رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

AYDAJOON

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    70
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

348 بار تشکر شده

درباره AYDAJOON

اطلاعات تماس

  • AIM
    زندگی

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    Female
  • علایق
    عاشق اهنگ

آخرین بازدید کنندگان نمایه

535 بازدید کننده نمایه
  1. مشاعره

    مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ستآن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شودخليل ذکاوت تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که همی سپرم حافظ
  2. مشاعره

    تا سر زلف پریشان تو محبوب منست روزگارم به سر زلف پریشان ماند چه کند کشته عشقت که نگوید غم دل تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند سعدی
  3. طراحی جلد رمان های در حال تایپ

    1. لینـک تاپیک رمان:http://yon.ir/ruyJ02. خودتون به سلیقه خودتون جلد رو درست کنید 4 A _احمدنیا5. نام رمان: زندگی اجق وجق من نویسنده: AYDAJOON کاربر انجمن موضوع: طنز، عاشقانه خلاصه: ماجرای رمان درمورد دوتا دقلوی عجیب غریبه که حتی هم سن هم نیستن و فقد یه نسبت فامیلی دارن اما مثل خواهر پشت همناین دوتا دقلوی همسان ماتوی سن کم خیلی چیزا رو می بینن پخته می شن اما بر می خورن به عشق اول می ترسن ازش ولی عشق اونا رو به سمت خودش می کشه ودر اخر بعداز این همه ماجرا های اجق وجق می رسن به عاشقی و در اخر پایان خوش..... برای رو جلد خودتون یه تیکه از این شعر رو انتخاب کنید بزاریدلطفا: شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمزندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی ، آبتنی کردن در این رود استوقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایمدست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟!!!هیچزندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماندشاید این حسرت بیهوده که بر دل داریشعله گرمی امید تو را، خواهد کشتزندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همانفردایی است، که نخواهد آمدتو نه در دیروزی، و نه در فرداییظرف امروز، پر از بودن توستشاید این خنده که امروز، دریغش کردیآخرین فرصت همراهی با، امید استزندگی یاد غریبی است که در سینه خاکبه جا می ماند زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگزندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رودزندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذرزندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگزندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشقزندگی، فهم نفهمیدن هاستزندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجودتا که این پنجره باز است، جهانی با ماستآسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماستفرصت بازی این پنجره را دریابیمدر نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیمپرده از ساحت دل برگیریمرو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیمزندگی، رسم پذیرایی از تقدیر استوزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ستزندگی، شاید شعر پدرم بود که خواندچای مادر، که مرا گرم نمودنان خواهر، که به ماهی ها دادزندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیمزندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوتزندگی، خاطره آمدن و رفتن ماستلحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ستمن دلم می خواهدقدر این خاطره را دریابیم.
  4. آهنگ جدید سلی خان به نام آرومتر لینک دانلود:http://nex1music.ir/post/54582/
  5. هنگ جدید امین صباغ به نام دست خودم نیست لینک دانلود:http://yon.ir/hhChk آهنگ جدید بروبند به نام آرومم کن لینک دانلود:http://nex1music.ir/post/54584/
  6. آهنگ جدید محسن یگانه به نام بهت قول میدم لینک دانلودhttp://nex1music.ir/post/19948:
  7. مشاعره

    باورم نیست که خیبرشکن از پا افتاد حضرت واژه ی «برخاستن» از پا افتاد کم، نمکدان تو را هر که نمک خورد، شکست باز با زخم سرت ، کعبه ترک خورد، شکست... صابر خراسانی
  8. حاضری روزانه

    حاضررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
  9. زندگی اجق وجق من | AYDAJOON

    -خاله:بچه ها بلند شید بیاین می خوایم بریم لبه ساحل --رها:اخ جونـــــــــ -مهرسا:من رفتم اماده بشم --خاله:سریع باشین -رها:خب حالا چی بپوشم --مهرسا:ول کن بابا سریع یه چیز بپوش بیا پایین -رها:اوهم باشه --مهرسا:خودمم سریع یه چیزی پوشیدم راه افتادم به سمت پایین همزمان بامن بقیه بچه ها هم از اتاقاشون بیرون اومدن -مهدی:چه عجب؟ --میلاد:جزوه عجایب ساله؟ -مهرسا:چی جزوه عجایب ساله وعجیبه؟ --مهدی:اینکه خانما زود حاضر شدن -میلاد:جزوه عجایبه ساله دیگه --مهرسا:برو بابا -رها:چند دقیقه بعد از مهرسا از اتاق خارج شدم دیدم توراهرو وایستاده باپسرا کل کل می کنه --مهرسا:بسه چرت وپرت گفتن -رها:مگه چی میگن؟ --مهرسا:هیچی چی می خواستن بگن می گن جزوه عجایبه سال
  10. شاهدخت شهر جادو | AYDAJOON

    --اریانا:بعد از این که پیتزا مون رو خوردیم بلند شدم وجعبه های پیتزا رو بردم انداختم سطل زباله -مهدیس:راستی مادرجونت کجاست؟ --اریانا:نمی دونم خونه نبود یادداشت هم نذاشته -مهدیس :شاید یادش رفته بزاره و رفته خونه دوستاش --اریانا:نمی دونم همیشه قبل از رفتن یادداشت می ذاشت -مهدیس :وای بیا ببین ساعت چنده بدو بدو حاضر شو که الان بچه ها می رسند --اریانا:باش الان میرم -مهدیس :خب برو دیگه --اریانا:سرم رو خاروندم و گفتم خب حالا چی بپوشم -مهدیس:بیا خودم واست یه چیز انتخاب می کنم --اریانا:سلیقه مهدیس فو قو العاده بود باهم دیگه وارد اتاق خواب نازنینم شدیم -مهدیس: خب حالا بریم سراغ این کمد اسرار امیز شما ببینیم چی داری بپوشی؟ --اریانا:نشستم رو تخت و دستم رو زیز چونم زدم به مهدیس که تند تند لباسا رو جابه جا می کرد نگاه می کرد که مدام لباسای مختلف بیرون می یاورد دوباره سره جاش می ذاشتنگاه می کردم -مهدیس:اوهم همین خوبه بیا بپوش ببینم --اریانا:رفتم ببینم چی واسم انتخاب کرده الحق که واقعا لباسایی که انتخاب کرده بود خیلی خوشگل بود یه شومیز مشکی حریر با شلوار لی سفید یک عدد شال سفید خوشگل بودن تا حالا نپوشیده بودمشون -مهدیس:چطوره خوششون می یاد مادمازل --ازیانا:هی بدک نیست قابل تحمله -مهدیس:لباس به این خوشگلی سلیقه به این خوبی فقط بدک نیست -اریانا:خب چیه حرف حقیقت تلخه عزیزم --مهدیس:به جان خودم اگه من دیگه واسه تو لباس انتخاب کردم
  11. شاهدخت شهر جادو | AYDAJOON

    آریانا:دیگه به چرت پرتای مهدیس گوش ندادم رفتم داخل نشستم رو مبل شروع کردم به خوردن -مهدیس:یه وقت یه تعارف نزنی بیا بشینا --آریانا:نیازی به تعارف نیست -مهدیس:اونوقت چرا ؟ --آریانا:اخه تو انقدر اینجا تلپی که حتی از منم بیشتر صاحب اینجایی -مهدیس:به جان خودم دیگه نباید بیام اینجا --اریانا:حالا بیا بشین بسته -مهدیس:اینطوری که خوش نمی گذره برو یه اهنگ بزار یه خورده حالمون خوب بشه نا سلامتی چند روز دیگه کنکور داریما --اریانا:حالا هی گند بزن به حال خوشمون باشه بابا رفتم -مهدیس:سریع تر --اریانا:از جام بلند شدم ور فتم تو اتاقم لپ تاپم رو برداشتم اوردم خب چی بزارم اما این خوبه اهنگ ای جان سحر رو پلی کردم متن آهنگ ای جان سحر -------------------------------------------- آسمون نارنجیه ابرا شدن تیره چه غروب خوشرنگی دلم داره میره کاش میشد الان بیرون بریم از خونه تو بگو هستی بعدش همه چی جوره یکی دوتا کوله میبندیم و میزنیم به دل آب یه قایق کوچیک واسه دوتامون بسه با یه جای ناب گرمای استواییه لبخند دوتامون انگاری که شروع شده سفر دور اروپامون ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو دانلود آهنگ جدید سحر به نام ای جان ♫♫♫♫ من و تو و عشقمون و دوربین عکاسی شکلاتی میشه این ژستای احساسی خاصه هر ثانیه ای که ما با هم هستیم زندگی یعنی چه ساده دل به هم بستیم ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو ♫♫♫♫ من و تو و عشقمون و دوربین عکاسی شکلاتی میشه این ژستای احساسی خاصه هر ثانیه ای که ما با هم هستیم زندگی یعنی چه ساده دل به هم بستیم ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو ای جان جان با تو الان مات و مبهوت میشم میدونی اینو یا نمیدونی تو
  12. شاهدخت شهر جادو | AYDAJOON

    اریانا:با مهدیس خداحافظی کردم کلید رو انداختم تو در وارد حیاط شدم همیشه عاشق این حیاط خوشگل بودم خیلی دوستش داشتم دو طرف حیاط باغچه هایی پر از گل های رنگارنگ گوشه حیاط یه تاب فلزی سریع از حیاط گذشتم وارد خونه شدم مثل همیشه باصدای بلند سلام دادم ولی هرچی منتظر جواب سلامم شدم کسی جواب نداد باصدای بلند چند بار مامان بزرگ رو صدا کردم ولی باز جوابی نیومد من بامامان بزرگم زندگی می کردم پدر ومادرم وقتی خیلی کوچیک بودم مرده بودند غیر از مادر بزرگم کسی رو نداشتمحتما مامان بزرگ دوباره بادوستاش رفته بیرون وارد اشپزخونه شدم دیدم غذایی در کار نیست ومنم اصن حال حوصله اشپزی رو ندارم بخواطر همین با نزدیک ترین رستوران خونمون تماس گرفتم سفارش پیتزا دادم همین که تلوزیون رو روشن کردم صدای موبایلم در اومدبلند شدم رفتم از رو میز موبایلم روبرداشتم --اریانا"الو -مهدیس"الو اریانا جون اماده باش ساعن4می یایم بابچه ها دنبالت --اریانا"حالا کجا -مهدیس"نمی دونم هرجایی که بشه --اریانا"مهدیس من تنهام مادرجون خونه نیست می یای پیشم -مهدیس"یه چند لحظه صبر کن --اریانا"الو مهدیس مهدیس خواهری جوابده دیگه کجا رفتی تو -مهدیس"چی می گی تو باشه الان می یام ولی نهار باتو --اریانا"خیلی خب باشه بردا بیا بعد از این که قطع کردم با رستوران تماس گرفتم سفارشم رو دوتا کردم خودمو انداختم جلوی تلوزیون شروع کردم کانالا رو بالا پایین کردن ......................................................................................................15دقیقه بعد................................................................................................................................................. صدای ایفون بلند شد خب یعنی پیتزا ها رسیدن یا مهدیس خدا کنه که پیتزا ها رسیده باشن یه خورده تو پیتزا مهدیس دست ببرم از تو ایفون نگاه کردم دیدم پیک موتوریه مرسی خدا جون کیف پولم رو برداشتم رفتم دمه در پول پیتزا هارو حساب کردم همین که اومدم در حیاط رو ببندم دیدم مهدیس جلو در ظاهر شد ای به خشکی شانس -مهدیس"مثل این که ناراحتی که من اومدم من که می دنم می خواستی به پیتزا من ناخونک بزنی اما من رسیدم حالا سریع باش پیتزام رو بده که عمرا بزارم حتی نگاش کنی --اریانا"علیک سلام ممنون من خوبم تو چطوری این حرفا چیه اصن زحمت نکشیدم واست پیتزا سفارش دادم -مهدیس"حالا توهم --اریانا"گمشو بیا داخل تا کل دکوراسیونت رو نیوردم پایین دختره پروو -مهدیس"پروو تر از تو که نیستم --اریانا"قشنگ معلومه
  13. ♫ فــــراخــــوان مســابقه ریتم و تیتر♫

    اگه نوشته خودمون نباشه ایرادی داره
  14. سوال رو با سوال جواب بده

    کیچیشده؟

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×