خلاصه ات رو که ویرایش می کنی و دیگه محدودیتی هم از این نظر نداری، امیدوارم یه خلاصه خوب و اصولی تحویل بدی. خلاصه ای که در مورد داستان توضیح بده، همکار عزیز شما که نقدهای من و بخش خلاصه اش رو میخونی؟ درسته؟ این نکات رو نباید بهت بگم اما خلاصه برای اینه که نویسنده بگه کلا توی رمان چی هست، یعنی مثلا رمان داش آکل رو شما تصور کن. تو کلاس داستان نویسی که ما میرفتیم معلممون یه کتاب داشت که خلاصه ای از این رمان رو اورده بود. چی نوشته بود؟ این که اینها خانواده ها هستن، اینطوری زندگی می کنن، شغل این اینه، ایشون اینطورین، اسمشون اینه، بین اینا این اتفاق میفته و در نهایت این میشه. 
2.    اتفاقات باید بدون نوشتن دلیلشون اورده بشن. یعنی شما میگی ایشون رفت ترکیه مثلا، نمیگی چرا. همین. 
3.    بر خلاف باور عموم!، خلاصه نباید کوتاه باشه. من حول و حوش پنج شش خط ورد رو پیشنهاد میکنم که با معیارهای انجمن هم بخونه. اما قطعا که اتفاقای اصلی یه رمان فقط در حد یه خط اینا نیست، اگه باشه خامی و فکر نکردن و نسنجیده نوشتن نویسنده رو نشون میده که این بدتر از ننوشتن خلاصه است! نویسنده باید از اول کار به همه چیزهای مهم و اساسی توی رمان فکر کنه و در طول رمان، اونها رو که اصلیان و توی خلاصه هم نوشته، بسط و گسترش میده. 
دوست عزیزم، دفعه بعدی توقع خلاصه ای بر پایه اصول رو ازت دارم. نه هرچی احساساتی و قشنگ بود.
مقدمه ی رمان (1) :
من زیاد به مقدمه کاری ندارم. مقدمۀ خوبی هم بود با اینکه فکر میکنم هنوز تعریف من از مقدمه با این یکم فرق داره. در هر صورت، مقدمۀ خوب و قشنگی بود.
شروع رمان :
شروع رمان که ما رو نابود کرد. اون هیجان گنده و اصلی رمان رو اولش اورده بودی که خیلی کوبنده و باحال بود. شروع رمانت رو دوست داشتم، به نظرم یه کم توصیف هم قاطیش میکردی بد نبود. اینطوری بعدا میتونستی مثلا به عنوان یاداوری ای چیزی ازش استفاده کنی. شروع خیلی خوبی بود.
سیر داستان (2): 
سیر داستان طوری بود که ما منتظر بودیم هر اتفاق و ریزمسئله ای یه چیز گنده و طوفانی بشه. به نظرم این پتانسیل مهم شدنی که توی اتفاقاتت بود جالب بود. سیر داستان رو اغلب نویسنده ها خوب رعایت میکنن و تو هم از اونهایی.
دیالوگ ها و مونولوگ ها (2): 
مونولوگهات رو دوست دارم چون با قلم خوبت دلنشینشون میکنی و خسته کننده نیستن. دیالوگهات هم خوبن و مشخصا از درون شخصیت ها بر میان و راه خوبیه برای نشون دادن شخصیتشون. اگه بین دیالوگها حالت افراد رو هم توصیف کنی خیلی خوب میشه و به شخصیت پردازیت چه بسا کمک میکنه. درمورد مونولوگها هم حرف بیشتری ندارم چون قلمت واقعا خوبه.
علامت و اشتباهات (1):
علائم نگارشی رو رعایت میکنی و غلط املایی هم من ندیدم. 
توصیف مکانی (1):
تقریبا از پست اول معلوم بود زیاد به توصیف مکانی اهمیت نمیدی، وگرنه فضات جای خیلی خوبی برای توصیف یه روز دلگیر که انگار داره میگه یه اتفاق بد داره میفته داشت و تو ازش استفاده نکردی. از خونشون هیچی نگفتی در صورتی که میتونستی یه جای ارامش بخش شخصی برای رعنا داشته باشی و از این جور جزئیات. توصیف مکانی خیلی مهمه، تو قطعا در مورد فضایی که داری توش شخصیت رو میبری یه ذهنیتی داری و مجبور هم هستی که اون رو به ما انتقال بدی!

درضمن، اگه چند صفحه اول رمان گوژپشت نتردام رو یه نگاهی انداخته باشی، اونجا معنی توصیف قشنگ و واقعی رو میفهمی.
توصیف ظاهر (1):
زیاد از ظاهر شخصیت ها تعریف نکردی و گذاشتی با رفتارهایی که ازخودشون نشون میدن یه جور شکل محو  و کلی ازشون توی ذهنمون شکل بگیره. از اینور بوم افتادی، جانا بالاخره باید بگی چه شکلی هستن اما نه زیاد. در مورد توصیف ظاهر هم دقت کن و احساس شخصیت اصلی نسبت به فرد توصیف شونده رو هم در نظر بگیر. مثلا برای کسی که عاشقش بوده، میتونی خیلی توصیفات بهتری داشته باشی که خواننده رو هم تحت تاثیر قرار بده.

توصیف های جسته گریخته مناسب نیستن. یه جا به ما اطلاعات کامل و دلچسب رو بده و اینجوری دیگه خواننده هم گیج نمیشه.
شخصیت پردازی (2):
من از اسم شخصیت ها بی نهایت خوشم میاد. اسم رعنا رو هم خیلی دوست دارم راستش. در مورد شخصیت پردازی خوب عمل کردی، مخصوصا نقش خانواده رو که از اول مهم شروع کردی، لطفا همین طور ادامه بده چون علاوه بر افزایش باورپذیری رمان جنبۀ خوبی هم داره و باعث میشه ایده های جدیدی برای اتفاقات به ذهنت برسن. 
در شخصیت پردازیت هم بیشتر خصوصیات رو از روش رفتاریشون نشون دادی که این به نظر من بهترین راه برای بیان خصوصیاته که البته بازم بستگی داره. نرگس مثل همون دوستای دل نگرونیه که هممون یکی داریم. پدر و مادر و ته تغاریشون درست مثل خانواده های معمولی خودمونن،و رعنا هم درست مثل یه دختر ایرانی معمولیه با یه اتفاق و گذشتۀ خاص. تو فضای خوبی رو انتخاب کردی و بر پایه شخصیت ها جای مانور زیادی هم داری. 
زاویه دید (1):
این زاویه دید بهترین برای این رمان بود. تلاش کن از امکاناتش مثل بیان کردن دیدگاه ها و احساسات بیشتر استفاده کنی. چیزی که توی رمان تو خیلی به چشم میخوره اینه که تو همش نشون میدی. اون جمله رو یادته:" ننویس، نشون بده" و تو دقیقا داری فقط نشون میدی. مشکل اینجاست که بعضی جاها هم باید بنویسی! مثلا تو با یاداوری یه خاطره از اون دوران های خوب، باعث میشی ادم یه احساس حسرتی داشته باشه، و بعضی وقتها هم باید این رو در کلام بگی. 
نثر داستان (2):
قلم تو خیلی خوبه و مخصوصا در اون اتفاقای هیجانی قشنگ می نویسی. جای پیشرفتی که داری اینه که بعضی جاها از روند قشنگ نوشتنت خارج نشی. قلم یه نویسنده باید همه جا باشه اما تو بعضی جاها جمله هات معمولی میشه. این رو درست کن.
ایده ی رمان (2):
ایده ایه که میدونیم خیلی اتفاق میفته، اما من رمانی ازش نخوندم و با این که لمس شدنیه و انگار خیلی اشناس، اما از طرفی جدید هم هست. من ایده رو دوست دارم، چون به نظرم ایده اصلی رمان باید چالش برانگیز باشه و ادم وقتیمی بینتش یه جور تپش قلب پیدا کنه. ایده هایی که از قلب جامعه میان و دردها رو بیان میکنن برای من قابل احترامه. توهم سعی کن زیاد معمولی و عادیش نکنی و با باورپذیری جوری پیوندش نزنی که ایده از یادمون بره. این ایده خاصیه.
و اما نوشتن یه متن آهنگ معمولی اصلا قشنگ نیست، ایدۀ تکراری و بسیار ناشیانه و غیرحرفه ای برای بیان احساساته. لطفا این بخش رو حذف کن تا از سکته کردن من جلوگیری بشه. مثل یه تافتۀ جدابافته وسط کل رمانت میمونه.
باور پذیری:
باورپذیری رمان عالیه. ایده ای رو به عنوان ایده اصلی انتخاب کردی که حقیقت مانندی ازش میباره و همه اتفاقای ریز و درشت کناری به این موضوع دامن می زنن. این رمان یه اجتماعیه فوق العاده میشه اگه به احساسات و دیدگاه های ادمها بیشتر توجه کنی. یعنی جوری که خود جامعه رو بشه از توش دید. ادمهایی با سبک و فکرهای مختلف که توی رمان میان، رفتارهاشون، عکس العمل ها و نکته های خوب و بد در موردشون میتونه خیلی کمک کننده باشه.
ژانر های انتخابی (1):
سبک رو نباید بنویسی توی توضیحاتت که. سبک توی رمان دیده میشه بنابراین لازم نیست بنویسیش اصلا و تازه عاشقانه هم ژانره نه سبک. به غیر این نکته که چهارچشمی مراقبم ویرایشش کنی، مشکل دیگه ای نبود. 

امیدوارم رمان خوبی رو در انتها روی صفحه اصلی سایت داشته باشیم. قلمت ماندگار.
Sarvenazz | عضو تیم نقد انجمن نودهشتیا
 

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به نویسنده ی خوش قلم رمان جراحت فاطمه جان

امیدوارم بهترین لحظات از آن تو باشه و از نقد من ناراحت نشی گلم

نام رمان:در وهله ی اول که نام رمانت رو شنیدم حدس می زدم که از یه غم بزرگ می خوای برامون بگی.نام به محتوا می خوره یعنی یه جورایی همه ی محتوا در اون پیاده شده و تا حدودی هم می تونه خواننده رو جذب کنه.

جلد رمان:ندارد

به نظرم بهتره برای چنین رمانی از عکس های سیاه و سفید استفاده کنی.اگر هم دوست داشتی بخشی از مقدمه ی زیبات رو روش قرار بده.

خلاصه رمان:تعداد خط ها استاندارده اما درسته که در خلاصه نباید وقایع مهم رمان لو بره و یا اسمی از شخصیت برده بشه.اما به نظرم دیالوگ هم خیلی نمی تونه جذاب باشه.خواننده اگه چیزی از داستان گیرش نیاد اون رو رها میکنه.منظورم این نیست که خلاصه ی شما خوب نیست اتفاقا به موضوع می خوره .

مقدمه:متن نوشته ی خودته نه؟ جذاب گیرا و روونه.به موضوع رمان هم می خوره . طوری که فضای فوق العاده درامی رو ایجاد کرد.

آغاز رمان:همه ی ما می دونیم که آغاز چیزیه که مشخص می کنه خواننده رمان رو بخونه یا دلسرد بشه و اون رو حذف کنه.رمان شما در نقطه ی اوجش و با یک ضربه ی حسابی شروع شد.طوری که مخاطب خودش رو وسط اون همه ی حداثه می بینه و دوست داره ببینه چه خبره.

سیر داستان:درسته که رمان شما درام و عاشقانه است و شخصیت در وضعیت خوبی به سر نمی بره اما گویا فراز و نشیب داستان همون بحث و ستیز اول داستان بود و بقیه اش تقریبا راکد بود.بعضی جاها اصلا مشخص نبود چی داره اتفاق می افته.

دیالوگ ها و مونولوگ ها:دیالوگ ها بر اساس موقعیت هر فرد بود.درسته که به قول خودت وسط  دعوا حلوا خیرات نمی کنن اما بهتره از القاب نامناسب  استفاده نکنی.ما نویسنده هستیم و نوشته هامون می تونه هر تاثیری روی خواننده ها بذاره.مونولوگ هات هم عالی بودن و خیلی خوب احساس رعنا بیان می شد.

علامت و اشتباهات:در مورد علائم نگارشی مشکلی نداشتی.اما اشتباهات لغوی داشتی مثل:دوسش دارم که باید دوستش دارم نوشته می شد یا صاحاب که باید صاحب نوشته می شد.

توصیف مکان:زیاد توصیف مکانی نداشتی به جز توصیف خونه که اون هم شرایطش خوب نبود و من نتونستم درکش کنم.بهتره روی این نکته بیشتر تمرکز کنی.

توصیف ظاهر:این رو فکر کنم نداشتی خب خواننده باید یه ذهنیتی از اشخاص داشته باشه دیگه.

شخصیت پردازی:این رو کمی ضعیف کار کردی.تمرکز داستان فقط روی رعنا بود و فکر نمی کنم این خوب باشه.شخصیت ها قابل درک بودن ولی رعنا ....نمی دونم این همه سماجتش چیه.

زاویه ی دید:شخص اول

عالی بود و  به چنین رمانی هم می خورد چون برای بیان احساسش دستت بیشتر باز بود.

نثر داستان:عامیانه

نثر به موضوع رمان می خورد و چیزی هم برای گفتن داشت و فقط به کار های عادی مربوط نمی شد.

ایده ی رمان:صادقانه بگم رمانی تا به حال با این ایده نخونده بودم ایده جذاب هست .اما با شاخ و برگ بهتر می شه.

باورپذیری:باور پذیری خوبی داشتی و اتفاقات توی کت آدم می رفت.

ژانر های انتخابی:اجتماعی و ترادژی

درست نوشتم ؟

خب ژانر به رمان می خوره ولی ترادژی هنوز خودی نشون نداده روی این ژانر تمرکز کن.

امیدوارم ناراحت نشی

با آرزوی برترین قلم از برای شما دوست خوش قلم

 

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×