Hina97

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    321
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

اعتبار در تالار

3,971 بار تشکر شده

درباره Hina97

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    Female
  • محل زندگی :
    ...
  • تاریخ تولد :
    مردادیم
  • علایق
    「アニメ 、うた 、本 、日本語 、まんが、子日、書く、かいが、ちょこぇと」

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,624 بازدید کننده نمایه
  1. خخخ یا خدااا اروم میزدم توسرش
  2. کاریش نداشتم ولی به موقش تلافی میکردمl
  3. میگفتم ولمممم کن من با تو نمیخوابم خخ کاری باهاش نداشتم فقط یدونه از اون داد خفنام سرش میکشیدم
  4. موهاشو قیچی میکردم
  5. از روی زمین بلند میشم سالن با خاک یکسان شده و بچه ها هم نیستن اونا سمت پنجره بودن احتمال زیاد از پنجره پرت شدن پایین، صدای طعنه دارش میاد: -وای نگاه کن لباست کثیف شده ! چه بد...شرمنده...! چیزی نمیگم؛ در حال پردازش موقعیتم هستم، قهقه ای بلند میزنه: -بالاخره پیدات کردم! تلاشم بیفایده نبود حتی کنار گذاشتن انسان بودنم..! آ درسته اون مکنده جادو شد تا منو بکشه -میدونی خانواده من همه چیزم بودن!من هرگز اون شبو فراموش نمیکنم! هرگـــز! این همه سال بخاطر همین زنده ام! من زنده ام واس انتقام گرفتن خون اونا! چرا باید اینجور میشد؟ من این همه ادم کشتم ولی این یکی...بد گرفتارم کرده....! چرا اون باید انقدر عاشق والدینش میبود که الان اینجا باشیم؟ چرا...؟ هــه! چه سوال مسخره ای! مگه تو برای دوست داشتن مادرت دلیل داشتی؟ نه نداشتم دوستش داشتم چون اون مادرم بود...کشتم چون مادرمو ازم گرفتن...اونا سزاوار مرگ بودن...پس من هیچ اشتباهی نکردم...منم فقط انتقام مادرم رو گرفتم...مثل اون که الان دنبال همین انتقامه...! پوزخندی میزنم: -چه جالب! والدین تو هم مادر عزیز منو کشتن پس منم حق داشتم که بکشمشون! سلسله انتقام زمانی که من کشتم به پایان رسید چون اون موقع مساوی شدیم نه؟ پس...تو...این همه سال وقتتو بیهوده تلف کردی! الکی مکنده جادو شدی الکی کاری کردی تا به امروز تو همین سن بمونی با استفاده از جادو های سیاه! همـــش بیهوده بــوده...! مایه تاسفه! عصبی میشه داد میزنه: -خفـــه شــو! کارای من بیهوده نبوده!!! من- چرا بوده! وقتی منو بکشی فکر میکنی به چی میرسی؟ هیـــچی...! آخرین این راهی که تو اومدی تهیــه! -خفــــه شـــو! خفــه شـــو! خفــــه شـــو! زنده موندن من تمام کارایی که کردم بی فایده نبوده! من یه هدف داشتم و دارم! کشتن تو! میخوای بدونی به چــی میرســـم؟ چشماش ترسناک شد -به لـــذت! به لذتی که وقتی تیکه تیکت میکنم دوباره از نو متولد میشــم! این دیگه کیه؟ یه هیـــولا؟! اون پسر...چقدر به خون من تشنست! به مرز جنون رسیده اینو میشه از چشماش فهمید... ادامه دارد....
  6. زنگ که خورد رفتم سر میزش من-ماریا میشه چند لحظه بیای کارت دارم بی حوصله میگه: -باشه بلند میشه و همراهم میاد میریم حیاط تقریبا خلوته ماریا- خب چی میخواستی بگی؟ من-نگرانتم حالت به نظر خوب نمیاد ماریا- همــــین؟ چشمم میوفته به پشت سرش....همون روحه از پشت بغلش میکنه و موهاش رو میبوسه....! اون تا اینجا دنبالش اومده یعنی....نکنه... سرش رو میاره بالا و به من نگاه میکنه با حرکت لباش میگه: مال منه! -ویلیــــــــام! ها؟ الان چی شد؟ با داد ماریا ناپدید شد توی عمرم همچین چیزی ندیده بودم...! مثل اینکه اون شیفته ماریا شده...که این بدترین حالت ممکنه.... ماریا- هی ویلیــــام با تـــوام! من- چی؟ بله؟ ماریا- کجایی تــو؟ من-ببخشید حواسم نبود ماریا- گفتم واس همین منو کشوندی اینجا؟ من- ماریا این اواخر اتفاق عجیبی برات نیوفتاده؟ کمی مکث میکنه و بعد عصبی میشه: -پس کار تـو بود! من-چی؟ ماریا- خودتو نزن به اون راه! پس اون نامه های مزخرف و مرموز رو تو فرستادی!! من-داری درمورد چی صحبت میکنی؟! ماریا-درباره مسخره بازیات جناب وارنر! واقعا که ازت نا امید شدم...! بعد از گفتن حرف اخرش دوید و رفت من-ماریا صبر کــــن! ادامه دارد...
  7. دلم میگیره وقتی که آدمارو میبینم که زندن بدون زندگی میمیرن دلم میگیره وقتی عمرم هدر رفت پای اینکه ببینم که کیا دستمو میگیرن چشاتو ببند بدون رویا بخواب یبارم بخند به اون که خدا بهت داد
  8. مرسی اهنگ رفیق فابریک از شایع بود پیشنهاد میکنم حتما گوشش کنید خخ بله درسته نمیشه گفت نامناسبن بعضیاشون و از اونجایی که منم رپ گوش کنم فقط و نا مناسبن جواب بهتری از این پیدا نکردم اگه بده شرمنده اومدی اینجا پِیِ چی شدی بازیگر فیلمنامه ی ِ کی به چی میخوای برسی دروغُ باید تو چشمات بکِشیش وقتی راهِ یه سیم نولِ نمیشه فاز بکشی رات به این جاده نمی،خوره خودت،خودت،خودت همونی که تو تنهاییت پُره
  9. غريبه كردي خودتو هفت تا رنگ شدي ، سيگار ديدم دستت سيگار كشيدم كه ترك كني گفتم رفيقمي واست ترمزم بريد ، خودمو زده بودم به خواب مشكل أ تو نيست نه تو هم يكي مثله همه ، كه أ اين رو اون رو ميشه پلك كه ميزنه اصلا نفهميدم رفت جلد كي تنت ، انقد بريدم ازت كه ديگه كش نميدمش نميرزيد به اين همه پايین و بالا به اين كه ببازم اين بازيو باهات قدمات ديگه نيست سايزِ پاهام ، حيف عوض شدي و نيست آینه باهات هرجا هستي خوش باشي داداش ، هر كي تو رگيته جفت باشي باهاش ما كه هميشه دُعامون خيره ، يه معرفت داريم كه ني تُف مالي بالاش
  10. وایییی چه باحال بود اولش از نزدیک دیدم چشمام دراومد ولی دور که گرفتم یه زنه عینکم داره انگار از نزدیک واقعا سرگیجه گرفتم لایک تو روحتون
  11. دیدی چه خوبن من کلکسیون عکس انیمه ای دارم همه عکسام هم از pitnerest و deviantart هستن اصا اونجا عکس با کیفیت بد پیدا نمیکنی اولی مال انیمه owari no seraph هستش ۲۰
  12. اینم مال الانمه قبلی بیست
  13. بیستتت این عکس اصلی قبلیمه