رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

پرچمداران


مطالب محبوب

در حال نمایش بیشترین مطالب پسند شده از زمان ۱۷/۱۲/۲۴ در بروزرسانی های وضعیت

  1. 19 امتیاز
    انسان میتواند با یک نفر بیست سال زندگی کند ، و آن شخص برایش یک غریبه باشد ! گاهی میتواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذارند و تا آخر عمر فراموشش نکند ...
  2. 18 امتیاز
    زندگی یعنی،هر روز که میگذرددوست داشتن "تو" تکرار میشود ♥️
  3. 18 امتیاز
    يك روز براي هميشه دير ميشودو آن يك روز راتنها و تنها "امروز"هاي ما مي سازندامروزمان را زيبا بسازيمگاهي آسان گذشتن هايمان باعث ميشود روزي سخت بگذريم... كاش حواسمان باشد
  4. 17 امتیاز
    حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟ گفت: یا آب است ، یا خاک است یا پروانه ای! گفتمش احوال عمرم را بگو، این عمر چیست؟ گفت یابرق است، یا باد است، یا افسانه ای! گفتمش اینها که می بینی، چرا دل بسته اند؟ گفت یا خوابند، یا مستند، یا دیوانه ای! گفتمش احوال جانم را پس از مردن، بگو؟ گفت یا باغ است، یا نار است، یا ویرانه ای! ابوسعید ابوالخیر
  5. 17 امتیاز
    مردها که میروند واقعا میروند شوخی ندارند منت کشی و زنگ و خواهش و نگاه حالیشان نیست چنان میروند که انگار هیچ وقت نبوده اند حتی ردپایشان راهم روی برف جا نمیگذارند، محض دلخوشی. اما... اما هیچ زنی، قسم میخورم هیچ زنی واقعا نمیرود ... اصلا زنها پای رفتن و دل جا گذاشتن ندارند. هیچ زنی واقعا نمیرود فقط ترکت میکند تا دنبالش بروی...
  6. 17 امتیاز
    کی بهتر از تو که بهترینی تو باغ زیبای روی زمینی تو قلب من باش که تا که بفهمی چه دلبرانی به دل میشینی حتی بدی هات بخشیدنی بود شرم تو چشمات بوسیدنی بود همه حواست جامونده پیشم من به کم از تو راضی نمیشم تو جای من باش تا باورت شه دیوونه ی عشق تو هستی یا من تو چشم من باش تا که ببینی که چشمای تو چه کرده با من بدرقه کردم تنهاییامو پسیشنمیده شاید دعامو کجا منو این روی ماه تو کجا لبای بوسه های تو کی بهتر از تو که بهترینی تو باغ زیبای روی زمینی تو قلب من باش که تا که بفهمی چه دلبرانی به دل میشینی حتی بدی هات بخشیدنی بود شرم تو چشمات بوسیدنی بود همه حواست جامونده پیشم من به کم از تو راضی نمیشم تو پا میذاری تو خونه ی من تو عاشق میشی رو شونه ی من این یه قراره بین منو تو کسی عاشق نیست عین منو تو کی بهتر از تو که بهترینی تو باغ زیبای روی زمینی تو قلب من باش که تا که بفهمی چه دلبرانی به دل میشینی حتی بدی هات بخشیدنی بود شرم تو چشمات بوسیدنی بود همه حواست جامونده پیشم من به کم از تو راضی نمیشم
  7. 17 امتیاز
  8. 17 امتیاز
    همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی. آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند، آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند، آدم های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید. ویکتور هوگو مردى كه ميخندد
  9. 16 امتیاز
    ابر بارنده بگفتا : _ من نباشم ، تو کجا دریایی ؟ در دلش خنده کنان دریا گفت : _ ابر بارنده تو خود ازمایی
  10. 16 امتیاز
    سلام. یه صحبت کوتاهی دارم، اصلانم ربطی به دوستان و کاربران اینجا نداره ها ولی شاید خوندنی باشه. ببینید خیلی وقتا، سر یه کدورت خیلی کوچیک، شاید بی دلیل، دوستیمون رو با یکی قطع می کنیم و یا کمرنگ می کنیم. سرد پاسخش رو می دیم، خیلی وقتا از پاسخ دادن و هم صحبت شدن باهاش فرار می کنیم و همین کم کم آدما رو از هم دور می کنه. منظورم اصلا این دوستی های بی اساس و به دور از خیر نیست؛ بسیاری از دوستی ها ارزشش سوای از این حرف هاست. احترامی که وجود داره، اعتمادی که هست و خیلی ارزش های بالای دیگه. من معتقدم اگه هر کدوم از این ارزش ها زیر سوال بره، باید دوستی رو قطع کرد. ولی باور کنید خیلی وقتا زیر سوال نرفته، خیلی وقتا یه قضاوت یا سوتفاهم کوچیک، ریشه یه دوستی با ارزش رو قطع کرده. و این دیگه بر نمی گرده. میگن آشتی و احیای دوستی، اما باور کنید مثل اولش نمیشه. آدما به یادشون می مونه و اینو فراموش نمی کنن. دوست ها، به گردن هم حق دارن. کسی که بی قصد سو، دلسوزانه طرف مقابل رو دوست خودش می دونه، این آدم ارزش داره. برای من لااقل ارزش داره. خرابش نکنید. اشتباهه. اگه می بینید ناراحتتون کرد، اگه کاری کرد که انتظارشون رو نداشتید، ترجیحتون بر حفظ روابط باشه و از خودش بخواید که توضیح بده دلیل کاراش رو. و بازم میگم منظورم هیچ کدوم از دوستان اینجا نیستن؛ کلی عرض کردم. بیدار باشید که کدوم دوستی رو باید قطع کرد، کدوم فرد رو باید طرد کرد و جواب چه کسی رو سر بالا داد. یقین دارم در این مورد، اشتباه آدما، فقط به خودشون ضرر نمی زنه. دوستشون رو هم نابود می کنه. هی تو فکر می گه خدایا من چیکار کردم که اینطوری رفتار می کنه، آیا تقصیر منه، آیا ایراد از منه؟ ببخشید که وقتتونو گرفتم. قدر چیزای با ارزش و مقدس زندگی رو بدونید و دوستان خوبتون رو حفظ کنید. زیادش مهم نیست؛ خوبیش مهمه. این غرور بی خودم بذارید کنار. اینکه با خودتون بگید اگه من قدمی بردارم طرف فکر می کنه به دوستیش احتیاج دارم و این حرف ها. ببینید خیلی خوب می دونید همه. پشت سر بعضی آدمای خوب، خیلی حرفا هست. ولی یکی هست که از این آدمای خوب راضیه. همون یکی کافیه براش. روزگارتون شاد و زندگی تون پر از دوستای خوب.
  11. 16 امتیاز
    این متن رو از بالا به پایین و از پایین به بالا بخوانید و تفاوت گفتار را ببینید:امروز بدترين روز بودو سعى نكن منو متقاعد كنى كهدر هر روزى، يك چيز خوبى پيدا ميشهچون اگه با دقت نگاه كنيماين دنيا جاى وحشتناكيهبا اينكهبعضى وقتا يك اتفاقات خوبى هم ميافتهشادى و رضايت هميشگى نيستندو اين درست نيست كههمش به ذهن و دل ما ربط دارهچونما ميتونيم شادى واقعى رو تجربه كنيمفقط وقتى در يك محيط خوب باشيمميتونيم خوبى رو خلق كنيممطمئن هستم تو هم موافقى كهمحيطى كه توش هستيمتأثير مستقيم داره روىرفتار ماهمه چيز در كنترل ما نيستو تو هرگز از من نخواهى شنيد كهامروز روز خوبى بودحالا لطفأ از پايين به بالا بخونید…
  12. 16 امتیاز
    سلام خدمت دوستان عزیزم که بدون شک، بهترین کسایی بودید که باهاشون برخورد داشتم. دلسوز، مهربون، محترم و خلاصه همه چیز؛ مهم ترین همه ی اینا، معرفته که شما دارید و لیاقت می خواد که این معرفت رو درک کرد و واقعا شک داشتم که تو همه ی این مدت، لیاقت این رو داشتم یا نه! گاهی فکر می کنم که نداشتم و گاهی هم به خودم امید می دم. به هر حال این جوری حرف زدن دیگه الان درست نیست. بگذریم. اتفاقی افتاد که نباید می افتد. از خیلی وقت پیش قصد این کارو داشتم، ولی خب منتظر بودم و گفتم حرکت عاقلانه ای انجام بدم. الان واقعا احساسات حاکمه. خیلی حسا؛ غم، تعجب، ترس؛ ترس از اینکه، با موندنم، همین دوستایی ام که دارم، از دست بدم و شاید از دست بدم. نمی دونم. اشتباه نکنید، این دفعه حرکت بچگانه ی قبل رو نمی کنم؛ هلنا به هیچ وجه حذف نمی شه. ادامه هم نمی دم. دیگه دل و دماغی برای نوشتن ندارم. ترجیح می دم زمانی این کارو کنم که دل و دماغشو داشته باشم چون این رمان ارزش بالایی برام داره. دیگه برام مهم نیست کسی نخونه، دنبال نکنه، اهمیت نده و یا از ذهنش محو بشه. چیزی که فصل اول برام مهم بود و به خاطر همین حذفش کردم اما این بار حتی شرایط بدتره. خیلی بدتر. ولی حذفش نمی کنم اما حق دارم دیگه آپ نکنم نه؟ لااقل تا وقتی که حالم خوب شه. من این رمانمو ادامه می دم بی توجه به همه چیز اما نه الان و نه به این زودیا. زمانی بر می گردم که مطمئن بشم، خواهان واقعی داره این رمان و الان از این موضوع مطمئن نیستم. از من ناراحت نباشید. من با رفتنم، می خوام که شما دوستانی که قصد رفتن کردید، بمونید همین ... شاد باشید و برای شادی من هم دعا کنید ... حق یارتون ...
  13. 16 امتیاز
    بدون سرو‌صدا و حاشیه فقط تلاش کن و کارتو درست انجام بده بذار موفقیتی که با تلاش به دست میاری صداتو به گوش همه برسونه...
  14. 16 امتیاز
    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ گـیرَم ای دوست قُـمار از همه عالَم بُردی ؛ دَسـتِ آخَـر هَـمه را باخته می‌باید رفت ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
  15. 15 امتیاز
    برای اکثریت ما در آن لحظه، انتخابی که مرگ را به تاخیر بیندازد، انتخاب درست بود. ولی همه می دانستیم؛ این فقط انتخاب راحت بود؛ نه انتخاب درست. هلنا - فصل دوم.
  16. 15 امتیاز
    نذر ڪردم تا بیایے هر چه دارم مال تو چشم هاے خسته ے پر انتـــظارم مــال تویک دل دیوانہ دارمبا هزاران آرزو آرزویم هیچ، قلــــــــــب بیقرارم مال تو #اللهم_عجڸ_لولیڪ_الفرج
  17. 14 امتیاز
    گور بابای سر و این همه سرگردانی...
  18. 14 امتیاز
    و سلامی دوباره به شما در این بعدظهر زمستانی البته همچین زمستونم نیستاااا والا به خدا بیشتر شبیه پائیزع شایدم اخرای اسفند البتع امروز صب هوا هوای برف بود صب زودم یه کوشولو باریدع اما خو من شنیدم ندیدم که واسه ساعت ده که من بیدار باش زدم همه چی خوب و خوش بود خلااااصههه میدونم خیلی غر میزنم اما نیومدم غر هوا رو بزنم میخوام غر افسردگی هامون رو بزنم خواهر من برادر من با خودمم هستماااا محض رضای خداااا اینقد نچسبید به این مجازی تونه خداااااا(به قول همدانیا) زندگی واقعیمون دارع حیف میشه بین این امواج الکترومغانطیس بین این دعواها و درگیرهای مجازی یه کوچولو حواستون به زندگی واقعیتون باشه یه کوشولو بی ذَره دِقانا سن الاه یه کوشولو وقت بزارید برای لذت بردن از دنیای واقعی هرچند مزخرف و کسل کننده با همه ی یک رنگیش یه کوشولو دنیای واقعیتون رو رنگی کنید اصن نمیخواد زحمت بکشید دنیارو عوض کنیدآآآآآ یه عینک با شیشه های رنگی کافیه کافیه تا زندگی قشنگ تر بشه عینک میخواید؟
  19. 14 امتیاز
    مَن اِنعِكاسِ تو بودم..! رفتارام دقيقاً عينِ تو شده بود..! هَمونقدر لجباز.. هَمونقدر ديوونه.. واقعاً عَوض شده بودم..! هَمه، مَنو، از رو تو ميشناختن..! مثلِ تو حرف ميزدم.. با هَمه غريبى ميكردم.. عينِ تو لج ميكردم.. وَلى، مثلِ تو عاشق نبودم..! مَن بيشتر عاشِقِت بودم..! بيشتر دوسِت داشتم..! اَصلاً عشقِت، خيلى ميچسبيد..! ديدى تو فصلِ سرما و زمستون، چقدر خوردنِ يه بَستنى يا يَخ در بِهِشت، چقد ميچسبه!؟ چقدر حال ميده؟ عشقِ تو هم همينطور بود..! هَمون بستنيه هستش كه خيلى ميچسبه، تو برام همون بستنيه بودى..! ولى تو مورد هاى ديگه، مثل تو بودما..! اِنگار يه سيب رو دو نيم كنى..! هَمونقدر دور و عاشق..! هَمونقدر نزديك و لجباز..!
  20. 14 امتیاز
    میشه امشب برام دعا کنید؟ خیلی خیلی مهمه هرکی دعا میکنه بهم حتما این زیر بگه ممنون : ))
  21. 14 امتیاز
  22. 14 امتیاز
    حافظ جان اینبار که فال گرفتم لطفا نگو که می آید همه چیز خوب میشود، دنیا سهم آدم خوب هاست و از این حرف ها... مثلا بگو هنوز هم موهایش را خیس خیس می بافد؟! یا هنوز هم راه رفتن از لبه های جدول را مثل بچه ها دوست دارد و کسی را دارد که در جواب "دختر جان می افتی"اش بگوید پس دست های تو چکاره اند و هر سه چهار قدم دست هایش را سفت تر بگیرد که یعنی حواست به من هست؟ که یعنی چقدر خوب که هستی... هنوز سنگ کاغذ قیچی را با این قانون بازی می کند که بازنده سر آن یکی را روی پاهایش بگذارد و آنقدر برایش شعر بخواند تا خوابش ببرد؟ کسی را دارد تا مثل من برای تمام قیچی هایش کاغذ بشود و ببُرد و مچاله اش بکند...؟ راستی وقتی کسی از پشت، چشم هایش را میگیرد هنوز نام من گوشه های ذهنش هست که قل قلکش بدهد؟! راستش را بخواهی چیز زیادی نمیخواهم! میدانم که دلش گیر کسی است، اما لطفا بگو دلگیر که نیست؟! حافظ جان شب های تنهایی ام، امشب کمی بیشتر هوایم را داشته باش. اصلا باز هم از همان امیدهای واهی همیشگی ات بده که دوباره سنگ کاغذ قیچی بازی می کنیم. من هم قول می دهم اگر او برد طبق قرار همیشگی و اگر من بردم که... اصلا آنقدر بازی میکنیم تا او ببرد...
  23. 14 امتیاز
    یه روز عطرتو پیدا میکنم و خودمو توش غرق میکنم
  24. 13 امتیاز
    فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم. - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره. دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد؛ کیفش را باز کرد. عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت ...
  25. 13 امتیاز
    من زندگی را سخت مشغولم
  26. 13 امتیاز
    میخندم .. آنقدر بلند که .. کسی نفهمد .. در دلم .. چه ها می گذرد..
  27. 13 امتیاز
    يه چيزايی تو زندگی... ديگه، مثل قبل نميشه... مثل اولين باری كه دلت و به غرورت ترجيح دادی و هردوش شكست..
  28. 13 امتیاز
    یه وقتایی چه بی هوا یهو ساکت میشیم انگار یه چیزی به یادمون میاد که نباید
  29. 13 امتیاز
    آسمان تعطیل است بادها بیکارند ابرها خشک و خسیس هق هق گریه ی خود را خوردند من دلم می خواهد دستمالی خیس روی پیشانی تب دار بیابان بکشم دستمالم را اما افسوس نان ماشینی در تصرف دارد آبروی ده ما را بردند...
  30. 13 امتیاز
    اگر ذره بین نگاه قوی باشد در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی، اثر انگشت او دیده می شود چه بچه گانه است که فکر می کنیم همه اش را به تنهایی رنگ کرده ایم . . .
  31. 13 امتیاز
    ساعت یک شب ومن مشغول خوندن درس پرفتوح امادگی!!! من موندم هدف از ابداع امادگی چی بوده؟! فک کنم داعش اگه مارو بگیره،بگه امنیت پایدارو تعریف کن.... بعد ازتعریف نمودن من بگه این شاسکولو ولش کنید دفاعی خوندع واینجوری میشه که من نجات می یابم..... هــــــــــــــــــــــــــــــــعی
  32. 12 امتیاز
  33. 12 امتیاز
    سلام اومدم بهتون یه سرررررررر بزنممممممممم امتحانا همچنان به خر بودن خو دارن ادامه میدن با تمام سرعت یه کوشولو همه چی قاطی پاطی شدع امروز بالاخره فرجه دارمممممم تا ساعت 10 خواااااابییییییییدددمممممممممم داشتم میگفتم همه چی قاطی باطی شدع حس هیچی نیس فقد دلت مخیواد ی گوشه بشینی و زل بزنی نمیدونم شاید افسردگی گرفتم به هرحال دل و دماغ هیچی رو ندارم اما خوب میشم.... من دختر آبی ام انرژی آبی دارم دوستون دارم هوارتا
  34. 12 امتیاز
    لـبخنـــد مـی زنـم فکر نکــن بازی را بـــــرده ای نمـــــــی دانی ، با هـــــر کســـی رقــــابت نمی کنــم . . .
  35. 12 امتیاز
    خوبه که برای نبودن دلایل قانع کننده پیدا میکنم ^-^ یا حق
  36. 12 امتیاز
    تلگرام و اینستا فیلتر شد به سلامتی :|||
  37. 12 امتیاز
    خود شکن آینه شکستن خطاست ...
  38. 12 امتیاز
  39. 12 امتیاز
    + وجدان چیه...؟ - چیزی که زورش نمیرسه جلوی گناه رو بگیره؛ فقط گناه رو کوفت آدم میکنه... #کلاه_قرمزی
  40. 12 امتیاز
  41. 11 امتیاز
    من و دریا هر دو از یک قماشیم...! بی قرار و پریشان، دل شوره ی دوری یار، در انتظار طلوع "ماه"... او هر شب دل به ساحل میزند، من هر روز دل به دریا... ماه او مهربان است و وفادار، ماه من اما... بگذریم... دریا عشق بهتری دارد...
  42. 11 امتیاز
    تو را نمیدانم اما من دلم روشن است به تمام اتفاقات خوب در راه مانده به اجابت شدن دعاهایمان به محو شدن غم های دیرینه مان من دلم روشن است...
  43. 11 امتیاز
    کلا همه‌ی چیزای سیاه سفید خوبن پانداها ... پنگوئنا ... چشمات ....
  44. 11 امتیاز
    گاهی اوقات در یک لحظه چندسال زندگی کردم و چند سال پیر شدم بی انکه کسی بداند همین چند لحظه برای من چقدر گران تمام شد
  45. 11 امتیاز
    هه عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم... #چاووشی #عالی
  46. 11 امتیاز
    - یجوری ذوق دارم که امیدوارم کائنات دست به دست هم ندن دوباره بخوره تو برجکم همین ! پ.ن : دعام کنین....
  47. 11 امتیاز
    رفتم و کنارش نشستم. طاقت دیدن حال و روزش را نداشتم. دیدن شکستن مردان قوی و بزرگ دل، رنج آور است. از شدت تب نمی توانست حرف بزند. فقط به سختی نفس می کشید و منتظر بود؛ منتظر دیدار روی بزرگترین نعمت زندگی اش؛ مرگ. دست های لرزانش را گرفتم. داغی دستانش، به دستم منتقل می شد: « مرد روز های سختمان چطور است؟ نبینم بد حال باشی. » به سختی لبخند کوچکی زد. می خواست حرف بزند اما صدایش را نمی شنیدم. سرم را نزدیک بردم. صدایش ضعیف بود. - من همیشه، دوستت خواهم داشت هلنا. نگاهش کردم. قطره ای اشک از چشم هایم، روی گونه اش چکید. بوسه ای بر پیشانی اش زدم. - من هم دوستت دارم خوش غیرت. شب های اینجا، بی تو ترسناک تر است. نکند بخواهی بروی؟ دیگر نمی توانست چیزی بگوید؛ فقط لبخند های کوچک و نگاه های پر از معنا. کنار تختش نشستم و به نقطه ای زل زدم: « چرا این بلا سرمان آمد؟ تاوان کدام گناه را می دهیم؟ تاوان کدام اشتباه؟ آیا اصلا تاوان می دهیم یا این هم نامردی زندگیست که از آدم های اشتباه انتقام می گیرد؟ آدم هایی که جز خوبی نکردند و جز بدی ندیدند. لحظه ای خواستند بخندند، کنار دوستانشان باشند، فکر کنند که پیروز شده اند و همه چیز تمام شده. اما ما حق این را هم نداشتیم که برای لحظه ای فکر کنیم که لب های زندگی، بر گونه هایمان بوسه می زند و می خندد. » هیچ صدایی از او بلند نمی شد. نگاهش کردم. چشمانش را بسته بود و تکان نمی خورد. گوش هایم را نزدیک سینه اش بردم. آری؛ تمام شد. زندگی، بار دیگر ثابت کرد که طاقت دیدن قهرمانان زنده را ندارد ... هلنا - فصل دوم
  48. 11 امتیاز
  49. 11 امتیاز
    زندگــی اَم از روزی آغـــاز شد که دل به تــو دادم ...
  50. 11 امتیاز
    عاشق اینم هستم تو از ستاره ها اومدی......
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×