• اطلاعیه ها

    • Amir

      تغییرات   ۱۶/۱۲/۳۰

      انجمن در حال تغییرات است , در صورت بروز مشکل شکیبا باشید

tanha

گوینده
  • تعداد ارسال ها

    234
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در تالار

1,717 بار تشکر شده

درباره tanha

  • درجه
    گوینده

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    Female
  • محل زندگی :
    کرج
  • علایق
    عاشق مسافرت و ماجراجویی, آهنگ و رمان. آهان فیلمم هست

آخرین بازدید کنندگان نمایه

866 بازدید کننده نمایه
  1. به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،پرسش: دلیل حرام بودن ۴ ماه از سال قمری چیست؟ در جواب سوال قبل از هر چیز باید دقت کرد که بهره انسان از دانش بسیار اندک است. وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً؛[۲] آنچه از علم به شما روزى شده بسیار اندک است. و نقص شناخت انسان او را مضطر به دین داری نموده است. و با عدم غفلت از این مساله، بسیار روشن است که نمی توانیم دلیل احکام را بیابیم. عالم دارای اسرار بسیاری است و قسمت اعظم آن در دسترس دانش ما نیست (عالم غیب) و خبری از آن نداریم . و خداوند بنا بر مصالح و مفاسد احکامی را تشریع می کند، منطقه ای در اطراف کعبه را "حرم” اعلام می کند و حرمت بیشتری برای آن قائل می شود. یا زمان خاصی را دارای حرمت بیشتری اعلام می کند. مثل ماه های حرام که احکام و جزئیات خاص خود را دارد. (رجب، محرم، ذیقعده و ذیحجه ماه های حرام هستند.) و با توجه به پیوند شدید روح و جسم در انسان، زمان و مکان در او موثر واقع می شوند و مناسک با توجه به زمان و مکان بیان می شوند. مساله حج، روزه و جهاد و … بعضی از این مناسک هستند. به عنوان مثال جنگ در این ماه ها حرام است: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ؛[۳] تو را از جنگ ‏کردن در ماه حرام مى ‏پرسند. بگو: جنگ‏ کردن در آن ماه گناهى بزرگ است. "تحریم جنگ در این چهار ماه یکى از طرق پایان دادن به جنگهاى طویل المدة، و وسیله‏اى براى دعوت به صلح و آرامش بود، زیرا هنگامى که جنگجویان چهار ماه از سال اسلحه را به زمین بگذارند و صداى چکاچک شمشیرها یا صفیر گلوله‏ ها خاموش شود و مجالى براى تفکر و اندیشه به وجود آید احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. همیشه ادامه یک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشى تفاوت دارد و دومى به مراتب مشکلتر است، فراموش نمى‏کنیم که در دوران جنگهاى بیست‏ساله ویتنام چه اندازه زحمت مى‏کشیدند تا یک آتش بس بیست و چهار ساعته در آغازسال نو مسیحى یا مانند آن به وجود آورند، ولى اسلام براى پیروان خود در هر سال یک آتش بس چهارماهه اعلام میدارد و این خود نشانه روح صلح‏ طلبى اسلام است.”[۴] مساله ماه های حرام بسیار با سابقه است. که حداقل از زمان حضرت ابراهیم (ع) بوده است. قبل از اسلام، مردم جاهل، تغییراتی در این حکم الهی ایجاد می کردند: إِنَّمَا النَّسی‏ءُ زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ؛[۵] به تأخیرافکندن ماه‏هاى حرام، افزونى در کفر است و موجب گمراهى کافران. آنان یک سال آن ماه را حلال مى‏شمردند و یک سال حرام، تا با آن شمار که خدا حرام کرده است توافق یابند. پس آنچه را که خدا حرام کرده حلال مى‏شمارند. کردار ناپسندشان در نظرشان آراسته گردید. و خود این حکم (حرمت ماه های چهارگانه) می تواند دارای بطونی باشد، که یکی از آن ها را بریتان نقل می کنم: امام باقر (ع) می فرمایند: اى أبا حمزه! روشن‏ترین و آشکارترین برهان (امامت ائمه دوازده‏گانه) براى کسى که خداى تعالى او را هدایت فرموده گفتار اوست. در قرآن مجید که فرموده: به درستى که عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است روزى که آفرید آسمانها و زمینها را، از آنها چهار ماه حرام است، این است دین استوار، پس ستم نکنید در آنها بر خویشتن؟ و شناسایى ماهها مانند محرم و صفر و ربیع و ماههاى پس از آن و همچنین ماههاى حرام: رجب و ذى قعدة و ذى حجة و محرم دین محکم خدا نیست چون یهود و نصارى و مجوس و سایر ملتها و همه مخالف و موافق (مذهب) این ماهها را مى ‏شناسند، و اسامى آنها را شماره مى ‏کنند؛ بلکه آنها امامان و سرپرستان دین خدایند، و مراد از ماههاى حرام (در آیه شریفه) امیر المؤمنین علیه السّلام است که نام او از نام على که نام خدا است جدا شده و مشتقّ است، همان طور که نام محمد صلّى اللَّه علیه و آله از نام محمود خدا مشتقّ است، و دیگر سه فرزند آن حضرت که نامهاى آنها على است: على بن الحسین (زین العابدین) و على بن موسى (الرضا) و على بن محمد (هادى) و به احترام آن حضرت این نام (على) از نام خدا جدا شده و مشتقّ است.؛[۶]
  2. نحوست ماه صفر در کتاب مفاتیح‌الجنان در رابطه با ماه صفر می‌فرماید: این ماه معروف به نحوست است و برای رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست.(3) در میان مردم معمول است که بعضی از روزها را روز سعد و مبارک و بعضی را روز شوم و نحس می‌دانند، بحث در این است تا چه اندازه این اعتقاد در اسلام پذیرفته شده است. از نظر عقل، محال نیست که اجزای زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشد، بعضی دارای نحوست و ایام دیگر ضد آن باشد؛ هرچند از نظر استدلال عقلی راهی برای اثبات یا نفی آن وجود ندارد. همین اندازه می‌گوییم ممکن است، ولی از نظر عقل ثابت نیست. بنابراین اگر دلایل شرعی از طریق وحی که افق‌های وسیع‌تری را روشن می‌نماید، بر این معنی در دست داشته باشیم، قبول آن نه‌تنها بلامانع بلکه لازم است. در قرآن تنها در دو مورد اشاره به نحوست ایام شده است، در رابطه با قوم عاد می‌فرماید: ما بر هلاک آن‌ها تند بادی در روز پایداری نحسی فرستادیم.(4) و در سوره دیگر می‌فرماید: ما تندبادی سخت و سرد در روزهای شومی بر آن‌ها مسلط ساختیم.(5) پس قرآن تنها اشاره ای سربسته به مسئله دارد، ولی احادیث زیادی در زمینه نحس و سعد ایام داریم. در روایتی نقل شده که یکی از دوستان امام حسن عسکری(علیه‌السلام) روز سه‌شنبه به محضر امام مشرف شد، امام فرمودند: دیروز تو را ندیدم؟! عرض کرد چون دوشنبه بود و من برای مصون ماندن از شرّ این روز از خانه بیرون نمی‌آیم. امام فرمودند: کسی‌که می‌خواهد از شرّ دوشنبه در امان بماند، در اولین رکعت نماز صبح سوره هل اتی بخواند که تناسب با رفع شر دارد... خداوند نیکان را از شر روز رستاخیز نگاه می‌دارد.(6) ... اینجا امام نحوست را رد نکردند. در بعضی از روایات سعد و نحس ایام در ارتباط با حوادثی که در آن واقع شده است تفسیر شده، یعنی سعد و نحس بودن به‌خاطر جریانات و حوادثی که در آن روز اتفاق افتاده می‌باشد، نه این‌که خود ایام نحس باشند. پس اجمالاً از آیات و روایات استفاده می‌شود روزهای نحسی وجود دارد یا خودشان یا به‌خاطر حوادثی که در آن اتقاق افتاده است. و در رابطه با ماه صفر روایتی نقل شده که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: هرکس به من خبر دهد به خارج‌شدن ماه صفر، من هم به او بشارت بهشت را می‌دهم.(7) از این روایت هم نحس‌بودن استفاده می‌شود. علامه طباطبایی(قدس‌سره) نیز فرموده‌اند: در روایات قابل اعتماد آمده است، روز وفات حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و یا پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نحس است و موالید ائمه سعد است.(8) احتمال است نحوست و سعد بودن به‌خاطر حوادثی باشد که در آن اتفاق افتاده مثل شهادت پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی و امامان دیگر(علیهم‌السلام). گفتنی است در رابطه با نحس‌بودن ماه صفر مدرک قابل اعتمادی پیدا نشد جز روایت مستدرک سفینة‌البحار که هر کس به من اطلاع بدهد خروج ماه صفر را، من هم به او وعده بهشت می‌دهم که از این روایت اجمالاً استفاده می‌شود که ماه صفر مبغوض پیامبر بوده است یا به‌خاطر حوادثی که در آن واقع می‌شود و یا جهت دیگری داشته است.
  3. مجله افق حوزه 6 آذر ماه 1392 شماره 378 علت نامگذاری ماههای سال به قمری چیست؟ و آیا نحوست ماه صفر واقعیت دارد؟ نام ماه‌های قمری از دوره جاهلیت به اسلام رسیده است. این ماه‌ها سابقه تاریخی طولانی دارند و مربوط به زمان حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) و منسوب به دین حنیف ابراهیمی هستند و هر یک از این اسامی معنی خاصی دارند.1 ماه اول، محرم است که آغاز سال قمری است و آن‌را از این جهت محرم نامیده‌اند که در اثنای آن جنگ و غارت حرام بود. ماه دوم صفر است و آن‌را از این جهت صفر نامیده‌اند که در این‌ماه بازارهایی در یمن بپا می‌شد که آن‌را صفری می‌گفتند و از آن‌جا آذوقه می‌گرفتند و هر که به بازار نمی‌رسید، از گرسنگی هلاک می‌شد. و نیز صفر را از آن جهت صفر گفته‌اند که در اثنای این‌ماه شهرها از مردم خالی می‌شد که مردم آن‌جا برای جنگ بیرون می‌رفتند و معنی را از صِفر به معنی خالی گرفته‌اند. پس‌از صفر، ربیع‌الاول و ربیع‌الثانی است که احتمالاً عرب به خاطر این‌که در این‌وقت مواجه با بهار و رویش گیاهان و شکفتن شکوفه‌ها بوده‌اند، به این نام نامیده‌اند. پس‌از ربیع، ماه جمادی‌الاول و جمادی‌الثانی است و از آن‌جهت که در وقت نام‌گذاری این دو ماه، آب یخ می‌بسته است، زیرا {اعرابی که تازه می‌خواستند برای ماه‌ها نامگذاری کنند}نمی‌دانستند که زمان گرما و سرما {در گردش سال و ماه قمری}تغییر می‌یابد. ماه هفتم رجب است و آن را از آن‌رو رجب گفته‌اند که از آن بیمناک بودند و رجب به معنی بیم داشتن است. بعد از رجب، شعبان است و این‌ماه را از آن جهت شعبان نامیده‌اند که در این ماه {اعراب} منشعب {جدا از هم} می‌شده بر سر آب‌های خویش و به جست‌وجوی غارت می‌رفته‌اند. شعبان و انشعاب از یک ریشه‌اند. بعد از شعبان، رمضان است به‌مناسبت آن‌که در وقت تسمیه ماه‌ها زمین از شدت گرما تفدیده بود و رمضا به معنی شدت گرماست. از آن‌جا که رمضان یکی از ماه‌هایی است که در قرآن توسط خداوند ذکر شده است، روا نیست که بگوییم رمضان، بلکه باید گفت ماه رمضان. بعد از ماه رمضان، شوال است «به جهت زیادشدن شیر شتران آبستن، یا قطار کردن شتران به جهت سفر به این عنوان نامیده شد.» به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عرض شد: شوال به چه معنا است؟ فرمودند: «یعنی ماهی که گناه مؤمنان در آن از بین رفته است و گناهی نمانده مگر این که خداوند آن را آمرزیده است.» بعد از شوال، ذو‌القعده است، به‌مناسبت آن‌که در اثنای آن {اعراب} از جنگ و غارت فرو می‌نشستند، به این نام نامیده‌اند. قعده از قعود به معنای نشستن است. آخرین ماه قمری ذو‌الحجه است و این ماه را به مناسبت این‌که حج در اثنای آن انجام می‌شد، این‌گونه نامیده‌اند(2)گفتنی است درباره علت نامگذاری توضیحات شرعی و اسلامی نیز وجود دارد که برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توان به کتاب‌های مفاتیح‌الجنان، المراقبات عالم ربانی حضرت آیةالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(قدس‌سره) و هدایه‌الانام محدث قمی(قدس‌سره) مراجعه کرد.
  4. فروردین فروردهای پاکان فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. اردیبهشت طبیعت اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول “اشا” از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی…. و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که واژه “وهیشت” باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. خرداد طبیعت خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ،در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. تیر تماشای جنگل در جزیره تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود. مرداد جنگل مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ،در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:اول “ا” ادات نفی به معنی نه، دوم “مرتا” به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه “مرداد” به غلط استعمال می‌شود. شهریور جنگل شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . مهر محیط زیست در سانسکریت میترا، در اوستا و پارسی میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. آبان محیط زیست در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود. در اوستا بارها “آپ” به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه “زو” که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آذر محیط زیست در اوستا آتر، آثر، در پارسی باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در “ودا” (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد. دی زمستان، یخ ، برف رودخانه در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر “دا” به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. بهمن برف در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: “وهو” به معنی خوب و نیک و “مند” از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. اسفند دویدن در برف زمستانی در اوستا اسپنتا آرمیتی ، در پهلوی اسپندر ، در فارسی سپندار م
  5. 1_10
  6. شنایی با رموز داشتن صدایی زیبا و جذاب صدای شما می تواند با انجام این ورزشهای ساده بطور طبیعی جذاب و گیرا به نظر برسد. FATIMA ۳۱ ارديبهشت, ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۶ جذابیت صدای شما در روابط شما تاثیر بسیار زیادی دارد مثلا هنگامیکه می‌خواهید برای اولین بار با کسی تماس بگیرید و یا در جایی سخنرانی کنید، صدای شما خیلی اهمیت دارد. داشتن یک صدای خوب برای همه مردم اهمیت دارد و این موضوع برای افرادی که بنا به اقتضای شغلی شان استفاده کنندگان حرفه ای از صدا می‌باشند مثل مجریان، خوانندگان، بازیگران، گویندگان و افرادی از این قبیل اهمیتی دوچندان دارد. برای داشتن تن صدای خوب و بیان (ادای) مناسب کلمات علاوه بر داشتن سلامت اندام گفتاری، مهارت و توانایی به کارگیری درست آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تنفس کامل، دَم و بازدم به جا و استفاده موثر از تارهای صوتی از جمله مهارت های موثر در تقویت بیان می باشد. چه صدای شما دلنشین و گوشنواز باشد یا گوشخراش یا چیزی بین این دو، این تمرین های ساده به جذابیت و گیرایی صدای شما از لحاظ جنسی کمک خواهد کرد و هرچه بیشتر تمرین کنید سریع تر تغییر و دگرگونی را مشاهده خواهید کرد. تمرین های کلیدی برای گیراتر کردن صدا 1.عمق دادن به صدا زمانی که شما از محدوده عمیقی از صدایتان برای صحبت کردن استفاده می کنید، این نشانه را به شنونده می دهید که آرام، آسوده، مسلط به بدن و از لحاظ جنسی مطمئن هستید. برعکس، زمانی که صدای شما در یک تُن صدایی بالا به گوش می رسد این احساس را به طرف مقابل می دهد که شما مضطرب، غیر مسلط بر بدن و از لحاظ جنسی غیر مطمئن و غیر ایمن هستید. خوشحال می شوید اگر بدانید که این عادت ناخودآگاه می تواند بطور خودآگاه و طبق روش خاصی تمرین شدهو به پایین آمدن تُن صدای شما بطور طبیعی و سریع کمک کند. تمرین زمزمه کردن: طبق یک روند نزولی( از صدای بالا به پایین) یک نغمه آهنگین را زمزمه کنید. اگر نتوانستید تُن و وزن آهنگ را حفظ کنید اصلا نگران نباشید، تنها به زمزمه کردن ادامه دهید، حتی اگر این صدامثل یک کلید خاموش باشد، باز هم بر روی صدای شما در حال صحبت کردن تاثیر مثبتی خواهد گذاشت. سعی کنید بر روی صدای زمزمه تان که در محدوده بینی و لب بالایی تان می پیچد تمرکز کنید. به این محدوده ماسک صورت گفته می شود. انجام این تمرین همچنین به بهبود کیفیت صدای شما کمک خواهد کرد. حالادوباره بر اساس یک روند نزولی زمزمه کنید، اما این بار بر روی بدن خود تمرکز کنید. زمانی که شما تُن صدایتان را در حین زمزمه پایین می آورید، تعدادی حرکات لرزشی را از محدوده سر به درون سینه تان احساس خواهید کرد. زمانی که این لرزش در این محدوده ای از بدنتان شروع شد، زمزمه را متوقف کرده و به نُت یا آهنگی که در زمان شروع لرزش در حال زمزمه اش بودید توجه کنید. سپس شروع به صحبت با آن گام صدا (میزان زیری یا بمی صدا یا بالا و پایین بودن صدا) نمایید، همچنانکه شما همیشه با یک نُت تکراری یک آهنگ را می خوانید، از این نُت به عنوان نت مرجع استفاده کنید و ببینید که آیا اکنون می توانید هم بطور طبیعی صحبت کنید و هم این تن صدای پایین جدید در صدایتان وجود داشته باشد. برای تمرین بیشتر می توانید این کار را در حضور همسرتان انجام دهید و در حالیکه دستانتان را دور کمر یکدیگر گره زده اید، با گام صدا یا دانگ صدایی که قبلا به عنوان نُت مرجع شناسایی کرده اید با او صحبت کرده و ابراز علاقه کنید. این کار باعث می شود تا هماهنگی صدای جدیدتان با احساس جاری در بدنتان راحتتر مطابق و هماهنگ گردد. اگر ازدواج نکرده اید یا امکان انجام این کار را با همسرتان ندارید، با پشت صاف در مقابل دیوار بایستید و این تمرین را انجام دهید. این کار همچنین باعث افزایش آگاهی و هشیاری بدن خواهد شد. 2.با تُن پایین صحبت کنید از آنجایی که داشتن یک صدای نرم و آرام نسبت به یک صدای بلند مولفه واضح و روشنی از یک صدای جذاب و گیرا می باشد، روشهای ماهرانه و زیرکانه ای نیز وجود دارند که می توانند این کیفیت را بهتر سازند و افزایش دهند. ولی شما نباید مدام و بطور پیوسته بصورت نجواکنان و زمزمه ای صحبت کنید. بلکه باید بطور استراتژیک حجم یا بلندی صدایتان را در حین مکالمه تغییر دهید که این می تواند بسیار تحریک کننده و جذاب باشد. تمرین تحریک جنسی با کنترل بلندی صدا: آهسته تر کردن صدا در هنگام ادای برخی کلمات کلیدی در یک جمله می تواند هم جذابیت جنسی شما را آشکار سازد و هم احساس مشابهی را در همسرتان ایجاد کند. بعنوان مثال، این عبارت را تمرین کنید: " امشب وقتم آزاده و دوست دارم امشبم رو با تو بگذرونم." زمانی که به " دوست دارم امشبم رو با تو بگذرونم" رسیدید تن صدایتان را پایین بیاورید. 3.طنین انداختن و ارتعاش داشتن یک صدای پرطنین یا پرحجم صدایی است که سرشار از نت های بالا یا صداهای قوی باشد. این نوع صدا، صدای قوی و شادابیست که غالبا در گوینده های تلویزیون و رادیو می شنویم. ارتعاشات و لرزشها در یک صدای طنین دار می تواند بطور واقعی باعث ایجاد تاثیری آرامش بخش در شنونده گردد. ترکیب این تن صدا با بیان مناسب می تواند باعث ایجاداحساسات جنسی نیز در شنونده گردد. عامل سحرآمیزی که در ایجاد یک صدای طنین دار نقش دارد، تمرکز بر روی جایگاه صدا و پیدا کردن بهترین گام صدامی باشد. این بدین معنی است که صحبت کردن با روشی که انگار آوا یا صوت صدای شما در داخل یک ماسک صوتی تقویت می گردد(برای درک بهتر مفهوم ماسک به توضیح ورزش شماره 1 مراجعه کنید). در اینجا تمرینی را برای کمک به قراردهی صدایتان در محدوده یا ناحیه پرطنین یا پرحجم معرفی می نماییم: تمرین ارتعاش حروف بیصدا: شما می توانید طنین دهنده ها در ناحیه ماسک صورت را با خواندن کلمه "بامبل بی"با صدای بالا و پایین به حالت آواز، فعال سازید. بیشتر بر روی حروف ب و م تاکید داشته و حرف صدادار آ را کوتاه تلفظ کنید. اگر این کار را درست انجام دهید، باید لبهایتان شروع به خارش یا قلقلک کند! اگر مایل به آواز خواندن نیستید یا نمی توانید گام صدایتان را حفظ کنید، می توانید کلمه بامبل بی را بطور ساده تکرار کنید و با صدای پایین این تکرار را آغاز کنید( بدون اینکه نگران گام صدایتان باشید)، سپس با صدای متوسط این کلمه را تکرار کنید و بعد از آن با صدای نسبتا بلند. سعی نکنید که صدایتان را بطور ناخوشایندی بالا ببرید. فقط توجه داشته باشید که بر روی حروف بیصدا تاکید بیشتری داشته باشید و حروف صدادار را کوتاه بیان کنید. همچنین می توانید برای پر طنین ساختن صدا در حالتی راحت نشسته و کلماتی نظیر زنگ، هنگ، منگ،.... و کلا کلماتی که به نگ ختم می شوند را با صدایی تودماغی ادا کنید و مخصوصاً حروف « نون و گاف» را زیاد بکشید. 4.خودتان را بیان کنید پذیرفتن احساس واقعی درباره صدای خودتان و دوست داشتن صدایتان هر دو می تواند باعث جذاب شدن و عزیز شدن شما در نزد همسرتان گردد. اما اگر امکانات و اطمینان به نفس انجام این کار را ندارید این تمرین را امتحان کنید: تمرین پایه ریزی صدا در احساسات صحیح بدن آهنگ مورد علاقه تان را که با آن بیشتر ارتباط برقرار می کنید و شما را آرام می کند و یا از لحاظ جنسی شما را تحت تاثیر قرار می دهد، گوش کنید. اجازه دهید که آهنگ در تک تک سلول های بدنتان نفوذ کند و احساسات شما را برانگیزد. سپس هماهنگی بین آهنگ و احساساتتان را حفظ کنید و احساستان را به زبان بیاورید و زمزمه کنید و یا اگر احساسات شما توسط حرکات فیزیکی (مثل حرکت و لمس) بیشتر از شنیدن تحریک می شود سعی کنید همراه با آهنگ برقصید. دوباره با احساسات خود ارتباط برقرار کنید و هر چیزی را که احساس می کنید به زبان بیاورید و بیان کنید و زمانی که همسر خود را می بینید آن احساسات شیرینی را که در هنگام گوش دادن یا رقصیدن با آن آهنگی که احساسات شما را برانگیخته، تجربه کرده اید، به یاد بیاورید. 10 تکنیک ساده برای داشتن صدایی جذابتر در موقعیتهای مختلف آهسته و عمیق نفس بکشید یک اشتباه رایج بین بیشتر خانم ها اینست که تمایل دارند با صدای بلند صحبت کنند و همین مورد منجر به کاهش جذابیت صدای آنها می شود. برای جلوگیری از این مشکل باید آهسته و عمیق و از دیافراگم نفس بکشید. اکثر بازیگران و خواننده ها سعی می کنند برای گیرا بودن تن صدایشان به همین صورت نفس بکشند. حتی وقتی شما خواب هستید نیز بطور ناخودآگاه به همین صورت نفس می‌کشید. وقتی درست نفس بکشید صدایتان با نفوذتر می‌شود و دیگران دلشان می‌خواهد به شما گوش کنند. سعی کنید تن صدای رسا و غیریکنواخت داشته باشید اگر صدای شما رسا نباشد و آهنگ صدای شما خیلی یکنواخت و آهسته باشد، مخاطب شما از گوش کردن به صدای شما خسته شده و حوصله اش سر می‌رود. همین موضوع باعث می‌شود که آنها حاضر نباشند وقت زیادی را به شما اختصاص دهند تا متوجه شوند که شما جذاب و عالی هستید. بنابراین با احساس و رسا صحبت کنید و سعی کنید با بالا بردن و پایین آوردن تن صدای خود و تاکید کردن روی چیزهایی که برای شما مهم هستند، دیگران را محو صحبت کردن خود کنید. واضح و کامل صحبت کنید از آهسته و زیرلب صحبت کردن پرهیز کنید. حتی اگر در یک جمع غیر رسمی‌هستید، همه بخشهای کلمه ها را تلفظ کنید و کاملا واضح و روشن صحبت کنید. اگر به جای خوردن کلمات و ادای ناقص جمله ها، آنها را به طور کامل بیان کنید، دیگران احساس می‌کنند که شما اعتماد به نفس بیشتری دارید و به شما بیشتر توجه می‌کنند. از صاف کردن مکرر گلو یا سرفه‌های زیاد بپرهیزید در صورتی که علت سرفه بیماری می‌باشد سریعا نسبت به درمان مناسب آن اقدام نمایید و هنگامی‌که صدایتان به دلیل سرماخوردگی یا آلرژی گرفته است، زیاد صحبت نکنید. از کارهایی که منجر به فشار آوردن به حنجره می شود، پرهیز کنید به عنوان مثال صحبت کردن طولانی با سر پایین فشار زیادی به حنجره وارد می‌کند و بنابراین باید سعی کنید که همیشه با سری بالا صحبت کنید. صحبت کردن متوالی بیش از 1 ساعت منجر به فشار آمدن به حنجره می شود، بنایراین پس از ۱ ساعت صحبت کردن متوالی حداقل ۵ دقیقه به حنجره تان استراحت دهید. همچنین از پچ پچ کردن و صحبت های در گوشی به مدت طولانی خودداری نمایید زیرا این کار فشار زیادی به حنجره وارد می نماید. کافئین منجر به خشکی گلو می‌شود. بنابراین از خوردن زیاد نوشیدنی‌های کافئین دار و گاز دار پرهیز کنید. بازگشت اسید معده باعث آسیب جدی به حنجره می شود. بنابراین در صورت ابتلا به بیماریهای معده سریعا نسبت به درمان آن اقدام کنید. دخانیات سبب آسیب حنجره و ایجاد مشکلات تنفسی و در نهایت بد شدن تن صدا می شود. بنابراین از مصرف دخانیات پرهیز کنید. صدایتان را ضبط کنید ضبط صدا کمک می‌کند تا به یکنواختی صدا، بالا و پایین بودن تن صدا، تیزی صدا، شنیده شدن تنفس‌های کوتاه و مکرر، تلفظ ناقص حروف، واضح نبودن لحن صدا، سرعت افراطی گفتار، کندی بیان و حتی جذابیت‌های آن پی ببرید. گرچه در ابتدا ضبط صدا برایتان خوشایند نخواهد بود و از شنیدن صدای خود احساس خوبی پیدا نمی‌کنید، اما نگران نباشید کم کم به صدای شنیدن صدای خود ظبط شده خود عادت می کنید. همچنین باید به این نکته توجه داشت که ادراک و احساس دیگران از شنیدن صدای شما با ادراک و احساس شما از صدای خودتان متفاوت است. صدا را از بینی به حنجره تان منتقل کنید این قضیه بیشتر زمانی کاربرد دارد که محل خروج حروف از بینی تان باشد. بهتراست از تارهای صوتی به صورت کامل استفاده کنید و اجازه ندهید که تنبل شوند و بدین صورت شدت ضعف بیان تان راکاهش دهید. به دقت به شیوه‌ بیان گویندگان و سخنوران گوش فرا دهید گویندگان، مجریان و سخنوران حروف و کلمات را زیباتر ادا می‌کنند و ارزش و اندازه و عیار هر واژه را می‌شناسند. حروف را ناقص ادا نمی‌کنند و از بیان ناتمام کلمات خودداری می‌نمایند. گویندگان هنگام سخن گفتن، واژه‌ها را زینت مضاعف می‌بخشند و بی آنکه دچار لفظ قلم شوند، راحت، روان و بی‌تکلف سخن می‌گویند. گوش کردن به بیان آنها شما را در داشتن بیانی خوب و جذاب کمک می‌کند. توجه: تقلید نکنید و ادای آن گویندگان را درنیاورید و تنها قشنگ بیان کردن و کامل گفتن را بیاموزید و به شیوه خود به کار ببرید. جایگاه صدای خود را بشناسید هر کسی باید بداند جای صدایش کجاست! برای این شناخت ابتدا باید به نقاط ضعف و قدرت صدای خویش پی ببرید و در جهت رفع نواقص و کاستی‌هایش بکوشید و سپس به شناسایی جایگاه صدای خود بپردازید؛ جایگاهی که در وهله اول، گوش‌نواز مخاطب گردد و آنگاه از همان جایگاه از صدایتان بهره ببرید. همانطور که قطعا دیده اید، گاهی اگر گوینده‌ای ارتفاع صدایش از حد مشخصی بالاتر رود، آنچه به گوش می‌رسد خشن و آزاردهنده است و اگر ارتفاع کاهش یابد، صدا ملال آور، ضعیف و یکنواخت شنیده می‌شود. صدایتان را در محیط‌های باز مانند کوه، دشت و صحرا رها کنید متنی را دردست بگیرید و آن را با حداکثر توانایی بیان و رها کردن کامل صدا بخوانید و فقط یادتان باشد که از نوشته‌های حماسی یا عاشقانه استفاده نکنید، چون خواندن متون عاشقانه و عرفانی با صدای خیلی بلند، زیبا و دلنشین نیست. تمرین آزاد کردن صدا را گاه به گاه تکرار کنید. توجه: مراقب باشید فریاد نزنید، که دچار سوزش گلو می‌شوید. کاربرد همه این نکات شما را در داشتن صدایی گرم، قوی، دلنشین و دلخواه کمک می‌نماید. "یادمان باشد که گفتار خوب را با بیان خوب همراه کنیم؛ یعنی هم خوب حرف بزنیم و هم حرف خوب بزنیم"
  7. همکارانش را خرید جامعه > حوادث - روزنامه اعتماد نوشت: شهرام محمدي، «مردي» كه ١١ روز پيش زندگي خود را با جان صدها نفر از همكارانش در پتروشيمي مارون ماهشهر معاوضه كرد، روز گذشته به دليل شدت جراحات وارده ناشي از انفجار در اين پتروشيمي، در بيمارستان شهيد چمران تهران جان خود را از دست داد. نام اين «مرد»، از نهم تيرماه امسال سر زبان‌ها افتاد. او يكي از سه هزار كارگر پتروشيمي مارون ماهشهر است. نهم تيرماه انتشار گاز هگزان، واحد پلي‌اتيلن پتروشيمي مارون را در محاصره كامل خود گرفت و نه‌تنها نفس كشيدن صدها كارگر را به شماره انداخت كه تنها نياز به جرقه‌اي كوچك داشت تا انفجاري مهيب را رقم بزند و صدها نفر را به كام مرگ بكشاند. مرگ، كارگران را در محاصره خود گرفته بود. شهرام محمدي، از محل حادثه فاصله داشت اما فرياد‌هاي همكارانش او را به محل كشاند. در يك لحظه، ١٣ سال تجربه‌اش را به كار بست و خود را به شير فلكه اصلي انتشار گاز هگزان رساند. به سختي آن را بست. كارگران فرار كرده بودند. حالا نوبت فرار شهرام محمدي از مخمصه بود اما ناگهان انفجاري رخ داد و او را به گوشه‌اي پرتاب كرد. كارگران او را به بيمارستان نفت منتقل كردند اما شدت جراحات وارده باعث شد تا او از تخت بيمارستان سوانح و سوختگي شهيد چمران تهران سردر بياورد. اعضاي حياتي‌اش دچار سوختگي شديد شده بود. بيش از ٥٠ درصد از ريه و قفسه سينه‌اش سوخته بود. «مرد»، پس از ١٠ روز جان خود را از دست داد. اكنون ١١ روز از اين حادثه مي‌گذرد. تصاوير شهرام محمدي در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر شده و فداكاري‌اش، غرور را بر فراز آسمان زادگاهش، ايذه نشانده است. خانواده‌اش از يك سو داغ از دست دادن او را تحمل مي‌كنند و از سوي ديگر نگاه معنا‌دار خانواده صدها كارگري كه با فداكاري فرزندشان نجات يافتند، آنها را از شادي لبريز مي‌كند. از سوي ديگر جمعي از روزنامه‌نگاران حوزه نفت نيز در تلاشند تا با ايجاد كمپيني رسانه‌اي، زمينه حمايت مالي از خانواده شهرام محمدي و تغيير نام پتروشيمي مارون به نام اين «مرد» را فراهم كنند. تلاش آنها در شبكه اجتماعي توييتر با بازتاب بالايي همراه شده است با اين حال به نظر مي‌رسد اين فداكاري تنها از چشم مسوولان پتروشيمي مارون پنهان مانده باشد. آنها از پاسخگويي درباره جزييات اين حادثه خودداري مي‌كنند به نحوي كه مديران اين شركت چهار روز پس از وقوع حادثه به اين نتيجه رسيدند تا با رسانه‌ها گفت‌وگو كنند . سيزدهم تيرماه، اسفنديار صلاحيت‌پور، مدير روابط عمومي پتروشيمي مارون درباره حادثه به ايرنا گفت: «علت حادثه واحد پلي‌اتيلن اين مجتمع اشتعال گاز هگزان بوده كه در داخل لوله لاين محبوس شده بود. گاز هگزان قابل اشتعال و انفجار است و لوله لاين به دليل فرآيندهايي كه پيش مي‌آيد به دليل تركيبات شيميايي مسدود مي‌شود. در زمان مسدود شدن، شيرهاي قبل و بعد از مسير توسط مسوولان مربوطه بسته مي‌شوند و جايي كه اتصال دارد، باز شده و انسداد آن رفع مي‌شود. به گفته صلاحيت‌پور، لحظه‌اي كه كارگر شير را باز مي‌كرد حد فاصل شير بسته شده تا نقطه انسداد، حاوي گاز حبس شده بود كه در لحظه آزاد شدن به علت گرماي هوا عوامل موثر ديگر مشتعل شد. پس از اين حادثه تلاش شد جلوي آتش‌سوزي گرفته شود كه در اين بين يكي از كارگران دچار سوختگي ٥٠ درصدي شد. سخنان مدير روابط عمومي پتروشيمي مارون در حالي است كه وخامت شرايط جسماني شهرام محمدي، هنگام بستري در بيمارستان از ديد كسي پنهان نبود با اين حال هيچ يك از مسوولان اين پتروشيمي را به رسانه‌اي كردن اين حادثه و تلاش براي مشخص شدن علت اصلي آن وادار نساخت. در حالي كه مسوولان پتروشيمي مارون اين انفجار را حادثه‌اي با خسارات محدود مي‌بينند اما شاهدان عيني نگاه‌شان را به فداكاري شهرام محمدي دوخته‌اند. يكي از آنها مي‌گويد: «در پتروشيمي هميشه ممكن است چنين اتفاقاتي پيش بيايد. دستورالعمل ايمني هم بستن شيرهاي گاز و دور شدن از منطقه است. گاهي واشرهاي اين لوله‌ها خراب مي‌شوند اين موضوع يك مساله آني است و نمي‌توان آن را پيش‌بيني كرد. اگر هم اتفاق به انفجار منجر شود، ممكن است لوله‌ها و مخازن ديگر هم منفجر شود. گازي كه در هوا منتشر شده پس از انفجار حالتي را به وجود مي‌آورد كه انگار هوا آتش گرفته است. علايم هشدار‌دهنده كه به كار افتادند همه فرار كردند. شهرام با فرياد از همكارانش مي‌خواست دور شوند، اما خودش به سراغ شير اصلي رفت و آن را خاموش كرد كه ناگهان شيري كه نشت كرده بود، منفجر شد و آتش به دست و جانش افتاد و سوخت.»
  8. واااای باز من بسی کنجکاو شدم که. خدایا اینا با کی هستن؟؟؟؟؟؟؟
  9. اوووووم خب واقعا نمیدونم چرا، اون لحظه انگار دستم واسه خودم نبود، البته کمی تا قسمتی احساس تنهایی ام می کردم. فکر میکردم میشه عوضش کرد.
  10. به یکی گفتم دوست ندارم.
  11. کلا باید بگم اصلا ارتباط و باز کردن چاکراها در اصل منحصرا برای ارتباط با اجنه نیست و خیلی کارای دیگه میشه باهاش کرد، مثل کسانی که انرژی درمانی انجام میدن. ولی خب به خاطر مراقبه و برونفکنی چون پا به حریمشون میذاریم وارد زندگیمون میشن. این کار به این راحتی نیست و قبلا گفتم تو کل ایران پنج نفر نهایتا هستن که میتونن