رفتن به مطلب

Mahnazk77

گوینده
  • تعداد ارسال ها

    825
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد Mahnazk77 در تیر 13

Mahnazk77 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

4,741 بار تشکر شده

درباره Mahnazk77

  • درجه
    گوینده - ,ویراستار - گرافیست

مشخصات کاربر

  • علایق
    موسیقی پاپ وملایم...رمان خوندن...نوشتن...گیتار...

آخرین بازدید کنندگان نمایه

3,853 بازدید کننده نمایه
  1. بی تو باتوبودن | Mahnazk77

    { پارت 102 } ماشینو ازپارکینگ بیرون زدم سمانه و مینا چشاشون قد کله من شد: سمانه _وووی سپیده این مال کیه؟؟ _مال عمم خخخ مینا_نگو مال توه که اصلا باورم نمیشه _هوووف اصلا مال ننته میاین بالا یانه؟ نصف راه رو قسم خوردم که باور کنن ماشین مال خودمه. _بچه ها نمیخواین بگین جریان چیه؟ مینا_خب باهوش اگه میخواستیم بگیم که همون اول میگفتیم رفتیم توارایشگاه سیمین خانوم دوست مشترک مامان هرسه تامون یه استقبال گرم ازمون به عمل آورد،هر کدوم رو یه میز نشستیم،خداروشکر سیمین جون اومد بالاسر من چون اصلا کار شاگرداشو دوس ندارم: _سیمین جون یه آرایش ساده میخوام زیاد شلوغ نباشه سمانه_دروغ میگه سیمین جون حسابی روش کار کن یه آرایش تووووپ سیمین_به آرایش زیادی نیاز نداره ماشاالله خودش آرایش شده اما یه آرایش مات خیلی نازش میکنه، _لطف داری سیمین جون سیمین _عزیزممم.فقط رنگ لباست چیه؟ _قرمزه بعد یک ساعت بالاخره سیمین تصمیم گرفت بره کنار باد بیاد،پدرمو صلواتی کرد هوووف. سیمین_خب چشاتو ببند آروم بلند شو وقتی چشامو باز کردم ازدیدن قیافم حسابی ذوق کردم خدایا دمت گرم واسه اینهمه خوشگلی،رژلب قرمز جیغ،یه سایه مات با خط چشم که چشامو نازدار کرده بود.یه ارایش ساده و در عین حال توووپ.سمانه و مینا هم کارشون تموم شده بود هردو اومدن سمت من. سمانه_جووون عجب مالی شدی،زنم میشی؟ _نچ که نمیشم خخخخ مینا _وای دختر خیلی ماه شدی _دیوونه ها از شما که خوشگل تر نشدم . بعد ازکلی تعارف تیکه پاره کردن لباسامونو پوشیدیم جالب اینجاس که لباس هرسه تامون دکلته بود خیلی خوشگل بودیم.یه تشکر گنده چشبوندیم به پیشونی سیمین و از آرایشگاه زدیم بیرون ساعت 6عصر بود.طبق دستور رفتم به آدرسی که سمانه ومینا دادن.یه خونه ویلایی خوشگل،نگهبان درو برامون باز کرد و ماشین رو پارک کرد.دلشوره عجیبی داشتم دستام یخ زده بود تواون هوای گرم: سمانه _خوبی؟ _اره.........یعنی نه!!!! سمانه_خوب میشی نگران نباش رفتیم داخل،یه عالمه دختر و پسرتو خونه بود بعضیاشونو میشناختم بعضیارو نه! یه پسر جوون اومد و مانتو هارو ازمون گرفت.حس غریبی داشتم جلو ترکه رفتیم سبحان رو دیدم بعدش سارا، باهمه حال و احوال کردیم،بازم نگاهای سنگین سبحان داشت عذابم میداد ازطرفیم پسرا داشتن منو باکله میخوردن.رفتم کنار سمانه: _سمانه جون من بگواینجا چخبره؟! سمانه_اینجا هلو پارتیه عزیزدلم _هلو پارتی کی؟ سمانه شونه هاموگرفت و به سمت مخالف چرخوند،نه!!!محاله من دارم خواب میبینم این واقعیت نداره! !!! باورم نمیشد اونکه واسه همیشه رفته بود،دویدم سمتش بی اراده پریدم بغلش اونم محکم بغلم کرد، اونم دلش تنگ شده بود، _کجا گذاشتی رفتی بی معرفت؟ مازیار_دلم خیلی برات تنگ شده بود خانوم کوچولو _دیوونه روانی توچشام اشک حلقه بست، بهم نزدیک شد نزاشت اشکام بریزه: مازیار_الان وقتش نیس یه اهنگ حسابی شاد پخش شد،همه کنار هم بودیم باورم نمیشد دوباره جمع شدیم مازیار برگشته،گرمای دستی رو تودستای یخ زدم حس کردم،دستمو فشار داد توچشاش نگاه کردم برق میزد: _کی برگشتی؟ مازیار_چن روزی میشه وقتی گفت چن روزه برگشته حرصم گرفت باپاشنه کفشام آروم زدم به ساق پاش، مازیار_اییی دردم گرفت _فداسرم حقته،چن روزه برگشتی اون وقت من الان باید بفهمم؟مازیار_درحال تدارک این مهمونی بودم جون خانوم کوچولو _باشه حال همتونو میگیرم حالا ببین چنتا از دختر پسرا ریخت اون وسط حسابی خورده بودن چون مث دیوونه ها میرقصیدن،منم یه ذره خوردم حالم بهم میخورد از جمع دور شدم،رفتم توحیاط.
  2. بی تو باتوبودن | Mahnazk77

    { پارت101 } سپهر _باز افتادین به جون هم؟ _پسر شما پاچه میگیره اخوی سپهر_ باداشتن عمه ای مث تو بیشتر ازاینم نمیشه _هووووف سپهر بعد از شام با سپهر اینا رفتیم دور دور اونم باماشین خوشگل من،ساعت 2بود که برگشتیم خونه اونارفتن منم رفتم تواتاقم،چراغ رو که روشن کردم تازه یادم اومد یه گوشی دارم من بی نوا. کلی پیام و میس کال داشتم جالب اینجاس همشم ازطرف مجتبی بود!!!!!یکیش واسه سمانه بود،یکیشم یه شماره ناشناس: _سلام جوجه خسارت ماشینم پنج تومن میشه اینم شماره کارت...... عجب گداییه این ولی به قیافش نمیخوردا پس چه مرگشه واسه پنج تومن آبروی خودشو میبره اخه : _بدبخت گدا همش پنج تومن شد؟؟؟اصن صدتومن میفرستم _گدا ریختته جوجه منظورم پنج میلیون تومن بود درثانی من اراده کنم خودتو هفت جدتو یه جا میخرم فقط میخوام بهت یاد بدم غلط اضافه میکنی پاش بمونی ! ای خااااک هفت خرابه تو گورت سپیده توهمش باید توپق بدی، دیگه جوابشو ندادم خیلی خوابم میومد زنگ زدن به سمانه هم بماند برای فردا. روزای آخر تعطیلات مدرسه سپری میشد من هنوز توخواب به سر میبردم،چشامو که واکردم روتخت سروته شده بودم،میگما خداروشکر همه اونایی که بامن کل میندازن خوابیدن منو نمیبینن وگرنه الان باید یه کارتون میزاشتم سرم ازکنارشون رد میشدم.صورتمو شستم بعداز خوردن یه صبحانه مختصر شماره سمانه رو گرفتم: _الوو سلام نمیتونم ازفکرت درآم _هووووی چخبرته کپکت گاو میخونه؟ !! _واسه الاغی چون تو جونم میدم _آخه روانی چه ربطی داشت؟؟ _هیچی بابا یه چی گفتم،دختره بیشعور دیشب چرا زنگ زدم جواب ندادی هااا؟ _بجون سمی خره نشنیدم سپهر اینا اومدن خودت که میدونی پارسا خونه رو میزاره روسرش،بعد ازشامم رفتیم بیرون اصلا یادم نبود وقتی دیدم دیگه دیر وقت بود _خیلی خب حیف که دلم نمیاد این روزو خراب کنم،ساعت 3میام دنبالت بریم آرایشگاه،یه لباس شب نازم بیار از اونا که حسابی جیگرت میکنه _خفه نشی دختررر. اون وقت به چه مناسبت؟؟؟! _نمیگم،خب دیگه کاری نداری؟! _نه برو بمیر همیشه ادمو میزاره توعمل انجام شده. رفتم سراغ لباسام ،همرو وارانداز کردم ولی چیزی که مناسب باشه پیدا نکردم چون نمیدونستم چطور مراسمیه باید یه لباس پوشیده انتخاب میکردم،نشستم پای کمد و زدم توسرم ازدست سمانه نالیدم اگه میگفت چطور مراسمیه میدونستم چی بپوشم، لباسارو اویزون کردم چشمم به یه لباس قرمز خورد،خووودشه دکلته قرمز که تا رو زانو بود قسمت بالیش پربود ازنگینای ریز ودرشت که هر چی به کمر نزدیک ترمیشد تراکمشم کمتر میشد،سرکمرش یه ربان پهن مشکی میخورد که سر پهلوم پاپیون میشد،جنس دکلته ازساتن بود وتوتنم برق میزد،جووون چی میشم تواین،حالاخوبه دنبال لباس پوشیده میگشتماااا.کیفمو چک کردم همه چیزو برداشته بودم،قیافه نحس سمانه و مینا توبی اف ظاهر شد: سمانه_بدوو که دیر شد _ماشینو رد کن سمانه_وااا پس باخر بریم؟ _اره باخر میریم، ردش کن الان میام
  3. بی تو باتوبودن | Mahnazk77

    { پارت100 } رادمنش_خیلی خب دخترم منو بابات میریم صحبت کنیم توم راحت باش خوب فکراتو بکن _چشم عموجون به محض اینکه دور شدن سریع رفتم توماشین شروع کردم به سلفی گرفتن، منو جکS5 قرمز اتوماتم یهویی. باورم نمیشد بابا همچین ولخرجی بکنه تازه اون کلامخالف خرید ماشین بود همیشه میگفت اگه یه روزی بگیرم برات یه پراید میگیرم که زدی تودرودیوار زیاد ضرر نکنم،حالاچطور یه ماشین 100تومنی برام گرفته؟؟؟ ای بابا اصلا به من چه مهم اینه که من به ارزوم رسیدم اونم همچین قولی واااییی خدای من. بابا اصرار داشت که شاگرد آقای رادمنش ماشینو ببره خونه ولی با لوس بازیام مخشو زدم خخخ. کلی سفارش کرد بیچاره دهنش خشک شد. پیش به سوی زندگی!!! مث ندید بدیدا افتاده بودم تو خیابونا فلشمو ازتو کیفم در اوردم، فکر همه جاشو کرده بودم. سرگرم اهنگ عوض کردن بودم که احساس کردم یه چیزی خورد توکلم،درواقع این کله من بود که خورد تو فرمون،ای وای من!!!! ماشینم خاک توسرم شد ازماشین پیاده شدم به یه ماشین هم قدوقواره ماشینم زده بودم _کوری مگه تووو؟؟؟!!!! _خیلی ببخشیا خانوم مثل اینکه شما زدی به ماشین من _تقصیر توبود چرا وایسادی هاااا؟ _عذر میخوام خانوم نمیدونستم یه جوجه بهش سفارش شده ازکنار خیابون بیاد منم تواین فروشگاه کارداشتم _جوجه عمته بچه قرتی بااین موهات _درس حرف بزن بچه آخه توروچه به این ماشین تو باید بشینی خونه مامان عروسکات بشی این حرفوکه زد خیلی بهم برخورد باید حقشو میزاشتم کف دستش،عقب عقب رفتم نشستم توماشین خواستم روشنش کنم که درو باز کرد؛ _کجا بااین عجله پیاده شوباهم بریم _ببین آقا من دیرم شده باید برم _صبرکن پلیس بیاد بعد باهم میریم ای وای پلیس!!!!بیچاره میشم که بدون شک بابا ماشینو ازم میگیره. _عه پلیس چرا خودمون حلش میکنیم _ازحرف زدنت معلومه حرف حساب حالیت نیس پس بزار پلیس بیاد _آقا من واقعا دیرم شده بگو چقد میشه هزینش تا بهت بدم _نچ نمیشه باید پلیس بیاد هرچی تلاش کردم راضیش کنم نشد یه آدم زبون نفهم بیشعووور بود،ازتو کیفم یه تیکه کاغذ در آوردم شمارمونوشتم و بهش دادم: _این شمارمه برو ماشینتو درست کن هزینش هرچی شد بهم بگو باسرعت آنی باماشین خوشگلم پرواز کردم،ماشینو زدم تو پارکینگ قبل از اینکه مامان بیاد خوب چکش کردم قربون خدا برم که هوامو داشت حتی یه خط کوچولوم روش نیوفتاده بود: مامان _به به مبارکه سپیده خانوم چشمت روشن _مرسی مامانی جووونم قربونت برم مامان_سپیده جان مادر روقولت بمونیا دیگه چیزی از 18سالگیت نمونده گواهی نامتو که گرفتی بعد هرجادلت خواست برو _چشم مامانی خیالت راحت منو مامان ناهارو باهم خوردیم مامان رفت مطب منم جزخواب فکری دیگه توسرم نبود،رو تختم دراز کشیدم یه پیام واسم اومد حس بلند شدن نبود،هرکی هس بزار منتظر بمونه. _پاشو خرس گنده انگار تو خواب و بیداری بودم فک کردم دارم خواب میبینم اهمیت ندادم،یکی داشت ازم گاز میگرفت اونم چه گااااااازی!! یه جیغ خفیف کشیدم و چشامو باز کردم،پارسا عین جن بالاسرم بود. _بی تربیت اینطوری آدمو بیدار میکنن؟؟؟!!!! پارسا_توکه آدم نیستی!! جااانممم این چی گفت؟؟؟ _پس چیم؟؟!!! پارسا_توخرسی _ای بیشعور بدو بیا بغلم مث میمون خودشو بهم چسبوند باهم رفتیم پایین.
  4. مشاعره با اسم دختر

    نیلین
  5. مشاعره با اسم دختر

    اتنا
  6. مشاعره با اسم دختر

    خخخخخخ دینا
  7. مرسی عزیزم خوبم، تو پستا پیام ندیم بهتره. تو خوبی؟ :starplucker:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 4
    2. Mahnazk77

      Mahnazk77

      فدات بشم:heartshape2:

      توچرا عاشق این استیکری؟؟:gn:

    3. Zeino

      Zeino

      ستاره داره:greenstars:

    4. Mahnazk77

      Mahnazk77

      خخخخ عزیزممم:kissing:

  8. مشاعره با اسم دختر

    هلیا جون منوتوخیلی هم زمانیم درسا
  9. مشاعره با اسم دختر

    خیلی کم میام اینجا هروقتم میام نمیبینمت خوفی اتوسا
  10. مشاعره با اسم دختر

    ببشی میخاستم بنویسم آریانا اشتب شده ویدا
  11. مشاعره با اسم دختر

    آریانا سلام زینو جون کجایی تواخه دختر
  12. مشاعره

    یارب توچنان کن که فرجام کار توخوشنودباشیو مارستگار
  13. مشاعره با اسم دختر

    راحیل
  14. مشاعره با اسم دختر

    زیبا
  15. رمانی که نفر قبل میگه توهم خوندی؟

    اره آدمو حوا
×