رفتن به مطلب
Added by Amir

F.Ghorbaniniya

VIP
  • تعداد ارسال ها

    670
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد F.Ghorbaniniya در 21 دی 1396

F.Ghorbaniniya یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

1,325 بار تشکر شده

درباره F.Ghorbaniniya

  • درجه
    VIP Member

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,393 بازدید کننده نمایه
  1. سلام خدمت شما نویسنده عزیز

    در مورد نشر داستان ها انجمن مزاحمتون میشم

    قراره از بین تمام داستان های «مسابقه داستان نویسی» ۶ داستان انتخاب شود تا با ۶ داستان دیگه یکجا شده و روی سایت قرار گیرد.

    داستان شما یکی از آنهاست.

    برای کم بود وقت، ۵ روز برای پاسخگویی منتظرتان خواهیم بود.

    در صورت عدم ارتباط در این زمان، داستان شما جز آنها قرار خواهد گرفت.

    موفق باشید:gol:

  2. IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B4

    خوشنویسی ! با خودکار بیک

    پ.ن: از بچگی نقطه گذاریم ضعیف بود(:

  3. " کتاب باز "

    قورباغه ات را قورت بده
  4. مشاعره

    تا اخم کنی دست به خنجر بزند پلکی بزنی به سیم آخر بزند (:
  5. مشاعره

    ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم
  6. مشاعره

    یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد
  7. مشاعره

    دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان، بر تشنه ای ببارد!
  8. تڪـہ اے ᓄـوωـیقے

    خدا از هرچه پنداری جدا باشد خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد #خد را میشناسم از شما بهتر_پرواز همای
  9. من خودم این سبک خلاصه رو بیشتر دوست دارم. امیدوارم شما هم دوست داشته باشید:gol:

    دختر باشی و دلت لک بزند برای دست پخت مادرت...
    آغوش گرم پدرت...
    یک کانون، که گرم هم نبود مهم نیست ... 
    فقط همین که بتوانی نامش را «خانواده» بگذاری کفایت دهد...
    نوزده ساله باشی و مهمان جایی که نباید...
    نا امیدترین آدم شهر را در آینه پیدا کنی و در میان تمام سیاهی ها، ستاره ای بدرخشد بنام امید...
    و تو دوباره متولد شوی...
    به واسطه ی طعم شیرین حسی جدید !
    و کسی هم نداند آخر این راه چیست...

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 3
    2. F.Ghorbaniniya

      F.Ghorbaniniya

      هر طور راحتید خلاصه رمان شماست (::gol:

    3. selin

      selin

      ممنون فاطمه جان:t(35):

    4. F.Ghorbaniniya

      F.Ghorbaniniya

      خواهش میکنم_ کمک دیگه ای بود در خدمتم❤

  10. عجله داشتم
    تندتند راه ميرفتم... محكم به چيزي خوردم
    آدم بود!
    منتظر بودم بگويد : كوري !؟
    دستش را به طرفم دراز كرد
    با من دست داد...و لبخندي زد...!!! 

    به گمانم " انسان " بود...

  11. مشاعره

    تکراریم آنقدر که حتی دیگر پیراهنم از حفظ مرا می پوشد!

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×