رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'نودهشتیا'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • کتاب های صوتی کامل شده
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش شیرینی پزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • نرم افزار و سخت افزار
    • معرفی و دانلود نرم افزار
    • درخواست نرم افزار و کرک
    • سخت افزار
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • موبایل
    • برنامه های کاربردی موبایل
    • بازی های موبایل
    • اپراتورها
    • مالتی مدیا
  • اخبار
    • اخبار و مطالب مفید روز
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
  • نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

7 نتیجه پیدا شد

  1. نظرتون راجع به " پایان باز " برای یک رمان چیه ؟
  2. - لغت نامه نودهشتیا -

    با سلام شما در این تاپیک می تونید معنی کلمه ای رو بپرسید تا نفر بعدی جوابتون رو بده ( در نظر داشته باشید که نوشتن منبع الزامیه ) . برای مثال : نفر اول - " آئورت " نفر بعدی - (ئُ) [ فر. ] (اِ.) سرخرگ بزرگی که به بطن چپ قلب متصل است و خون تصفیه شده را به تمام بدن می‌رساند، بزرگ سرخرگ. (فره) " منبع : لغت نامه معین " *** همچنین لیست زیر هر هفته : - بروز میشه و کلمات زیادی همراه معنی قرار داده میشه . - اسپم ها پاک میشه و کلماتی که کاربرا خواستن به لیست افزوده میشه پ.ن : منبع لغت نامه ی معین هستش ! موفق باشید . *** آ : آ : (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱". آئورت : (ئُ) [ فر. ] (اِ.) سرخرگ بزرگی که به بطن چپ قلب متصل است و خون تصفیه شده را به تمام بدن می‌رساند، بزرگ سرخرگ. (فره) آب : [ سر - عبر. ] (اِ.) ۱- یازدهمین ماه از سال سریانی برابر با «مرداد ماه». ۲- نام ماه یازدهم سالِ یهود. آب آوردن : (وَ دَ) (مص ل.) نوعی بیماری چشم که بر اثر پیری یا بیماری آب از چشم روان می‌گردد. آب اماله : (بِ اِ لِ) [ فا - ع. ] (اِ.) هر داروی مایعی که ا ز طریق تنقیه به بیمار منتقل کنند. آب انبار : (اَ)(اِمر.) ۱- جایی سرپوشیده برای ذخیره کردن آب در زیرزمین. ۲- آبدان، آبگیر. آب انداختن : (اَ تَ)(مص ل.) ۱- نطفه ریختن در رحم. ۲- ادرار کردن. آب انداز : (اَ)(اِمر.) ۱- استراحتگاهی در میان دو منزل برای رفع خستگی از چهارپایان.۲- آب دزدک. آب اندام : (بْ. اَ) (ص مر. اِمر.) خوش قد و قامت. آب انگور : (بِ اَ) (اِمر.) ۱- فشردة انگور. ۲- شراب، باده. آب اکسیژنه : (اُ ژِ نِ) [ فا - فر. ] (اِ.) مایعی که خاصیت اکسید کنندگی قوی دارد و برای رنگ بری و ضدعفونی کردن به کار می‌رود، پراکسید هیدروژن. آب باختن : (تَ) (مص ل.)از دست دادن شکوه و هیبت. آب باریک : (اِمر.) ۱- آب کم. ۲- درآمد اندک. آب باریکه (کِ) (اِمر.) (عا.) نک آب باریک. ادامه دارد ...
  3. سلام خوب هستید ؟؟ حس می کنم این اسم برای تاپیک مورد نظرم کمی غلط اندازه ! منظور دقیقم از این اسم به شرح زیر هستش : شما هم قبول دارید که امروزه بیشتر رمان هایی که نوشته میشه با ایده های یکسان یا به هم نزدیک هستن ؟ به نظر شما این خوبه یا بد ؟ شما دوست دارید رمانی که می خونید ایده ای نو داشته باشه یا کلیشه ای و تکراری باشه ؟ من به شخصه ایده های زیادی در سر دارم اما متاسفانه توان و وقت نوشتن همشون رو ندارم . به نظرم ما میتونیم از ایده های همدیگه با اجازه ی هم استفاده کنیم . ( حالا ممکنه فرد ایده دهنده شرایط دیگه ای هم در نظر داشته باشه ! ) توی نظرم دنبال ساخت تاپیکی هستم که همه بتونن ازش استفاده کنن . نظر شما چیه ؟ ایجاد همچین تاپیکی امکان پذیره ؟لطفا در نظر سنجی شرکت کنید ! باتشکر
  4. ◥ نوای نودهشتیا ◤

    نوای نودهشتیا - forum.98ia.co - اثری از کاربران انجمن نودهشتیا با سلام خدمتِ شما دوستانِ عزیز، هدف از ایجادِ این تاپیک، ایجاد انگیزه برای نویسنده های عزیز هست که فکر میکنن ؛ نمیتونن! پس بیخیالِ استعدادِ درونیشون میشن و میذارن یه گوشه تو وجودشون خاک بخوره!! اما کافیِ بدونن کارشون دیده میشه، شنیده میشه، بهش توجه میشه و .. ایده‌ی اولیه‌ی "کتابِ صوتی" برای Rahiـیه عزیز هستش، که خودشون هم تاپیک "تالیف داستانک" رو شروع کردن.. حدودا پنج ماه وقت گذاشته شد، تا داستانک‌ها و موزیک‌ها انتخاب، و تدوین انجام بشه.. به هر حال هر کاری اولین بارش حتما عالی نخواهد بود.. پس پیشاپیش برای کیفیتِ پایین و صدا و گفتارِ بدمون ازتون عذر خواهی میکنیم .. نویسندگان @hana23 داستانک ها ؛ "صدای خنده و شادی و.." "پسر با ناراحتی پایش را.. " "دروازه بهشت فرشته ی مرگ.." "سیگار می کشید.." @Artmis69 داستانک ها : "اولی یک ساعت بی.." "تو که همیشه تک و تنها.." "یک سوپراستار.. " SMRT داستانک ها : "حالم مثل مسافری که.." "مثل اهوازی که.. " @dehgani داستانک ها: "دختر سوار تاکسی.." "نیازمندی ها.." "شب بود و همه.." "پیرمرد خسته .." @maryambanoo :با داستانک های "خودت پیش من.." "سیاهی را در.." @sarvenazz داستانک ها: "بچه فریاد زد.." "بزرگ شدن که.." @LoveHell داستانک : "همان طور که وسایلش.." @mahkame داستانک : ".....هنوز این عادت" @rahi داستانک های: "همین که سوار.. " "یکی بود یکی.." "تو اون مردی.." @Mahdiss داستانک های: "تنگ بود، دلش.." "رفتند فراموش.." @mohammad13 داستانک : "نگاهی به دور.." @mohi.elly داستانک: "پشت هر آدمی.." @samira7781 :با داستانک "دل نوشته هایم .." @maleficent داستانک : "در خیابان که قدم.." @royalfalcon724 داستانک: "اسمت تنها یک.." @FatemehB79 داستانک "از خنده مرد.. " داورانِ عزیزی که ما رو همراهی کردن ARTMIS69 MAHKAME DEHGANI " آقای Rahi و بنده نیز هم دستی در انتخاب داشتیم.." طراحی پوستر SMRT مشاور @Amir گویندگان SMRT RAHI انتخاب موسیقی ، تهیه و تدوین SMRT RAHI تشکر ویژه از تمامی عزیزانی که در تاپیک " تالیف داستانک " شرکت نمودند برای شرکت در فصل بعدی این کتاب صوتی کافیست داستانک خود را در تاپیک " تالیف داستانک " انجمن نودهشتیا بنویسید و لازم به ذکر هست که گویندگان عزیز میتونن برای شرکت در فصلِ بعدی، درخواستِ خودشون رو ارسال کنند . و در آخرباید اضافه کنم که؛ اگر داستانکی انتخاب نشده، دلیل بر بد بودنِ اون داستانک نیست .. لینـــکِ دانلـــود : کلیــــک _پی‌نوشت ؛ عکس بالا به این دلیل انتخاب شد که، کتاب صوتی هست و تصویری وجود نداره.."پرده‌ی سینما خالی هستش" و تماشاچیانِ عزیز "شنوندگان" دیده نمیشن و کسی، کسی رو نمیبینه اینجا ..
  5. رویاهای ممنوع | Sepidtgh

    عنوان : رمان رویاهای ممنوع نویسنده : Sepidtgh کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: عاشقانه . طنزتلخ . ماجرایی. اجتماعی خلاصه برای خواننده: میگن اونی که می خنده یک درد داره، اونی که می خندونه هزار و یک درد !!! شاید بخاطر همینه که هیچ وقت نمی تونیم حال همو درک کنیم! شاید اشکال از اونجاست که بلد نیستیم بین حس و حال واقعی و انحنای لبمون تناسب برقرار کنیم.... یا شایدم نه..! دستی برای خشک کردن گونه ها یا آغوشی برای پناه بردن نداریم... ترجیح میدیم با یه لبخند کم رنگ و تصنعی، صورت مسئله رو پاک کنیم تا کسی از درون پرتلاطم مون نپرسه! وقتی تو دنیای واقعی زندگی دلگرم کننده ای نداریم.... احتمالا همون موقع ست که به رویاهامون فرصت تصاحب لحظه هامون رو میدیم! انقدر به احساسات تخیلیمون بها میدیم ،که دیگه جایی برای منطق باقی نمی مونه....! احساسات در کنار منطق می تونه بسازه.. هرچقدرهم سخت باشه ، یا طول بکشه..‌ در نهایت پرورشت میده! ولی احساسات بدون منطق... یعنی تعصب بیجا و خودخواهی و درنهایت بی انصافی...! و زندگی بدون انصاف ، یعنی نابودی..! ماجرای زندگی من شاید در نگاه اول تخیلی به نظر برسه .. ولی حقیقت اینه که این ماجراها واقعیت زندگی منه! و حتی شاید واقعیت زندگی خیلیها...! همیشه علایق آدمها تعیین کننده جهت حرکت تو جاده ی سرنوشتشونه... حتی علایقی که در وهله ی اول ، یه پوزخند رو لب میشونه... ولی واقعیت چیز دیگه ست... باید دید این علایق به کدوم مسیر هدایتت می کنه... چقدر زندگیتو تحت شعاع قرار میده... علایق من زندگی منو زیر و رو کردن! نمی دونم..‌ همش پیش خودم فکر می کنم که اگه حتی یه فرصت دیگه برای زندگی داشتم ، حتما دوباره رویاهامو دنبال می کردم....! غافل از انتهای مسیر ...
  6. یک خاطره

    سلام به همه ی دوستان خوب نود هشتیا چیزی که میخوام براتون تعریف کنم یه خاطرس که شاید مشابهشو خیلی تو رمانا و فیلما و اطرافمون دیده باشیم .البته باید بگم که همه ی این رمان ها و فیلم ها یه خوبی که دارن اینکه یه پایانی دارن چه خوب و چه بد !چیزی که شاید خاطرات منو برای شما متفاوت کنه اینکه توی 98ia اتفاق افتاد .خب به جای حاشیه میرم سر اصل مطلب تقریبا دوسال پیش بود که من با نود هشتیا اشنا شدم اخه اونو موقع ها خیلی دنبال جایی بودم که بتونم کتاب های نویسنده های دیگرو بخونم و بقیه هم کار های منو بخونن و نظر بدن برای همین با گشتن توی اینترنت بلاخره اینجارو پیدا کردم . اوایل وقتی که میومدم اینجا اکثر وقتم رو به نوشتن رمان میپرداختم ولی کم کم با چند نفر اشنا شدم .من رمان ترسناک مینوشتم و خب خداروشکر استقبال خوبی ازش شده بود و همین باعث شد که سر صحبتم با چند نفر دیگه باز بشه . من با یه دختری اشنا شدم که اسمش الیسا بود.الیسا خانوم حسینی الیسا یادمه همیشه اسمش رو به این شکل مینوشت eli-sa منو الیسا با هم خیلی صمیمی شده بودیم و دیگه همه ی پیام هامونو به شکل خصوصی برای هم ارسال میکردیم تا اینکه نزدیک عید شد و الیسا گفت که یه مدت زیادی نمیاد ...منم ناراحت شدم و گفتم هر کجا که میری خواهش میکنم که سعی کنی حتما انلاین بشی و الیسا با همون لحن دخترونه ی بامزش ازم پرسید : اگه نیام چو میشه ؟! منم گفتم دلم برات تنگ میشه اون فقط تشکر کرد و من بلاخره جرعت کردم و شمارمو بهش دادم و در کمال تعجب اون هم شمارشو بهم داد.منو الیسا با هم دوستای صمیمی شدیم ...من عاشق اون شدم و ما به مدت دوسال با هم دوست بودیم اما ما یک مشکل خیلی بزرگ داشتیم ...اینکه الیسا هیچوقت حاظر نشد که من ببینمش و هیچ وقتم دلیلش رو بهم نگفت...برای من خیلی سخت بود که ادامه بدم و اخر سر ما با هم خداحافظی کردیم که برام خیلی سخت بود .الیسا خودش گفت که دیگه نمیخواد تهران باشه و شمال رفت ...من دیگه هیچ وقت ازش خبری نگرفتم...الانم هر روزی که میام اینجا منتظرشم چون ادرس اینجا رو وقتی باز شد بهش دادم و گفتم که من اینجا هستم...نمیدونم شاید اینجا باشه با یه اسم دیگه ...شایدم این خاطررو بخونه ...و اگر اینو میخونه فقط میخوام بدونه که دلم براش خیلی تنگ شده ...خیلی
  7. بهترین رمانی که یادتونه خوندین چی بوده؟ به بقیه معرفی کنین! من خودممم.... گناهکار سجاده و صلیب این دوتا رو خیلی دوست داشتم!

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×