رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

Lunatic

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1,448
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    21

تمامی مطالب نوشته شده توسط Lunatic

  1. سلام سلام من دوباره اومدم بایه تایپیک جدید. این تایپیک تقدیم به نویسنده های عزیزانجمن. امیدوارم همراهی کنید وسعی کنیم رمان های درحال تایپ رو معرفی کنیم توی این تایپیک فقط وفقط بارمان های درحال تایپ مشاعره صورت میگیره منتظر حضور پرشوقتونم♡♡♡♡♡ اسم نویسنده یادتون نشهههه ان سوی مرداب=@amir_over
  2. عکس های پیشنهادی | جلد رمان 2

    اشکال نداره عزیزم. هرچی پیدا کردی بفرست ممنون
  3. عکس های پیشنهادی | جلد رمان 2

    یعنی هیچی پیدا نکردید
  4. مشاعره با نام رمان

    این تایپیک تکراریه به تایپیک های کتاب باز مراجمعه کنید. گزارش مبنی بر حذف شدن http://forum.98ia.co/topic/16959-مـشاعره-با-رمان-های-در-حال-تایپ/?page=11&tab=comments#comment-276963 http://forum.98ia.co/topic/16615-کتاب-باز/
  5. سلام سلام سلام به عنوان یه منتقد قصد دارم به سری رمان هارو دنبال کنم واونارو بانقاط قوت وضعفشون براتون معرفی کنم بااجازه نویسنده های عزیزانجمن من رمان هاشون رو اینجا براتون معرفی می کنم البته خدمتتون عرض کنم که یه سری قوانین هم داره 1_اول هرهفته من رمان انتخابی رو معرفی میکنم 2_کاربرای عزیزی که رمان رودنبال میکنن میتونن درطی هفته بیان ونظراتشون رو بگن 3_ودراخر هفته نویسنده میتونه بیاد واز اثرش دفاع کنه 4_امیداست که شما تایپیک رادنبال کنیدتارستگارشوید پ.ن:توجه کنید که نقدتون باید سازنده باشه نه اینکه اثرنویسنده رو باخاک یکسان کنید♡ ☆لطفا اسپم ارسال نکنید وهرسوالی که دارید به شخصی بنده بفرستیدتاازشلوغی تایپیک جلوگیری بشه باتشکر از مدیر عزیز @Amirبابت حمایتشون از تایپیک
  6. کمک

    خلاصه چیز خاصی نیست عزیزم. فقط کافیه یه سری اطلاعات به خواننده بدی تا بدونه چه کتابی رو داره مطالعه میکنه. مقدمه جز قسمت های اساسی داستانه چون خواننده بانثر نویسنده اشنا میشه و میتونه اطلاعات نویسنده رو بسنجه. وقتی رمان شما یه نثر ادبی داره باید مقدمه هم ادبی باشه و بلعکس. این خلاصه نیست. شما کل داستان رو داری به خورد خواننده میدی و مجبورش میکنی بدون هیچ پیش زمینه ای افکار شخصیت هارو بشناسه این نویسنده ها مخاطب رو دلزده میکنه. و بلعکس حرفتون خلاصه یا مقدمه ای که ترکیب لحن معیار و محاوره است اصلا صحیح نیست چراکه نشون میده نویسنده ثبات نداره.شما باید از همون ب بسم الله خواننده رو همراه خودت کنی نه اینکه دلزده کنی بااین حرف اقای مدیر خیلی موافقم.وقتی کتاب های مختلف میخونید با نثر های مختلف اشنا میشید و میتونید خودتون رو بین اون دنیاهای مختلف محک بزنید. سعی کنید کتاب هایی رو انتخاب کنید که نثرساده و روونی داشته باشه. همیشه کتاب های ویکتور هوگو توی نوشتن به ما کمک نمیکنه گاهی لازمه کتاب های جوجومویز رو هم بخونیم تا با یه سری داستان امروزی اشنا بشیم.
  7. باسلام خدمت همه دوستان عزیز. تیم نقد مجددا نیاز به چند همکار برای بررسی رمان های انجمن داره. درصورتی که وقت لازم دارید توی همین تایپیک اعلام کنید‌. جمعه هفته اینده ازمون رو براتون ارسال میکنم. موفق باشید
  8. من 

    تو 

    ما

    :newspaper:داستان چیه؟

    اولین واخرین عشقم که داری

    به به 

    چشمم روشن

    1. HASTI-L

      HASTI-L

      خخخخخ

      اسماااااااا مسخره نکن ! :/

      می گم اولین و آخرین عشقم (:/) بزنه ناکوتت کنه ها  :leh:

    2. Lunatic

      Lunatic

      مسخره کجابود استیلم:|

      فقط اون حسه که میدونی خودت سربلند کرده:t(1):

    3. HASTI-L
  9. نبینم ناراحت باشی عزیزدل:kissum:

    اگر سردت است 
    بگو
    تا یک بغل
    بیشتر 
    دوستت بدارم

    1. niya99_HANA

      niya99_HANA

      :cry3::wetkissf:

      مرسی اسما ...

    2. Lunatic

      Lunatic

      :bighug:هیچی ارزش غمگین شدن چشماتو نداره

    3. niya99_HANA
  10. دیالوگ های خودمونی

    _خستم:( +از بس که درس میخونی _جدیدا خیلی تیکه میندازی +چی بگم بهت خب؟ خیلی درس میخونی یا کار خونه میکنی یا ول میگردی؟ _ _من +مامانم
  11. اخه این چه کاریه میکنی دختر؟؟؟

    هی الکی رمانو اپ میکنی:(

    باذوق باز میکنم پست جدید رو بخونم بعد میبینم تکراریه میخوره تو پرم:shakinghead:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. niya99_HANA

      niya99_HANA

       حق باتوئه... ببخشید :D

      دیگه سعی می کنم زیاد آپ الکی نکنم :hanghead:

      ولی اسما اینجوری وقتی واقعا پست بذارم بیشتر ذوق می کنی :t(1):

    3. Lunatic

      Lunatic

      :t(1):خیلی مردم ازاری بشر

      اره ذوق باتوان دو

    4. niya99_HANA
  12. ابولهول

    ابوالهول یا سفینکس (موجود افسانه ای که بدنی شبیه شیر و سرو بدن شیبیه به انسان دارد ) این احتمالا یکی از مهم ترین کشفیات بر روی سیاره زمین بوده است !! اولین کسی که این رو کشف کرد "شوالرد لوبس " بود او یک باستان شناس معروف مصری بود که کتابهای بسیاری نوشت ..او و دخترش لوسی لیمی یک درک عمیقی از علم هندسه ی خاص و تمدن مصریان اشکار کردند . حال بر روی مجمسه ی الوالهول سائیدگی و نقش های بریدگی وجود دارد که کاملا از نقش های بر روی ساخته های دیگر در مصر متفاوت است ..بطرف پشت ابولهول برشهایی به عمق 12 فوت بر سطح ان موجود است این شکل ها به نظر میرسد به وسیله اب صاف شده باشند در مقابل بقیه ی بناها و سازه هایی که توسط مصریان ساخته شده که فقط در معرض باد و شن قرار داشته اند .. اخرین باری که اب بر سطح مصر وجود داشته بر میگرده به 12000 سال پیش یعنی پایان عصر یخبندان اخر دانشمندان معتقدند پس از عصر یخبندان ابوالهول صدمه ی شدیدی دیده پس از اینکه برای 8000 سال زیر شن پوشانده شده به هر حال صورت ان بالای شن قرار داشنت..و به تحت تاثیر اب و هوا بودن ادامه داده مصریان ابولهول را نساختند انها ان را ترمیم کردند البته مصرشناسان کند بودند تا به این کشف باورنکردنی جدید موافق شوند اما فکر میکنم بدونم چرا ببینید حدود 5000 باستان شناس مصری در دنیا وجود دارد که همگی انها تقریبا در بیشتر راه ها در این باره با هم موافقند ..بیشتر ان ها با عصر اهرام موافقند همه باستان شناسان مسلمان هستند با اندکی استثنا و کتاب مقدسشونم انیل و تورات و ..کتاب مقدس میگه دنیا در 6000 سال پیش به وجود اومد همونطور که در کتاب مقدس نیز امده ..پس اگر یک دین دار بخواد بگه این سازه 8000 سال عمر دارد او کتاب مقدسش را زیر پا گذاشته پس انها در این باره هیچ گاه حرفی نمیزنندذ ابوالهول رو به سمت ویژه ای دارد این یک جهت و نشانه نجومی است !! ابوالهول شکلی شبیه شیر دارد و اگر در همان زمانی که مصر شناسان میگن ساخته شده بوده فقط 2500 سال پیش بوده پس هنگامی بوده که صورت فلکی گاو در اسمان بود تنها زمان منطقی برای شروع ساخت این سازه عظیم باید زمانی بوده باشد که صورت فلکی شیر در اسمان بوده باشد یعنی هزاره یازدهم پیش از میلاد (12-13 هزار سال پیش )زمانی که دقیقا با یافته های جدید که میگوید ممکن است ان هنگام ساخته شده باشد مطابقت میکند ابولهول بزرگترین پیکره بر روی زمین است ما میدونیم که ان توسط بر بر های پشمالو ساخته نشده اونم با دست خالی و بدون ابزار الات پیشرفته و مدرن بلکه به دست تمدنی خبره و همچنین کسانی که امروزه بر روی زمین میشناسیم ساخته نشده (البته در این باره مدرک کافی نیست ولی شواهد اینو میگه ) ایا در دوران ماقبل تاریخ انسان از علمی که امروز داشته بیشتر میدانسته ؟ این تکنولوژی و دانسته ها از چه منبعی به انها رسیده؟
  13. سخن بزرگان

    بهترین چیزی که در زندگی می‌توان نگه داشت، یک‌دیگر است. #آدری_هیپبورن
  14. قطعه ای ازیک کتاب

    در زندگی، همیشه غمگین بودن، از شاد بودن آسان تر است، ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می آید، انجام بده ... 35 کیلو امیدواری #آنا_گاوالدا
  15. عاشقانه های چیستا یثربی

    صدها بار به ایران حمله شد ؛ دوباره سر پا ایستاد ؛ چشم تو ؛ صدها بار به من حمله کرد ؛ یادم رفت زخم خورده ام ؛ بلند شدم..... . . اینگونه باجنگ عاشق همدیگر شدیم !.... . .
  16. عاشقانه های چیستا یثربی

    من عاشق خودش بودم و کُل خانواده‌اش؛ لعنتی‌های دوست‌داشتنی، همه‌شان زیبا و خوش‌تیپ و شیک‌پوش. به خانه ما که می‌آمدند، حالم عوض می‌شد. نه که عاشق باشم نه، بچه ده یازده ساله از عشق چه می‌فهمد؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده ‌بود نوی نو نگه داشتم تا عید، که آنها آمدند و هدیه کردم به او؛ که جا گذاشت و برگشت به شهر قشنگ خودشان .... یک بار هم کفشهای پدرش را در راه پله پشت‌بام پنهان کردم تا دیرتر بروند و دخترک بتواند کارتون - فکر کنم - نِل را تا انتها ببیند. این بار اما داستان فرق می‌کرد. دیشب به من - فقط به من - گفته بود برای صبحانه حلیم و نان بربری دوست دارد و بی‌وقت هم آمده بودند، وسط زمستان؛ زمستان برفی اوایل دهه شصت. من یازده ساله بودم یا کمی بیشتر و کمتر؛ او، دو سال از من کوچک‌تر هرکاری که کردم خوابم نبرد، دست آخر چهارصبح بلند شدم و یک قابلمه کوچک برداشتم - قابلمه جان راستی هنوز با ماست ! - و زدم به دل کوچه، به سمت فتح حلیم و بربری هوا تاریک بود هنوز؛ اما کم نیاوردم. رفتم تا رسیدم به حلیمی، بسته بود. با خودم گفتم حالا تا بروم نان بگیرم باز می‌شود. بچه یازده دوازده ساله شعورش نمی‌رسید آن وقتها که نانوایی و حلیم دیرتر باز می‌شوند! خلاصه، در صبح برفی با دستهای یخ زده از سرما آنقدر راه رفتم تا ساعت شد هفت ! نان و حلیم بالاخره مهیا شد ، و برگشتم . وقتی رسیدم خانه ، رفته‌بودند . اول صبح رفته‌بودند که زودتر برسند به شهر و دیار خودشان . اصلا نفهمیده‌بودند من نیستم . هیچکس نفهمیده‌بود . خستگیش به تنم ماند . خیلی سخت است که محبت کنی ، سختی بکشی ، دستهایت یخ کند ، پاهایت از سرما بی حس شود ، قابلمه داغ را با خودت تا خانه بیاوری ، نان داغ را روی دستانت هی این رو آن رو کنی تا دستت نسوزد ...ولی نبیند آن که باید . وقتی تلاش می‌کنی برای حال خوب کسی و نمی‌بیند ، خستگیش به تنت می‌ماند .... همین .
  17. در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست

    گاه یک دنیا فقط با یک نفر پر می شود

    1. HASTI-L

      HASTI-L

      اسمااااا

      من عاشقت شدم :hanghead::cry3:

    2. Lunatic

      Lunatic

      :wow:ای جانم.چه با احساس شدی تو

    3. HASTI-L
  18. برگی از تاریخ:)

    ﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻓﺘﺤﻌﻠﯿﺸﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺑﻪ ﺳﻔﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻧﺒﻮﻝ : ﺍﻭﻻً ﺑﺮ ﺫﻣﺖ ﻫﻤﺖ ﺗﻮ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﺭﺳﺘﯽ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﻨﯽ ﮐﻪﻭﺳﻌﺖ ﻣﻠﮏ ﻓﺮﻧﮕﺴﺘﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺎﻡ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻓﺮﻧﮓ ﻫﺴﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻮﺩﻥ، ﭘﺎﯾﺘﺨﺘﺶ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺛﺎﻧﯿﺎً ﻓﺮﻧﮕﺴﺘﺎﻥ ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺍﯾﻞ ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻦ؟ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﺳﺮﮐﺮﺩﮔﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﯿﺎﻧﻨﺪ؟ ﺛﺎﻟﺜﺎً ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻏﻮﺭﺭﺳﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﮑﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻫﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻼﺕ ﻓﺮﻧﮓ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻭ ﻣﻠﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺑﻨﺎﭘﺎﺭﺕ ﻧﺎﻡ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺭﺍﺑﻌﺎً ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﺤﺪﻩ ﺑﮑﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﻣﺎﻫﻮﺕ ﻭ ﻗﻠﻤﺘﺮﺍﺵ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﻬﺮﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﻤﺎﺵ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺒﯿﻞ ﻗﻮﻣﻨﺪ؟ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﺟﺰﯾﺮ ﻩ ﺍﯼ ﺳﺎﮐﻨﻨﺪ، ﯾﯿﻼﻕ ﻭﻗﺸﻼﻕ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻗﻮﺕ ﻏﺎﻟﺒﺸﺎﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺣﻞ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻫﻨﻬﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺻﺮﻑ ﻣﺴﺎﻋﯽ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻨﻤﺎ ﻭ ﻟﯿﮏ ﺑﻔﻬﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻟﻨﺪﻥ ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﻟﻨﺪﻥ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻟﻨﺪﻥ؟ !! ﺧﺎﻣﺴﺎً ﺑﻌﻠﻢ ﺍﻟﯿﻘﯿﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﮑﻦ ﮐﻪ ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ ﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ ﻭﮔﻔﺘﮕﻮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﻬﺮ ﺍﻗﻮﺍﻝ،ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻩ ﺯﻥ ﻭ ﺑﺎﻟﻌﯽ ﻗﻮﻝ ﺑﻌﻀﻬﻢ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺮﻩ ﺯﻥ؟ ﺁﯾﺎ ﺭﺍﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ “ ﻣﺮﻏﺮﯾﺖ ” ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﺎﺗﺎﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍﻣﺮﮒ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻨﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﻻﯾﻨﻔﻬﻢ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺍﺭﺳﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﺪﺍﻧﮑﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﮑﻤﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﮑﻤﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺳﺎﺩﺳﺎً ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻗﻄﻊ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﻏﻮﺭ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﯾﻨﮕﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺏ ﺳﺮ ﻣﻮﺋﯽ ﻓﺮﻭﻧﮕﺬﺍﺭ . ﺳﺎﺑﻌﺎً ﻭ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺧﯿﺮﺍً ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻓﺮﻧﮕﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﺗﻔﺤﺺ ﻭ ﺗﺠﺴﺲ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﻠﻢ ﺷﻘﻮﻕ ﻭ ﺍﺣﺴﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻓﺮﻧﮕﯿﺎﻥ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺑﺸﺎﻫﺮﺍﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﮐﻞ ﻣﯿﺘﻪ ‏( ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﺮﺩﺍﺭ‏) ﻭ ﻟﺤﻢ ﺧﻨﺰﯾﺮ ‏( ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﮎ ‏) ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟
  19. برگی از تاریخ:)

    #برگی_ازتاریخ نام قدیم میدان های تهران میدان انقلاب : میدان 24 اسفند میدان 7 تیر : میدان 25 شهریور میدان استقلال : میدان 28 مرداد میدان صادقیه : میدان آریاشهر میدان 15خرداد : میدان ارگ میدان دکتر فاطمی: میدان جهاد / میدان ایران نوین میدان حر : میدان باغشاه میدان امام خمینی : میدان سپه / میدان توپخانه میدان بهمن : میدان ببعی / میدان کشتارگاه میدان شهید نامجو : میدان ثریا میدان شهدا : میدان ژاله میدان امام حسین : میدان شهناز / میدان فوزیه میدان آزادی : میدان شهیاد میدان رسالت : میدان فرح میدان شمشیری : میدان فرحناز میدان قیام : میدان شاه میدان فلسطین : میدان کاخ میدان توحید : میدان کندی میدان جمهوری : میدان محمدرضا شاه میدان ولیعصر (عج) : میدان ولیعهد میدان سلماس : میدان فرحبخش میدان شهیدان رحیمی : میدان چایچی پ.ن:اسپم ارسال نکنید
  20. از اولین حضور پر سر و صدا و موفقش در سینما در سال ۱۹۴۶ تا یکی از آخرین نقش هایش در سال ۲۰۰۸، کرک داگلاس بی نظیر ثابت کرده که وی یک ستاره واقعی دنیای سینما و هالیوود است. او با حضور در فیلم های بلاک باستری مانند «اسپارتاکوس» به شهرتی باورنکردنی دست یافته و یک خانواده تماماً بازیگر را پایه گذاری کرد اما در مورد کرک داگلاس چه می دانید؟ در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با ۱۳ واقعیت جالب در مورد ای بازیگر افسانه های سینمای کلاسیک آشنا کنیم. ۱- او از فقر و گمنامی به ثروت و شهرت رسیده است والدین کرک داگلاس مهاجرانی روسی و فقیر بودند که برای بهبود اوضاع زندگیشان به ایالات متحده کوچ کردند. پدرش با فروختن لباس های کهنه و اجناس دست دوم فلزی شکم هفت بچه اش را سیر می کرد و کرک داگلاس نیز باید با فروختن اسنک و انجام کارهای عجیب و غریب به خانواده اش کمک می کرد تا هزینه های زندگی را تامین نماید. نام واقعی او در هنگام تولئ «ایزی دانیلوویچ» بود و می گوید از این که به خاطر شغلش اسمش را تغییر داده پشیمان است. وی در این باره می گوید:” بسیار جالب است که اسم واقعی خودت را حفظ کنی. اما آیا می توانی این اسم را روی یک پرده تبلیغاتی ببینی؟” ۲- او برای رفتن به دانشگاه زحمت زیادی کشید برای کسی که لباس کهنه می فروشد بسیار سخت است که هزینه تحصیل فرزندش را بپردازد، بدین ترتیب کرک جوان خود دست به کار شد و وظیفه تامین هزینه های تحصیلش را بر عهده گرفت. او وارد دانشگاه سنت لورنس شده و مجبور شد به خاطر تامین هزینه ها سرایداری دانشکده را به عهده بگیرد. همچنین وی مدتی را در خدمت ارتش کشورش به سر برده و در طول جنگ جهانی دوم به خاطر جراحاتی که برداشت از ادامه خدمت معاف گردید. ۳- او یک کشتی گیر حرفه ای بود قبل از این که کرک داگلاس در دنیای سینما به شهرت برسد وی با کشتی گرفتن با توریست ها در یک میدان محلی هزینه های زندگیش را تامین می کرد ۴- او از همان دوران کودکی می دانست که باید بازیگر شود در دوران مهد کودک از او خواسته شد تا در برابر همکلاسی هایش شعری بخواند و به گفته ی خودش خواندن همین شعر باعث شد که وی بازیگری را برای شغل اینده اش انتخاب کند. او بعدها گفت:” وقتی که صدای کف زدن ها را شنیدم اتفاقی افتاد. خوشم آمد. هنوز هم خوشم می آید”. ۵- به نظر می رسد که وی برای اسکار نگرفتن نفرین شده است کرک داگلاس در طول فعالیت هنری خود سه بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است اما هیچگاه با جایزه اسکار به خانه بازنگشت. حتی او در فیلم های «کت بالو» (Cat Ballou) و «استالاگ ۱۷» (Stalag 17) که جایزه اسکار را برای لی ماروین و ویلیام هولدن به همراه داشت نیز شانس بازی داشت اما این نقش ها را نپذیرفت. سرانجام وی در سال ۱۹۹۶ جایزه اسکار افتخاری را به خاطر سال ها هنرنمایی در سینما دریافت کرد و پس از دریافت جایزه سخنرانی تاثیرگذار و عاطفی کرد. این اولین حضور او در میان عموم بعد از یک سکته قلبی شدید بود. ۶- همسرش جان او را نجات داد کرک داگلاس در یک سانحه هوایی و هنگامی که سوار بر هلی کوپتر بود به طرزی معجزه آسا از مرگ گریخت اما نزدیک بود در یک سانحه هوایی دیگر جانش را از دست بدهد. در سال ۱۹۵۸، مایکل تاد که از تهیه کنندگان مشهور آن زمان بود، کرک داگلاس را به پرواز به نیویورک با جت شخصی خود دعوت کرد. همسرش آنه گفت که به این کار حس خوبی ندارد و عاحزانه از او خواست که سوار این هواپیما نشود.در نهایت داگلاس از این سفر منصرف شد و وقتی رادیو خودروی خود را روشن کرد خبر رسید که هواپیمای تاد سقوط کرده و باعث مرگ وی شده است. ۷- ستاره موسوم به «پیاده روی مشاهیر» او به سرقت رفت همه با ستاره «پیاده روی مشاهیر» آشنا هستند و باید بدانید که این ستاره نزدیک به ۱۵۰ گرم وزن دارد. از میان کسانی که این ستاره را دریافت کرده اند تنها چهار مورد منجر به گم شدن یا دزدیده شدن آن شده است: جیمز استورات، جین آوتری، گرگوری پک و کرک داگلاس. این ستاره بعدها در خانه یک کارگر ساختمانی پیدا شده و به صاحبش بازگردانده شد. ۸- او برای گفتن واژه «قهوه» ۵۰٫۰۰۰ دلار دریافت کرد در دهه ۱۹۸۰، چهره داگلاس برای تبلیغ قهوه ماکسیم در ژاپن انتخاب شد و وی در یک سری تبلیغات ویدیویی برای این برند حاضر شد. وی در طول این تبلیغ تنها واژه «قهوه» را به زبان می آورد اما برای همین یک واژه ۵۰٫۰۰۰ دلار برای هر تبلیع دریافت می کرد. ۹- بازیگری به شغلی خانوادگی او تبدیل شد در خانواده داگلاس سه نسل بازیگر وجود دارد: خود کرک داگلاس، پسرش مایکل داگلاس و نوه اش کامرون داگلاس که هر سه با هم در سال ۲۰۰۳ در یک فیلم کمدی با نام «در خانواده جریان دارد» (It Runs in the Family) حضور یافتند. ۱۰- وی به کارهای خیریه علاقه زیادی دارد در طی سال ها وی در ساخت بیش از ۴۰۰ پارک و زمین بازی برای کودکان در لس آنجلس مشارکت داشته است و این تنها بخش کوچکی از فعالیت های خیریه او بوده است. وی هزینه تحصیل اقلیت های اسیب پذیر را در دانشگاه های معتبر بر عهده گرفته و میلیون ها دلار برای تحقیق در مورد بیماری آلزایمر و تامین هزینه نگهداری از بیماران آلزایمری کمک کرده است. همچنین داگلاس در زمینه آگاهی دادن به مردم در مورد بدرفتاری با سالمندان نیز مشارکت فعال داشته و یک ربات را به بخش کودکان بیمارستانی در لس آنجلس اهدا کرده است. البته اسم این ربات اسپارتاکوس بود. ۱۱- وی یکی از قدیمی ترین سلبریتی هایی است که در اینترنت حضور فعال دارد داگلاس از سال ها پیش در وبسایت رسانه ای «Myspace» به بازگویی تفکرات و نظراتش می پردازد و البته در روزنامه هافینگتون پست نیز مقالاتی نوشته است. اخیراً او چیزی به اشتراک نگذاشته، شاید منتظر جشن تولد ۱۰۱ سالگی خود است تا پیامی منتشر کند. ۱۲- او یک نصیحت بزرگ در مورد زندگی سالم و طولانی دارد داگلاس در مورد این که چطور به عمر دراز رسیده چنین می گوید:” همواره از من سوال می شود که در مورد زندگی طولانی و سالم نصیحتی بکنم اما من هیچ حرفی در این مورد ندارم. با این وجود کاملاً باور دارم که از اینجا بودن هدفی داریم. من از سقوط هلی کوپتر و سکته قلبی جان سالم به در بردم تا قبل از این که این دنیا را ترک کنم در آن کارهای خوبی بیشتری انجام دهم”. ۱۳- او کمک کرد که لیست سیاه هالیوود از بین برود «ده هالیوودی» گروهی از نویسندگان و کارگردانان هالیوودی بودند که حاضر نشدند در برابر دادگاه در مورد حامیان کمونیسم در هالیوود شهادت دهند. همه این افراد از ادامه فعالیت در سینما منع شدند و بسیاری از آن ها در تامین هزینه های خانواده خود با مشکل روبرو شدند. داگلاس یکی از بازیگران معدودی بود که کمپانی فیلم سازی خود را در دهه ۱۹۶۰ پایه گذاری کرد و با استخدام نویسنده ی ممنوع الکار، دالتون ترومبو، یکی از اعضای گروه معروف «ده هالیوودی»، برای نوشتن سناریو فیلم «اسپارتاکوس» کمک کرد که این تبعیض در هالیوود از بین برود. او بعدها در این باره گفت:” دالتون ترومبو یکی از بهترین نویسندگان ما بود. دوران وحشتناک و شرم آوری بود. پس من تصمیم گرفتم که این شرایط را عوض کنم. می خواستم اسم او را پای فیلم بزنم. فکر می کنم بیش از هر چیزی به این کارم افتخار می کنم زیرا این کار باعث از بین رفتن لیست سیاه شد. این کار دردسرهای بزرگی برایم به همراه داشت اما ارزشش را داشت”.
  21. چاپ دوم مجموعه ۵ جلدی «بهترین داستان‌های جهان» به انتخاب و ترجمه احمد گلشیری از سوی انتشارات علمی و فرهنگی (با همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان) منتشر شد و به بازار آمد. به گزارش همشهري، آنچه در اين مجموعه 2165صفحه‌اي بيش از همه به چشم مي‌خورد، سر و شكل شكيل است كه آن را به گزينه‌اي بسيار مناسب براي هديه‌دادن به‌ويژه به دوستداران ادبيات جهان و جهان داستان كوتاه تبديل مي‌كند. هر چند شايد قيمت 110هزار توماني دوره 5جلدي باعث شود برخي آن را گران بدانند اما بي‌ترديد آشنايي با بزرگان ادبيات داستاني دنيا و ايران و خواندن بيش از 100داستان مهم و خواندني به اين بهاي به نسبت گران مي‌ارزد. مجلد اول بهترين داستان‌هاي جهان به آثار مربوط به قرن‌هاي 19 و 20 و استادان كهن يا همان سنت‌گرايان ادبيات داستاني اختصاص دارد. اين كتاب 430صفحه‌اي با يك مقدمه 11صفحه‌اي آغاز مي‌شود و با تاريخچه داستان كوتاه در جهان و پيدايش داستان كوتاه در ايران ادامه مي‌يابد. بخش اصلي كتاب هم مربوط است به مهم‌ترين نويسندگان قرون 19 و 20دنيا كه از آنها به‌عنوان استادان كهن يا سنت‌گرايان ياد مي‌شود. لئو تولستوي با داستان‌هاي «سه مرگ» و «مرگ ايوان ايليچ»، نيكلاي واسيليه‌ويچ گوگول با «يادداشت‌هاي يك ديوانه»، ايوان سرگه‌يوويچ تورگنف با «يرمولاي و زن آسيابان»، آنتوان چخوف با «دشمنان»، فئودور داستايوفسكي با «درخت كريسمس و عروسي» و «سربه‌زير»، گي دوموپاسان با «مهتاب»، ناتانيل هاثورن با «گودمن براون جوان»، ادگار آلن‌پو با «بشكه آمونتيلادو»، هرمان ملويل با «بارتلمي محرر»، امبروس بيرس با «پاركر اندرسن فيلسوف»، اُ. هنري با «اتاق مبله»، استيون كرين با «قايق بي‌بادبان» و گوستاو فلوبر با «ساده‌دل» نويسندگان و داستان‌هاي مجلد اول هستند. بهترين داستان‌هاي دوران طلايي قرن‌هاي 19 و 20 در 2مجلد آمده و در مجموع شامل 2كتاب 440 و 370صفحه‌اي مي‌شود. جلد دوم 32داستان دارد از نويسندگاني چون آكوتاگاوا ريونوسوكه، ريچارد رايت، ويت برنت، جيمز تربر، شرلي جكسن، رينگ لاردنر، نجيب محفوظ، ايگناتسيو سيلونه، لوييجي پيراندللو، لنگستن هيوز، يودورا ولتي، فرانك اوكانر، سامرست موام، ارسكين كالدول، يوكيو ميشيما، ماكسيم گوركي، گراهام گرين، جك لندن، ايساك بابل، كاترين منسفيلد، كاترين آن‌پورتر، جنت فريم، چينو آچبه، لو هسون، چيترا بانرجي ديواكاروني، خوان خوسه آرئولا، اوراسيو كروگا، گائو زينگ‌جيان، آگوستور روئا باستوس و سزار وايه‌خو. ضمن اينكه در همين مجلد پاي 2نويسنده سرشناس ايراني يعني محمدعلي جمالزاده با «كباب غاز» و بزرگ علوي با «گيله‌مرد» به اين مجموعه باز مي‌شود. جلد سوم مربوط به بخش دوم دوران طلايي است كه در آن نام 15نويسنده همراه با 17داستان كوتاه آمده است؛ برنارد مالامد و كارسن مك‌كالرز هركدام 2داستان دارند و اين نويسندگان هر كدام يك داستان: آلفونسو ريس، خورخه آمادو، لئونيد آندريف، بهاراتي ماخرجي، الكساندر سولژنيتسين، آفونسو انريكس دليما بارتو، انريكه آموريم، رمولو گايه‌گوس، ماريو دآندراده، آيزاك باشويس سينگر، خوسه دونوسو، ولفگانگ بورشرت و سزار پترسكو. مدرنيست‌ها يا سنت‌ستيزان نويسندگان قرن بيستم هستند كه فهرست آنها و مهم‌ترين آثارشان در جلد چهارم مورد بررسي قرار مي‌گيرد. ارنست همينگوي با «برف‌هاي كليمانجارو» و «آدمكش»، آلبر كامو با «مهمان»، فرانتس كافكا با «داوري»، جي‌دي سلينجر با «تقديم به ازمه با عشق و نكبت»، جيمز جويس با «مردگان»، «خواهران» و «ر.ي.پ»، ژان پل سارتر با «ديوار»، جان اشتاين‌بك با «گل‌هاي داوودي»، خورخه لوييس بورخس با «زخم شمشير»، توماس مان با «تصادف قطار»، ويرجينيا وولف با «ميراث»، ويليام فاكنر با «اي آفتاب غروبگاه»، جورج اورول با «مراسم اعدام» و آلن روب گريه، دي ايچ لارنس، مري فلانري اوكانر، هاينريش تئودور بل، ژوائو گيمارش رزا، جان چيور، خوان بوش، خوان رولفو، شروود اندرسن، ماريا لوييزا بومبال و روبن داريو در اين كتاب حضور دارند. جلد پنجم بهترين داستان‌هاي دنيا ويژه پسامدرنيست‌هاست و بيشتر نام‌هاي حاضر در آن چهره‌هايي نام‌آشنا و محبوب براي داستان‌دوستان ايراني هستند. «رنگ تاريكي» از جيمز پاردي، «يكي بود يكي نبود» از نادين گورديمر، «مردي عادت كرده است پي‌درپي با چتر بر سرم بكوبد» از فرناندو سورنتينو، «جزئيات يك غروب» از ولاديمير نابوكف، «درگاه» از كريستينا پري‌رسي، «تجسم شوربختي» از خوان كارلوس اونتي، «دربه‌در به‌دنبال آقاي گرين» و «پدر بعد از اين» از سال بلو، «1919» از توني موريسن، «ملكه عروسكي» و «آئورا» از كارلوس فوئنتس، «اوراق‌فروشي كليولند» از ريچارد براتيگان، «فقط اومدم يه تلفن بكنم» از گابريل گارسيا ماركز، «در پايان دوران مكانيكي» از دانالد بارتلمي، «خانه تسخيرشده» از خوليو كورتاسار، «دعوت به مبارزه» از ماريو بارگاس يوسا، «همسايه ديوار به ديوار» از كورت فونگوت، «كليساي جامع» و «همسايه» از ريموند كارور، «مارپيچ» از ايتالو كالوينو، «گرما» از جويس كرول اوتس، «كجا احتمال دارد پيدايش كنم» و «چاقوي شكار» از هاروكي موراكامي و «استفاده روزمره» از آليس واكر در اين مجلد 460صفحه‌اي آمده‌اند.
  22. مراسم اعطای جوایز هفتادوپنجمین دوره جوایز سینمایی گلدن گلوب یکشنبه شب ۱۷ دی با اجرای «ست مایرز» برگزار شد. در این مراسم جوایز بهترین فیلم درام و بازیگر زن به فیلم «سه بیلبورد خارج از اِبینگ میزوری» رسید. در این فیلم «میلدرد هیرز» با «فرانسس مک‌دورماند» مادری است که نه ماه قبل دختر نوجوان او مورد تجاوز قرار گرفته، سوزانده و کشته شد. پلیس پرونده را بی نتیجه رها کرد پس مادر هزینه می کند و روی سه بیلبورد بیرون شهر می نویسد «به او تجاوز شد و به قتل رسید»، «ولی هنوز کسی دستگیر نشده؟»، «جریان چیست افسر ویلبی؟». بعد از آن اتفاقاتی روی می دهد که فضای شهر را برهم می زند.. فیلم «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» علاوه بر جایزه بهترین فیلم درام، جایزه بهترین بازیگر زن درام را نیز برد و جایزه به «فرانسس مک‌دورماند» رسید. خانم مک‌دورماند در ۱۹۹۶ برای بازی در فیلم فارگو جایزه اسکار دریافت کرده بود. اعتراض به آزار زنان هفتادوپنجمین دوره جوایز سینمایی گلدن گلوب اولین مراسم بزرگ سینمایی بعد از رسوایی های اخلاقی چند تهیه‌کننده، بازیگر و کارگردان آمریکایی بود. خیلی از ستارگان حاضر در مراسم یکشنبه شب با لباس سیاه در مراسم حاضر شده بودند. هاروی واینستین و کوین اسپایسی دست کم دو نفر از چهره های سرشناس هالیوود هستند که علیه آنها اعترافات دیگری درباره آزار جنسی اعلام شده است. برخی از برندگان و تقدیر شدگان از جمله «اوپرا وینفری» رد سخنانی از زنانی که آزار های جنسی را افشا کردند تشکر کردند. جایزه بهترین فیلم کمدی یا موزیکال به فیلم لیدی برد رسید. همچنین جایزه بهترین کارگردانی به «گیلرمو دل‌تورو» برای فیلم «شکل آب» رسید. جایزه بهترین بازیگر مرد درام «گری اُلدمن» بازیگر فیلم «تاریک‌ترین ساعت» رسید که روایت وینستون چرچیل در آغاز جنگ جهانی دوم و مواجه او با هیتلر است.. رقبای الدمن، تام هنکس (پُست)، دنیل دی‌لوئیس (موضوع فانتوم) و دنزل واشنگتن (رومن جی) بودند. جایزه بهترین بازیگر مرد کمدی یا موزیکال هم به «جیمز فرانکو» برای بازی در «هرمند فاجعه» رسید. جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن کمدی یا موزیکال هم به «سیرشا رونان» برای «لیدی برد» رسید. جایزه بهترین فیلم خارجی امسال گلدن گلوب به فیلم «در محوشدگی» یا «در امحاء» (به انگلیسی: In the Fade) رسید. یک فیلم درام به نویسندگی و کارگردانی که در آن، در میان جامعه ترکهای ساکن هامبورگ در آلمان، زنی می‌خواهد انتقام خانواده خود را بعد از انفجار بمب بگیرد.... سایر جوایز به این شرح بودند:‌ بهترین بازیگر نقش مکمل زن: لیسون جنی (من، تونیا) بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: سم راکوِل (سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری) بهترین فیلمنامه: مارتین مک‌دونا (سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری) بهترین موسیقی اصلی متن: شکل آب (الکساندر دسپلات) بهترین ترانه: این منم (برترین شومن) در بخش تلویزیون: بهترین مجموعه تلویزیونی (درام): سرگذشت ندیمه بهترین مجموعه تلویزیونی (کمدی یا موزیکال): خانم میزل شگفت‌انگیز بهترین بازیگر مرد (سریال درام): استرلینگ کی. براون (این ما هستیم) بهترین بازیگر زن (سریال درام): الیرابت ماس (سرگذشت ندیمه) بهترین بازیگر مرد (سریال کمدی یا موزیکال):عزیر انصاری (استاد هیچ) بهترین بازیگر زن (سریال کمدی یا موزیکال):راشل براسنان (خانم میزل شگفت‌انگیز) بهترین بازیگر مرد در یک مینی سریال یا فیلم تلویزیونی: ایوان مک‌گروگر (فارگو) بهترین بازیگر زن در یک مینی سریال یا فیلم تلویزیونی: نیکول کیدمن (دروغ‌های کوچک بزرگ) بهترین بازیگر مرد نقش مکمل در یک سریال، فیلم تلویزیونی یا مینی‌سریال: الکساندر اسکارسگارد (دروغ‌های کوچک بزرگ)
  23. گور بابای سر و این همه سرگردانی...:ale:

  24. من زندگی را سخت مشغولم:ale:

    1. Bigbang

      Bigbang

      من نیز مرگ را

    2. SabaZz

      SabaZz

      هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشسته ام! :gn:

    3. Lunatic
  25. مردها که میروند
    واقعا میروند
    شوخی ندارند
    منت کشی و زنگ و خواهش و نگاه حالیشان نیست
    چنان میروند که انگار هیچ وقت نبوده اند
    حتی ردپایشان راهم روی برف جا نمیگذارند، محض دلخوشی.

    اما...
    اما هیچ زنی،
    قسم میخورم هیچ زنی
    واقعا نمیرود ...
    اصلا زنها پای رفتن و دل جا گذاشتن ندارند.
    هیچ زنی واقعا نمیرود
    فقط ترکت میکند تا دنبالش بروی...

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 4
    2. minoii

      minoii

      عالیییی بود

    3. SabaZz

      SabaZz

      و اینگونه است که زن ها همیشه چشم به راهند و مردها رفیق های نیمه راه! :heartbreaking:

       @Bigbang  جمله ی زیبایی بود! :rose:

    4. Lunatic

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×