رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

wahid

مدیر آزمایشی
  • تعداد ارسال ها

    586
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1,236 بار تشکر شده

درباره wahid

  • درجه
    مدیر آزمایشی بخش کتاب-منتقد

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    آقا
  • علایق
    موسیقی , شعر , کتاب و همه هنرها

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,280 بازدید کننده نمایه
  1.  آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی،

    که گمان کردم سر به سر ِ این دل ِ‌ساده می گذاری!

    به خودم گفتم

    این هم یکی از شوخی های شاد کننده ی توست!

    ولی آغاز ِ آواز ِ بغض ِ گرفته ی من،

    در کوچه های بی دارو درخت ِ خاطره بود!

    هاشور ِ اشک بر نقاشی ِ چهره ام

    و عذاب ِ شاعر شدن در آوار هر چه واژه ی بی چراغ!

    دیروز از پی ِ گناهی سنگین، گذشته را مرور کردم!

    از پی ِ تقلبی بزرگ، دفاترِ دبستان را ورق زدم!

    باید می فهمیدم چرا مجازاتم کرده ای!

    شاید قتل ِ مورچه هایی که در خیابان

    به کف ِ کفش ِ من می چسبیدند،

    این تبعید ناتمام را معنا کند!

    آن شیشه ای که با توپ ِ سه رنگ ِ من،

    در بعدازظهر تابستان ِ هشت سالگی شکست!

    یا سنگی که با دست ِ من

    کلاغ ِ حیاط ِ خانه ی مادربزرگ را فراری داد!

    یا نفری ِ ناگفته ی گدایی، که من

    با سکه ی نصیب نشده ی او برای خودم بستنی خریم!

    وگرنه من که به هلال ابروی تو،

    در بالای آن چشمهای جادویی جسارتی نکرده ام!

    امروز هم به جای خونبهای آن مورچه ها،

    ده حبه قند در مسیر ِ مورچه های حیاطمان گذاشتم!

    برای آن پنجره ی قدیمی شیشه ی رنگی خریدم!

    یک سیر پنیر به کلاغ خانه ی مادربزرگ

    و یک اسکناس ِ سبز به گدای در به در ِ خیابان دادم!

    پس تو را به جان ِ جریمه ی این همه ترانه،

    دیگر نگو بر نمی گردی!

  2. تولدت مبارک گیسو جان :)

    تـــــــــــــــــــــــــولــــــــــــــــــــــــــــــدت مـــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا من از صبح دارم تدارک میبینم که یه تاپیک بزنم، مهمون دعوت کردم، مقامات دارن میان (مگه ما چند تا آبجی به اسم گیسو داریم؟) کیک هم سفارش دادم ولی نتونستم اینجا پست کنم ولی خوب همه چی خراب شد دوستان زودتر از ما دست به این کار زدن. اینجوری شد که به تبریکی ساده قناعت کردیم تولدت مبارک تمام آروز های شیرین زندگیت برآورده شه. (چی گفتم اصلا)
  3. نگفته هایم |wahid

    جدایی: عمرمو به پات نشستم قدرمو نمیدونستی همه جا رفتم سراغت مگه اینو میدونستی ساعت ها ز روزگارم میدیدمت، اما از دور چی میشه به پام بمونی نزاری چشام بشن کور همه چی رو واست ساختم نساختی با من خسته از تو دور نمیشم حتی کنی اون درو، روم بسته تو مثه چشمه ای آبی همیشه پاک و زلالی یه چیزی تو هم بگو خوب تو مگه همیشه لالی دنیارو به پات میریزم ای عزیز نازنینم همه چی واسه تو بردار تو گل زیباترینم تو نامه واست نوشتم مگه میشه بی تو باشم همه چی واست تمومه میدونم باید جداشم
  4. نگفته هایم |wahid

    غم زمستان: پاییز گذشت و سردی زمستان فرا رسید گویند آن شور و مستی و هیجان فرا رسید نگویم اشتباست آنچه پندارند مردم شهر لیک گویم غم های آن مرد بی نان فرا رسید
  5. به نام تو امروز آواز دادم سحر را

    به نام تو خواندم

    درخت و پل و باد و

    نیلوفر صبحدم را

    تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید

    تو را در نفس های خود

    آشیان دادم ای آذرخش مقدس

    میان دل خویش و دریا

    برای تو جایی دگر بایدم ساخت

    در ایجاز باران و جایی

    که نشنفته باشد

    صدای قدم ها و هیهای غم را...

  6. معرفی و نقد رمان عصر پاییزی|dokhtar_abi

    نقد رمان: عصر پائیزی نام: پاییز و غروب (یا همان عصر هنگام) دو عنصر طبیعی نشان دهنده غم است و از آنجا که در ژانر و خلاصه رمان حکایت از غم بود، بنا، مطلب را می رساند که در کل رمان چه اتفاقاتی در راه است. گزینه های دیگری هم داشتید مثلا: دختر پاییزی ( مشخص تر می کرد که موضوع بر می گردد به شخصیت خانم داستان و این غم های او است که به توصیر کشیده شده است) یا دختران پاییزی، یا زنان پاییزی و... بهر حال حالا که انتخاب شده و... جلد: برای داستان غم و پاییز و عصر ایده های زیادی برای جلد است ( خودتون که طراح جلد هستین و بهتر از همه میدونین) یکی هم میشه گفت این باشه: دختری با لباس های سیاه که صورتش پشت به دوربین باشد از میان درختان خشکیده در فصل پاییز عبور می کند و برگ های زرد را با قدم هایش مجبور به در آوردن صدای خش خش می کند. خلاصه: خلاصه رمان رو طوری گفتین که خواننده احساس میکنه کل داستان همینه و در ادامه چیزی برای گفتن جز اینها ندارد. به یک شکلی کل ماجرا رو به خواننده تحویل دادین، و طوری خود نمایی میکنه که انگار دیگر هیچ اتفاق نمی افتد و همین است که گفتم. قسم بیان کنین که خواننده جذب بشه بیاد و رمان رو بخونه بعد متوجه بشه که زن داستان چی کشیده و کودکی که با او زندگی میکند از خودش نیست. یعنی این اتفاقات را در بین رمان متوجه بشه. مقدمه: اگر جمله های و شعر های از شاعران دیگه نگین داستانتون بدتر نمیشه. خواننده در مقدمه منتظر مطالب است که شما از آگاهیتون در مورد کتاب خودتون نوشتین و گر نه خواننده شعر های «فریدون مشیری» را دوست میداشت میرفت کتاب او میخواند نه اینکه در رمان شما دنبال آن مطالب باشد. سعی کنین حرف رو بزنین! شروع رمان: میشه گفت شروع خوبی بود، سوالاتی ذهن خواننده ایجاد می کرد مثلا: اشکان کیست؟ مشکلات شان چیست که پنهان می کرد؟ و.. مشکل کوچکی که داشت این بود تصویری که از محیط توسط شخصیت اصلی یا راوی داستان بیان نشده بود مثلا در داخل متر خیلی چیزا دیده می شود، یا بین راه، یا حتی در مورد حیاط خانه ای خاتون که گفته شد پیر شده است خواننده شاید منتظر باشد چیز را بشنود که متقاعد شود که بله قبلا قصر بوده حالا مخروبه است. سیر داستان: یه جورایی تموم اتفاقات در یک سطح بود، صحنه یا حادثه که زیاد خواننده رو به هیجان بیاره نبود. بیان اتفاقات وقتی زیبا و هیجانی می شود که همچون گراف قلب باشد و یا هم گراف ساین حالت مواج داشته باشد بعد از هر اتفاق عادی اتفاق غیر قابل پیش بینی داشته باشد در اینجا یک اتفاق همواره و پشت سر هم می افتاد و آن هم اینکه کافه پاییز جای بود که شخصیت اصلی به آنجا میرفت یه جورایی زیادی شده بود تکرار این حرکت و آن هم اینکه صحبت های آن بدون حذف کامل نوشته شده بود. دیالوگ و مونولوگ: یک داستان یا رمان وقتی زیبا میشه که از دیالوگ ها استفاده نشده و به جایش به توصیفات پرداخته بشه در این رمان از سوال های بکار رفته بود که فرارگیر نبوده و خود نویسنده مجبور بود برای شرح بیشتر آن به خواننده، از زبان شخصیت ها سوال دیگری را طرح کند. بجای آن میشد که سوال ها را به قسمی گفته بشه که معنای کلی مساله را رسانده و شخصیت دیگر به جوابش جواب مکملی بدهد. در بحث مونولوگ ها ضعیف عمل شده بود، حرف های بی ربط را به خوانده تحمیل می کرد که باعث دلزدگی می شود سعی کنید مونولوگ ها را برای توصیفات، توضیحات و بیان احساسات بکار ببرید. علامات و اشتباهات: در بخش علامات خوب عمل شده بود، اشتباهات آن انگشت شمار بود. فقط هرگاه از نقطه چین استفاده میکنید فقط سه نقطه باشد مفهوم را می رساند. در بخش اشتباهات نوشتاری اندکی مشکل داشت که آن هم قابل حل است در بعضی قسمت ها از کش نمودن حرف استفاده شده بود مثلا: بســــــه( در چندین جای قابل رویت بود)، بزرگـــي، خیـــلی در بعضی جاها هم از تکرار حرف برای تاکید استفاده شده بود مثلا : خانوووووم( در چند جای بود)، نابووود بجای اینها می شد از مونولوگ استفاده کنید. توصیفات: در هیچ جایی از اطراف شخصیت اصلی رمان تصویر به خواننده داده نمی شد و همه چیز را به خواننده به صورت گنگ بیان می داشت. به این مثال توجه کنید: صندلی ام نرم نیست، به دلیل زن تنومندی کنار من کمی هم جایم تنگ است برای یافتن جای بهتر اطرافم را نگاه کردم دختر کوچکی با موی های فرفری صورت سفید و اندکی هم سرخ که احتمالا بخاطر سردی هوا است توجه ام را به خودش جلب کرد، پدرش او را در آغوش داشت و مادرش بسرش دست می کشید خودش انگار دل نشستن نداشت که با فشاری که به دست های پدرش وارد می کرد فکر شیطنت به سرش بود...( باید این قسم یک توصیفاتی هم گفته می شد.) وقتی هم که از زبان شخصیت اصلی توضیحات را به خواننده داده می شد شخصیت دیگر او را از فکر بیرون می کشید. حتمی نیست که توضیحات در بین افکار به دست خواننده برسد یه جورایی این خسته کننده بود مثلا: یه بار دیگه بری توی فکر از پاهات آیزونت میکنم، یه بار دیگه بری توی فکر من میدونم با تو... باور پذیری: باید بگم در این بخش خوب عمل شده بود ولی اشکالاتی هم داشت وقت ترمه به پیش خلیل خپل می رود، خلیل او را از آمدن شخصی به آنها با خبر میسازد ولی با توضیحات ابتدایی که به او داد، ناممکن که کسی بگوید آشناست، چون او تصویر نشان نداد فقط گفت آقا شیکه جایی دیگه وقتی همراز به مادرش در مورد عدم نداشتن ظاهریکسان می گوید مادرش فکر دختر کوچک همسایه اش گفته است ( کودکان غیر ممکن است چیزی از این مشخصات بدانند) زاویه ای: چون داستان کلا روی ترمه بود بنظر انتخاب زاویه دید از زبان او بهترین حالت بود( ولی می از دید دانای کل هم استفاده کرد در صورتی رمز آلود کردن رمان) نثر رمان: جدا از بخش دیالوگ ها که به زبان عامیانه بود، اما دیگر بخش های گاهی ادبی می شد و گاهی هم عامیانه خوب شاید این درهم بودن به ذوق بعضی ها نباشد، پس بهتر است یک بعد گرفته شود. ژانرها: به همه ژانر ها گفته شده پرداخته شده بود، فقط اگر اوضاع نابسامان اجتماع به چشم خواننده بیشتر مجسم شود قطعا بهتر خواهد بود.
  7. نگفته هایم |wahid

    مردن به از این باشد: جواب دل تنگم جز تو کی دهد یارا؟ همنشین شب تار، جز تو کی شود مارا؟ چو رفتی رخ خوبت، نرفته است ز یادم رفتی؟! برگرد گر فراموش نکرده ای راه را فاش گویم این سخن با هر کی باشم هر زمان هیچ نخواهم جز تو، با کس نکنم مدارا رقیب چو بینَدم، با خنده گوید: که ای مرد مردن بِه از این باشد چون هستیم او را دارا شهر به شهر کوه به کوه رفته همه زین پرسیدم: «مردن به از این باشد!؟» همه دادند همین آرا
  8. نه اینکه بی تو نخندم 
    نه، 
    اما به خدا تمام این خنده های خام بی خیال 
    به یک تبسم کوتاه دیدار چهارشنبه ها نمی ارزند 
    به تبسم ساعت نه صبح 
    یا دقیق‌تر بگویم 
    نه و بیست دقیقه ی صبح 
    حالا اگر بانگ بیست و بهانه ی ساعت در ازدحام واژه و وزن موازی ترانه نمی گنجد 
    گناهش به گردن تو 
    که من و این دل درمانده را
    چشم در راه طنین تبسم می گذاشتی 
    حالا هنوز 
    نه صبح چهارشنبه ها که می شود 
    کنار خیال خالی اتاقک تلفن می ایستم 
    دل به دامنه ی رویا می دهم 
    و تو را می بینم 
    که با لباسی به رنگ بنفشه های بنفش
    به سمت پسکوچه های پرسه و پروانه می روی 
    نه اینکه بی تو نخندم 
    نه، 
    اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم 
    تمام خطوط این خنده های خواب آلود 
    با رگبار گریه های شبانه 
    از رخساره ی خسته و خیسم
    پاک می شوند

  9. نگفته هایم |wahid

    بار عشق: گناهم چیست؟ گر تو دانی بگو همچو من عاشقی داری بگو برایم نامه فرستی، دما دم نمیخوانم، گر تو آیی بگو! شعله ای عشقت بجانم است گر تو نیز به جانم، مانی بگو غم عشقت به جان خرم اما تو نیز خواهی چنین باری؟ بگو!
  10. چطور یک کتاب پرفروش می‌شود؟

    چطور یک کتاب پرفروش می‌شود؟ محققان با انجام پژوهشی در میان نویسندگان انگلیسی به این سوال پاسخ داده‌اند که چه فاکتورهایی باعث پرفروش شدن یک کتاب می‌شود. به گزارش ایسنا، گاردین نوشت: موسسه «نیلسن» با معرفی ۵۰ کتاب پرفروش قرن بیست‌ویکم در انگلیس،‌ علت پرفروش‌ شدن این آثار در بازار جهانی را شرح داده است. «استیو بری» هر روز از خودش می‌پرسید: «چه چیزی باعث می‌شود یک کتاب پرفروش‌ شود؟» او در سال ۲۰۰۳ همه هم و غم خود را برای نگارش «اتاق کهربا» گذاشت،‌ اما درست در همان سال «دن براون» دست به کار شد و رمان «رمز داوینچی» را روانه بازار کرد. کتاب معروف «براون» سال‌هاست در کشورهای مختلف تجدید چاپ می‌شود و بسیاری هنوز نام کتاب «استیو بری» هم به گوش‌شان نخورده. چرا یک کتاب صدرنشین جدول پرفروش‌ها و دیگری خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شود؟ اخیرا فهرستی از ۵۰ کتاب نویسندگان انگلیسی که از سال ۲۰۰۰ تاکنون بیش از ۲۵۰ هزار جلد فروش داشته‌اند، ‌منتشر شده که بررسی آن شاید به این سوال پاسخ دهد. موسسه آمارگیری «نیلسن بوک اسکن» این اطلاعات را از کتاب‌فروشی‌ها، ‌سوپرمارکت‌ها و درگاه‌های فروش آنلاین کتاب جمع‌آوری کرده است. در این لیست کتاب‌هایی از ژانرهای مختلف و با موضاعات بی‌ربط به هم دیده می‌شود؛‌ از «۵۰ طیف خاکستری» گرفته تا «کرم ابریشم خیلی گرسنه» و «خاطرات یک گِیشا». تنها دو اثر برنده «بوکر» ـ «تالار گرگ» نوشته «هیلاری منتل» و «زندگی پای» به قلم «یان مارتل» ـ در این فهرست به چشم می‌خورد. نام این رمان‌های برنده جایزه در کنار کتاب‌هایی مثل «رژیم اتکینز»، «جرمی کلارکسون» و «مردان مریخی، زنان ونوسی» قرار گرفته است. براساس بررسی‌های محققان «نیلسن»،‌ این که یک نویسنده زن کتاب‌هایش را با نام مستعار مردانه به چاپ برساند، به فروش بالای یک میلیونی اثرش کمک می‌کند. با این‌که بیشتر فروش بالای ۲۵۰ هزار جلدی‌ها مرد هستند، زن‌ها بر رتبه‌های بالاتر این جدول تسلط دارند. «۵۰ طیف خاکستری» اولین قسمت از مجموعه رمان‌های «ای.ال. جیمز»، حتی بیشتر از پرفروش‌ترین قسمت‌های هفت‌گانه معروف «جی.کی. رولینگ» فروش داشته است. پس از این دو، نام مجموعه «گرگ و میش» نوشته «استفنی میر» و رمان‌های «عطش بقا» به قلم «گیلیان فلین» در این رده‌بندی دیده می‌شود. باید توجه کرد که هر دو صدرنشینان این جدول یعنی «رولینگ» و «جیمز»، از نام‌های خنثی استفاده کرده‌ و جنسیت خود را فاش نکرده‌اند. «سرنا مکسی» که خود با نام مستعار «الکس ماروود» کتاب‌هایش را چاپ می‌کند، در این‌باره می‌گوید: «به کتاب‌های نویسندگان زن کمتر پرداخته می‌شود و نسبت به آثار مردان، جوایز کمتری به آن‌ها تعلق می‌گیرد. همان‌طور که می‌دانیم، ‌بسیاری از مردها کتاب‌های نویسندگان زن را نمی‌خوانند.» راه‌های خیلی بهتر از نویسندگی،‌ برای پول درآوردن وجود دارد؛ اما این پژوهش نشان داده نویسندگانی که توانسته‌اند در صدر جدول پرفروش‌ترین‌ کتاب‌ها بنشینند،‌ می‌نویسند چون عاشق کارشان و داستان‌های‌شان هستند. «کیت ماس» که رمان «هزارتو»ی او شهرت فراوانی دارد، درباره حس خود موقع نوشتن می‌گوید: «دستانم را روی صفحه کلید می‌گذارم و انگشتانم می‌سوزد. من احساس می‌کنم داستانم اهمیت دارد و باید عدالت را در موردش اجرا کنم. هیچ آرزویی برایش ندارم و فقط حس می‌کنم باید نوشته شود.» این نویسنده برنده جایزه ادبیات داستانی زنان «بیلیز»، نیمه‌شب‌ها از خواب بیدار می‌شود و داستان‌هایش را ادامه می‌دهد. اما تنها اشتیاق به نوشتن و نام‌های مستعار مردانه نیست که باعث پرفروش شدن کتاب‌ها می‌شود. کمی شانس و توانایی جذب ناشران و هوشمندی مدیر برنامه‌ها هم فاکتور مهمی در این مساله است. «هارپر کالینز» ناشر کتاب‌های «جورج آر.آر. مارتین» معتقد است تجربه ناشرها در این کار کمک‌شان می‌کند متوجه شوند که آیا این کتاب جدید قابلیت پرفروش‌ شدن را دارد یا نه.
  11. نگفته هایم |wahid

    افسانه ای عشق: نوازش دستانت به گور خواهم برد به آن جای تاریک بی نور خواهم برد گویند آنجا کس نتواند برد چیزی هر چی از تو دارم، به زور خواهم برد به هر کجا افسانه ای عشقت خوانم نوای تلخ را با چنگ و تور خواهم برد نگذارم عشقت را جای جز قلبم این همه به آن منزل دور خواهم برد «لطفا بدون اجازه کپی نشود»
  12. نگفته هایم |wahid

    آرزوی سیاه: سیاهی شب هایم همچون تیرگی رابطه هاست سلام آفتاب! آفتاب! سلام پشت سر گذاشته ای مارا روزگارمان تاریک است درین تاریکی تخریب او را خواهم آرزویم همین است
  13. نگفته هایم |wahid

    حال دل: هستم از عشقت همچو دیوانه ای گردم دور رخت چو پروانه ای سرشارم، سرشار از عشق و جنون گر ندانی بین این کاسه ­ی خون بس جور وجفا ز تو دیدم کلامی خوش ز تو نشنیدم کاش جای رمان خوانی حال دل من دانی حال دل من دانی بجای رمان خوانی...
  14. نگفته هایم |wahid

    غروب: مهم نیست این لحظات رنگ پریده ای دلگیر گردی این دنیا را ببین روز های من و تو می آید روز های روشن تو سهمت را بگیر من سهمم را خیلی وقت است گرفته ام بیداری شب ها خواب روز ها

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×