رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

asal.p

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    593
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

6,876 بار تشکر شده

درباره asal.p

  • درجه
    کاربر فعال

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    ❤❤❤NINJUTSU❤❤❤

آخرین بازدید کنندگان نمایه

6,803 بازدید کننده نمایه
  1. #رهی_معیری

    غزل پنجم_غباری در بیابانی نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی گهی افتان و خیزان چون غباری دربیابانی گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها باقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
  2. ایهالناس دلم تو بی کسی مرد آخر!:t(28):

    1. Z_khofteh

      Z_khofteh

      تا همه کست خداس غمت نباشه

  3. #رهی_معیری

    غزل چهارم_زندان خاک با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟ تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام پایمال مردمم از نارسایی های بخت سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟ برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر در فراق همنوایان از نوا افتاده ام
  4. #رهی_معیری

    غزل سوم_سوزد مرا سازد مرا ساقی بده پیمانهای ز آن می که بی خویشم کند بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند
  5. نظرتون راجع به " پایان باز " برای یک رمان چیه ؟

    بنظرم اصلا خوب نیست... خب تویی که نویسنده ایی و اینهمه زحمت کشیدی زورت میاد یه پایان بزاری تهش؟
  6. #رهی_معیری

    غزل دوم_حدیث جوانی اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام از جام عافیت می نابی نخورده‌ام وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام ای سرو پای بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده‌ام گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام
  7. #رهی_معیری

    غزل اول_شاهد افلاکی چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی من سلسله موجم تو سلسله جنبانی از آتش سودایت دارم من و دارد دل داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت؟ روی از من سر گردان شاید که نگردانی
  8. محمد حسن معیری (رهی معیری) متولد ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ در تهران ملقب به زاغچه، شاه پریون، گوشه گیر، حق گو اشعار وی به سبک غزل و تحت تاثیر سعدی، حافظ، صائب، نظامی، مولوی میباشد درگذشت در ۲۴ آبان ۱۳۴۷ در تهران آرامگاه در مقبره ظهیر الدوله شمیران *روحش شاد و یادش گرامی باد*
  9. به نام خدا

    اینجا اصفهان

    داره برف میاد...

    ما خیلی خوشحالیم!:t(3):

    1. mohadeseh.f

      mohadeseh.f

      اینجام داره بارون میاد:JC_cupidgirl:

    2. hedeyh2002

      hedeyh2002

      گوفتتون شه

    3. Outis

      Outis

      خوش به حالتون ما که تو خواب هم نمیبینیم. از طرف من یه آدم برفی درست کن.

  10. مشاعره

    رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها باقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
  11. عنوان جدید مبارک:rose:

  12. مشاعره(با حروف انتخابی)

    چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی گ
  13. تکیه کلامتو بنویس

    خدایا منو گاو کن ببعی گوس سفید بی تر ادب
  14. مشاعره

    در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
  15. مشاعره(با حروف انتخابی)

    پایمال مردمم از نارسایی های بخت سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام ر

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×