رفتن به مطلب
Added by Amir

BeNNeT

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,734
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد BeNNeT در 18 اردیبهشت 1396

BeNNeT یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

7,657 بار تشکر شده

درباره BeNNeT

  • درجه
    همکار بخش فرهنگ و هنر+منتقد+VIP

اطلاعات تماس

  • Website URL
    http://khatkhatikade.blogfa.com

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    شعر - رمان - فیلم - موسیقی

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,775 بازدید کننده نمایه
  1. 1397/1/25 مبعث پیامبر خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک بزرگداشت عطار نیشابوری این چه سوداست کز تو در سر ماست وین چه غوغاست کز تو در بر ماست از تو در ما فتاده شور و شری این همه شور و شر نه در خور ماست تا تو کردی به سوی ما نظری ملک هر دو جهان مسخر ماست تا که عطار عاشق غم توست دل اصحاب ذوق غمخور ماست
  2. معرفی و نقد رمان تسخیر | Andia77

    بسم الله الرحمن الرحیم ضمن خسته نباشید خدمت نویسنده ی عزیز؛ یکی از بهترین کارهایی بود که نقد کردم. نام رمان : اسم رمانتون منو یاد رمان هیچکسان انداخت؛ مشخصه که خواننده قراره یه رمان ترسناک رو بخونه و از اینکه ژانر رمان توی اسم مشخص شده یه نقطه ی قوت محسوب میشه. جلد رمان: عکس بزرگتون ترسناکه و کاملا به رمان میاد. عکس کوچیک هم چشم یه شخص وحشت زدس جالبه. خلاصه: نثر و شیوه نوشتن عالیه اما بهتره اسم شخصیت اصلی توی خلاصه اورده نشه. مقدمه: بیشتر شبیه شروع رمانه اما عالیه. القای حس ترس که به خواننده منتقل میشه به هیجان رمانتون اضافه میکنه. شروع رمان: جزو اولین کسانی بودین که شروع جذابی داشتین. حتی با اینکه طبق گفته خودتون روند معمولی داشت اما با نثر زیبا تونسته بودین شروع خوبی رو بنویسین. بهتون تبریک میگم. سیر داستان: خوب بود؛ نه به قدری کند بود که خواننده رو خسته کنه و نه تند بود که وقایع داستان سریع اتفاق بیفته و داستان کوتاه بشه. دیالوگ و مونولوگ: مونولوگ ها عالی و ظواهر و عواطف به خوبی توصیف شده بود؛ دیالوگ ها هم خوب بودن اما یه مشکلی که وجود داشت معلوم نبود چه کسی دیالوگ هارو میگه اگه علامت ها رو جدا کنین تا گوینده ها معلوم بشن بهتره. علائم و اشتباهات: توی قسمت مونولوگ ها قصد دارین ادبی بنویسین اما بعضی جاها به اشتباه تبدیل به محاوره ای شده. بعد از آن اتفاق نگاهش که انگار می خواهد در عمق وجودم نفوذ کند. چطور به خودش اجازه در را روی من قفل کند؟ آن عوضی و مشکل دوم هم این بود که یه قسمت رو بدون هیچ علامت ( ستاره، فاصله و ... ) تغییر میدادین. مثلا توی یه قسمت لیدا پیش سورن بود و یه مرتبه پارت رمان عوض شد و پیش نازنین بود. توصیف: میشه گفت تقریبا اندازه بودن؛ نه اونقدر کم بودن که خواننده هیچ تصوری از مکان و ظاهر نداشته باشه و نه اونقدر زیاد که خسته کننده باشه. شخصیت پردازی: شخصیت های نسبتا زیادی توی رمان وجود داشت اما اصلی ترین شخصیت لیدا، یه دختر الکلی و معتاد با یه گذشته ی تلخ، شخصیتش رو به خوبی تونسته بودین به تصویر بکشین. زاویه ی دید: اول شخص رو انتخاب کردین؛ به نظرم برای ژانر ترسناک مناسب ترین زاویه ی دید اول شخص هست؛ چون خواننده رو بیشتر درگیر میکنه. نثر داستان: عالی بود و بهتون تبریک میگم و هیچ صحبتی در موردش ندارم. ایده ی رمان: نمیشه گفت ایده ی جدیدیه؛ رمان هایی که در اون ها جن وجود داره به تسخیر و جن زدگی مربوط میشه؛ مثل هیچکسان و یا کیستار. نثر رمان یه اونو نو و ماندگار میکنه که رمان شما این ویژگی رو داره. باورپذیری: رمان های ترسناک و تخیلی رو به سختی میشه باورپذیر کرد بخاطر صحنه های حساسی که توشون وجود داره؛ رمان شما کاملا این ویژگی رو داشت. ژانر: ترسناک، معمایی، تخیلی تخیلی برای رمانتون مناسب نیست؛ با توجه به اینکه رمانتو در مورد اجنه هست ژانر ترسناک و معمایی مناسب تر هستن. با آرزوی موفقیت برای نویسنده ی عزیز عضو تیم نقد انجمن نودهشتیا
  3. مشاعره با شعر نو

    من ترا خواهم برد به سر رود خروشان حیات آب این رود به سر چشمه نمیگردد باز
  4. مشاعره

    دردم از يار است و درمان نيز هم دل فداي او شد و جان نيز هم
  5. شخصیت و خصوصیات هر ماه

  6. چالش شخصیت خودمون:)

    اسم : حنانهلَقب: پاندارَنگ مو: خرمایی رَنگ چشم: قهوه ای رَنگ مورِد عَلآقه‍: قرمز، مشکی، سفید، فیروزه ای، کالباسیمآه تَولد: خردادسٍن: ۱8مُدِل گوشی: آیفونرشته‍: انسانیاَخلآق: خصوصیات اخلاقیم زیادن من یه خوب میگم یه بد؛ خوش خنده، زود جوشسیگآر: زیاد موافق نیستم اما مخالفم نیستم . کُتک کآری بآ دُخیا: نهکُتک کآری بآ پِسَر: نهخوبی کَردی: آرهبَدی کَردی: آرهتیکه‍ کَلآم: قابل گفتن نیست متاسفانهتیم مورِد عَلآوقع: پرسپولیسمآشین مورد عَلآقه: 206، ولستر، پورشه پانامراآهنگ: معتادشمعِشق: آرهاگه‍ دوبارع به‍ دنیآ بیای دوس دآری اسمت چی بآشه؟! همین اسم خوبهاَز کی مُتنفری: از هرکی که به نحوی اذیتم کرده ( از نظر روحی )دوس دآری زندگیت بره‍ عقب یآ جلو: جلوعشق اَولت چیشُد: عشق اول و دوم نداریم. یه عشق واسه ی آدم برای همیشه موندگاره. عِشق دُومت چیشُد: ...تآ حآلا کسیو بوسیدی: این سوال یکم انحرافی نیست؟ مگه میشه آدم کسیو نبوسه؟ مامانشو که میبوسه حداقلاهلِ دود و دم: تقریباچَند سآلگی عآشق شدی؟ 18شآخ مورِد علآقت: نیک بتمن ب کی بیشتَرین علآقرو دآری: خونوادممآه تَولدش: ماه تولد کی دقیقا ؟شَخصیت کارتنی مورد علآقت: سید، خرگوشه تو زوتوپیا یادم نیست اسمشوفیلم مورِد عَلآقت: پیچ اشتباهحِیوونِ مورِد عَلاقَت: سگنوع موسیقی مورد عَلآقت: پاپ سآز مورد علآقت: گیتار و پیانواسم کَسی کع تنهآت گذآشت: خیلیا تنهام گذاشتن
  7. علم بهتراست یاثروت؟؟

    توی این دوران ثروت
  8. دختـــــــــرا از چی دوس دارن ...؟!

    آزادی و امنیت چیزهای فانتزی چیز های ترش
  9. دانلود بهترین رمان های خارجی جهان

    نام کتاب: عقاید یک دلقک نویسنده: هاینریش بل این کتاب دربارهٔ دلقکی به نام شنیر است که معشوقه اش ماری او را ترک کرده و به همین دلیل دچار افسردگی شده و مرض‌های همیشگی‌اش، مالیخولیا و سردرد تشدید یافته. از این رو برای تسکین آلام خود به مشروب رو آورده‌است. به قول خودش «دلقکی که به مشروب روی بیاورد، زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط می‌کند». فقط دو چیز این دردها را تسکین می‌دهند: مشروب و ماری. مشروب یک تسکین موقتیست ولی ماری نه؛ ولی او رفته. او بعد از افتضاحی که در یکی از نمایش‌هایش به وجود می‌آورد و پایش را مصدوم می‌کند، به بن محل زندگی‌اش (که کمتر از دو سه هفته در سال در آن جاست) بازمی‌گردد. به این دلیل که او آدم ولخرجی است دیگر حتی یک پنی هم برایش نمانده. به همین دلیل دفترچه تلفنش را باز می‌کند و شروع به تماس با آشنایان می‌گیرد. در این میان بارها به گذشته می‌رود و خاطراتش را می‌گوید. دانلود
  10. مشاعره با دلنوشته

    می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…! نقاش‌ها « تابــــلـــــو » زندانی‌ها « تنهـایــی » دزدها « ســَــــرک » مریض‌ها « درد » بچه‌ها « قــَد » و من برای کشیدن « نــفــــس‌های تـــو » را انتخــاب می‌کنم …
  11. مشاعره با معنی ابیات

    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
  12. مشاعره

    از در آمدی در آمدی و من از خود به در شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم
  13. مشاعره با دلنوشته

    در شب کوچک من؛ دلهره ویرانیست گوش کن وزشِ ظلمت را می شنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی می‏ نگرم...
  14. مشاعره با اشعار فروغ فرخزاد

    دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه با نیازی که رنگ می گیرد در تن شاخه های خشک و سیاه

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×