• اطلاعیه ها

    • DrAlireza

      منتشر شد   شنبه, 13 خرداد 1396

      نرم افزار اندرویدی نودهشتیا منتشر شد هرچه سریع تر دانلود کرده و نظر 5 ستاره دهید لینک کوتاه و مستقیم http://apk.98ia.co

Mozhgan

همکار ارشد
  • تعداد ارسال ها

    630
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

موزیک مورد علاقه من

اعتبار در سایت

5,068 بار تشکر شده

درباره Mozhgan

  • درجه
    همکار ارشد - مدیر گویندگان - نویسنده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,000 بازدید کننده نمایه
  1. این پست برای همه تاپیک های رمان ارسال میشود ! نویسنده گرامی قبل از شروع نگارش داستان حتما تاپیک های زیر را مطالعه کنید: نحوه ی قرار دادن کتاب در سایت مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن حتما و دائما اطلاعیه های بخش کتاب رو مطالعه کنید تا از قوانین و اقدامات بخش مطلع باشید: قوانین و اطلاعیه های بخش کتاب برای ایجاد تاپیک نقد، قوانین بخش را مطالعه بفرمایید: قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن نویسنده عزیز : در هر قسمت از رمان باید حداقل 20 خط کامل در پست جدید ارسال کنید , در صورت کمتر بودن پست جدیدی که ارسال کردید با قسمت بعدی یا قبلی رمان ادغام میشه ! بین نوشته ها و خط ها به هیچ وجه اینتر نزنید و بین خط ها فاصله ایجاد نکنید ! از بزرگ کردن متن و تغییر فونت خودداری کنید , حداکثر سایز مجاز برای نوشته ها 18 ! از شکلک های گوشی یا هر کیبوردی مثل ( ♣◘♦♠ ) و هرگونه شکلک یا عکس در متن استفاده نکنید که در اخر مجبور بشید کل رمان رو ویرایش کنید و این شکلک هارو حذف کنید ! ( شکلک های عکسی در فایل نهایی نمایش داده نمیشه , شکلک های کیبوردی در همه دستگاه ها پشتیبانی نمیشه و نمایش داده نمیشه ! ) به غیر از ادامه داستان در تاپیک ,, ارسال پست هایی مثل : دیگه ادامه نمیدم , یا بعد امتحان ها میام و ... مجاز نیست برای صحبت با خواننده حتما باید قسمت جدید رمان رو انتشار بدید و اول یا آخر پست با رنگ آبی متن خود را به عنوان گفتار نویسنده ارسال کنید ( حداکثر 2 خط ) توجه داشته باشید برای احترام به مخاطبین رمانتون , متن خودتون رو قبل از ارسال یکبار خودتون بخونید که غلط های املائی و نگارشی وجود نداشته باشه , در انتها رمان شما ویرایش نخواهد شد در صورتی که دارای غلط املائی باشه به همین صورت روی سایت قرار میگیره ! تبلیغ رمان کاربرها تنها در امضا شخصی کاربر مجاز میباشد , ارسال پیغام خصوصی به کاربران , ارسال پست در تاپیک های دیگه و... یا به هر نحوه تبلیغ رمان ممنوع میباشد ! برای احترام به نویسنده ارسال پست در این تاپیک برای کاربران مقدور نیست و تنها نوشته های نویسنده در این تاپیک تایید میشن نویسنده عزیز برای دریافت نظرات و نقد درباره رمان خودتون , بعد از ارسال 25 قسمت از رمان خودتون در بخش ( معرفی و نقد کتاب ) یک تاپیک همانند تاپیک رمانتون ایجاد کنید تا کاربران نظرات خودشون رو برای شما ارسال کنن ! قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن شما میتونید بعد از ارسال 25 قسمت , در تاپیک طراحی جلد ( طراحی جلد رمان ) درخواست ارسال کنید تا برای رمان شما گرافیست های انجمن جلد طراحی کنن در صورتی که رمان شما تکمیل شده نیاز به ارسال قسمت به قسمت در انجمن نیست و میتونید فایل کامل رو ( در قالب فایل text یا word ) در پیام خصوصی برای مدیر انجمن Amir ارسال کنید تا در سایت قرار داده بشه استفاده از مطالب اين سايت به هر نحوی ، تنها با قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://forum.98ia.co) و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد! .:: هرگونه کپی برداری از مطالب , تصاویر و... طبق قانون جرائم رایانه ای ماده 21 و حقوق حمایت از پدیدآورندگان غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد ::.
  2. این پست برای همه تاپیک های رمان ارسال میشود ! نویسنده گرامی قبل از شروع نگارش داستان حتما تاپیک های زیر را مطالعه کنید: نحوه ی قرار دادن کتاب در سایت مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن حتما و دائما اطلاعیه های بخش کتاب رو مطالعه کنید تا از قوانین و اقدامات بخش مطلع باشید: قوانین و اطلاعیه های بخش کتاب برای ایجاد تاپیک نقد، قوانین بخش را مطالعه بفرمایید: قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن نویسنده عزیز : در هر قسمت از رمان باید حداقل 20 خط کامل در پست جدید ارسال کنید , در صورت کمتر بودن پست جدیدی که ارسال کردید با قسمت بعدی یا قبلی رمان ادغام میشه ! بین نوشته ها و خط ها به هیچ وجه اینتر نزنید و بین خط ها فاصله ایجاد نکنید ! از بزرگ کردن متن و تغییر فونت خودداری کنید , حداکثر سایز مجاز برای نوشته ها 18 ! از شکلک های گوشی یا هر کیبوردی مثل ( ♣◘♦♠ ) و هرگونه شکلک یا عکس در متن استفاده نکنید که در اخر مجبور بشید کل رمان رو ویرایش کنید و این شکلک هارو حذف کنید ! ( شکلک های عکسی در فایل نهایی نمایش داده نمیشه , شکلک های کیبوردی در همه دستگاه ها پشتیبانی نمیشه و نمایش داده نمیشه ! ) به غیر از ادامه داستان در تاپیک ,, ارسال پست هایی مثل : دیگه ادامه نمیدم , یا بعد امتحان ها میام و ... مجاز نیست برای صحبت با خواننده حتما باید قسمت جدید رمان رو انتشار بدید و اول یا آخر پست با رنگ آبی متن خود را به عنوان گفتار نویسنده ارسال کنید ( حداکثر 2 خط ) توجه داشته باشید برای احترام به مخاطبین رمانتون , متن خودتون رو قبل از ارسال یکبار خودتون بخونید که غلط های املائی و نگارشی وجود نداشته باشه , در انتها رمان شما ویرایش نخواهد شد در صورتی که دارای غلط املائی باشه به همین صورت روی سایت قرار میگیره ! تبلیغ رمان کاربرها تنها در امضا شخصی کاربر مجاز میباشد , ارسال پیغام خصوصی به کاربران , ارسال پست در تاپیک های دیگه و... یا به هر نحوه تبلیغ رمان ممنوع میباشد ! برای احترام به نویسنده ارسال پست در این تاپیک برای کاربران مقدور نیست و تنها نوشته های نویسنده در این تاپیک تایید میشن نویسنده عزیز برای دریافت نظرات و نقد درباره رمان خودتون , بعد از ارسال 25 قسمت از رمان خودتون در بخش ( معرفی و نقد کتاب ) یک تاپیک همانند تاپیک رمانتون ایجاد کنید تا کاربران نظرات خودشون رو برای شما ارسال کنن ! قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن شما میتونید بعد از ارسال 25 قسمت , در تاپیک طراحی جلد ( طراحی جلد رمان ) درخواست ارسال کنید تا برای رمان شما گرافیست های انجمن جلد طراحی کنن در صورتی که رمان شما تکمیل شده نیاز به ارسال قسمت به قسمت در انجمن نیست و میتونید فایل کامل رو ( در قالب فایل text یا word ) در پیام خصوصی برای مدیر انجمن Amir ارسال کنید تا در سایت قرار داده بشه استفاده از مطالب اين سايت به هر نحوی ، تنها با قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://forum.98ia.co) و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد! .:: هرگونه کپی برداری از مطالب , تصاویر و... طبق قانون جرائم رایانه ای ماده 21 و حقوق حمایت از پدیدآورندگان غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد ::.
  3. _ ای بابا، ندا این بار چندمه دارم توضیح میدم، حواستو جمع کن دیگه. _ اه، خب چیکار کنم؟ گفتم که من مخم نمیکشه. _ مخت میکشه فقط مرض داری منو اذیت کنی. این بار آخره توضیح میدما. _ منم امروز روز آخره میام، منو چه به این کارا؟ _ باز لوس شدی؟ اصلا جدای از کار، نباید یاد بگیری؟ _ به چه دردم میخوره؟ _ ندا مرگ من اذیت نکن، زشته در جوار منی و این چیزای ساده رو بلد نیستی. کتابی که دستم بود کنار گذاشتم و زل زدم بهش. _ پرهام واقعا نیازی به حضور من نبود، سونیا و یکتا به همه ی کارا میرسیدن، چرا گفتی بیام؟ این دختره ی افاده ای همش بهم تیکه میندازه. _ بیخود، چی میگه؟ _ هیچی حالا تو جواب منو بده. کامپیوترو خاموش کرد و چرخید سمتم. _ واقعا میخوای بدونی؟ _ آره. _ میخواستم روحیت عوض بشه، تازگیا خیلی تو خودتی، مثل قبل سر حال و شیطون نیستی و این اذیتم میکنه. _ عوض نشدم فقط بزرگ شدم. _ یه دلیل دیگه ام داره. _ چی؟ _ میخواستم کنارم باشی. متوجه منظورش نشدم، خواستم دوباره بپرسم که مهران از اتاق بیرون اومد و پرهامو صدا کرد. دیگه پیگیری نکردم و یادم رفت. چنتا سفارش کار داشتیم و شایان و یکتا و پرهام درگیرش بودن، از رفتار شایان و صمیمیت بیش از حدش خوشم نمیومد، وقتی پرهام نبود سوالای الکی می پرسید و شوخی می کرد. سونیا ام هفته ای دو روز سر می زد و تو همون چند ساعت جوری باهام رفتار می کرد که انگار ازم طلب داره. وقتی به پرهام گفتم، گفت سونیا دختر عمه ی مهرانه و تو شرکت سهم داره و کلا دختر مغروریه. مخصوصا وقتایی که تو اتاق پرهام بودم و میومدم بیرون خیلی بد نگام می کرد. به لطف تلاشا و حرص خوردن پرهام یه کمی اصول اولیه ی کار و کار کردن با کامپیوترو یاد گرفتم و یه بارم کلا سیستمو خراب کردم. تا اون روزی که یه کم بیشتر تو شرکت موندم. ( دانای کل ) صب همون روز هادی اومد و هستی رو برد، ندا کمی کار عقب افتاده داشت و چون خیالش از هستی راحت بود با خونه تماس گرفت و گفت کمی بیشتر میمونه. اون روز مشتریه حضوری داشتن و تو اتاق مهران با هم حرف می زدن، یکتا کنار ندا نشسته بود و سرش تو کامپیوتر بود. مهران و پرهام همراه مشتری از اتاق بیرون اومدن و خدافظی کردن ... پرهام مستقیم اومد سمت میز و برگه هایی که دستش بود طرف ندا گرفت و با اخم گفت: _ اینارو وارد لیست کن، اون چارتی که دیروز دادم یه نگاه بندازید ببینیم چه خبره؟ ندا برگه هارو گرفت و پرهام برگشت و رفت سمت اتاق، یکتا زیر لب گفت: _ اعصابش خورده که کار مشتری آماده نیست، قرار بود سونیا دو روز پیش تحویل بده. _ اصلا دل نمیسوزونه، چرا باهاش کار می کنن خب؟ امتیاز داره که داره. _ از همه بیشتر پرهام واسه کارا تلاش می کنه، خیلی باحاله، ازش خوشم میاد. ندا متعجب نگاش کرد و چیزی نگفت. همه یکی یکی خدافظی کردن و رفتن، پرهام همچنان تو اتاقش بود و رو سفارش مشتری کار می کرد و ندا به کارای عقب مونده می رسید. _ تو هنوز نرفتی؟ سرشو بلند کرد و به پرهامی که جلوی راهرو وایساده بود نگاه کرد، سر و وضع آشفته ای داشت. _ کارای عقب مونده داشتم، اونارو انجام دادم، تو چرا این شکلی شدی؟ _ خسته شدم، چهار ساعته پشت کامپیوترم. پاشو دیگه بسه، دیر شده من میرسونمت. ندا روی میزو مرتب کرد و کیفشو برداشت، پرهام کیف و کتشو از اتاق برداشت و با هم رفتن بیرون.
  4. با مهران احوالپرسی کردم و روی یکی از صندلیا نشستم، پرهام گفت سه نفر دیگه قراره بیان تا در مورد کارا حرف بزنن. ده دقیقه بعد زنگ در به صدا در اومد، مهران درو باز کرد ... دو تا دختر و یه پسر جوون وارد شدن، پسری که همراهشون بود و اسمش شایان بود از لحظه ی ورود شروع به سر و صدا کرد. از برخوردشون با پرهام و مهران فهمیدم خیلی وقته همدیگه رو میشناسن. یکی از دخترا تقریبا بیست و پنج ساله به نظر می رسید ... قد متوسط و ریز نقش با خنده ای که از لحظه ی ورود رو لبش بود، اسمش یکتا بود، دختر دیگه بیست و سه ساله و قد بلند بود و برخلاف بقیه تیپ رسمی نداشت و به اسم سونیا صداش می زدن.بعد از آشنایی با راهنماییه مهران به طرف یکی از اتاقا رفتیم و همه دور میز بزرگی که وسط اتاق بود نشستیم. پرهام_ خب دیگه تقریبا اصل کاریا اومدن، میثم که پشتیبانیه. همه میدونید که کارمون چیه و وظایفتون چیه دیگه؟ دستمو بالا گرفتم. _ من نمیدونم، قراره چیکار کنم؟ پرهام_ فعلا منشی، البته یه سری چیزارو بعدا بهت یاد میدم، باید باکسارو ذخیره کنی، هماهنگیای لازم با طرف قرارداد و .... _ من هیچکدوم از این کارا رو بلد نیستم. پرهام_ اونو بعدا صحبت می کنیم، سخت نیست. سونیا_ شما دانشجویی؟ _ نه. سونیا_ تموم کردی؟ رشتت نرم افزاره دیگه آره؟ _ نه، انصراف دادم، رشتم انسانی بود، روانشناسی. مهران_ پرهام داداش توجیه نیستن ایشون؟ پرهام_ درست میشه، نیرو کم داریم و کسی که قابل اعتماد باشه نبود، خودم یادش میدم. شایان سوتی کشید. _ عالیه، بین چنتا دیوونه یه روانشناس لازمه. یکتا_ به نظر منم این بهتره، تا راه بیوفتیم خیلی راهه، نمیشه به هرکس اطمینان کرد. مهران_ خب دیگه اون حل میشه، درمورد تقسیم وظایف حرف بزنیم. تقریبا یه ساعت مهران و پرهام حرف زدن و بقیه ایده دادن و این وسط فقط من حرفی برای گفتن نداشتم. قرار شد سونیا و شایان کار قرار داد و سفارشاتو انجام بدن، پرهام و مهران کارای فنی و مدیریت و کیمیا بازاریابی و منم فعلا به عنوان منشی فعالیت کنم تا به مرور با نحوه ی کار آشنا بشم. اولین روز کار نبود، به محض تموم شدن جلسه سوفیا و یکتا و شایان خدافظی کردن و رفتن تا فردا اول وقت اینجا باشن، مهران رفت تو اتاق خودش، من موندم و پرهام، ساکت و منتظر نگاش کردم. پرهام_ چیه؟ چرا اونجوری نگاه می کنی؟ جوابی ندادم. میزو دور زد و رو صندلیه کنارم نشست. _ پرهام این یه کار تخصصیه، چرا قبلش نپرسیدم آخه؟ _ چه فرقی می کرد؟ زیاد سخت نیست. _ من هیچی بلد نیستم، در ضمن اصلا نمیدونم کامپیوترو از کجا روشن می کنن، توقع داری فایل ذخیره کنم؟ _ خودم بهت یاد میدم نگران نباش. سرمو تکون دادم. _ الان پاشو بریم چنتا چیزو برات توضیح بدم. شرکت سه تا اتاق داشت که یکی اتاق مهران و پرهام و یکی دیگه اتاق مخصوص جلسه ها و اتاق سوم برای یکتا و شایان بود، منم پشت میزی که تو سالن اصلی قرار داشت. پرهام گفت سونیا هفته ای سه روز سر میزنه و رو سفارشا کار می کنه. قرار بود طراحی سایت و هاستینگ و فروش نرم افزار و سخت افزار باشه، از هیچکدوم از حرفای پرهام سردر نمیاوردم و با دهن باز فقط نگاش می کردم، آخر ازم خواست فعلا با کامپیوتر کار نکنم تا سر فرصت بهم یاد بده، یکتا ام کمکم می کرد. *** دو ماه از روزی که شروع به کار کردم می گذشت و تا حد کمی با شرایط و نحوه ی کار آشنا شدم، البته عملا اکثر کارا رو خود پرهام بعد از ساعت اداری انجام می داد.
  5. میتونید بخواید که رمان درحال تایپ حذف بشه تا کاملشو قرار بدین، بله گزارش کنید
  6. سلام اخطار نداره ولی نویسنده از شیش ماه تا یه سال حق تایپ رمان نداره
  7. این پست برای همه تاپیک های رمان ارسال میشود ! نویسنده گرامی قبل از شروع نگارش داستان حتما تاپیک های زیر را مطالعه کنید: نحوه ی قرار دادن کتاب در سایت مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن حتما و دائما اطلاعیه های بخش کتاب رو مطالعه کنید تا از قوانین و اقدامات بخش مطلع باشید: قوانین و اطلاعیه های بخش کتاب برای ایجاد تاپیک نقد، قوانین بخش را مطالعه بفرمایید: قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن نویسنده عزیز : در هر قسمت از رمان باید حداقل 20 خط کامل در پست جدید ارسال کنید , در صورت کمتر بودن پست جدیدی که ارسال کردید با قسمت بعدی یا قبلی رمان ادغام میشه ! بین نوشته ها و خط ها به هیچ وجه اینتر نزنید و بین خط ها فاصله ایجاد نکنید ! از بزرگ کردن متن و تغییر فونت خودداری کنید , حداکثر سایز مجاز برای نوشته ها 18 ! از شکلک های گوشی یا هر کیبوردی مثل ( ♣◘♦♠ ) و هرگونه شکلک یا عکس در متن استفاده نکنید که در اخر مجبور بشید کل رمان رو ویرایش کنید و این شکلک هارو حذف کنید ! ( شکلک های عکسی در فایل نهایی نمایش داده نمیشه , شکلک های کیبوردی در همه دستگاه ها پشتیبانی نمیشه و نمایش داده نمیشه ! ) به غیر از ادامه داستان در تاپیک ,, ارسال پست هایی مثل : دیگه ادامه نمیدم , یا بعد امتحان ها میام و ... مجاز نیست برای صحبت با خواننده حتما باید قسمت جدید رمان رو انتشار بدید و اول یا آخر پست با رنگ آبی متن خود را به عنوان گفتار نویسنده ارسال کنید ( حداکثر 2 خط ) توجه داشته باشید برای احترام به مخاطبین رمانتون , متن خودتون رو قبل از ارسال یکبار خودتون بخونید که غلط های املائی و نگارشی وجود نداشته باشه , در انتها رمان شما ویرایش نخواهد شد در صورتی که دارای غلط املائی باشه به همین صورت روی سایت قرار میگیره ! تبلیغ رمان کاربرها تنها در امضا شخصی کاربر مجاز میباشد , ارسال پیغام خصوصی به کاربران , ارسال پست در تاپیک های دیگه و... یا به هر نحوه تبلیغ رمان ممنوع میباشد ! برای احترام به نویسنده ارسال پست در این تاپیک برای کاربران مقدور نیست و تنها نوشته های نویسنده در این تاپیک تایید میشن نویسنده عزیز برای دریافت نظرات و نقد درباره رمان خودتون , بعد از ارسال 25 قسمت از رمان خودتون در بخش ( معرفی و نقد کتاب ) یک تاپیک همانند تاپیک رمانتون ایجاد کنید تا کاربران نظرات خودشون رو برای شما ارسال کنن ! قوانین بخش نقد کتاب مخصوص نویسندگان انجمن شما میتونید بعد از ارسال 25 قسمت , در تاپیک طراحی جلد ( طراحی جلد رمان ) درخواست ارسال کنید تا برای رمان شما گرافیست های انجمن جلد طراحی کنن در صورتی که رمان شما تکمیل شده نیاز به ارسال قسمت به قسمت در انجمن نیست و میتونید فایل کامل رو ( در قالب فایل text یا word ) در پیام خصوصی برای مدیر انجمن Amir ارسال کنید تا در سایت قرار داده بشه استفاده از مطالب اين سايت به هر نحوی ، تنها با قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://forum.98ia.co) و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد! .:: هرگونه کپی برداری از مطالب , تصاویر و... طبق قانون جرائم رایانه ای ماده 21 و حقوق حمایت از پدیدآورندگان غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد ::.
  8. سلام عرض شد خدمت تمام دوستان ثبت نام کننده، به محض تکمیل ظرفیت تاپیک آموزش زده میشه و از شنبه کلاسا شروع میشن.
  9. _ هیچی، غذاتو بخور سرد شد. شام رو خوردیم و جمع کردیم، گیلداد آخر شب برگشت، من ماندم و تنهایی اتاقم. دیگر فرصتی ندارم و باید هرچه زودتر کاری را که آذین خواسته است انجام بدهم. به خاطر پدرم، به خاطر دادیار، به خاطر تمام علایق و خواسته هایم. آذین را خوب می شناسم ... حرفی را که بزند عملی خواهد کرد، حالا صبرش تمام شده و من باید گوش به فرمان باشم. هرچند وجدانم نهیب می زند اما در این میان وجدان جایی ندارد. در همین فکر بودم که صدای پیامک موبایلم بلند شد. دست از فکر و خیال برداشتم ... غلطی زدم و گوشی را برداشتم. نگاهم روی صفحه اش خشک شد، پیامکی از علیرضا بود و درخواست کرده بود تا با هم قرار ملاقاتی خارج از هتل داشته باشیم. یعنی چه کار مهمی بود که مجبور شده این وقت شب پیام بدهد؟ چه حرفی هست که نمیشود در هتل زد؟ برایش نوشتم که فردا صبح زودتر حرکت می کنم تا قبل از شروع کار با هم صحبت کنیم ولی چند دقیقه بعد جواب داد که حتما باید خارج از هتل باشد. فردا وقت نبود و باید برای ملاقات بابا می رفتم به همین دلیل برای دوروز بعد قرار گذاشتم. گوشی را کنار دستم رها کردم و چشمان خسته ام را بستم. صبح به محض ورود به هتل، چشمم به مستانه افتاد که مثل همیشه با غرور و قیافه ی مصنوعی و پر از آرایشش در لابی قدم می زد. قبل از این که مرا ببیند سریع از لابی گذشتم و در همان حین چشمم به علیرضا افتاد و با سر سلام دادم و او هم مثل خودم جوابم را داد. تا بعد از ظهر کارهای عقب افتاده و بعضی از کارهای جشن را انجام دادم ... از خستگی، بی رمق خودم را روی صندلی پرت کردم. سرم را روی میز گذاشتم ... نمیدانم چند دقیقه گذشته بود که با صدای بردیا به خودم آمدم. _ خانوم نیک مهر؟ سرم را بلند کردم و چشم دوختم به چهره ی خندان بردیا، عجیب است! این روزها زیاد لبخند میزند. _ خواب بودین؟ نرفتین برای نهار؟ _ ببخشید، کارا زیاد بود نرسیدم، خیلی گرسنه نبودم. _ فکر کردم تا حالا رفتین بیمارستان. وای به طور کل بیمارستان را فراموش کرده بودم، با حرکتی سریع از پشت میز بلند شدم و کیفم را برداشتم. _ کجا؟ هنوز وقت هست. _ وای اصلا یادم نبود، حتما دادیار چشم به راهمه. _ صبر کن منم میام. کلید ها و کتش را از روی صندلی برداشت و جلوتر از من حرکت کرد، به قدری عجله داشتم که تازه بعد از چند دقیقه فهمیدم که در اتاق مرا سوم شخص قرار نداد و گفت صبر کن، ته دلم احساس رضایت داشتم، اما هنوز نمیدانستم عمدا بوده یا مثل من هول شده؟ خودم را یک قدم به هدفم نزدیک تر میدیدم. سر راه از گلفروشی دسته گل بزرگی را خرید، حال دادیار بهتر بود، عمل خوبی داشت و دکتر اطمینان داد که تا چند روز آینده مرخص می شود. از بیمارستان بیرون رفتیم و بردیا مثل دفعه ی قبل اصرار کرد که همراهم تا نزدیک خانه بیاید و من چاره ای جز قبول کردن نداشتم با این تفاوت که این بار تا جلوی در خانه رفت و ماشین را خاموش کرد. با تعجب نگاهش کردم. _ چیه؟ پیاده شو دیگه. _ آخه؟ _ آخه چی؟ نگو که مهمون تو خونت راه نمیدی. _ نه نه قدمتون رو چشم فقط ... _ چند دیقه بیشتر وقتتو نمیگیرم، این همه راه اومدم لااقل یه لیوان آبی، چایی بهم بده. مجبور شدم کوتاه بیایم، باید تا کسی ندیده زودتر پیاده بشوم، در ضمن تا به حال رفتار خلاف عرفی از او ندیدم. شاید این دیدار فرصتی شد برای دستیابی من به هدفم.
  10. تعداد ظرفیت رو به اتمام هست لطفا سریع تر اقدام کنید.
  11. هیچوقت از این که کسی دنبال نمیکنه ناامید نشید، هرچیزی به ممارست احتیاج داره تا به اوج برسه. نویسندگی یه کار دلی هست و اول از این که به جلب مخاطب فکر کنید باید ازش لذت ببرین. بقیه چیزا به مرور درست میشه.
  12. سلام عزیزم اگر رمانتون کار اولی هست که رسما شروع به کار کردین باید بگم عادیه، بعد از اون بستگی به موضوع رمان و طرز نگارشش داره، قریب به اکثریت رمانایی که جدیدا تایپ میشه همه یه جور موضوع دارن و اون عاشقانه هست و این کلیشه تا حد زیادی باعث میشه که خواننده دنبال نکنه، خیلیا هم میخونن ولی پسند نمیزنن یا دنبال نمیکنن، رمان خود من بالای دو هزار بازدید داره ولی نهایتا یازده دنبال کننده اما هرگز دلسرد نشدم چون هدف دارم، شما هم هدف تعیین کنید و باپشتکار جلو برید، به مرور با ایده های جذاب و به امید خدا پیشرفت میکنید. برای بالا بردن دانشتون پیشنهاد میکنم تاپیک کارگاه نویسندگی رو دنبال کنید. تبلیغات هم موثره.
  13. سلام عزیزم همونطور که قبلا گفتم ما نمیتونیم صد در صد همه رو راضی نگه داریم، یکی دوس داره عامیانه باشه و یکی ادبی، یکی میگه عاشقانه باشه و یکی معمایی دوس داره پس باید قبل از این که به راضی نگه داشتن همه فکر کنید باید به این فکر کنید که میخواید رمانتون تو چه سبکی باشه، چه شروع و پایانی داشته باشه. دانش نگارشی خودتونو بالا ببرید و سعی کنین نکات ویرایشی و نگارشی رو به درستی استفاده کنید، اونوقت میبینید که دیگران هم راضی خواهند بود. هر کسی هم که سبک شما رو نمیپسنده بهتره دنبال سبک مورد علاقش باشه و از کارتون خرده نگیره.
  14. سلام و درود خدمت تمام دوستان عزیز و شرکت کنندگان این تاپیک. به نظر می رسه که بعضی ازدوستان اونجور که باید و شاید همکاری لازم رو ندارن و این خیلی بده. اگر انتهای صفحه ی اصلی رو نگاه کرده باشید قسمتی داره به اسم خانواده ی نودهشتیا. کلمه ی خانواده به این معنیه که همه ی کسانی که عضو این انجمن شدن، عضوی از خانواده ی بزرگ نودهشیا هستن که یه هدف واحد رو دنبال میکنه. هدف ما ارتقای سطح کیفی کتاب ها و پیشرفت روز افزون نویسنده های عزیزمونه. تیم مدیریتی و خیلی از عزیزان فعال در این عرصه شبانه روزی و بدون هیچ منتی تلاش میکنن تا نودهشیا پیشرفت کنه و بشه یه تریبون رایگان برای معرفیه نویسنده های تازه کار و نوپایی که آرزوی نویسنده شدن رو دارن. پس برای رسیدن به این هدف باید همه دست به دست هم بدیم. این تاپیک زده شده تا اشکالات دوستان در زمینه ی نوشتن رفع بشه و زمانی که رمان میره برای دانلود یه کار قوی و جذاب باشه. این خیلی بده که بعضی ها بعد از این که کارشون تموم شد، به دوستشون کمک نکنن که مبادا بیشتر از اونا پیشرفت کنه. در مقابل تمام ت**** که داریم، این حداقل توقع رو از تمام کاربران داریم که همکاری لازم رو داشته باشن. فکر نکنید اگر رمانتون تگ پرطرفدار گرفت یا امتیازش بالا بود لزوما شما برتر از دیگران هستید. مصداق این جمله باشید که درخت هرچی پر بارتر باشه، سرش پایین تره. یعنی هیچوقت تواضع رو فراموش نکنید، هر کمکی که بکنید یه روزی و یه جایی بازتابش به خودتون برمیگرده. اینجا لازمه دو تا نکته رو علاوه بر قوانینی که گفته شده بگم. 1_ اگر فعالیت کافی نداشته باشید و بعد از این که رمانتون نقد شد تو نقد بقیه شرکت نکنید تگ و امتیازتون پس گرفته میشه. 2_ موقع تبدیل رمانتون به pdf, و قرار دادن برای دانلود به میزان فعالیت هم توجه میشه و الویت بندی میشه پس فعال باشید. دیگه این شما و این گوی و میدان، وجدان کاری رو فراموش نکنید که هر چقدر انجمن بالا بره شما بالا رفتین. به امید این که شاهد رمانای زیبا و قوی و پرطرفدار از تک تک شما عزیزان باشید. یا علی

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی