رفتن به مطلب
Added by Amir

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'آموزش نویسندگی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • نرم افزار و سخت افزار
    • معرفی و دانلود نرم افزار
    • درخواست نرم افزار و کرک
    • سخت افزار
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • موبایل
    • برنامه های کاربردی موبایل
    • بازی های موبایل
    • اپراتورها
    • مالتی مدیا
  • اخبار
    • اخبار و مطالب مفید روز
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
  • نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

2 نتیجه پیدا شد

  1. وقتی نویسنده توانایی نوشتن و تولید اثر جدید را از دست میدهد اصطلاحاً به این وضعیت و موقعیت نویسنده «فلج قلم» یا «مسدود شدن ذهن نویسنده» میگویند.مشکل از «ایده جدید خوب برای نوشتن» شروعشده و به «عدم نوشتن برای سالها» ختم میشود.در طول تاریخ این مشکل را میتوان در افرادی مانند اسکات «فیتزجرالد» تا «چارلزشولتز» کارتونی است مشاهده کرد.محققان که به موضوع فرایند نویسندگی و نویسنده در دهه 1970 فکر میکردند این موضوع را بسط داده و روانکاو معروف، ادموند برگلردرسال 1974 روی این موضوع تمرکز تحقیقاتی کرد.گفته میشود «فلج قلم»/Writer's block چیزی بیش از یک «مشکل ذهنی» است. «آلیس فلارتی» نویسنده و متخصص اعصاب در کتاب «بیماری نیمهشب:مسدود شدن نویسندگی» در سال 2004 نوشت: خلاقیت ادبی تابع فعالیت منطقه خاصی از مغز است که با اختلال در فعالیت آن، «فلج قلم» دست میدهد.نویسندگان شیوههای متنوعی را برای نوشتن تجربه میکنند و درعینحال، عوامل متعددی میتواند باعث هجوم اضطراب به سوی ذهن وی و درنتیجه مسدود شدن نویسندگی در فرد شود. اغلب اوقات میتوان با شناسایی عواملی که منجر به فلج قلم در نویسنده میشود، آن را برطرف کرد.معمولاً نویسندگانی که دچار فلج قلم میشوند با مسائل زیردست به گریبان میشوند:ایدهای به ذهنتان نمیآیدایدههای زیادی در ذهن دارید، اما انتخاب و جمع و جور کردن آنها برای پیاده کردن روی کاغذ بسیار سخت میشود.رئوس مطالب را دارید، اما نمیتوانید دستهبندی و نظم و چینش کنید.وسط ماجرا هستید و حالا نمیدانید چه کار کنید!احساس میکنید راه را به خطا جلو رفتهاید و باید برای رفع اشتباه چند صد صفحه به عقب بازگردید اما به بنبست میخورید.انبوهی از کارکترها شما را بیحوصله کرده و کاری برایتان انجام نمیدهند!هرکسی درباره داستانتان چیزی میگوید و فکر شما را عملاً فلج میکند.داستان فوقالعادهای را در سر دارید و هنگام پیاده کردن متوجه میشوید همه چیز گنگ و مبهم شده است.«مارک تواین» میگوید راز «خوب جلو رفتن» به «خوب شروع کردن» است.شکستن آنچه باید انجام دهید به قطعات کوچک و شروع کردن از اولین قطعه شکسته شده!«ارنست همینگوی» میگوید بهترین راه این است که خود را متوقف کنید وقتی خوب میروید و وقتی میدانید اتفاق بعدی چیست. اگر این کار را هرروز انجام دهید شما هرگز در نوشتن گیر نمیکنید. تا نوشتن در روز بعد به نوشتن فکر نکنید! و سپس ناخودآگاه تمام وقت خود را صرف نوشتن خواهید کرد! اما اگر آگاهانه به فکر نگرانیهای روز بعد باشید شما مغز خود را خواهید کشت و پیش از شروع نوشتن، خسته خواهد شد.«هیلاری منتل» ایدهای متفاوت دارد. وی میگوید: اگر اسیر آن شدید، از پشت میز کار خود بلند شوید.راه بروید. حمام بگیرید و به رختخواب رفته و بخوابید. برای خود کلوچه درست کرده و به موسیقی گوش دهید. مدیتیشن کنید. نرمش کنید. هر چه دوست دارید، جز اینکه به مشکل فکر نکنید. به کسی تلفن نزنید. به پارتی نروید. اگر بروید کلمات دوستان روی شما تأثیر بدی میگذارد. از آنها فاصله بگیرید. فضای جدیدی برای خود شکل دهید و صبور باشید.«نیل گایمن» نیز میگوید: برای چند روز همه چیز را کنار بگذارید(و نه بیشتر) و متن چاپشده را بخوانید. از ابتدا بخوانید. مانند تصحیح متون خطی تغییراتی که باید بدهید را خواهید دید و وقتی به پایان برسید مشتاق میشوید که ادامه دهید و این روش فلج نوشتن را از شما دور میکند.
  2. نویسنده از کجا شروع می کند؟

    نویسنده از کجا شروع می کند؟ وقتی می نشینید و میخواهید بنویسید از کجا شروع می کنید؟ آیا با تصویری از ماشینی که سوسوی چراغ هایش در بزرگراه خلوت به چشم می خورد؟ پیست مسابقه اتومبیل رانی با تماشاگرانی که دیوانه وار تشویق می کنن؟ یا از سکوتی که تیک تاک ساعت در آن به گوش می رسد؟ «نویسنده از کجا شروع می کند؟» این سوالی است که مدام می شنویم در کارگاه ها و سیمینارها، گاهی عده ای می گویند فکر تازه ای برای داستان دارند، اما نمی دانند از کجا شروع کنند؟ آیا باید یک خلاصه داستان یا طرح کلی بنویسند یا باید یادداشت برداری کنند؟ آیا باید از یک شخص مقاله و یا یک عنوان روزنامه شروع کنند؟ نوشتن، یک روند است. مرحله ای مداوم، متغیر و ارگانیک از پیشرفت و توسعه است. حرفه و مهارت است که گاهی به سطح ارتقا می یابد. مراحل معینی وجود دارد که نویسنده آنها را در حین پرورش فکر و نمایشی کردن از سر می گذارند.روند خلاقه ای نوشتن در هر نوع نگارش، یکی است. فقط شکل کار فرق می کند. وقتی نوشتن یک داستان را آغاز می کنید، عملا روندی را در پیش می گیرید که ماه ها یا شاید سال ها بعد با چندین صفحه پر از کلمه، گفت و گو و توصیف و ... رو به رو خواهید بود. اگر بدانید، نویسنده از کجا شروع میکند، پیشرفتی گام به گام خواهید داشت که راهنمای شما در روند نوشتن است. نویسنده از کجا شروع می کند؟ با یک ورق سفید؟ شما باید چندین صفحه کاغذ سفید را با یک داستان پر کنید. داستانی که با تصاویر در قالب گفت و گو و توصیف بیان شود و در بطن ساختار دراماتیک جای گیرد. آغاز کردن با شخصیت چطور؟ یک شخصیت قوی و جذاب تقریبا برای هر داستان ضروری است. یک شخصیت همه جانبه و سه بعدی که داستان شما را به روشنی و با مهارت پیش برد، شروع محکم و خوبی است، ولی نویسنده از اینجا شروع نمی کند. آغاز کردن با حادثه یا تجربه ای که برای خود شما یا کسی که می شناسید پیش آمده چه طور؟ گاهی می توانید تجربه ای خاص را به عنوان نقطه شروع داستانتان به کار برید. ولی بیشتر اوقات متوجه می شوید که اسیر واقعیت آن تجربه شده اید. چرا؟ به این دلیل که به موقعیت و یا حادثه وفادار بمانید بهتر است واقعیت برود پی کارش تا شما بتوانید آن را به نحوی موثر نمایشی کنید. یادتان باشد: « چه کسی چه کرد؟» و این «این اتفاق کجا افتاد؟» معمولا به داستان ضعیفی منتهی می شود که از نظر دراماتیک( نمایشی) یا بی ارزش است یا کم ارزش. آیا می شود با یک فکر شروع کرد؟ بله! ولی یک فکر، فقط یک فکر است و این شما هستید که باید این فکر را نمایشی کنید، گسترش دهید، جامه ای به تنش بدوزید و وادارش کنید چیزی بگوید که شما می خواهید. « فرض کنیم که می خواهیم داستانی درباره یک مربی بنویسیم.» اما یک فکر، کافی نیست. باید اصلاعات کافی هم داشته باشیم. باید فکر را نمایشی کنید. یعنی طوری که بتوان آن را به مخاطب نشان داد، نه این که تعریف کرد. آیا می توانیم با طرح شروع کنیم؟ طرح در واقع، یعنی چیزی که اتفاق می افتد و تا وقتی که شما در برابر یک کاغذ سفید نشسته اید، این دور ترین چیز به ذهن شماست. بهتر است فعلا طرح را فراموش کنیم. باید با تحقیق شروع کرد؟ اما تحقیق در چه مورد؟ آیا موضوعی باید باشد که در باره اش تحقیق کنید یا نه؟ پس نقطه ای آٰغازین همین است: نویسنده از کجا شروع کند؟ از موضوع و ساختار. پیش از آنکه خودتان را آماده نوشتن کنید، باید موضوعی معین، یعنی یک شخصیت و یک ماجرا داشته باشد. ( ماجرا نباید حتما اتفاق خارق العاده و مهم باشد). موضوع می تواند این باشد که موجودی از سیاره ای دیگر، سفینه اش را گم کرده باشد و توسط چند کودک پیدا و با آنها دوست می شود و همان کودکان در فرار، یاری اش می دهند و... در کارگاه داستان نویسی، اولین چیزی که از دانشجویان خواسته می شود این است که بگویند داستانشان درباره چیست و جواب هایی از این دست می شنویم: «من داستانی در مورد خیر و شر می نویسم». « من در باره سه نسل از یک خانواده در سال های گذشته می نویسم». « من درباره عده ای که برای خود مدرسه می سازند، می نویسم. چون نزدیک ترین مدرسه به آنها بسته است». بسیاری از نویسندگان، در ابتدا فکر روشنی در مورد چیزی که میخواهند بنویسند، ندارند. آنها اقدام به تمرکز بر شخصیت اصلی و ماجرا می کنند. پیش از آن که داستان را شروع می کنید باید موضوع را – یعنی آنچه داستان درباره آن است – بر حسب شخصیتی که مسیر ماجرای دراماتیک را طی می کند بشناسید. نوشتن داستان، روندی گام به گام است. اول پیدا کردن موضوع،بعد تحقیقی که نیاز دارید و... در هر گام باید آگاه باشید که به کجا می روید و چه می کنید! گم شدن میان کلمات و ماجرا های فیلمنامه در حال تغییر، بسیار ساده است. داستان شما درباره چیست؟ آن را مشخص کنید. شمرده شمرده آن را بیان کنید. آیا دارید یک داستان عاشقانه با ماجرای قوی می نویسید یا بر عکس، داستانی پر ماجرا و جذابیت عشقی قوی؟ اگر شما نمی دانید، پس چه کسی می داند؟ شخصیت اصلی شما کیست و ماجرای داستانتان کدام است؟ چه اتفاقی رخ می دهد؟ موضوع داستان شما چیست؟ فکر اولیه یا ایده خود را به یک شخصیت و یک ماجرا به چند جمله، کمتر از سه یا چهار جمله کاهش دهید. به یاد داشته باشید که این امر، نه بلایی سر داستان می آورد نه خللی در داستان ایجاد میکند. بلکه فقط یک راهمناست که شما را در حین نوشتن، یاری می دهد. (این همان چیز است که بعدا قرار است به ایجاد طرح داستان منجر شود). شما باید بدانید که در باره چه چیزی می نویسید! بعضی از رمان نویس ها عادت دارند از تحقیق پیرامون فکر اولیه ، شروع به کار کنند، سپس در حین نوشتن، داستان و شخصیت هایش را بیابد، آنها اجازه می دهند داستان، هر طور می خواهد پیش برود و او را به دنبال خود بکشد. اما برخی از داستان نویسان ( وفیلمنامه نویسان) به این گونه عمل نمی کنند. داستان معمولا پیرو خط وسیر ماجراست. خط سیری سر راست، موجز و روایی. همیشه جهت دار است.رو به جلو. باید هر صفحه و هر جمله، شما را به جایی برساند و بر حسب پیشرفت داستان، شما را پیش ببرد. اگر جمله ای یا پاراگرافی، کاری برای داستان انجام نداد، آن را بی رحمانه حذف کنید. نوشتن مثل کوهپیمایی است. در حین صعود، فقط صخره های پیش رو و صخره های بلافاصله پشت سرتان را می توانید ببینید. به راحتی نمی توانید ببینید از کجا آمده اید و به کجا می روید. فقط صفحات یا خطوطی را که دارید می نویسید می بینید. پس به مسیر کلی نیاز داریم که گم نشویم. شاید در مسیر یافتن موضوع داستان، برای ما سوال ایجاد شود که در نوشتن یک ماجرا، روی کدام قسمت آن تاکید بیشتری داشته باشیم. این پاسخ بستگی به نویسنده دارد. در واقع هر کدام از تاکید ها، یک داستان جدید خلق می کند و موضوع اصلی، این است:‌ « ما قصد داریم کدام داستان را بنویسیم؟» این سوال برای هر کسی ممکن است پیش بیاید. موضع داستان ما چیست؟ داستان بر حسب ماجرا و شخصیت، درباره چیست؟ کافی است در جمله بنویسید. شما در باره چی می نویسید؟ آن را روی کاغذ بیاورید. ابتدا ممکن است چند صفحه شود. آن را به چند جمله کاهش دهید و بر موضوع، ماجرا و شخصیت متمرکز شوید.شاید برای جدا کردن اجزای داستان، زمانی طولانی نیاز باشد. موضوع، یک راهنمایی است باید از آن پیروی کنید تا ماجرا و شخصیت را در قالب یک خط سیر داستانی دراماتیک ساختار بخشید. پس نویسنده از کجا شروع می کند؟ از موضوع و ساختار

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×