رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • YeGaNeH

      اطلاعیه جذب گوینده مرد   ۱۸/۰۱/۱۳

      سلام خدمت تمامی همراهان عزیز نودوهشتیا 
      بنا به نیاز تیم گویندگی به گوینده ی مرد ، از تمامی علاقه مندان به این حرفه ، اقدام به عمل میاید که وارد لینک زیر شده و فراخوان مربوطه را مطالعه کنند . فراخوان جذب گوینده ی مرد  

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروز می شود     

  1. ساعت گذشته
  2. مشاعره

    دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
  3. نام رمان:یکی تو قلبمه نویسنده:missmahdiewکاربر انجمن نودهشتیا موضوع:عاشقانه خلاصه برای خانندگان: در اوج بی پناهی،پناهی شد بی پناه.. عاشقی شد بی معشوق.. افسرده ای شد ،شیطون... ودلتنگی شد،خنده رو.. و آرامشی شد ..خود،در جستجوی آرامش در کوچه پس کوچه های عشق.. در این میان شایسته ای می آید،مغرور..سوار بر اسب سفید.. ققنوس عاشق ، میسوزد و خاکستر میشود برای طلوع ققنوسی دیگر برای روایتی دیگر از جنس.. "یکی تو قلبمه" عنوان تایپک:رمان یکی تو قلبمه
  4. مشاعره

    درین چشم و درین چهر و درین لب نشانی نیست از تردید و تشویش تو رامی بینم و می لرزم از شوق که دامان تو را ننگی نیالود
  5. مشاعره

    سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ماه بهم می ریزد
  6. مشاعره

    سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
  7. مشاعره

    یک نفس با دوست بودن هم نفس ارزوی عاشقان این است و بس
  8. "یک بیت از شاعر مورد علاقت بگو"

    “دوستت دارم” که آمد بر زبان خوابم گرفت متهم اغلب پس از اقرار خوابش می‌برد!
  9. وحید من و تو بعد از این همه مدت رفیق بودن تازه منو دنبال کردی ؟ واقعا که . مارو باش رو دیوار کی یادگاری مینویسیم

  10. مشاعره

    دیگر سراغی از دل تنگم نمی گیری با اینکه از حال پریشانم خبر داری بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است بو برده ام از شهر من قصد سفر داری بو برده ام از عطر مشکوک تنت شبها جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
  11. از باکتری تا میمون در فضا

    پرواز فرگام به ارتفاع ۱۲۰ کیلومتری سطح زمین, یعنی ۲۰ کیلومتر بالاتر از مرز فضا, نام ایران را برای دومین بار به حوزه کاوش های علمی فراجوی باز کرد نگاه ها به این ماموریت خاص سازمان فضایی ایران به شدت رادیکال استپرواز فرگام به ارتفاع ۱۲۰ کیلومتری سطح زمین، یعنی ۲۰ کیلومتر بالاتر از مرز فضا، نام ایران را برای دومین‌بار به حوزه کاوش‌های علمی فراجوی باز کرد. نگاه‌ها به این ماموریت خاص سازمان فضایی ایران به شدت رادیکال است.آنها که این روزها درباره فرگام حرف میزنند یا طرفداران پروپاقرص سفرهای سرنشین دار فضایی ایران هستند یا مخالفان قسم خورده آن که معتقدند در شرایط کنونی، بهتر است کشور منابع محدود انسانی و مادی خود را صرف طرح هایی کند که منافعی برای رفاه و زندگی مردم عادی داشته باشد.از آن سو مسئولان سازمان فضایی ایران نیز با اشاره به تعداد نفرات محدود و بودجه این طرح، برد تبلیغاتی و اقتدارآفرینی آن را بسیار موثر قلمداد می کنند و اعتقاد دارند سرریز دانش و فناوری های توسعه داده شده در این طرح، زیرساخت مناسبی برای خیلی از طرح های علمی کشور در آینده خواهد بود.اما اجازه دهید نگاهی به تاریخچه شکلگیری این ماوریت پرسروصدای سازمان فضایی ایران بیندازیم و در پایان برخی نگرانی های کارشناسان صنعت فضایی از ادامه و روند انجام این طرح را پیگیری کنیم.● تاریخچه یک سازمان پیشگامحدود سال های ۱۳۸۰ کارشناسان پژوهشگاه هوافضا که برخلاف نام پرطمطراق سازمان متبوعشان، در ساختمانی کوچک در انتهای یک کوچه بن بست، آرام و بی سر و صدا اما شاد از انعقاد قراردادی بزرگ، کار تحقیق و پژوهش روی آزمایشگاه فضایی را آغاز کرده بودند، هیچ گاه فکرش را هم نمی کردند روزی قرار است این طرح کاملا علمی به ابزاری برای نمایش اقتدار تبدیل شود.آزمایشگاه فضایی قرار بود یک محموله ای علمی و ابزاری باشد برای صدها دانشجو از دانشگاه های بزرگ و کوچک ایران تا حجم تحقیقات فراجوی کشور در حوزه های مختلف علم و دانش را افزایش دهد. زمین شناسی، نجوم، علوم اتمسفری، علم مواد، فناوری های مربوط به پرتاب و بازیافت محموله های فضایی و ده ها عنوان علمی دیگر، کیسه هایی بود که برای این آزمایشگاه کوچک دوخته شده بود. در این میان قرار بود یکی از بخش های کوچک طبقه ای میانی از این آزمایشگاه فضایی به ارسال و دریافت نمونه های کشت شده سلولی و باکتریایی، جهت مطالعه اثر شرایط فضا روی موجود زنده اختصاص داده شود. بخشی کوچک که مثل مسافران آینده خود، به سرعت تکثیر پیدا کرد، بزرگ شد و کل طرح را از آن خود کرد.اما داستان چه بود و چه عاملی باعث شد تا یک طرح علمی، آینده و حتی نام یک پژوهشگاه را تحت تاثیر خود قرار دهد؟● دگردیسی یک پژوهشگاهتا همین چند سال پیش اگر به آدرس اینترنتی www.ari.ac.ir سر می زدید، با عنوان پژوهشگاه هوافضا روبه رو می شدید. پژوهشگاهی متعلق به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که قرار بود در حوزه های مختلف هوافضایی کشور به تحقیق، توسعه دانش و خلق فناوری اقدام کند. حوزه های متنوعی مانند آیرودینامیک، دینامیک پرواز، حقوق و زیست شناسی هوافضایی، فناوری های فضایی و ده ها عنوان بزرگ و کوچک دیگر. به این ترتیب و با نگاهی ساده به مجموعه این پژوهشگاه می شد دید که ساختار آن به گونه ای طراحی شده تا عناوین جدید علمی در داخل آن برای نخستین بار تعریف و عملیاتی شوند تا به بهانه آن نیروی انسانی، دانش مرتبط و حتی فناوری لازم تولید و توسعه داده شود.در دوران کوتاه عمر این پژوهشگاه شاهد بودیم که برخی از این عناوین خود بزرگ و مقتدر شدند و موجبات ایجاد صنعت یا تحقیقاتی موازی را در بیرون از چهارچوب پژوهشگاه فراهم آوردند.این دوران رویایی ادامه داشت تا این که سازمان فضایی ایران که سال ها بعد از تولد پژوهشگاه هوافضا به وجود آمده بود، آنقدر بزرگ شد که دیگر نمی توانست به این پژوهشگاه به چشم یک همکار وزارت علومی یا مرکزی تحقیقاتی در کنار خود نگاه کند.حالا این سازمان به بازوی تحقیقاتی نیاز داشت و ساختار پژوهشگاه هوافضا مورد پسند بود، پس مقدمات ادغام آن در سازمان فضایی ایران آماده شد. پژوهشگاه هوافضا تنها نامزد ین ادغام سازمانی نبود.مراکز تحقیقاتی و حتی کارگاهی دیگری در گوشه و کنار کشور به سازمان فضایی ایران سپرده شد تا موجبات رشد سریع این سازمان فراهم شود.● نجات پژوهشگاه هوا فضا با ظرف کشت میکروب!ادغام پژوهشگاه هوافضا در سازمان فضایی ایران مصادف با زمانی شد که دولت وقت بشدت به دنبال اجرای نمایشی بزرگ در فضا می گشت. نمایشی که بتواند اقتدار و توانمندی فناورانه کشور را به رخ کشورهای غربی که در آن روزگار تصور می کردند با بستن مرزهای خود روی دانشمندان ایرانی، می توانند کشورمان را از توسعه علمی باز دارند، بکشاند.کارشناسان پژوهشگاه هوافضا که درست در همین روزگار کم کم داشتند از شوک ادغام ناگهانی با سازمان فضایی ایران خارج می شدند، با آگاهی از تمایل سیاستمداران وقت برای باز کردن باب سفرهای سرنشین دار ایرانی به فضا، ناگهان به یاد آن ظرف کوچک کشت موجودات تک سلولی در یکی از طبقات میانی کاوشگر خود افتادند.مقدمات یک آزمایش ساده، خیلی زود آماده و نخستین محموله زیستی ایران که از چند کرم و موش و لاکپشت تشکیل شده بود با یک راکت سوخت جامد به آسمان پرتاب شد. پرواز چند دقیقه ای کاوشگر۳ که اصلا به مرز فضا نرسید و خیلی ها در این که آن حیوانات زنده به زمین بازگشته باشند هم شک دارند، زمینه ساز اتفاقاتی پشت سر هم شد که سرنوشت آن پژوهشگاه و کارمندانش را بشدت تغییر داد.پژوهشگاه هوافضا با آن همه سابقه و تاریخچه، ناگهان از روی زمین حذف و به جای آن عنوان جدید پژوهشکده سامانه های فضانوردی سربرآورد تا بخش کوچکی از یکی از ده ها طرح قبلی به ماموریت اصلی آن تبدیل شود. جایگاه سازمانی آن هم به پژوهشکده تنزل پیدا کرد تا سازمان فضایی ایران بتواند از طریق پژوهشگاه فضایی خود روی روند انجام این ماموریت جدید نظارت داشته باشد.● میمون های فضانورد یا نقاط مداری؛ مساله این نیست!مدیران ارشد طرح اعزام موجود زنده به فضا که با هدف نهایی سفر یک ایرانی به مدار زمین تعریف شده بود، این روزها کمی از هدف بزرگ خود کوتاه آمده اند و به اعزام انسان به مسیر زیر مداری، یعنی همان مسیری که دو میمون پیشگام و فرگام طی کردند، قناعت کرده اند. اما همین ماموریت تخفیف داده شده نیز مورد انتقاد بسیاری از فعالان صنعت فضایی است. منتقدان همگی اذعان دارند که طرح سفرهای سرنشین دار به فضا هم از جنبه خبری و هم از جنبه فناوری، حرفهای بسیاری برای زدن دارد اما...اما آنها می گویند ایران در شرایط بسیار خاصی قرار دارد. ما کشوری پهناور با جمعیتی بزرگ هستیم که نمی توانیم از کاربردهای فضایی و منافع آن چشم بپوشیم. آن هم در شرایطی که تحریمهای جهانی و بغضهای منطقه ای داشته های ما در فضا را نشانه گرفته و تلاش می کند تا ایران را از این بازی بزرگ بیرون اندازد. مهر ماه گذشته بود که اکبر ترکان سرپرست وقت سازمانی فضایی ایران خبر نگران کننده از دست رفتن یکی از سه نقطه مداری ارزشمند کشورمان را اعلام کرد. دلیل اصلی این خسران بزرگ ناتوانایی سازمان فضایی ایران در استقرار ماهواره مخابراتی در این نقاط بوده است. در چنین شرایطی کارشناسان می پرسند آیا بهتر نیست سازمان فضایی ایران منابع محدود انسانی و بودجه ای خود را در حوزه بهره برداری از فضا متمرکز کند؟در پاسخ گفته می شود که هم طرح اعزام انسان به فضا و هم طرح بزرگ استقرار ماهواره مخابراتی در مدار زمین ثابت، به جای خود منافع و مزیت هایی دارند که نمی توان یکی را به خاطر دیگری تعطیل کرد. اما نکته مهم و انتقاد اساسی که نسبت به این طرح باقی می ماند، افق تاریک و آینده نامفهومی است که حداقل از منظر بیرونی، چهره طرح اعزام انسان به فضا را مبهم کرده است.در درجه اول باید به این نکته اشاره نمود که پارامترهای موثر در موفقیت پرواز یک سفینه فضایی آنقدر فراوان و پیچیده و وابسته به هم هستند که هیچ آزمایش و شبیه سازی زمینی نمی تواند صحت عملکرد یک سفینه فضایی را در زمان پرواز تضمین کند و به همین دلیل جای تعجب دارد که چرا پژوهشکده سامانه های فضانوردی به جای طراحی و ساخت سفینه ای که بتواند انسان را با خود به فضا ببرد و تلاش برای تست و آزمایش آن در محیط عملیات واقعی و حین پرواز با سرنشینانی روباتیک یا حیوانی، در هر پرتاب خود یک سفینه فضایی جدید را به مردم معرفی می کند.نکته دوم این که اگر قرار است این طرح پس از اعزام انسان به مسیر زیر مداری تعطیل شود، همین بودجه اندکی که سازمان فضایی ایران ادعای آن را دارد به چه دلیلی و به منظور رفع چه نیازی از مملکت باید صرف شود؟ پرسش هایی که امیدواریم به زودی بتوانیم در گفت وگو با مسئولان سازمان فضایی ایران، پاسخی برای آن بیابیم.● فرگام، طوفان شرقی را کامل کردسفر به فضا و دستاوردهای فناورانه ناشی از آن باوجود گذشت ۶۰ سال از گردش ماهواره اسپوتنیک به دور زمین و ورود بشر به عصر فضا، هنوز داستانی خارق العاده و مهم است که با آغاز هر ماموریت فضایی، توجه دنیا را به خود جلب می کند. اما نکته مهم دهه های نخستین عصر کاوشهای فضایی در تمرکز ناعادلانه آن نزد ابرقدرتهای زمانه یا همپیمانان آنان بوده است. انحصار و تمرکزی که این روزها چین، هندوستان و اکنون ایران در حال بر هم زدن آن هستند.چند روز اخیر خبرهای فضایی شرق دنیا، فعالیت های ماوراء جوی غرب سیاره زمین را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است. دل کندن فضاپیمای مانگالیان از قید گرانش زمین و آغاز سفر تاریخی آن به مقصد سیاره مریخ و هیجان تماشای فرود آرام ماه نورد چینی چانگ ای۳ بر سطح تنها قمر زمین همه نگاه ها را به شرق، جایی که خورشید از آنجا طلوع می کند متوجه کرده بود که تصویر فرگام، دومین میمون فضانورد ایرانی از فراز مرز فضا، دیوار شیشه ای انحصار را برای همیشه شکست. حالا شرقی ها هم در کاوش فضای ماورای جو حرف های فراوانی برای زدن دارند.شهرام یزدان پناه
  12. ساعت ۷ و ۲۵ دقیقه روز بیست و نهم آذر ۱۳۵۱ با فرود آپولو ـ ۱۷ در ۳۰۰ کیلومتری شرق پاگوپاگو در اقیانوس اطلس, پرونده طرحی بسته شد که در زمان خودش ۲۴ میلیارد دلار برای مردم آمریکا خرج برداشت طرح آپولو مستقل بر پرواز ۲۰ سفینه آپولو بود و قرار بود آپولو ـ ۲۰ برگ آخر این ماموریت بزرگ باشدساعت ۷ و ۲۵ دقیقه روز بیست و نهم آذر ۱۳۵۱ با فرود آپولو ـ ۱۷ در ۳۰۰ کیلومتری شرق پاگوپاگو در اقیانوس اطلس، پرونده طرحی بسته شد که در زمان خودش ۲۴ میلیارد دلار برای مردم آمریکا خرج برداشت. طرح آپولو مستقل بر پرواز ۲۰ سفینه آپولو بود و قرار بود آپولو ـ ۲۰ برگ آخر این ماموریت بزرگ باشد.هنوز برای بسیاری این سوال وجود دارد که چرا آمریکایی ها پذیرفتند چنین هزینه ای را قبول کنند و چرا پس از این همه خرج، براحتی پرونده سفر به ماه را تمام نشده بستند و از پرتاب سه آپولوی باقیمانده چشم پوشیدند، پرونده ای که دیگر باز نشد و برای کسانی که از عمق ماجرا خبر ندارند شک و شبه هایی را به وجود آورد که آیا این طرح اصلا اجرا شد یا تنها هنرنمایی چند فضانورد خیالی جلوی دوربین های فیلمبرداری در یک استودیوی فیلمسازی بوده است.برای پی بردن به واقعیت و دلیل اصلی اجرای طرح آپولو باید به سال ها قبل بازگشت. روز سیزده مهر ۱۳۳۶ خبرگزاری رسمی شوروی با پخش اطلاعیه ای، سیاستمداران آمریکایی را از خواب خرگوشی بیدار کرد: نخستین ماه مصنوعی (ماهواره) ساخته دست بشر توسط کارشناسان اتحاد شوروی در مدار قرار گرفت.این خبر به قدری غیرمترقبه بود که آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا در مرحله اول آن را یک شوخی خواند، اما صدای بیب بیب فرستنده رادیویی اسپوتنیک ـ ۱ نشان داد ماهواره روس ها از روی آمریکا در حال عبور است و آمریکا دیگر نمی تواند خود را به عنوان نخستین کشور صاحب قدرت صنعتی به نمایش گذارد. شوروی با قدرت، اما به شکلی اسرار آمیز به فضا وارد شد و پرنده مرموزش بال های خود را بالای آسمان آمریکا باز کرده بود. هیچ کس نمی دانست او در کجا پرواز می کند و در نوک چنگال هایش چه چیزی قرار دارد.آمریکا همچون کشتی تایتانیک در اقیانوس تاریک فضا در وحشت کوه یخ به سر می برد و هر لحظه ممکن بود ضربه ای دریافت کند؛ اسپوتنیک ۲، ۱۰، ۲۰ و... .مسابقه ای بین دو کشور در گرفته بود و هر دو طرف، کاری شبانه روزی و بدون توقف را پیش رو داشتند تا نشان دهند از دیگری برتر هستند، اما سردمداران آمریکا با وجود سراسیمگی و ناامیدی مردم، چندان تحرکی از خود نشان نمی دادند. دولتمردان از ـ ناسا ـ سازمان فضایی نوپای آمریکا حمایت کافی نمی کردند. در نخستین سال، ناسا تقاضای ۲۳ میلیون دلار بودجه داشت، اما تنها یک میلیون به این سازمان اختصاص یافت. ناسا بار دوم ۷۱ میلیون دلار تقاضا کرد و آیزنهاور تنها ۲۹.۵ میلیون دلار از کنگره آمریکا بودجه خواست. مدتی بعد وقتی موشک ردستون در حضور مقامات بلندپایه نتوانست پرواز کند و در برکه های کاناورال سقوط کرد ناسا وضع خراب تری پیدا کرد و این شبهه پیش آمد که اصولا توان رقابت وجود ندارد.● ورود آمریکا به عصر فضانوردیدر انتخابات ریاست جمهوری آذر ۱۳۳۹ وقتی کندی از حزب دموکرات به پیروزی رسید، اوضاع پیچیده تر شد. رئیس ناسا از مقامش برکنار گردید. مقامات دیگر ناسا هم در معرض همین خطر قرار گرفتند. حتی صحبت اخراج ورنر فون براون بر سر زبان ها افتاد. هیچ کس دیگر در ناسا با دلگرمی کار نمی کرد. در چنین شرایطی، پرواز گاگارین در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۰ روحیه حسادت و رقابت را دوباره به کالبد نیمه جان ناسا دمید و باعث شد این سازمان عریض و طویل و بی مصرف (در آن زمان) حرکتی به خود بدهد. نخستین سفینه مرکوری در روز پانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۰ به سرنشینی آلن شپارد به فضا پرتاب شد. پرواز غیرمداری آلن شپارد گرچه در برابر پرواز ۱۰۸ دقیقه ای گاگارین کار مهمی به شمار نمی رفت، اما همین سفر ۱۵ دقیقه ای برای آمریکاییان جشن بزرگی بود و همه را به خیابان کشاند، زیرا نشان داد آمریکا به عصر فضانوردی وارد شده است. عکس العمل رئیس جمهور جدید بر هیجان مردم افزود. هنوز میزهای جشن را برنچیده بودند و خیابان های شهرهای آمریکا را تمیز نکرده بودند که جان کندی سی و پنجمین رئیس جمهور آمریکا درباره طرح سفر به ماه سخنرانی و آن را به عنوان یک هدف ملی اعلام کرد: زمان کار بزرگ فرا رسیده است. زمانی که مردم ما باید رهبری در فضا را به دست بگیرد. این کلید زندگی آینده ما در زمین است. روس ها به دلیل موتورهای موشکی قوی تا چندی دیگر در مسابقه پیروز می شوند. این باید کوشش های ما را افزایش دهد. نگاه سراسر جهان به ماست، اما موفقیت فضانورد شپارد نشان داد نهراسیدن از خطر باعث صعود و تقویت موقعیت ما می شود. مطمئن هستم ملت ما می تواند فرستادن انسان به ماه و بازگشت او به سلامت را انجام دهد. هیچ طرح فضایی در این زمان برای بشریت همچون این طرح نمی تواند اهمیت داشته باشد.نکته: ناسا با توجه به درخواست عده ای از مردم سرانجام به این نتیجه رسید که سه پرواز نهایی آپولو را لغو کند و برنامه ای که با شور و هیجانی ملی آغاز شد، با سردی و بی علاقگی مردم به پایان رسیدبه دنبال آن، رئیس ناسا دو ماه در جلسات شبانه روزی مجبور بود مثل اسرا درباره تضمین اجرای برنامه سفر به ماه جواب پس دهد و ثابت کند ناسا می خواهد و مهم تر از آن می تواند سفینه و موشکی بسازد که به ماه برود، اما برای این کار به بودجه و زمان نیاز دارد. آیا امکان انجام آن تا سال ۱۳۴۹ وجود داشت و چه بهایی برای آن باید هزینه می شد؟ محاسبات نشان می داد بین ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار برای انجام این طرح لازم است، یعنی بیش از قیمت همه ناوهای هواپیمابر و زیردریایی های آن زمان.تصمیم کندی را می توان دعوت استراتژیک نامید. این ایده ای ملی، گستاخانه و بزرگ به شمار می رفت که در برابر پیروزی های فضایی پی در پی روس ها و حرف ها و رفتار تحقیرآمیز خروشچف رهبر وقت شوروی به ملت آمریکا آرامش بخشید. دیگر لازم نبود آمریکایی ها نیمه شب با هراس این که روس ها چه ماهواره ای پرتاب کرده اند از خواب بپرند.یک نکته مشخص بود و آن این که قول کندی برای او مشکلی به وجود نمی آورد و تنها موقعیتش با این طرح قوی تر می شد، زیرا دو دوره ریاست جمهور کندی، قبل از آخر دهه تمام می شد، اما این تعهد، بار سنگینی بر گردن مسئولان ناسا بود و دردسر بزرگی برای آنها درست شد. ناسا برای انجام چنین طرحی به موشک و سفینه های فضایی قوی تری نیاز داشت.● ناسا در رقابت با روس هابرای انجام طرح آپولو، به موشک نیرومندی نیاز بود که ساترن ـ ۵ نام گرفت. ساخت موشک عظیم ساترن ـ ۵ تحت ریاست ورنرفون براون انجام می شد. او و همکارانش کسانی بودند که در جریان جنگ جهانی دوم موشک های آلمانی را در پینه مونده درست می کردند و الان در آمریکا در مرکز مارشال فعالیت داشتند. همین آلمانی ها پرتاب اولین ماهواره آمریکایی و پروازهای شپارد و گریسام را صورت دادند. برای رسیدن به موشک ساترن ـ ۵ طبیعتا نیاز بود آنها، نخست گام های کوچک تری برداشته و تجربه های لازم را به دست آورند. آنها ساخت موشک های ضعیف تری از نسل ساترن را آغاز کردند. در ششم آبان ۱۳۴۰ نخستین موشک ساترن ـ ۱ پرتاب شد که از موشک های به کار گرفته شده توسط روس ها برای پرتاب های سرنشین دار نیرومندتر بود. به این ترتیب نخستین گام برای اجرای آپولو برداشته شد. تنها آزمایش ساترن کافی نبود. رقیب هر روز برگ تازه ای رو می کرد و باعث بی اعتمادی بیشتر مردم به توانایی های ناسا می شد. پرواز دسته جمعی وستک ـ ۳ و ۴ و پرتاب نخستین زن به فضا از موارد دیگری بود که در رسانه های همگانی انعکاس وسیعی پیدا کرد.در این زمان، گرچه مسئولان ناسا تلاش داشتند با تبلیغ روی برنامه آپولو تا حدودی به مردم روحیه بدهند، اما برای به دست آوردن تجربه های عملی لازم برای سفر به ماه به برخی عملیات مانند ردیابی، الحاق دو ناو، راهپیمایی در فضا، مدت پروازی برابر با زمان برای سفر به ماه و برگشت به زمین نیاز بود، اما با پرواز های کوتاه و پرایراد مرکوری، ناسا نمی تواند بلافاصله سفینه های آپولو را به کار بگیرد و برای به دست آوردن این تجربه با تغییراتی در ناو مرکوری، سفینه جدیدی طراحی و ساختند که جمینی نام گرفت و می توانست دو نفر را به فضا ببرد. اما قبل از آن که ناسا بتواند با به کارگیری جمینی، خودی نشان دهد، روس ها سفینه واسخد را وارد بازی کردند که اولین فروند آن سه نفر را به مدار برد و در جریان پرواز دومین واسخد، یک فضانورد روس، دست به راهپیمایی زد. ناسا باز هم رو دست خورد و سرشکسته شد. این شکست های پی در پی باعث شد مردم از طریق رسانه های گروهی فشار بیشتری به مسئولان بیاورند و آنها برای جامه عمل پوشاندن به وعده کندی عجله کنند. این سرعت غیرمجاز برای سبقت گرفتن از روس ها مثل همه سبقت های غیرمجاز، خطرناک و حادثه ساز شد.سه فضانورد آپولو ـ ۱ در جریان یک تمرین به دلیل رعایت نکردن دقیق مسائل امنیتی و عجله در ساخت ناو، بر اثر آتش سوزی در سفینه آپولو کشته شدند. پیامد این حادثه، چند پرواز بدون سرنشین بود که برای آزمایش و کسب اعتماد بیشتر انجام شد. در مهر ماه ۱۳۴۷ نخستین ماموریت سرنشین دار سفینه آپولو در سفینه ای به نام آپولو ـ ۷ صورت گرفت و متعاقب آن سرنشینان آپولو ـ ۸ با ناو مشابهی در دسامبر همان سال به دیدار ماه رفتند و کریسمس را در مدار این کره گذراندند. فضانوردان آپولو ـ ۹ سخت افزار ها و روش های مورد نیاز برای فرود در ماه را در مدار زمین آزمایش کردند. سرنشینان آپولو ـ ۱۰ این کار را در مدار ماه انجام دادند و بالاخره زمان انجام تعهد کندی رسید و در سی ام تیر ۱۳۴۸ نخستین انسان بر ماه گام نهاد. با انجام این پرواز، آمریکا توانست مقام بالایی در جهان کسب کند و خود را به عنوان قدرت برتر فضایی به همه بشناساند. پرواز های بعدی به ماه به استثنای آپولو ـ ۱۳ که با نقص فنی همراه بود و فضانوردان با خطر مرگ مواجه شدند، چندان جذابیتی نیافت به طوری که اواخر کار عده ای از مردم خواستار پایان دادن به این طرح سنگین شدند. ناسا سرانجام به این نتیجه رسید که سه پرواز نهایی آپولو را لغو کند و برنامه ای که با شور و هیجانی ملی آغاز شد، با سردی و بی علاقگی مردم به پایان رسید.سیروس برزو
  13. نیروگاه‌سازی روی سطح ماه

    افزایش روزافزون مصرف انرژی سبب شده تقاضا برای آن به شکل چشمگیری افزایش یابد برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند تا چند سال آینده شاهد شوک بزرگی در زمینه عرضه انرژی خواهیم بود که درست به اندازه بحران اقتصادی چند سال گذشته می تواند بر روند زندگی مردمان تأثیرگذار باشدافزایش روزافزون مصرف انرژی سبب شده تقاضا برای آن به شکل چشمگیری افزایش یابد. برخی از کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند تا چند سال آینده شاهد شوک بزرگی در زمینه عرضه انرژی خواهیم بود که درست به اندازه بحران اقتصادی چند سال گذشته می‌تواند بر روند زندگی مردمان تأثیرگذار باشد.چندی پیش سازمان ملل اعلام کرد حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر از مردم دنیا در مناطق فاقد دسترسی به برق زندگی می کند که دو سوم آنها در ده کشور فقیر دنیا سکونت دارند.با در نظر گرفتن پدیده گرمایش جهانی، کاهش ذخایر نفت و همچنین گاز طبیعی، می توان گفت تا بحران جهانی انرژی فاصله چندانی نداریم. در این میان استفاده از انرژی های سازگار با طبیعت نیز با محدویت های زیادی روبرو است. برای نمونه ابری بودن هوا یکی از مهم ترین عواملی است که سبب کاهش قابل توجه کارایی صفحات خورشیدی بر روی زمین می شود. همچنین تولید سوخت های زیستی با مشکل کمبود منابع روبه روست و ایجاد زیرساخت های لازم برای بسیاری دیگر از انواع انرژی های تجدیدپذیر بسیار پرهزینه است.تاکنون راه حل های متفاوتی برای مقابله با این بحران احتمالی ارائه شده است. اما راه حلی که بتازگی گروهی از دانشمدان ژاپنی ارائه داده اند به کلی با راه حل های پیشین متفاوت است. شرکت ژاپنی«شیمیزو» طرح جدیدی پیشنهاد کرده که براساس آن انسان می تواندیک نیروگاه خورشیدی بر روی سطح ماه ایجاد کند.براساس این طرح می توان مجموعه ای از صفحات خورشیدی بر روی خط استوای ماه ساخت. این صفحات خورشیدی به صورت شبانه روزی نور خورشید را جذب کرده و انرژی تولیدی را از طریق ساز و کار مشخصی به زمین منتقل می کند. به این ترتیب می توان به منابع پایداری از انرژی دست یافت که اتفاقا هیچگونه آلودگی نیز به همراه ندارد.● منبع جدید انرژی، این بار بر سطح ماهدانشمندان ژاپنی شرکت شیمیزو، نیروگاه خورشیدی عظیمی که می توان با استفاده از صفحات خورشیدی بر خط استوای ماه ساخت اصطلاحا «حلقه ماه» (Lunar Ring) نامیده اند. اگر این طرح با موفقیت طی شود، می توان به منبع پایداری از انرژی پاک دسترسی یافت.کارشناسان پیش بینی می کنند تا ۲۰ سال دیگر میزان مصرف نفت دنیا به ۱۷ گیگاتن برسد. براساس محاسباتی که کارشناسان شرکت شیمیزو انجام داده اند، میزان انرژی تولید شده از طریق این کمربند بر روی سطح ماه می تواند برابر با همین میزان از انرژی نفت باشد.به این ترتیب شاید دیگر نیاز بشر به استفاده از سوخت های مختلف فسیلی نظیر نفت،زغال سنگ و زیست توده از بین برود و همچنین شاهد کاهش بسیار چشمگیری در میزان تولید گازهای آلاینده و به ویژه دی اکسید کربن بر روی زمین خواهیم بود. براساس طرح اولیه شرکت ژاپنی، طول این حلقه بر روی سطح ماه حدود ۱۰۷۸۲ کیلومتر و عرض آن هم ۴۰۲ کیلومتر است.● استفاده از ربات ها برای ساخت کمربند ماهربات ها نقش مهمی در ساخت این سازه عظیم بر روی سطح ماه خواهند داشت. براساس طرح اولیه برای این کار قرار است ربات ها کارهایی نظیر صاف کردن سطح ماه، انجام خاکبرداری و همچنین نصب انواع تجهیزات را انجام دهند. یکی از ویژگی های مهم ربات ها این است که برخلاف نیروی کار انسانی می توانند به صورت ۲۴ ساعته کار کنند. البته قرار است گروهی از فضانوردان نیز به بررسی و ساماندهی روند کار ربات ها بپردازند.همچنین می توان از منابع موجود روی سطح ماه نیز برای ایجاد این سازه عظیم استفاده کرد. خاک سطح ماه حاوی مواد مختلفی است که از آنها می توان برای ساخت سرامیک، شیشه و حتی سلول های خورشیدی استفاده کرد. به این ترتیب می توان حجم محموله ارسالی از زمین به ماه را تا حد زیادی کاهش داد.نکته: کارشناسان پیش بینی می کنند تا ۲۰ سال دیگر میزان مصرف نفت دنیا به ۱۷ گیگاتن برسد. براساس محاسباتی که کارشناسان شرکت شیمیزو انجام داده اند، میزان انرژی تولید شده از طریق این کمربند بر روی سطح ماه می تواند برابر با همین میزان از انرژی نفت باشدباید توجه داشت ساخت این سازه، فقط به نصب صفحات خورشیدی محدود نمی شود؛ بلکه علاوه بر آن باید کابل های ویژه ای را برای انتقال انرژی الکتریکی تولید شده به تجهیزات ویژه انتقال انرژی و نیز آنتن های ویژه انتقال انرژی از طریق ریزموج (مایکروویو) در نظر گرفت. آنتن های ارسال ریزموج هر کدام حدود ۱۲ مایل قطر دارند و می توانند انرژی تولید شده از طریق صفحات خورشیدی را به زمین ارسال کنند.● ارسال انرژی الکتریکی از ماه به زمینانرژی الکتریکی تولید شده از طریق صفحات خورشیدی حلقه ماه را می توان به دو طریق به زمین ارسال کرد؛ شیوه اول استفاده از ریزموج و شیوه دوم نیز ارسال آن از طریق تابش لیزر است. در روش اول انرژی از طریق آنتن های ویژه و غول پیکر ریزموج (مایکروویو) به زمین ارسال شده و در شیوه دوم نیز انرژی از طریق تجهیزات ویژه تولید لیزری به سطح زمین ارسال می شود. روی زمین هم فناوری های دریافت ریزموج و لیزر، انرژی ارسالی را دریافت می کنند. در شیوه ریزموج، امواج دریافت شده روی سطح زمین با استفاده از مواد نیمه رساناها و نیز اینورترها (invertor) دوباره به انرژی الکتریکی تبدیل می شود. انرژی الکتریکی به دست آمده را می توان وارد خطوط شبکه برق رسانی کرد و به این ترتیب از آن استفاده شود.در شیوه انتقال از طریق تابش نیز ایستگاه های دریافت روی خط استوای زمین قرار می گیرند، زیرا در این مناطق بیشتر اوقات آسمان صاف و بدون ابر است. این ایستگاه ها ممکن است در صحراها یا حتی اقیانوس ها قرار داشته باشند. هدف طبق پیش بینی کارشناسان به این صورت است که می توان حتی تا ۹۸ در صد از تابش لیزر را دریافت کرد. در این ایستگاه ها تابش لیزر از طریق سلول های فتوالکتریک به نیروی الکتریسیته تبدیل می شود. همچنین نصب این ایستگاه های دریافت تابش لیزر در اقیانوس ها می تواند یک کاربرد دیگر نیز داشته باشد و آن هم این که با استفاده از انرژی الکتریکی تولید شده می توان آب دریا را الکترولیز کرد و از هیدروژن تولید شده برای تولید مجدد انرژی الکتریکی بهره گرفت.با این که این طرح بسیار بلندپروازانه به نظر می رسد، اما نباید این نکته مهم را از یاد برد که انرژی تولید شده از طریق این شیوه می تواند انرژی درصد زیادی از جمعیت سیاره زمین را فراهم کند. محاسبه کارشناسان نشان می دهد حلقه ماه می تواند حدود ۱۳ هزار تراوات انرژی را برای زمین تامین کند. برای مقایسه کافی است در نظر داشته باشید که سال ۱۳۹۰ ایالات متحده فقط ۴۱۰۰ تراوات انرژی الکتریکی مصرف کرده است.بهره گیری از منابع جایگزین انرژی برای ژاپن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. پس از فاجعه در نیروگاه اتمی فوکوشیما، ژاپن داوطلبانه بیشتر نیروگاه های هسته ای خود را تعطیل کرد. همین سبب شده گرایش بسیاری از دولتمردان این کشور به بهره گیری از سایر منابع کم خطر و سازگار با محیط زیست افزایش یابد.● آیا این طرح امکان پذیر است؟با این که در نگاه اول آینده ای که می توان از این طرح ترسیم کرد، بسیار خوشبینانه و امیدبخش تلقی می شود، اما پرسش های بی شماری در این میان بی پاسخ مانده است. پرسش هایی که برای اجرای طرح باید حتما آنها را مدنظر قرار داد. برای نمونه باید به مساله ساخت و ساز روی سطح ماه پرداخت. آیا ایجاد سازه ای عظیم همانند حلقه ماه، خطراتی را متوجه حیات روی زمین نمی کند؟ چه کسی اجازه دارد به روی سطح ماه سازه ایجاد کند؟ از همه مهم تر این که هزینه این طرح عظیم هنوز مشخص نیست. شکی نیست که قرار دادن ده هزار کیلومتر سلول خورشیدی روی سطح ماه، هزینه ای نجومی را برای کشورها به همراه خواهد داشت. شرکت شیمیزو نیز امیدوار است فرآیند ساخت این طرح از سال ۱۴۱۳ خورشیدی آغاز شود، اما خود این کارشناسان نیز می دانندکه در این راه با دشواری های بسیار زیادی روبه رو خواهند شد. با در نظر گرفتن مشکلات زیادی که فعلا در زمینه تامین انرژی و نیز آلودگی ناشی از سوخت های فسیلی داریم، شاید هیچ راه حل بهتری جز این شیوه در پیش نداشته باشیم.
  14. ناسا به دنبال لباسی جدید

    برخی مواقع برای پیشرفت باید قدمی رو به عقب برداشت ناسا بتازگی آزمایش های جدیدی را برای طراحی لباس فضانوردان فضاپیمای اریون شروع کرده که در حال ساخت استبرخی مواقع برای پیشرفت باید قدمی رو به عقب برداشت. ناسا بتازگی آزمایش‌های جدیدی را برای طراحی لباس فضانوردان فضاپیمای اریون شروع کرده که در حال ساخت است.آزمایش‌های اشاره شده برای طراحی لباس فضانوردی جدید در کارگاه رانش خنثی در مرکز فضایی جانسون هیوستون دنبال شده و طی آن، محققان مشغول ساخت لباسی هستند که برای خارج و وارد شدن به جو زمین مورد استفاده قرار گیرد؛ لباسی که شباهت فراوانی به نمونه‌های مورد استفاده در سفر‌های فضایی دهه ۶۰ میلادی دارد. برنامه اریون که پیشتر به آن اشاره کردیم، قصد دارد سفر‌های فضایی به همراه فعالیت استخراجی را آسان‌تر کند؛ فعالیتی که با توجه به ساختار فعلی لباس فضانورد‌ها بسختی امکان‌پذیر است.در همین ارتباط، چند فرضیه مختلف مورد بررسی قرار گرفت که به طور کلی لباس سنگین یا لباسی با ساختار هیبرید را پیشنهاد می‌دادند. ابتدا محققان لباسی را با عنوان نمونه اولیه Z۱ تولید کردند که دارای پوسته‌ای سخت، با انعطاف کم برای فضانورد و دریچه‌ای بزرگ بود. هر چند این لباس برای استفاده در محیط‌های بزرگ مناسب به نظر می‌رسید، اما بیشتر قابلیت‌های خود را برای حرکت فضانورد در محیط‌های بسته از دست می‌داد. همین موضوع در کنار هدف اصلی ماموریت اریون یعنی استخراج از سیارک‌های نزدیک زمین عملا نمونه اولیه Z۱ را از رده خارج می‌کرد.ناسا در ادامه برای رسیدن به راه حلی مناسب قدمی به عقب برداشت. به جای استفاده از یک لباس در تمام طول ماموریت، ناسا تصمیم گرفت لباسی را برای فرستادن فضانورد‌ها به فضا و لباسی جداگانه برای انجام فعالیت‌های استخراجی طراحی کند؛ روندی که در گذشته و طی ماموریت سال ۱۹۷۵ آپولو سویز مورد استفاده قرار گرفت. جواب مساله به وجود آمده در لباس «اد وایت» نهفته بود؛ لباسی که از آن در ماموریت سال ۱۹۶۵ گمینی۴ استفاده شده بود. اولین لباس طراحی شده برای برنامه فضایی آمریکا در اصل ساختاری تغییر یافته از نمونه مارک ۴ بود. این در حالی است که برای ماموریت گمینی۴ از لباسی استفاده شد که پیش از آن مخصوص خلبان‌های هواپیمای پرنده سیاه (هواپیمایی با قابلیت حرکت در لبه جو با سرعت سوپرسونیک) بود. لباس‌های طراحی شده در گذشته به طور کلی برای زمانی استفاده می‌شد که کابین دچار کاهش فشار شود. این در حالی بود که فضانورد‌ها در آن زمان بیشتر مواقع نشسته بودند و فعالیت حرکتی آنچنانی انجام نمی‌دادند. زمانی تحول اصلی شکل گرفت که فضانورد‌های برنامه گمینی باید در فضا حرکت می‌کردند و نیاز به لباسی داشتند که انعطاف‌پذیری بیشتری در اختیار آنها قرار دهد. زمانی که بحث آپولو به میان آمد، حرکت فضانوردها در اولویت قرار گرفت. همین موضوع باعث شد لباس‌ها به کلی تغییر کند تا در ادامه قابلیت حرکت بیشتر و خارج شدن از فضاپیما را در اختیار فضانورد قرار دهد. پروژه جدید اریون تا حدودی به گمینی شباهت دارد. دانشمندان ناسا قصد دارند برای انجام این ماموریت از همان ساختار لباس پرنده سیاه استفاده کنند.در کنار این موضوع، سعی شده لباس‌های فضاپیمای اریون از فناوری «سیستم پیشرفته فرار خدمه» بهره ببرد. طبق توضیحات ارائه شده هر کدام از این لباس‌ها دارای یک سری امکانات اضافی برای زمان اضطرار هستند که شامل نوعی چتر نجات، دستگاه‌های معلق‌کننده، سیستم ارتباطی و بسته نجات می‌شود. ناسا در ارتباط با نوع جدید لباس‌ها توضیح می‌دهد، ۳۰ سال زمان برای طراحی آنها صرف شده، هزینه تولیدشان بسیار کم است و به نوعی ساخته می‌شوند که شرایط برای ارتقای آنها آسان باشد.شاید تنها تفاوت به وجود آمده نسبت به مدل‌های قبلی در رنگ لباس‌های جدید باشد که از نارنجی به سفید تغییر کرده است. تمام توضیحات ارائه شده نشان می‌دهد، با وجود مناسب نبودن لباس‌های فعلی برای انجام ماموریت اریون، ناسا تصمیم گرفته از دانش گذشته استفاده کند و به طور کلی ساختار مورد نیاز را تغییر دهد. همین موضوع نتیجه کار را به لباسی تبدیل کرده که نه تنها نسبت به گذشته سبک‌تر است، بلکه انعطاف‌پذیری مناسبی در اختیار فضانورد قرار می‌دهد تا در شرایط مختلف به فعالیت استخراجی بپردازد.
  15. ماه چینی

    نگاهی به عملکرد یوتو, ماه نورد چینی هامی‌گویند در هر جایی از جهان که باشی، آسمان همین رنگ است و اگر به آسمان بنگری، اجرام سماوی یکسانی خواهی دید. حتما این حرف درستی است.مگر می شود مرزهای مصنوعی روی زمین بر احساسی که از تماشای جرمی مانند ماه به ما دست می دهد، تاثیری بگذارد؟ در شرایط ایده آل نه، اما در دنیای واقعی گمان می کنم پاسخ مثبت است. کافی است از چینی ها سوال کنید وقتی در چند هفته گذشته به ماه نگاه می کرده اند، آیا برای آنها ماه همان ماه خیره کننده و افسون کننده همیشه تاریخ بوده است؟ همان الهام بخش شاعران و افسانه پردازانی که آن را خانه ایزدبانویی باستانی کرده بودند که با خرگوش یشمی اش در ماه پرسه می زد؟ چینی هایی که این روزها به ماه نگاه می کنند می دانند کشورشان به نقطه ای از پیشرفت فنی و علمی رسیده که توانسته با موفقیت رباتی را در ماه فرود آورد تا قمر دردانه زمین را از چشم آن ببینند. اینک چینی ها مهمانی در ماه دارند و قطعا این موضوع بر نگاه آنها به ماه تاثیر زیادی دارد.چینی ها بیست و سوم آذر، گام مهم و بنیادینی برای توسعه برنامه فضایی خود برداشتند. در این روز بود که مه نشین بدون سرنشین چنگه ۳ با موفقیت روی ماه و در منطقه ای معروف به خلیج رنگین کمان فرود آمد. این نخستین بار پس از دوران اوج رقابت های فضایی بود که مه نشینی با این شیوه و به آرامی سطح ماه را لمس می کرد. این مه نشین برای فرود از موتورهای کاهنده سرعت فرود استفاده کرد تا به آرامی بر سطح ماه فرود آید. در دل این مه نشین اما دستگاه مهم و جالب توجه دیگری قرار داشت. خودرویی رباتیک به نام یوتو (به معنی خرگوش یشمی) که پس از فرود سفینه مادر، از سطح شیبدار آن به خاک ماه قدم گذاشت و شروع به کاوش سطح تنها قمر زمین کرد، البته شاید واژه کاوش ماه هنوز در این مرحله زیاده روی باشد.واقعیت این است که برنامه چنگه ۳ و خرگوش یشمی درواقع گامی آزمایشی برای آژانس فضایی چین به شمار می روند. گرچه این ماموریت و هر دو مه نشین و مه نورد به ابزارهای علمی مجهز هستند، اما آنچه برای چینی ها مهم تر از داده های علمی در این ماموریت خاص به شمار می رود، کسب اطمینان از موفقیت کلی ماموریت است. به این معنی که مطمئن شوند فناوری آنها می تواند بخوبی سفینه ای را راهی مدار ماه کرده از آنجا بر ماه فرود بیاورد و مه نشینی را از آن خارج کرده تا با موفقیت در سطح ماه حرکت کند و در شرایط متخاصم ماه دوام بیاورد.اشتباه نکنید! این کار به هیچ وجه کار ساده ای نیست بخصوص وقتی با قمری مواجه هستید که به دلیل نداشتن جو، موقع تابش خورشید هنگام روز طولانی آن (روز در ماه معادل ۱۴ شبانه روز زمینی است) دمای سطحش به بیش از صد درجه سانتی گراد و در طول شب های زمهریرش، دما به کمتر از منفی ۱۷۰ درجه سانتی گراد سقوط می کند. نه تنها این اختلاف دما برای هر ابزار مکانیکی می تواند کشنده باشد که خود نقاط بیشینه و کمینه دما نیز فعالیت بخش های الکتریکی را با دشواری مواجه می کند. به همین دلیل در طول روز و زمانی که دما به بیشترین مقدار خود می رسد و به دلیل نبودن جو، این کاوشگر رباتیک در معرض تابش های پرانرژی خورشید قرار می گیرد و هم در طول شب طولانی و سرد ماه، مه نورد و مه نشین بیشتر سیستم های خود را خاموش کرده و به خواب زمستانی فرو می روند.نکته: چینی ها بیست و سوم آذر، گام مهم و بنیادینی برای توسعه برنامه فضایی خود برداشتند. این نخستین بار پس از دوران اوج رقابت های فضایی و دوران تاپولوها بود که با فرود مه نشین بدون سرنشین چنگه ۳، ماه نوردی با این شیوه و به آرامی سطح ماه را لمس می کردخواباندن و زنده نگه داشتن مه نورد در طول شب و احیای آن در روز بخش مهمی از این ماموریت بود که با موفقیت انجام شده است.بخش عمده ای از داده هایی که تاکنون به زمین برگشته اند مربوط به تصاویری است که دو پایگاه یعنی مه نشین و مه نورد از یکدیگر گرفته اند. از جمله تصویری پانوراما و سراسری که محوطه اطراف فرود را به دقت مورد بررسی قرار داده است.ابزارهای اصلی و داده سنجی مه نشین همگی آزمایش شده اند، اما در مورد مه نورد عمده ابزارهای آزمایش شده را دوربین ها تشکیل داده اند. یک هفته قبل مه نورد گام دیگری برداشت و به گفته مدیران ماموریت در پکن در عملیاتی که نیم ساعت به طول انجامید بازوی رباتیک خود را گشود و خاک اطراف خود را مورد بررسی قرار داد. روی این بازو یک طیف سنج پرتو ایکس قرار دارد که می تواند برای بررسی ترکیبات شیمیایی خاک مورد استفاده قرار بگیرد.ماموریت مه نشین چینی تاکنون با موفقیت کامل همراه بوده است، گرچه در این روزها خبر از بروز نوعی رفتار غیرعادی در آن گزارش شده است، اما چنین نقص های فنی حتی برای سازمان های فضایی باتجربه تر و ماموریت های آزموده شده تر هم چیز عجیبی نیست.نکته مهمی که باید در نظر داشت این که چنین کاری واقعا می تواند چین را در راه کاوش و بررسی و مطالعه بیشتر ماه یاری دهد. این ماموریت قدم سوم چینی ها در راه کشف ماه بود و در گام بعدی در سال ۱۳۹۴ چنگه ۴ به ماه می رود. این ماموریت مشابه ماموریت فعلی خواهد بود، اما با تکمیل بررسی ها و داده ها و عملکرد ماموریت فعلی آن ماموریت روی جنبه های فنی ماموریت بعد از خود،تمرکز خواهد کرد.اوج برنامه های چین در بخش غیرسرنشین دار که در سال ۱۳۹۶ ـ مطابق برنامه اولیه ـ انجام خواهد شد جایی است که می توان از آن به نقطه عطفی نه فقط در برنامه چین که در کاوش های عصر فضایی مربوط به ماه در دوران پس از رقابت های فضایی شوروی و آمریکا نام برد. چهار سال دیگر و در خلال ماموریت چنگه ۵ نمونه هایی از خاک ماه جمع آوری و به زمین بازگردانده خواهد شد.به این ترتیب بعد از پایان ماموریت های آپولو برای اولین بار دانشمندان فرصت بررسی نمونه خاک ماه را در آزمایشگاه های مدرن زمینی به دست خواهند آورد و در عین حال چین می تواند گام بعدی برای انجام ماموریت های مشابه با هدف سیارک ها و حتی مریخ را در برنامه خود قرار دهد.در این دوره است که شاید چین برنامه رباتیک و سرنشین دار خود را به هم نزدیک کرده و مطابق افقی که ترسیم کرده برنامه اعزام فضانورد به ماه را در اولویت قرار دهد.با این حساب چینی ها برای سال های آینده چشمشان به ماه خیره باقی خواهد ماند.
  16. «شب بخیر زمین، شب بخیر زمینی‌ها»

    پیام یوتو, ربات کاوشگر چینی برای زمینی هاچین پس از دو کشور قدرتمند عرصه فضانوردی یعنی آمریکا و روسیه، سومین کشوری است که موفق به ارسال یک ربات کاوشگر بر سطح ماه شده است.ماه گذشته، چین راکتی حامل یک ربات کاوشگر را به ماه فرستاد که در دل خود یک ماهنورد را مخفی کرده بود. این ماه نورد «یوتو» نام داشت. این نام اقتباسی از افسانه ای چینی در مورد خرگوشی است که در کره ماه زندگی می کند. ارسال این ماه نورد با انعکاس های خبری متفاوتی در خبرگزاری های بین المللی پاسخ داده شد.یوتو پس از فرود موفقیت آمیز بر سطح ماه توانست تصاویر جدیدی را از سطح ماه و فضای اطراف خود به زمین ارسال کند. پایگاه فضایی چین، یوتو را برای ماموریتی سه ماهه به ماه فرستاد. این کاوشگر در اولین ماموریت خود تصاویری از تفاوت و تناقض میان رنگ خاک سطح ماه و آنچه در ماموریت آپولو به زمین ارسال شده بود، به پایگاه فضایی چین مخابره کرد. اما این روزها در حالی که شب طولانی ماه (شب در ماه معادل ۱۴ شبانه روز زمین طول می کشد) فرا می رسد و یوتو برای فرار از سرما باید آماده خواب شود، خبرهای بدی از وضع سلامت او به گوش می رسد. یوتو با مشکلاتی در کنترل مکانیکی خود روبه رو شده و شاید ماموریتش زودتر از آنچه تصور می شد به پایان برسد. خبرگزاری چینی شینهوا، در یکی از وبسایت های اجتماعی چین، صفحه ای اختصاصی به نام یوتو باز کرده بود تا آخرین دستاوردهای این ربات در آنجا نوشته شود.اما پس از کشف اختلال عملکردی در این ربات، جملاتی از زبان ربات خرگوش یشمی در صفحه شخصی اش نوشته شد که سوزناک بود: «باید شما را از خبر بدی مطلع سازم! کارشناسان فضایی امروز صبح و قبل از این که به خواب بروم، متوجه شدند من به اختلالات کنترلی مبتلا شده ام. برخی از قسمت های بدنم دستورات پایگاه فضایی را انجام نمی دهند. اکنون کارشناسان فضایی خیلی جدی در حال تلاش و کوشش هستند تا مشکلات ایجاد شده را رفع و مرا تعمیر کنند... اما نمی دانم آیا قادر به تحمل و از سرگذراندن این شب طولانی هستم یا نه؟»کاربران چینی روز یکشنبه پس از اعلام اختلال کنترل مکانیکی در خرگوش کوچولوی چینی ابراز ناراحتی و نگرانی کردند. در روز گذشته، تمام رسانه های چینی، یکی از مهم ترین اخبار خود را به بروز مشکل در ربات یوتو اختصاص دادند و نوشتند: «اولین ماه نورد و کاوشگر چینی دچار مشکل پیچیده ای شده است.» این موضوع در حالی مطرح می شود که دوشنبه در شبکه اجتماعی سینا ویبو، ربات خرگوش (یوتو) توجهات بسیاری را به خود جلب کرده و توانست رکورد بازدید در این صفحه اجتماعی را به خود اختصاص دهد. سینا ویبو، شبکه و صفحه اجتماعی شبیه توییتر است که بیش از ۱۳ میلیون عضو دارد.یوتو در ادامه صفحه اش نوشته است: «من فکر می کردم سه ماه روی ماه فضانوردی خواهم کرد اما این سفر زودتر از زمانی که فکر می کردم به پایان رسید. حتی اگر کارشناسان قادر نباشند مرا مجدد تعمیر کنند، من نمی ترسم؛ زیرا اکنون می دانم سازندگانم به تجارب و اطلاعات سودمند و با ارزشی دست یافته اند. آنها می دانند نور خورشید در این کره کمتر می تابد و در نتیجه دمای هوا پایین تر از سطح زمین است.اما احساس می کنم اطلاعاتم کافی نیست. من تنها توانسته ام راز کوچکی از کره ماه را به سازندگانم منتقل کنم و این موضوع مرا راضی نمی کند. من به دنبال ماجراجویی های بیشتری هستم. تا زمانی که اختلالات مکانیکی ام حل شود باید بگویم شب بخیر زمین، شب بخیر زمینی ها!یکی از کاربران چینی این شبکه اجتماعی در پاسخ به جمله شب بخیر یوتو نوشت: ما همیشه به یاد تو هستیم و تو را از زمین نگاه می کنیم و برایت دست تکان می دهیم و امیدواریم روزی فرا برسد که تو به خانه برگردی...گفتنی است، بیش از ۶۰۰۰ کاربر چینی از صفحه شبه توییتری این ربات کاوشگر بازدید کرده اند و پیام هایی را برای وی به ثبت رسانده اند. ما هم برای یوتو آرزوی سلامت داریم و امیدواریم دو هفته دیگر بتواند باز هم چشم هایش را باز کند.
  17. خاطرات یک فضانورد

    ویکتور ساوینیخ یکی از مهندسان طراز اول در طراحی و ساخت سامانه های فضایی است که موفق شد سه بار به فضا سفر کند و بعد از دوران فضانوردی مدت ها رئیس دانشگاه زمین شناسی مسکو بودویکتور ساوینیخ یکی از مهندسان طراز اول در طراحی و ساخت سامانه‌های فضایی است که موفق شد سه بار به فضا سفر کند و بعد از دوران فضانوردی مدت‌ها رئیس دانشگاه زمین‌شناسی مسکو بود.او مارس ۱۹۴۰ (نوروز ۱۳۲۰) در دهکده «بریوزکینو» در منطقه اورال روسیه متولد شد و بعد از اخذ مدرک مهندسی در رشته نقشه برداری در دفتر طراحی سامانه های فضایی انرگیا کار را آغاز کرد. این دفتر، طراحی سفینه های کیهانی را برعهده داشت. اینجا بود که اسپوتنیک-۱ اولین ماهواره شوروی و جهان طراحی شد. همچنین اولین سفینه کیهانی که یوری گاگارین نخستین فضانورد جهان را به ماورای جو برد از دستاورد های این مرکز بود و بالاخره بسیاری دیگر از ناو های کیهانی مثل سفینه سایوز در این محل طراحی شده و می شود.وظیفه او در آنجا طراحی وسایل اپتیکی و مجهز کردن سفینه های فضانوردی با ابزارهای تصویربرداری و دوربین های دقیق موقعیت سنج بود.او خیلی وقت ها به «شهرک فضانوردان» ( مرکز آموزش فضانوردان) می رفت و در مورد ابزارهای دید در فضا، به فضانوردان آموزش فنی می داد.هنگامی که سی ویک ساله بود، سالیوت-۱ اولین ایستگاه فضایی جهان به مدار زمین پرتاب شد. با توجه با این که در ایستگاه های فضایی از تجهیزات اپتیکی فراوانی استفاده می شد؛ ساوینیخ باید دائم با فضانوردان در جلسات متعدد گفت و گو می کرد.رفت و آمد و صحبت با فضانوردان او را به این شغل علاقه مند کرد و بالاخره داوطلب ورود به گروه فضانوردان شد. علاقه ای که ده سال بعد او را به فضا برد.او به سه ایستگاه کیهانی سالیوت-۶ ، سالیوت-۷ و میر سفر کرده و به عنوان یک مهندس طراح فعالیت های چشمگیری در توسعه این طرح ها داشته است. آنچه می خوانید خاطرات او از پرخطرترین و حساس ترین سفرش به فضا به منظور راه اندازی مجدد و تعمیر ایستگاه فضایی سالیوت-۷ است. ژانیبکف؛ فضانورد کهنه کار و خبره آن زمان، در این سفر او را همراهی می کرده است. ادامه داستان را از زبان خود او بشنوید.ایستگاه «سالیوت-۷» آوریل ۱۹۸۲ (بهار ۱۳۶۲) به فضا پرتاب شد و گروه های مختلفی در آن فعالیت داشتند، اما اوایل فوریه ۱۹۸۵ (زمستان ۱۳۶۵) حادثه ای رخ داد و ارتباط مرکز هدایت پروازهای فضایی با این ایستگاه قطع شد. ما هیچ اطلاعی از ایستگاه نداشتیم. ارتباط با سالیوت از بین رفت. این امر نشان می داد که دستگاه مخابراتی خودکار ایستگاه فضایی از کار افتاده است و به همین علت ما نمی توانستیم اطلاعاتی از وضع ایستگاه دریافت کنیم. پس از مشورت با کارشناسان تصمیم گرفته شد یک گروه دو نفره از فضانوردان به ایستگاه «سالیوت-۷» پرواز کنند تا از نزدیک دلیل از کار افتادن دستگاه های ایستگاه را تشخیص دهند. این وظیفه ای خیلی مهم و دشوار و در عین حال خطرناک بود چون موقعیت و وضع ایستگاه مشخص نبود و فضانوردان اعزامی نخست باید ایستگاه گمشده را در فضا پیدا می کردند تا سفینه خود را به آن متصل سازند، سپس به داخل سالیوت رفته و علت یا علت های از کار افتادن ایستگاه را بیابند. سپس این گروه باید بررسی می کردند آیا امکان تعمیر وجود دارد یا خیر و اگر هست چه وسایلی مورد نیاز است. در صورت تعمیر نشدن، آن را برای سقوط در اقیانوس آماده کنند تا ایستگاه در منطقه ای مسکونی فرود نیاید و باعث آبروریزی برای کشورمان نشود.باید گفت که در آن زمان آمریکا هم مشکل مشابهی با ایستگاه کیهانی «اسکای لب» داشت و احتمال می دادند ایستگاه آمریکا در منطقه پرجمعیت شهری یا دهکده ای بیفتد. ما می خواستیم اگر چنین مشکلی برای ایستگاه کیهانی ما هم وجود داشته باشد، برطرف کنیم.با توجه به این که ردیابی و اتصال به سالیوت باید با هدایت دستی صورت می گرفت و ژانیبکف در این زمینه سابقه خوبی داشت وی را به عنوان فرمانده انتخاب کردند و انتخاب مهندس ناو و همکارش را به او محول نموده او هم مرا معرفی کرد. چون هم به لحاظ اخلاقی مرا می شناخت و هم این که من مهندس طراحی دستگاه های فضایی بودم و با جزئیات ایستگاه فضایی آشنایی داشتم. ما دوره آموزشی فشرده ای را پشت سر گذاشتیم و ششم ژوئن ۱۹۸۵ (تابستان ۱۳۸۶) سفرمان به مدار زمین را آغاز کردیم. ما دو روز در مدار زمین به دنبال سالیوت-۷ گشتیم تا توانستیم در کمال شگفتی آن را جایی دورتر از انتظار پیدا کنیم.پس از یافتن آن با استفاده از رادار، آرام آرام به سالیوت-۷ نزدیک شدیم، از فاصله ۱۱ کیلومتری ژانیبکف ناو را روی سیستم دستی تنظیم کرد و خود هدایت سایوز را برعهده گرفت. متاسفانه دستگاه های هدایت سایوز بازی درآورد و خوب کار نمی کرد. اما، ژانیبکف با خونسردی و مهارت فوق العاده ای توانست آن را به ایستگاه فضایی نزدیک کند. ما قبل از اتصال ناومان به سالیوت-۷، دو بار آن را دور زدیم و از زاویه های مختلف وضع آن را بررسی کردیم. ایستگاه وضع جالبی نداشت و آثار صدمه ناشی از غبارهای فضایی بر روی باتری های خورشیدی را بخوبی می شد مشاهده کرد. اما بالاخره تصمیم گرفتیم سفینه مان را به آن وصل کنیم و داخل ایستگاه را هم بررسی کنیم.● ورود به دنیای مردگاندرون ایستگاه هوا خیلی سرد بود. در بعضی بخش ها حتی قندیل های یخی هم دیده می شد. من چند دستگاه برقی را آزمایش کردم و متوجه شدم که ژنراتور برق از کار افتاده و بر اثر نبود برق در ایستگاه، مشکلات خیلی زیادی بوجود آمده بود. دستگاه تصفیه هوا کار نمی کرد، تمام وسایل، شبکه ها و دستگاه ها خاموش شده بود و حتی آب نوشیدنی موجود در ایستگاه یخ زده بود. ما فقط ۲۰ لیتر آب با خودمان آورده بودیم و اگر برای دستگاه آبرسانی نمی توانستیم کاری بکنیم مجبور به بازگشت می شدیم. با هوا هم مشکل داشتیم. مخزن اصلی که برای ما هوای عادی را تامین می کرد و گاز کربنیک را می گرفت تا با بازسازی آن اکسیژن درست کند سالم بود، اما برای به کارانداختن دوباره آن باید حرارت دستگاه را به بالاتر از ۱۵ درجه سانتی گراد می رساندیم.این مخزن ۵۰ کیلوگرم وزن داشت. ژانیبکف آن را با خود داخل کیسه خواب برد و با در آغوش گرفتن، تلاش کرد آن را گرم کند. بعد من هم به او پیوستم و تلاش دو نفره ما بالاخره جواب داد و بدن هایمان این مخزن را آنقدر گرم کرد تا دوباره به کار افتاد و تصفیه هوا آغاز شد.چون برق نداشتیم و همه دستگاه ها هم با برق کار می کردند، نمی فهمیدم که چقدر گاز کربنیک وجود دارد یا درجه حرارت هوا چقدر است. سرما نیز مشکلات را بیشتر می کرد، ابتدای ورودمان به سالیوت هوا آنقدر سرد بود که پاهایمان از سرما یخ می زد ما آنها را بهم می مالیدیم یا با دست ماساژ می دادیم تا گرم شود. بعضی وقت ها از شدت سرما به داخل کیسه خواب می خزیدیم. آب گرم نداشتیم که چای یا قهوه بخوریم حتی قوطی های کنسرو را هم برای آن که کمی گرم شوند و بتوانیم بخوریم زیر بغلمان نگه می داشتیم. در ایستگاه دستگاه تهویه هم کار نمی کرد. معنی این جمله آن است که هر جا مشغول کار می شدیم بعد از چند دقیقه تمامی هوای اطراف ما از گاز اکسیدکربن پر و تنفس آن باعث سردرد می شد. ما مجبور بودیم با تکان دادن چیزهای مختلف هوای اطراف خودمان را جابه جا کنیم تا آسان تر تنفس کنیم. پنکه موجود در سفینه سایوز هم قدرت تعویض هوای صد مترمکعبی ایستگاه را نداشت.● قطع برق در فضاباتری چراغ قوه مان هم تمام شد و باتری نداشتیم. برقی هم نبود که بتوانیم آن را شارژ کنیم. برای فرستادن بعضی وسایل به فضا، آنها را در فویل های آلومینیومی می پیچند. ما فویل های وسایلی که قبلا فرستاده شده بود، برمی داشتیم، صاف می کردیم تا با نور منعکس شده از پنجره های ایستگاه کار کنیم. سیم کشی ایستگاه خراب شده بود و ما برای راه اندازی سیستم برق باید آنها را عوض می کردیم. حالا در نظر بگیرید یک کابل به کلفتی یک ستون چوبی برق که صدها رشته سیم داشت، باید کنترل می کردیم. هر رشته از سیم ها، شماره مخصوص خود را داشت. روکش این سیم ها هم ضخیم و سفت بود. باید آن را باز می کردیم کابل و سیم های داخل آن به قطرهای مختلف را پیدا و کنترل می کردیم که آیا کارش را درست انجام می دهد یا خیر و در صورتی که معیوب بود باید عوض می شد. البته این کار را باید در آن سرما و تاریکی و در حالی که صدها دستگاه و وسیله از اطراف آویزان است انجام می دادیم در وضعی که سیم مورد آزمایش یک سرش این طرف ایستگاه بود و سر دیگرش ۱۵-۱۰ متر آن طرف تر به یک دستگاه وصل شده بود.تازه این سیم ها رشته های یدکی برای احتیاط هم داشتند! ممکن بود این سیم مربوط به دستگاهی باشد که خراب شده بود. ما بتدریج در آن شراط سیم ها را تعویض و دستگاه ها را باز و بسته کردیم و سپس با استفاده از باتری های خورشیدی که مقدار کمی انرژی می داد، باتری های ذخیره انرژی را شارژ کردیم. برای این که بتوانیم از همان باتری های خورشیدی نیمه جان کار بکشیم، به وسیله موتور سفینه سایوز ایستگاه فضایی را می چرخاندیم تا باتری ها به طرف خورشید قرار بگیرد. با بازسازی تدریجی سیم های برق ایستگاه توانستیم گام های اولیه را برای حل مشکل برداریم، اما اتصال کابل ها به باتری های خورشیدی هم مشکل بود و ما منتظر می ماندیم تا ایستگاه به منطقه سایه زمین برسد و کابل ها را با استفاده از فرصت به دست آمده، وصل می کردیم.بالاخره بعد از یک هفته کار، سامانه برق و تولید انرژی ایستگاه را در اندازه حداقل به کار انداختیم. دستگاه تهویه شروع به کار کرد و لامپ های ایستگاه روشن شد و ما توانستیم اطرافمان را بهتر ببینیم و به سرعت کارمان اضافه کنیم، اما هنوز آب گرم نداشتیم. برایمان یک فنجان قهوه داغ به آرزویی بزرگ تبدیل شده بود. یک روز ژانیبکف یک لامپ پروژکتور فیلمبرداری در انبار پیدا کرد. این لامپ قوی است و گرمای زیادی تولید می کند. غذا و این لامپ را داخل یک کیف عکاسی می گذاشتیم و لامپ را روشن می کردیم. به این ترتیب ما توانستیم با خوردن غذای گرم و درست کردن آب ولرم برای چای، موفقیتمان را جشن بگیریم!● مشکلی به نام آب های سرگرداناما بالا رفتن حرارت و گرم شدن ایستگاه، مشکل دیگری را برایمان به وجود آورد: برفک و قندیل های یخ موجود در ایستگاه آب شد و حالا دیگر پشت قفسه ها، پنجره ها، زیر دستگاه ها و حتی داخل پریزهای برق، قطرات آب معلق بود و هر لحظه می توانست باعث یک اتصال کوتاه کشنده شود. جرقه حاصل از این کار می توانست کل ایستگاه را به آتش بکشد یا همه زحمت های ما را برای تعمیر به هدر بدهد و مشکل دیگر این بود که آب های جمع شده در اطراف خیلی از دستگاه ها پر از آشغال و کثافت بود. همه جا را آب کثیف فراگرفته بود و مشکل بزرگ آب در فضا این است که به شکل یک گوی سرگردان می تواند به همه جا سرک بکشد. با کهنه پارچه هایی که داشتیم، این آب را برمی داشتیم و در جایی فشار می دادیم تا آب آن تخلیه شود. این پارچه ها هم بعد از چند بار استفاده، دیگر به خود آب نمی گرفت، بنابراین آن را هم به کیسه می انداختیم. تعداد کیسه های نایلونی زباله روزبه روز بیشتر افزایش پیدا می کرد. پارچه ها هم تمام شد.از لباس کارگروه های قبلی استفاده کردیم. تقریبا هفت، هشت کیسه زباله پر شد از پارچه و لباس های خیس. حجمش را تصور کنید که چقدر زیاد است. این کیسه ها دست و پای ما را بسته بودند. هنوز چیزهای زیادی بود که باید مونتاژ می کردیم. غیر از آنها، وسایل و تجهیزات مختلفی در ایستگاه جابه جا شده بودند و باید در محل خودشان قرار می دادیم. به طور مثال لباس های مخصوص راهپیمایی که جای زیادی می گرفت، جایمان خیلی کم بود. وقتی نخستین ناو باربری پروگرس رسید، برای ما کلی حوله خشک و تمیز آورد. ما خیلی خوشحال شدیم؛ چون خیلی به آن نیاز داشتیم. این پارچه ها هم آب را خوب به خودش می کشد و هم سطوح را خوب تمیز می کند. ما به وسیله این حوله ها، ایستگاه را تمیز کردیم؛ طوری که همه چیز از تمیزی می درخشید. زباله ها هم به وسیله پروگرس از ایستگاه خارج شد و در مسیر برگشت به زمین سوخت و خاکستر شد.بتدریج ما توانستیم مشکلات را حل کنیم و وضع ایستگاه عادی شد. حالا ایستگاه آماده پذیرایی از فضانوردانی بود که پاییز همان سال به ما ملحق شدند. من مدتی دیگر با آنها در سالیوت ماندم تا این که در آذرماه سرانجام وقت برگشتن من به زمین فرا رسید و بزرگ ترین خانه تکانی فضایی جای خودش را برای همیشه در ذهن من باقی گذاشت.
  18. جنگ و دفاع در مدار زمین

    به محض آغاز عصر فضا و تلاش بشر برای ساخت ماهواره ها و سفینه های فضایی, اتحاد جماهیر شوروی تلاش هایش را برای ساخت سلاح های ضدماهواره آغاز کرد و این تلاش ها را برای چند دهه به شکلی مخفیانه ادامه دادبه محض آغاز عصر فضا و تلاش بشر برای ساخت ماهواره‌ها و سفینه‌های فضایی، اتحاد جماهیر شوروی تلاش‌هایش را برای ساخت سلاح‌های ضدماهواره آغاز کرد و این تلاش‌ها را برای چند دهه به شکلی مخفیانه ادامه داد.نیم قرن پیش، در اواخر پاییز سال ۱۳۴۲ اتحاد جماهیر شوروی اولین نمونه از سلاحی موسوم به قاتل ماهواره (آنچه ما امروزه آن را سیستم ضدماهواره یا ASAT می نامیم) را به فضا پرتاب کرد.این جنگ افزار با قابلیت مانورپذیری بالا برای آزمایش توانایی حتی در جهت نزدیک شدن به ماهواره های دشمن و منفجر ساختن آنها انجام شد. این پروژه از سوی شوروی پولیوت ۱ نامگذاری شده بود.این ماموریت به آغاز مسابقه ای به منظور توسعه و استقرار سلاح های تهاجمی در فضا به مدت دو دهه منجر شد و سرانجام در دهه ۶۰ خورشیدی و پس از معرفی برنامه مشهور جنگ ستارگان توسط رونالد ریگان به اوج خود رسید. اگرچه مشکلات میان شرق و غرب خیلی زود و با فروکش کردن بحران هسته ای کاهش یافت، اما خطر مسلح سازی فضا با ظهور قدرت های جدید فضایی مانند چین بالا گرفت. با جهانی که هر روز بیشتر از دیروز به ارتباطات، ناوبری و دیگر نیازهای روزانه مبتنی بر ماهواره وابسته می شود افزایش احتمال وقوع جنگ در مدار زمین می تواند یک اثر دومینووار از اقدامات پرهزینه و اقدامات متقابل را راه اندازد. همچنان که تاریخچه تلاش های اتحاد جماهیر شوروی برای ساخت ماهواره کش بوضوح این موضوع را به تصویر می کشد.● خاستگاه طرح ماهواره کُش شورویزمانی که مهندسان شوروی سابق در حال طرح ریزی قاتلان ماهواره ها بودند اندک زمانی بود که عصر فضا به سختی و کندی شروع شده بود. پس از داستان مشهور سرنگون شدن یک فروند هواپیمای یو ۲ جاسوسی ایالات متحده آمریکا از سوی سامانه پدافندی شوروی در سال ۱۳۴۰، نیکیتا خروشچف رهبر کرملین تصمیم گرفت همین رویه در برخورد با سیستم رهگیر ماهواره ای آمریکا ادامه یابد. ابتدا مهندسان شوروی همانند همتایان آمریکایی خود توجهشان را معطوف جنگنده های فضایی مسلح به موشک کردند. رهبران برجسته صنعت هوانوردی اتحاد جماهیر شوروی همچون ولادیمیر میخایلوویچ میاسویچ و بعدها ولادمیر نیکولایویچ چلومی پیشنهاد هواپیماهای فضایی مداری را ارائه دادند، اما ایده آنها برای آن دوران بیش از حد دور از ذهن و دسترس بود. در این فاصله اتحاد جماهیر شوروی روی یک فضاپیمای رباتیک کنترل از راه دور تمرکز کرد.سرگئی کورولیوف پدر برنامه فضایی شوروی تحت فشار قرار گرفت تا از موشک بالستیک قاره پیمای R-۷ برای حمل و ارسال یک رهگیر که می توانست در مسیر برخورد دقیق با هدف خود قرار گیرد، استفاده کند.با این حال چلومی با طراحی یک فضاپیمای خودهدایت شونده ـ که می توانست تا نزدیکی ماهواره دشمن حرکت کرده، منفجر شده و با ترکش های انفجاری هدفش را از پای درآورد ـ موافق بود.در سال ۱۹۶۰ کرملین طرح مفهومی چلومی را انتخاب کرد و آن را Istrebitel Sputnikov (ویرانگر ماهواره یا IS) نامید. سفینه بشکه ای شکلی که دارای ۱۷ پیشرانه بود تا بتواند هرگونه مانور قابل تصوری را در مدار زمین انجام دهد.این ویرانگر به وسیله شبکه پیچیده ای از ایستگاه های زمینی که در طول های جغرافیایی مختلفی در سراسر شوروی به منظور ردیابی ماهواره های دشمن و هدایت ویرانگر به سمت هدف گسترش یافته بودند پشتیبانی می شد. همچنین یک پست فرماندهی خیلی محرمانه برای هدایت این سیستم در حومه مسکو و شهر نوگینسک قرار داشت. علاوه بر اینها دو ایستگاه هدایت یکی در شهر سیبریه ای ایرکوتسک و دیگری در نزدیک دریاچه بالخاش قزاقستان قرار داشت.تا سال ۱۹۶۲ و زمانی که تیتر روزنامه های اتحاد جماهیر شوروی موفقیت های بزرگ فضانوردان را به طور رسمی اعلام کرده و آن را تلاش های صلح آمیز در زمینه اکتشافات فضایی خواند، بیشترین تمرکز اقدامات فضایی شوروی روی سلاح ضدماهواره بود.به گفته ولادیمیر پولیاچنکو، مهندس پیشرو در پروژه IS، چلومی رهبری جلسات روزانه مربوط به اوضاع پروژه را بر عهده داشت. در یازدهم فوریه ۱۹۶۳رهبران کرملین ازجمله نیکیتا خروشچف و لئونید برژنف در حومه مسکو و در مکانی به نام Fili یعنی جایی که چلومی و دیگر مهندسان روی اولین ماهواره کش کار می کردند، حاضر شدند.پولیاچنکو کره زمینی بزرگ که با شبکه ای از مدارهای ماهواره ای چشمک زن پوشیده شده بود به خروشچف نشان داد. این شبکه به منظور به تصویر کشیدن چگونگی عملکرد رهگیرها طراحی شده بود. خروشچف از آنچه می دید ابراز خوشحالی کرد. پس از اولین پرتاب موفقیت آمیز در نوامبر ۱۹۶۳ تست های مخفی پروازی ماهواره کش شوروی تا انتهای دهه ۶۰ ادامه یافت. دقیقا ۴۵ سال پیش در اول نوامبر ۱۹۶۸ اتحاد جماهیر شوروی موفق شد در مدار زمین به صورت واقعی یک ماهواره هدف طراحی شده را رهگیری و سپس آن را نابود کند. اگرچه پنج سال پس از آن طول کشید تا سیستم ضدماهواره وارد سرویس آزمایشی شود و یک دهه پس از آن هم طول کشید تا این سیستم به صورت کامل عملیاتی شود.در سال ۱۹۷۸ گزارش های منتشر شده در شوروی حاکی از آن بود که یک موشک بالستیک قاره پیما R-۳۶ مجهز به ماهواره کش قادر است در مدت حداکثر یک ساعت و نیم از پناهگاه خود در پایگاه فضایی بایکونور قزاقستان خارج شده و سپس روی صفحه پرتاب به صورت عمودی قرار گرفته و پس از بارگذاری سوخت به سمت هدف خود حرکت کند.در تابستان ۱۳۶۲ و اواسط دوران جنگ سرد که آن روزها رو به افزایش گذاشته بود یوری آندروپوف، رهبر شوروی به طور ناگهانی و با یک ژست ظاهرا خیرخواهانه خاتمه برنامه سیستم ضدماهواره را اعلام کرد، اما در پشت صحنه مهندسان همچنان به کار خود و بهبود سیستم ضدماهواره و حتی پروژه هایی به مراتب ترسناک تر و بزرگ تر نظیر احداث ایستگاه های جنگ در مدار زمین و سلاح های لیزری ادامه می دادند. سیستم ضدماهواره به روز شده با نام اختصاری IS-MU قادر به تعقیب ماهواره های دشمن حتی در صورت انجام مانورهای مخصوص جهت فرار بود. تنها ده سال بعد و پس از فروکش کردن جنگ سرد دولت بی پول به رهبری بوریس یلتسین این پروژه را متوقف کرد. در همین زمان چاپ اولین عکس از سیستم ضدماهواره در برخی نشریات به صورت رسمی از این پروژه محرمانه پرده برداشت.● نسل جدید سلاح های ضدماهواره روسیهپس از یک دهه وقفه در برنامه ضدماهواره روسیه، نشانه هایی از حیات دوباره این برنامه در سال ۱۳۷۹ زنده شد، همچنان که ایالات متحده و چین بوضوح حتی به صورت غیررسمی توانایی خود را برای حمله و از بین بردن ماهواره ها در فضا نشان داده اند. مدتی پس از کلنجار رفتن با ایده احداث ایستگاه های گران قیمت و آسیب پذیر در فضا، ارتش روسیه به سمت موشک های بالستیک تغییر یافته روآورد که بخوبی در سیلوهای مخصوص محافظت می شدند و به ماهواره هایی با مانورپذیری بالا که قابلیت فرستادن موشک به مسیر برخورد با ماهواره های دشمن در مدت زمان یک دقیقه را داشت مجهز می شدند.در بهار ۱۳۸۸ ولادیمیر پوپوکین، معاون وزیر دفاع روسیه به روزنامه نگاران گفت روسیه ضمن حفظ دارایی های عمومی روی پروژه های Naryad-VN و Naryad-VR سرمایه گذاری می کند. او گفت ما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم و تماشا کنیم رقبایمان چنین کارهایی را انجام دهند. ما فقط می توانیم بگوییم روسیه کارهای مشابهی انجام داده است. البته پوپوکین از ذکر جزئیات Naryad-V خودداری کرد، اما تعدادی از منابع روسی برخی از زوایای طراحی این وسیله را افشا کرده اند.Naryad-V که ظاهری نظامی دارد شامل یک یدک کش فضایی مداری است که نسخه غیرنظامی آن امروز با نام Briz-K شناخته می شود. موتور این فضاپیما در طول یک ماموریت ۷۵ بار می تواند روشن و خاموش شود. سر جنگی موشک های متعدد روی این راکت در کمپانی KB Geofizika مسکو ساخته شده و سرانجام پس از رهگیری روی هدف قفل شده و مینی کامپیوتر خود موشک، کنترل پرواز تا هدف را به عهده می گیرد.Naryad-V با یک بوستر راکت سبک وزن از سکو پرتاب می شود. این راکت در روزهای پایانی حیات اتحاد جماهیر شوروی دو پرواز آزمایشی را پشت سر گذاشت و در نهایت پرواز سوم آن در سال ۱۳۷۳ و قبل از شلیک موشک در بایکونور و در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منحل شد.هشت سال بعد هنگامی که پوتین رئیس جمهور فعلی از مرکز فضایی خرونیچف مسکو جایی که Naryad-V و راکت آن ساخته شده بازدید کرد، رئیس مرکز به او اطمینان داد که سیستم ضدماهواره آمادگی احیای مجدد را دارد.چهار سال پیش اولگ اوستاپنکف، فرمانده نیروی هوافضای روسیه به خبرگزاری رسمی ایتارتاس گفت روسیه قادر است به هر گونه تهدید فضایی پاسخ دهد. او گفت سیاست ما پرهیز از هر گونه جنگ افروزی در فضاست، اما ما افراد نظامی هستیم و باید برای هر شرایطی آمادگی داشته باشیم. فعالیت ما در این زمینه به عملکرد دیگر کشورهای رقیب بستگی دارد. اکنون پس از نیم قرن بازی وحشتناک در زمینه یکی از بحث برانگیزترین تحولات فضا،جهان هنوز هم با احتمال زیاد برخورد و انفجار ماهواره ها با یکدیگر مواجه است.
  19. کوادروکوپترها، نیاز امروز کشور

    از ابتدای تاریخ پرواز با موتورهای بنزینی و اختراع هواپیما توسط برادران رایت, یکی از محدودیت های اصلی هواپیما وجود محیطی مناسب برای نشست و برخاست این پرنده ها بوداز ابتدای تاریخ پرواز با موتورهای بنزینی و اختراع هواپیما توسط برادران رایت، یکی از محدودیت‌های اصلی هواپیما وجود محیطی مناسب برای نشست و برخاست این پرنده‌ها بود.این امر بخصوص در مواردی مانند امدادرسانی و جنگ اهمیتی بالا داشت و همین نیاز بود که منجر به اختراع هلیکوپترها شد، اما وجود یک ملخ چرخان به خاطر قانون پایستگی اندازه حرکت زاویه ای، باعث تعادل نداشتن پرواز چنین وسیله پرنده ای بود.برای رفع این مشکل هلیکوپترها را با دمی بلند و یک پروانه کوچک عمودی می سازند یا این که از دو ملخ که در دو جهت متفاوت می چرخند، استفاده می شود تا این حالت را خنثی کنند. (مانند هلیکوپترهای شینوک یا تیلیت روترها)یکی دیگر از روش ها برای برقراری تعادل در پرواز، استفاده از چهار ملخ چرخان در کوادروکوپترهاست. هر چند توجه به این وسیله در چند سال اخیر بسیار زیاد شده و به دلیل توانایی های آن در مانورپذیری بالا و توان ساخت و کنترل در ابعاد کوچک، این روزها حداقل در محیط های پژوهشی برای ساخت فناوری های آینده بسیار مورد توجه قرار گرفته، اما ابداع آنها به همان روزهای اول داستان پرواز در اوایل قرن بیستم می رسد.اولین مدل که بسیار به مدل های امروزی هم شباهت داشت سال ۱۹۲۲ ساخته شد، اما به دلیل نبود کارایی بالا تا نیمه های دهه ۵۰ این مفهوم فراموش شد. جنگ کره و سپس شدت گرفتن جنگ سرد توجه به هلیکوپتر برای واکنش لجستیکی سریع را بیشتر کرد و در آن زمان دو مدل از کوادروکوپتر ساخته شد که بازهم کارایی چندانی نداشت.دوران شکوه هلیکوپترها جنگ ویتنام بود که این وسیله در جابه جایی نیروها در میان جنگ های انبوه هندوچین نقش مهمی داشت. اما قرن بیست ویکم و انقلاب آی تی و همزمان پیشرفت در علم مواد که به ساخت کامپوزیت های مقاوم و در عین حال سبک منجر شد، باعث گردید بار دیگر توجه به این وسیله جذاب که حالا در ابعاد کوچک ساخته می شود برای حمل و نقل و ارتباطات فیزیکی بیشتر شود. الان نخستین کاربرد کوادروکوپترها در اسباب بازی هاست. برای همین در نمایشگاه اسباب بازی که بتازگی برگزار شد هم موارد زیادی از این وسیله دیده شد.اما شاید جالب ترین کاربرد این پرنده های چهار ملخه وقتی پیشنهاد شد که قوانین فدرال در ایالات متحده استفاده از سیستم به اشتراک گذاری تورنت را ممنوع کرد این شرکت بلافاصله اعلام کرد که سرورهای خود را روی کوادروکوپترها قرار می دهد تا پرواز کرده و دیگر روی خاک ایالات متحده نباشد و از شمول این قانون خارج شود؛ اینجا بود که توجه جدی تری به این وسیله شد. در ضمن آسانی سرهم بندی کردن کوادروکوپترها که به دلیل تبعیت از جنبش سخت افزار منبع باز اتفاق افتاد هم کمک کرد تعداد زیادی طرح و نقشه برای ساخت کوادروکوپترها حتی در پارکینگ منزل، در اینترنت منتشر شود. امروز همه کاربران می توانند حتی در ایران با خرید وسایل ساده و نسبتا ارزان و سرهم بندی کردن آنها به سادگی حتی در آشپزخانه منزلشان(!) یک کوادروکوپتر بسازند.کنترل حرکت برای ایجاد نیروی تراست و درگ هم در این وسیله با چهار ملخی که دارد بسیار ساده است و در مجموع ساخت آن برای دانش آموزان دوره راهنمایی و دبیرستان که در کلاس های فوق برنامه رباتیک شرکت می کنند هم چندان مشکل نیست.کوادروکوپترهای کوچک امروزه در محیط های پژوهشی و تحقیقاتی مانند دانشگاه ها کاربردهای مهمی مانند تست سیستم های ارتباطاتی، مسیریابی، رباتیک و سامانه های زمان واقعی دارند و گروه هایی از مهندسان برق و مکانیک گرفته تا علوم کامپیوتر روی آن کار می کنند.این وسیله کاربردهای نظامی هم در پایش و عکسبرداری دارد و پژوهشکده های هوایی کشورمان هم که سال هاست روی پهپادها کار می کنند، می توانند با کار روی این وسیله نمونه های نظامی آن را بسازند که بخصوص برای پایش مرزهای کشور در مناطق صعب العبور مناسب است و ابزار مناسبی برای کنترل مرزهای آبی و جلوگیری از قاچاق کالا در این نواحی باشد.همچنین با گستردگی که کشورمان دارد پایش محیط زیست و پارک های حفاظت شده امر سختی است که کوادروکوپترها می توانند براحتی و با هزینه بسیار کم آن را برای سازمان محیط زیست آسان کنند. نصب دوربین های کنترل خلاف های رانندگی که عبور رانندگان از مسیرهای خلاف، بین خطوط و حرکات مارپیچ را در بزرگراه ها تشخیص می دهد، روی کوادروکوپتر هم می تواند کاربرد مفیدی از این وسیله جذاب و ساده برای پلیس راهور ناجا باشد.در مجموع این فناوری پیشرفته با سادگی در نصب و کاربردی شدن، می تواند وسیله مناسبی برای کنترل، پایش یا حتی انجام مانورهایی برای کمک رسانی باشد که هنوز جدی گرفته نشده، ولی به نظر می رسد آینده روشنی پیش رو دارد.
  20. ماهواره‌ای‌که از تعطیلی ناسا گریخت

    ماهواره میون که پروژه ساخت آن تنها بخشی از برنامه های ناسا بود و در جریان تعطیلی دولت آمریکا به کار خود ادامه می داد, طبق برنامه هجدهم نوامبر بیست و هفتم آبان به فضا پرتاب خواهد شدماهواره میون که پروژه ساخت آن تنها بخشی از برنامه‌های ناسا بود و در جریان تعطیلی دولت آمریکا به کار خود ادامه می‌داد، طبق برنامه هجدهم نوامبر (بیست و هفتم آبان) به فضا پرتاب خواهد شد.ناسا تاریخ قطعی پرتاب کاوشگر مدارگرد مریخ با نام میون را اعلام کرد. طبق بیانیه ناسا، این سفینه با استفاده از یک موشک اطلس V ۴۰۱ از پایگاه فضایی کیپ کاناورال فلوریدا بعدازظهر هجدهم نوامبر به وقت محلی به فضا فرستاده خواهد شد تا در مرحله اول ماموریت خود، جو بالایی سیاره سرخ را بررسی کند.بیانیه ناسا خیال دانشمندان فضایی را راحت کرد که نگران بودند تعطیلی اخیر در بخش هایی از دولت ایالات متحده به از دست رفتن پنجره زمانی پرتاب برای این مدارگرد منجر شود که اگر چنین می شد، به معنای تعویق دست کم بیست و شش ماهه پرتاب این مدارگرد تا مقارنه بعدی زمین و مریخ (شرایط مناسب برای پرتاب فضاپیما به مریخ) می شد.دیو میچل، رئیس پروژه میون در گودارد می گوید: سال ۲۰۰۸ هنگامی که ما ماموریت میون را به ناسا پیشنهاد کردیم و ساخت آن تائید شد، زمان پرتاب آن را هجدهم نوامبر ۲۰۱۳ تعیین کرده بودیم، که اولین فرصت مناسب پرتاب آن بود. حال ما می خواهیم دقیقا در همان روز این ماهواره را پرتاب کنیم.این نشان از موفقیت کامل ما در زمان بندی دارد. هدف ماموریت میون پاسخ به این پرسش است که مریخ اتمسفر خود را کی از دست داد.شواهد حسگرهای متعدد فضایی نشان از این دارند که میلیاردها سال پیش، مریخ جوی بسیار ضخیم و غلیظ مملو از دی اکسیدکربن داشت و آب مایع نیز در سطح آن جریان داشت که شاید می توانست میزبان حیات هم باشد. ولی از آن زمان، جو مریخ تقریبا به طور کامل نابود و سیاره هم به بیابانی تبدیل شده که از هر جای قابل تصوری روی زمین خشک تر است.هدف این ماهواره این است که تاریخ جو مریخ و فرآیندهایی را که بر آن تاثیر گذاشته اند مورد مطالعه قرار دهد؛ فرآیندهایی مانند نرخ از دست رفتن اتمسفر، نحوه تعامل جو بالایی آن با بادهای خورشیدی و نسبت ایزوتوپ های مختلف. بعدها می توان این داده ها را با موارد مشابه تهیه شده توسط مریخ نورد کیوریاسیتی از سطح مریخ مقایسه کرد. میون برای تکمیل ماموریت خود، به سه دستگاه مجهز است.اول، تجهیزات میدان و ذرات است که از شش ابزار برای بررسی بادهای خورشیدی و لایه یونوسفر جو مریخ تشکیل شده است. این ابزار حاوی حسگرهایی برای اندازه گیری بادهای خورشیدی، الکترون های یونوسفری، میدان مغناطیسی مریخ و دیگر خصوصیات مریخ است.دومین ابزار، یک بسته حسگر از راه دور است که برای اندازه گیری خصوصیات کلی جو بالایی و یونوسفر و همچنین گرفتن عکس های طیف سنجی فروسرخ از سیاره طراحی شده است.در نهایت یک طیف سنج گاز نجیب و جرم یونی وجود دارد که ترکیبات جو بالایی مریخ را با توجه خاص به ایزوتوپ های گازهای نجیب و یون ها اندازه گیری می کند. اگر پرتاب هجدهم نوامبر موفقیت آمیز باشد، آغاز سفری ده ماهه به مریخ خواهد بود که بیست و دوم سپتامبر سال آینده با رسیدن به مدار سیاره سرخ به پایان خواهد رسید.میون پس از آن به یک مدار بیضی شکل خواهد رفت و ماموریت علمی یکساله اش را شروع خواهد کرد.زاویه مدار به این ماهواره اجازه خواهد داد تمام مدارها را در حین رفتن به فاصله ۶۰۰۰ کیلومتری از سیاره مشاهده کند و پس از برگشتن به فاصله ۱۵۰ کیلومتری بالای سطح مریخ، به طور مستقیم از جو آن نمونه برداری کند. در جریان این ماموریت، ماهواره یک بار تا ارتفاع ۱۲۵ کیلومتری پایین خواهد آمد، که لبه پایینی جو بالایی مریخ است. میون علاوه بر ماموریت علمی خود، یک لینک داده را بین دیگر ماهواره های مدارگرد مریخ و زمین برقرار می کند؛ هرچند به دلیل مدار گردشی بیضوی آن، محدودیت هایی در این کار وجود خواهد داشت.جان گرانسفلد، نایب رئیس بخش ماموریت های علمی ناسا در واشنگتن می گوید: ماموریت میون گامی چشمگیر و رو به جلو در حل معمای سیاره ای گذشته و امروز جو مریخ است. دانشی که ما به دست می آوریم به کمک ماموریت های گذشته و امروز در این سیاره است و به ما در ماموریت های آینده سرنشین دار به مقصد مریخ کمک خواهد کرد.
  21. بمباران از فضا

    سال پیش مردم روسیه در منطقه چلیابینسک جنوب غرب روسیه شاهد رویدادی بودند که تاکنون به چنین شکوه و عظمتی دیده نشده بود آنها اوایل روز اندکی پس از ۹ صبح گوی درخشان و ملتهبی را در آسمان دیدند که با سرعت حرکت می کرد و به سوی زمین پیش می آمدسال پیش مردم روسیه در منطقه چلیابینسک (جنوب غرب روسیه) شاهد رویدادی بودند که تاکنون به چنین شکوه و عظمتی دیده نشده بود. آنها اوایل روز (اندکی پس از ۹ صبح) گوی درخشان و ملتهبی را در آسمان دیدند که با سرعت حرکت می‌کرد و به سوی زمین پیش می‌آمد.سرعت حرکت این شهاب خیلی زیاد بود؛ ۹۶۰ کیلومتر در ساعت، یعنی بیشتر از سرعت هواپیماهای مسافربری! بدیهی است مردم با دیدن این منظره هراسان شوند. آنها صحنه هایی از فیلم های هالیوودی را به ذهن می آوردند که چنین شهاب عظیمی با زمین برخورد می کند و طومار حیات را برمی چیند.... اما این رویداد چنین پایانی را در بر نداشت. این شهاب غول پیکر و درخشان کمی پیش از آن که به زمین برسد در ارتفاع ۲۳ کیلومتری سطح زمین منفجر شد. این انفجار باعث شد ناگهان نور بسیار شدیدی تولید شود؛ مثل یک فلاش عکسبرداری غول پیکر، همزمان با آن صدای انفجار مهیبی هم شنیده شد که همین صدا و ضربه صوتی شدید آن باعث آسیب به بیش از ۷۲۰۰ ساختمان در شش شهر نزدیک به هم شد. بالغ بر ۱۲۰۰ نفر هم در این حادثه منحصر به فرد آسیب دیدند. این همه آسیب و سر و صدا به خاطر مقدار زیادی انرژی بود که در زمان کوتاهی آزاد شده بود. مقدار انرژی که در اثر انفجار این شهاب در آسمان آزاد شد برابر با ۴۴۰ کیلوتن TNT بود. برای مقایسه، این مقدار انرژی تقریبا ۲۰ تا ۳۰ برابر انرژی آزاد شده از بمب اتمی هیروشیما بود! اما خوشبختانه بخش زیادی از این انرژی را جو زمین جذب کرد و به سطح زمین نرسید.این حادثه باعث شد جمع کثیری از مردم جهان به موضوع شهاب ها علاقه نشان دهند. بسیاری از مردم از افتادن شهاب یا انفجار شهابسنگ صحبت می کردند. البته مثل بسیاری از موضوعات دیگر ایرادهای کلامی هم در این گفت وگوها وارد می شد. مثلا فرق نگذاشتن بین همین دو واژه شهاب و شهابسنگ. در بیشتر موارد مردم این دو را با هم اشتباه می گیرند. اما فرق های ظریفی بین این دو واژه وجود دارد. شهاب در اصطلاح علمی جسمی است که وارد جو زمین می شود و به دلیل حرارت زیاد ناشی از حرکت سریعش رد روشنی از خود بر جای می گذارد. اما شهابسنگ آن چیزی است که از این جسم به زمین برخورد می کند. به عبارتی آن چیزی که مردم منطقه چلیابینسک در آسمان دیدند، شهاب بوده است (هر چند به دلیل درخشندگی بسیار زیادش به آن آذرگوی هم می گویند). اما پس از این حادثه، گروه های پژوهشی زیادی به دنبال تکه سنگ هایی می گشتند که از این شهاب به زمین رسیده بود و آنچه بالاخره چندروز پیش در اعماق دریاچه چبارکول یافتند، یک شهابسنگ نامیده می شود. البته این شهاب به قطعات ریز بسیاری تقسیم شده بود که بلافاصله پس از برخورد از سوی مردم و حتی بچه مدرسه ای ها کشف شد و امروزه حتی مورد خرید و فروش علاقه مندان شهابسنگ قرار می گیرد. شهابسنگ یافت شده که از سوی نیروهای نظامی روسیه در اعماق دریاچه کشف شد ، بزرگ ترین قطعه پیدا شده از این شهاب بوده است؛ شهابسنگی به وزن ۶۵۴ کیلوگرم.امروزه مجموعه داران، ستاره شناسان آماتور و بسیاری از مردم به داشتن تکه ای از یک شهابسنگ علاقه مند هستند. اینها سنگ هایی است که از آسمان فرو افتاده است. همین می تواند مهم ترین دلیل برای جذابیتشان باشد. حتی آنقدر جذابند که مثلا هفت مدال طلایی که در روز هشتم بازی های المپیک زمستانی ۲۰۱۴ در شهر سوچی روسیه به ورزشکاران برنده داده می شود قطعاتی از همین شهابسنگ چلیابینسک را داراست.اما واقعا چرا شهابسنگ ها برای دانشمندان مهم است؟ شاید مهم ترین دلیل این باشد که شهابسنگ ها پیام آورانی از دنیای قدیم است. آنها رازهایی را در خودشان دارد که به تاریخ های بسیار قدیم منظومه شمسی، شاید بیش از ۵.۳ میلیارد سال پیش تعلق دارد. آنها شرایط روزهای اولیه شکل گیری منظومه شمسی را نمایش می دهند. برای همین برای دانشمندان باارزش هستند.● هویاحدود ۸۰ هزار سال قبل شهابسنگی به زمین برخورد کرد که امروزه آن را بزرگ ترین شهابسنگ شناخته شده دنیا می دانند. این شهابسنگ که در مزرعه هوبا در نامیبیا قرار دارد یک شهابسنگ فلزی ـ آهنی است و بیش از ۶۰ تن وزن دارد! این شهابسنگ و منطقه پیرامونی اش از سال ۱۹۵۵ میلادی به عنوان اثر ملی نامیبیا ثبت شده است.● دیابلومجموعه ای از شهابسنگ های کوچک است که در پیرامون گودال شهابسنگی معروف بارینجر در آریزونای آمریکا از میانه های قرن ۱۹ م. کشف شد. این شهابسنگ ها حدود ۵۰ هزار سال قبل به زمین رسیده اند. شاید مهم ترین ویژگی این شهابسنگ ها در این باشد که انسان های ماقبل تاریخ از آن به عنوان ابزار استفاده می کرده اند. اکنون بیش از هشت قطعه شهابسنگ با این عنوان در اطراف گودال بارینجر کشف شده است.● کیپ یورکشهابسنگ کیپ یورک در منطقه ای به همین نام در گرینلند به زمین رسید. این یکی از بزرگ ترین شهابسنگ های آهنی در دنیاست. این شهابسنگ چند بخش غول پیکر دارد. بخش بزرگ و اصلی آن به نام خیمه ۳۱ تن وزن دارد. قطعه ای که به نام زن شناخته می شود، سه تن و قطعه سنگ ۴۰۰ کیلوگرم جرم دارد. در طول قرن ها، اقوامی که در کنار این شهابسنگ زیست می کردند از آن به عنوان منبع آهن برای ساخت ابزارها (به شیوه فلزکاری سرد) استفاده کرده اند. این شهابسنگ در سال ۱۸۹۴ کشف شد. امروزه این شهابسنگ در موزه نیویورک قرار دارد. قطعه چهارم این شهابسنگ که به نام مرد شناخته می شود در سال ۱۹۶۳ کشف شد.● البوگناین از قدیمی ترین شهابسنگ هایی است که تاکنون به شکل کلاسه شده و دقیق مورد مطالعه قرار گرفته است. این شهابسنگ در سال ۱۴۰۰ در روستایی به نام لوکت در پادشاهی بوهِمیا (امروزه جمهوری چک) سقوط کرد. در دوران قرون وسطی سنگ مهمی شناخته می شد. جنس آن از آهن است. در افسانه های محلی این شهابسنگ جایگاه خاصی دارد. حتی برخی افسانه ها آن را حاصل سنگ شدن پادشاه لوکرت توسط پیرزنی جادوگر می دانند. امروزه هیچ نشانی از شهابسنگ اصلی نیست. در بسیاری از موزه ها و مراکز پژوهشی قطعات برش خورده ای از این شهابسنگ که در قرن ۱۹ تهیه شده وجود دارد.● شهابسنگ آلندهبزرگ ترین شهابسنگ کندریت کربنی در سال ۱۹۶۹ م. در ایالت چیاآ مکزیک سقوط کرد. این شهابسنگ باقیمانده انفجار شهابی بود که در بالای اتمسفر زمین منفجر شد و قطعاتی از آن به زمین رسید. گاهی این شهابسنگ را شناخته شده ترین شهابسنگ زمین می دانند؛ چرا که مطالعات بسیار زیادی بر آن انجام گرفته است. این شهابسنگ مقادیر زیادی کلسیم ـ آلومینیوم دارد. بر همین اساس آن را از قدیمی ترین اجرام شکل گرفته در منظومه شمسی می دانند.● ALH۸۴۰۰۱شهابسنگی که سال ۱۹۸۴ در تپه آللن در جنوبگان کشف شد. اهمیت و وجه منحصر به فرد این شهابسنگ این است که امروزه همگان توافق دارند منشا این شهابسنگ، سیاره مریخ است! این شهابسنگ باارزش فقط ۱.۹۳کیلوگرم وزن دارد. در سال ۱۹۹۶ دانشمندان با اعلام این که بر این شهابسنگ شواهدی یافته اند که نشان از حیات میکروبی بر مریخ دارد، آن را دوباره بر صدر تیتر خبرهای روزنامه ها نشاند.
  22. سینرژی؛ وسیله پرنده خانوادگی

    برترین نوآوری ها و اختراعات سال۲۰۱۳آیا هرگز به این موضوع اندیشیده‌اید که نسل‌های آینده چطور به مسافرت خواهند رفت؟ آیا فرزندان و نوادگان ما نیز جاده‌های به یادماندنی شمال را با آن ترافیک‌های وحشتناک تجربه خواهند کرد یا آخر هفته سوار بر وسیله نقلیه پرنده خود شده و بسرعت به هر نقطه از این کشور دوست‌داستنی که مایلند، خواهند رفت؟حقیقت آن است که در چند دهه آینده هواپیماهای کوچک خانوادگی که دارای مصرف بهینه سوخت هستند و جای زیادی اشغال نمی‌کنند، متداول خواهد شد! اگر تصور می‌کنید این رویایی محال و مربوط به داستان‌های علمی ـ تخیلی است، در این مقاله با ابتکار تازه جان مک‌گینیس و هواپیمای خانوادگی که او طراحی کرده آشنا شوید.جان مک‌گینیس معتقد است خانواده‌های معمولی در آینده‌ای نه‌چندان دور ترجیح می‌دهند به جای مراجعه به فرودگاه و تهیه بلیت، سوار بر هواپیمای شخصی خود شده و به هر جایی که دلشان می‌خواهد پرواز کنند. به همین خاطر او ایده خود را سرسری نگرفته و با تلاشی شبانه‌روزی در حال‌ بارورکردنش است.جان و پدرش به همراه گروهی از علاقه‌مندان و داوطلبان زبده، مشغول عملی‌کردن این ایده جاه‌طلبانه هستند. آنها می‌کوشند برخلاف هواپیماهای کوچک متداول که هزینه تولید و نگهداری بالایی دارند، ابزاری بسازند که نه‌تنها کوچک و اقتصادی باشد، بلکه هدایت آن برای عموم مردم ساده بوده و مانند رانندگی با خودروهای سواری، هر کسی از پس هدایتش برآید.هواپیمای پرنده آنها که سینرژی (Synergy) نام دارد، قرار است فقط ۸‌/‌۵ لیتر سوخت را در هر ۱۰۰ کیلومتر بسوزاند که برای یک هواپیمای شخصی با چند نفر سرنشین رقم بسیار پایینی است. اگر میزان مصرف خودروی‌سواری شخصی خود یا نزدیکانتان را بدقت بررسی کنید، درمی‌یابید کم‌مصرف‌ترین خودروهای موجود در بازار خیلی بیش از این رقم بنزین بی‌زبان را دود می‌کنند!جان مک‌گینیس، ۴۷ سال دارد و در زمینه تولید مواد ترکیبی (کامپوزیت) مشغول به کار است؛ او زمانی که کلاس دوم دبستان بود برای نخستین بار هواپیماسواری را تجربه کرد. مدت‌ها ناکارآمدی هواپیماهای شخصی ذهن او را به خود مشغول کرده بود؛ به همین سبب بیش از ۲۰ سال را صرف تحقیق و یادگیری اصول مهندسی هوانوردی و دینامیک سیالات کرد. تا این که چندی پیش، زمانی که مشغول مطالعه یکی از مقالات تحقیقاتی ناسا بود، ایده‌ای ناب به ذهنش خطور کرد و بالاخره به پاسخ پرسشی که از دوران کودکی ذهنش را مشغول کرده بود، رسید.جان در طراحی هواپیمای شخصی خود از دم پشتی بسته استفاده کرده است و آن را شبیه دیواره مربعی شکل درآورده تا نیروی کششی و مزاحمی را که ثبات پرواز را مختل می‌کند، کنترل نماید و در عین حال به حداکثر کارایی و بهره‌وری ممکن برسد. از سوی دیگر، نیمه بالایی بال‌ها به سمت عقب آن کشیده شده تا کارکردی مشابه دم هواپیما داشته باشد و در همین حال ثبات پرنده را ارتقا بخشد.همچنین شکل خاص بسته دم‌ پشتی، غوطه‌وری وسیله روی جریان‌های هوایی را ساده کرده و با نیروهای چرخشی این دسته از جریان‌های هوایی مقابله می‌کند. از طرف دیگر، آنها به جای استفاده از ملخ پیش‌برنده در جلوی هواپیما، آن را در پشت وسیله کار گذاشته‌اند تا نه‌تنها با هدایت بهتر هوا بر سرعت وسیله بیفزاید، بلکه سر و صدای بسیار کمتری به داخل کابین نفوذ کند.مک‌گینیس در گاراژ پدرش کارگاهی مجهز ساخته و از انواع ماشین‌آلات صنعتی نظیر دستگاه‌های CNC و قالب‌های سفارشی برای ساخت اجزای گوناگون این وسیله پرنده استفاده می‌کند. آنها حتی از نرم‌افزاهای سه‌بعدی برای مدلسازی سریع ایده‌های جدید خود و طراحی بهتر قطعات تازه بهره می‌برند.جالب این که بجز پدر و پسر، دیگر اعضای خانواده مک‌گینیس نیز پشتیبان این ایده جاه‌طلبانه هستند و با مشارکت بی‌وقفه خود، نقشی اساسی را در این پروژه ایفا می‌کنند. برای نمونه، کایل ـ که پسر جان است ـ در زمینه تولید نمونه‌های اولیه از جنس فایبرگلاس و الیاف کربن، آن هم در مقیاس کوچک مشغول است.آنها تاکنون رقمی معادل ۸۰ هزار دلار را صرف عملی‌ساختن ایده خود کرده‌اند و امیدوارند بزودی نمونه اولیه ـ که پنج نفر گنجایش دارد ـ را بسازند و با موفقیت آزمایش کنند. جان مک‌گینیس با همتی ستودنی در حال پیاده‌سازی این ایده است و می‌گوید: «من ۹۰ ساعت در هفته روی سینرژی کار می‌کنم و خیلی کم استراحت کرده یا می‌خوابم، دوست دارم هر چه سریع‌تر نتیجه زحمات خود و دوستانم را ببینم.»● ویژگی‌های هواپیمای خانوادگی Synergyـ دم‌پشتی بسته این پرنده بخوبی از جریان‌های هوایی موجود استفاده کرده و در نهایت با کاهش کشش‌های مزاحم به افزایش ثبات پرواز کمک می‌کند.ـ موتور توربو دیزل با توان خروجی ۲۰۰۰ اسب بخار به گونه‌ای طراحی شده که حرارت را به پایین پروانه منتقل کرده و بر نیروی محوری پیشران می‌افزاید.ـ بال‌های بزرگ به خلبان و سرنشینان این پرنده اجازه می‌دهد فرود و پرواز ملایم‌تری را تجربه کند.ـ سامانه رایانه‌ای پرواز خودکار به این پرنده خانوادگی اجازه می‌دهد در مواقع اضطراری، فرود آن را کنترل کرده و آن را در نزدیک‌ترین باند به زمین بنشاند.از این گذشته یک چتر نجات بالستیک (پرتابی) نیز در این هواپیما تعبیه شده تا حفاظت از جان سرنشینان را به حداکثر برساند.نظر کارشناسمارک مور / مهندس پرواز، مرکز تحقیقاتی لانگلی، ناسا: «اگر این هواپیمای کوچک دارای خصوصیات بارزی چون قیمت مناسب، ایمنی بالا، کارکرد بی‌صدا، سهولت پرواز و بهره‌وری بی‌نظیر است، به طوری که کاربر می‌تواند به هر جا که دلش می‌خواهد پرواز کند، دیگر چه نیازی به هواپیماهای مسافربری معمول خواهد بود؟»
  23. ترانه ی انتقام | Bita_Icyheart

    پارت چهلم گفتم : - گیرم که حرفِ شما درست و متین! ولی ترانه چی؟اون از من متتفره، مطمئنم که کوچک ترین حسی بهم نداره بی حرف از جاش بلند شدو رفت از روی میزش یه نامه ورداشت اوردو گرفت سمتمو گفت : + بگیر بخون نشست کنارمو مجبورم کرد بازش کنمو بخونم + سلام آقا جون، با اجازتون میخوام چندروزی برم خونه خالمو اونجا بمونم، دلیلشم فقط به شما میگم که نگران نشید، راستش یه مدتِ که تو این خونه آرامش ندارم نمیگم از دستِ کی، ولی مطمئن باشید که بخاطرِ وجودِ امیر نیست، برعکس دلم میخواست کنارش باشمو تو این چند روز مطمئنم که دلم واسش ... مواظب خودتون باشید، قول میدم این دوری زیاد طول نکشه.ترانه سرمو بلند کردمو با بی تفاوتی گفتم : - خب اینو چرا به من نشون دادین؟ + من میدونم چرا رفته، مهدیار چند شب پیش ترانرو ازم خواستگاری کرد از خشم نامرو تو دستم مچاله کردم، که آقاجون لبخند زد، معلوم نیست این کارمو پیش خودش چی معنی کرد، ولی من فقط دوست ندارم دسته مهدیار به ترانه بخوره و این معنیِ عشقو غیرتی شدن نمیده - شما چه جوابی دادین؟ + گفتم نظر ترانه واسم مهمِ و اگه جوابش منفی باشه دیگه حق نداری حرفِ خواستگاریو پیش بکشی - بعد اون چی گفت؟ از سوال کردنام خندش گرفتو تو همون حالت گفت : + گفت ترانه جوابش منفیه بخاطرِ امیر و گفت که عقلمو دستِ شماها ندم - واسم عجیبِ که شما چرا دستِ رد به سینه مهدیار میزنید؟ اون از هر لحاظ از من بهتره و لیاقت ترانرو داره دستِ مشت شدمو گرفتو با مهربونی گفت : + نمیخوام اشتباهِ گذشتمو تکرار کنم با تعجب گفتم : - کدوم اشتباه؟ + شاید یروز بهتون گفتم ولی الان وقتش نیست، فقط بهم بگو توام ترانرو دوست داری یا نه؟ بدون کوچیک ترین مکثی گفتم : - دوستش دارم تا اینو گفتم بغلم کردو محکم زد پشتِ کمرم که آخم بلند شد، منو از خودش جدا کردو گفت + اونقدر ذوق زده شدم که حواسم نبود قلبت اذیتِ، پس حالا که توام دوستش داری و از حسِ اونم نسبت به تو مطمئنم نگران هیچی نباش خودم همه چیو درست میکنم یه لبخنده زورکی زدم که دروغ بزرگم به این سرعت با این بی تفاوت بودنام لو نره.بعد از تموم شدن حرفامون از اتاقش خارج شدمو خواستم برم خونم که تصمیم گرفتم برمو شماره ترانرو از مهدیس بگیرم.رفتم طبقه بالا و همینکه خواستم در بزنم خودش باز شدو مهدیس با تعجب بهم نگاه کرد + تو اینجا چیکار میکنی؟ یه تای ابرومودادم بالا و یک راست رفتم سره اصل مطلب - شماره ترانرو بده شروع کرد به خندیدن که دلم میخواست بزنم تو دهنش + امره دیگه ای نداری؟ بشین تا شمارشو بهت بدم اینو گفتو خواست درو ببنده که پامو گذاشتم لایِ درو با دستم درو به عقب هل دادم که مهدیس پرت شد رو زمین، با داد گفت : - گمشو بیرون پسره روانی درو پشت سرم بستمو رفتم طرفشو یقه لباسشو یجوری گرفتم که دستم به پوستِ گردنش نخوره + یا همین الان مثلِ یک دختره خوب و حرف گوش کن شماره ترانرو بهم میدی یا یه جوری دکوراسیون صورتتو تغییر میدم که دیگه پوریا هم رغبت نکنه بگیرتت از ترس نفس نفس میزد که گوشیمو از جیبم در اوردمو رمزشو زدم و گرفتمش سمتش.با اکراه گوشیو از دستم گرفتو بی حرف شماررو تایپ کردو گوشیو گرفت سمتم، همینکه گرفتمش یقه لباسشو ول کردمو پرتش کردم عقب که حس کردم الانِ که بزن زیر گریه،ولی اصلا واسم مهم نبود.از جام بلند شدمو بی حرف از اتاق رفتم بیرونو درو محکم بستم.از عمارت خارج شدمو رفتم سمتِ خونه خودم.همینکه رسیدم یک راست رفتم تو اتاقمو لباسامو عوض کردم.رو تخت دراز کشیدمو تا خواستم گوشیو وردارم دیدم روش از طرف بهار پیام اومده + سلام امیر جونم واست یه خبره توپ دارم هروقت پیاممو دیدی باهام تماس بگیر،بوس پیامو پاک کردمو شروع کردم به خندیدن، واسم خنده دار بود که با چه رویی بازم به من پیام مید؟حیفِ اون همه عشقی که نسبت بهش داشتم. بیخیال بهار شدمو به شماره ترانه نگاه کردم، سره دوراهی اینکه بهش زنگ بزنم بودم، میخواستم بهش بگم که نقشمون داره به جاهای باریک میکشه و آقاجون واسمون کلی خواب دیده.شماررو گرفتمو منتظر شدم تا جواب بده، ولی هرچی بوق خورد خبری ازش نشد، دوباره گرفتم و بازم هیچ.پوفی کشیدمو گوشیو پرت کردم کنارم که همون موقع زنگ خوردو دیدم خودشِ،منم مثلِ خودش جواب ندادمو شروع کردم به خندیدن، آخ که الان قیافش دیدنی بود، دوباره زنگ زد که بازم جواب ندادم، یکم که گذشت خودم گرفتمش که باز جواب نداد، از بس خندیده بودم قلبم تیر میکشید، بلاخره جواب دادو با صدای بلندی گفت - الــو بازیت گرفته؟ تو دیگه کدوم گاوی هستی؟ خندمو جمع کردمو گفتم + عشقتم دیگه صدایی ازون طرف خط نیومد که فکر کردم از خوشی مرده + الو خانومی زنده ای یا داری ناز میکنی واسم؟ - ترسیدم فکر کردم مزاحمی، شمارمو از کجا گیر اوردی؟ + بماند، زنگ زدم یه حرفای مهمیو بهت بگم - بگو میشنوم تا اومدم بگم صدای یه پسرو شنیدم که شبیه صدای پوریا نبود...
  24. دومین مسابقه فضایی جهان

    اکتبر ۱۹۵۷ بود که شوروی سابق با فرستادن ماهواره «اسپوتنیک ـ یک» به مدار زمین, عصر جدیدی در تاریخ بشر را آغاز کرد تلاش های انسان برای تسخیر فضا با گامی کوچک آغاز اما بسرعت این تلاش ها به رقابتی جهانی تبدیل که دو بازیگر اصلی آن ایالات متحده آمریکا و شوروی سابق بودنداکتبر ۱۹۵۷ بود که شوروی سابق با فرستادن ماهواره «اسپوتنیک ـ یک» به مدار زمین، عصر جدیدی در تاریخ بشر را آغاز کرد. تلاش‌های انسان برای تسخیر فضا با گامی کوچک آغاز اما بسرعت این تلاش‌ها به رقابتی جهانی تبدیل که دو بازیگر اصلی آن ایالات متحده آمریکا و شوروی سابق بودند.رقابت این دو که بیشتر تحت تاثیر فضای جنگ سرد و برتری جویی طرفین بر یکدیگر بود، باعث توسعه ای شگفت انگیز در مسیر اکتشاف های فضایی شد و فقط ده سال بعد از نخستین پرواز فضایی، انسان برای نخستین بار قدم بر دنیایی غیر از سیاره مادری خود گذاشت. فتح ماه در حالی که نشانه ای از موفقیتی زودهنگام بود اما در عین حال خط پایانی بر رقابت های فشرده فضایی در آن زمان بود.در سال های پس از آن کاوش های فضایی با سرعتی کمتر ادامه یافت اما دستاوردهای آن شگفت انگیز بود. امروزه سفینه های پیشقراول زمینی بر لبه منظومه شمسی قرار دارد. از خورشید تا مشتری و زحل و دنباله دارها قلمرو کاوش های ربات های زمینی شده است. اینک کاوشگری از زمین به دیدار سیاره سابق، پلوتو می رود، ربات های کاوشگر بر سطح مریخ چرخ می زند و لشکری کامل از ربات های مدارگرد نه تنها همه رفتارهای سیاره ما را زیر نظر گرفته که به ابزار ضروری در زندگی روزمره ما بدل شده است.گرچه مدت های طولانی است که بخش خصوصی به شریکی در برنامه های فضایی بخصوص در برنامه مربوط به ماهواره های دورسنجی و ماهواره های مخابراتی بدل شده اما واقعیت این است که بویژه در بخش پرخرج و گرانقیمت و دیر بازده سفرهای سرنشین دار و انجام مستقل سفرهای فضایی تاکنون همه چیز وابسته به سازمان های فضایی بزرگ و صدالبته دولتی بوده است؛ چنین سازمان هایی به دلیل وابسته بودن به بودجه های دولتی شاید بیشتر تمرکز خود را بر توسعه در مرز های دانش قرار می دهند و زیر فشار رقابت با بخش خصوصی قرار ندارند. از این نظر چون نیازی به پاسخگویی در مقابل سرمایه گذاران خود ـ حداقل نه به شدتی که در بازارهای رقابتی موجود است ـ ندارند، سرعت به بهره وری رساندن و بهبوددادن سیستم های موجود بین این سازمان ها بسیار پایین است.مساله ای که می تواند چنین رخوتی را از بین ببرد ورود بخش خصوصی به فضاست. بخش خصوصی در زمینه ماهواره های مخابراتی مدت های طولانی است که در فضا حضور دارد؛ اما این حضور به بخش طراحی ماهواره و استفاده از آن برمی گردد، اکنون فرصت و زمینه لازم برای حضور بخش خصوصی در مدار مهیا شده است. بخش خصوصی نه تنها در مورد سفرهای توریستی و گردشگری فضایی فعالیت چشمگیری را شروع کرده که در زمینه بهره برداری تجاری از منابع فضا ـ و در گام اول سیارک ها ـ حداقل دو شرکت مهم را تاسیس کرده است و از همه مهم تر و چشمگیرتر در زمینه نقل و انتقال محموله و مسافر به مدارهای پایین وارد بازی شده است و این اتفاقا بخش بسیار مهمی در زمینه ادامه سفرهای سرنشین دار ناسا و دیگر سازمان های فضایی به شمار می رود.ناسا پس از سقوط شاتل فضایی کلمبیا تصمیم گرفت با حداکثر سرعت ممکن برنامه شاتل های فضایی خود را به پایان ببرد و بلافاصله پس از اتمام ساخت ایستگاه بین المللی فضایی آنها را بازنشسته کرد. به همین دلیل هم پس از آن حادثه به غیر از یک ماموریت تعمیر تلسکوپ فضایی هابل همه ماموریت های شاتل ها به مقصد ایستگاه فضایی بین المللی انجام شد، همه نگاه ها به برنامه های بعد از عصر شاتل ها برای نقل و انتقال فضانوردان به مدارهای پایین و نزدیک زمین ـ یعنی در ارتفاعی حدود ۴۰۰ کیلومتری و جایی که ایستگاه بین المللی فضایی قرار دارد ـ بود یکی از پیشنهادهای اولیه که در دوران جورج بوش ارائه شد طرح پیشرفته و پیچیده ای به نام صورت فلکی (Constellation) بود که در آن مجموعه ای از پیشران های مختلف برای اعزام فضانورد و محموله به مدارهای پایین و سفرهای طولانی فضایی به مقصد نهایی ماه و مریخ طراحی شده بود. همه چیز این طرح بسیار عالی بود غیر از این که بودجه لازم به آن تخصیص داده نشد و به همین دلیل باراک اوباما در آغاز دوران ریاست جمهوری اش به پایگاه فضایی کندی سفر کرد تا طرح قبلی را باطل کند.اوباما برای ادامه بخش پروازهای سرنشین دار مدارهای پایین در دوران پس از شاتل های فضایی روی بخش خصوصی حساب باز کرده بود و تا زمانی که آنها آماده شود، سفر به ایستگاه فضایی را به روسیه و ژاپن واگذار می کرد. او در همان سفر و پیش از آن که سخنرانی خود را آغاز کند به همراه ایلان ماسک کارآفرین و مدیر برجسته شرکت اسپیس ایکس به دیدن موشک فالکن (به معنی شاهین) این شرکت رفت. اسپیس ایکس شرکتی خصوصی بود که با هدف مشارکت در کاوش های فضایی تاسیس شده بود و بنیانگذار آن ایده گام به گامی برای حضور در فضا داشت. او دو پیشران فالکن برای سفرهای مدارهای پایین و سفرهای طولانی تر را در نظر داشت و از آن مهم تر کپسولی به نام دراگون ( به معنی اژدها) را که در مرحله اول بار کند و در مرحله بعد فضانوردان را می توانست به مدار زمین ببرد، ساخته بود.زمانی که اوباما به پایگاه کندی رفت هنوز فالکن و دراگون آماده پرواز نبود اما بعد از آزمایش ها و تست های فراوان سرانجام ناسا قانع شد و طی قراردادی با این شرکت بخشی از تامین مایحتاج ایستگاه فضایی را بر عهده این شرکت گذاشت و تاکنون دراگون دو بار به ایستگاه سفر کرده است. ناسا بابت این پروازها هزینه ای به اسپیس ایکس می دهد که در نهایت به نفع ناسا و کمتر از خرجی است که اگر خود ناسا می خواست پیشران جدید بسازد برایش در می آمد.تا اینجا داستان خوب پیش رفت اما هیچ وقت این قدم کافی نیست. اگر اسپیس ایکس قرار بود تنها شریک بخش خصوصی ناسا باشد بدون زیر فشار بودن در رقابت های بخش خصوصی هیچ وقت دنبال روش هایی برای کم کردن هزینه های خود نمی رفت و هزینه های رفت و آمد مداری ثابت می ماند؛ اما اینک دیگر حضور تجاری در فضا ـ برای مدارهای پایین و به مقصد ایستگاه فضایی ـ در اختیار یک شرکت نیست. شرکت اوربیتال، که سابقه ای طولانی در ساخت تجهیزات مختلف و از جمله ماهواره ها و بخش های دیگر فضایی را نیز دارد و به عنوان پیمانکار در طرح های مختلفی مشارکت داشته، دومین شرکتی است که رسما وارد این بازی شد و موفق شد قراردادی را با ناسا امضا کند.چندی پیش اولین محموله این شرکت در کپسولی به نام ماکیان (Cygnus) همراه پرتابگر اختصاصی این شرکت به مدار زمین رفت. گرچه در اولین تلاش به دلیل مشکلی که در سیستم ناوبری رایانه ای سیگنوس اتفاق افتاد نتوانست به ایستگاه ملحق شود اما با اندکی تاخیر این اتفاق افتاد و به این ترتیب اوربیتال و اسپیس ایکس رسما به شرکای بخش خصوصی ناسا برای رفت و آمد به مدار زمین بدل شد.حالا ناسا با خیال راحت می تواند سرمایه محدود خود را برای کار روی بخشی متمرکز کند که هنوز بسیار دور از دسترس بخش خصوصی است و آن سفرهای بلند و دوردست است. پیشران هایی که بتواند ما را به سیارک ها، ماه و در نهایت مریخ و شاید روزی اقمار مشتری برساند.در این فاصله به دلیل رقابتی که میان اسپیس ایکس، اوربیتال و سایر رقبایی که کم کم وارد این بازی می شوند به وجود آمده و خواهد آمد، نوعی مسابقه فضایی برای ارائه کیفیت بهتر با قیمت پایین تر رخ می دهد، اسپیس ایکس از الان روی اعزام انسان با کمک کپسول دراگون خود در حال کار است و به این ترتیب عصر جدیدی از رقابتی فضایی در حال آغاز شدن است؛ رقابتی که اگر وارد مرحله جدی خود شود، می تواند روند حضور انسان در قلمرو های پیشتر باز شده فضا را سرعتی باور نکردنی ببخشد و همان کاری را با صنایع فضایی بکند که حضور بخش خصوصی با صنایع فناوری اطلاعات و دنیای اینترنت کرد.این عصر جدید اگر ادامه پیدا کند و اگر شرکت های خصوصی در کنار انگیزه و اشتیاق اولیه خود شاهد ثمردهی و سودآوری در این بخش باشند و اگر این رقابت به خارج از مرزهای ایالات متحده نیز راه پیدا کند، شاید فصل جدیدی در تاریخ عصر فضا رقم بخورد؛ فصلی که شاید بتوان عنوان دومین رقابت جهانی عصر فضا را بر آن گذاشت.
  25. پروژه پرهزینه ارسال انسان به فضا چه سودی برای کشور داردارسال انسان به فضا از مباحثی است که در کوران جنگ سرد میان ایالات‌متحده و شوروی متولد و به‌سرعت به یکی از محورهای رقابت میان این دو ابرقدرت بدل شد. هر چند دستاوردهای بسیاری از توسعه سامانه‌های لازم برای ارسال انسان به فضا حاصل می‌شود، اما معمولا افزایش غرور ملی را به‌عنوان هدف اصلی آن ذکر می‌کنند. هزینه‌های بالا و فناوری‌های بسیار پیشرفته مورد نیاز انجام چنین پروژه‌ای، بسیاری از کشورها را از تلاش برای ارسال انسان به فضا بازداشته است.در این میان ایران نیز برنامه‌های گسترده‌ای را در این راستا اجرا کرده و تابه‌حال موفق به ارسال یک موجود زنده به فضا شده است که به‌عنوان یک گام بزرگ در راستای اعزام انسان به فضا محسوب می‌شود. قراردادن نام این پروژه در سند جامع توسعه هوافضای کشور نیز نشانگر توجه ویژه مسوولان به این موضوع است. اما هزینه‌های بسیار بالای این پروژه به همراه نیاز ایران به استفاده از محصولات فضایی کاربردی‌تر و همچنین روند جهانی که رویکرد اقتصادی به فضا را در پیش گرفته و نگاه ناشی از جنگ سرد را کنار گذاشته است، بسیاری از کارشناسان را به انتقاد از این پروژه واداشته است.● ارسال انسان به فضا در اولویت‌های اهداف هوافضایی ما نیستاز فواید فرستادن انسان به فضا می‌توان به دستیابی به تکنولوژی بالاتر و استفاده از تکنولوژی‌های فضایی در دیگر سامانه‌های موشکی کشور اشاره کرد. اما در ایران فرستادن انسان به فضا بیشتر از بعد غرور ملی اهمیت دارد و توجیه دیگری نخواهد داشت. پروژه‌هایی همچون ارسال انسان به فضا از نظر اقتصادی هزینه‌های بالایی را تحمیل می‌کند و از طرفی قابلیت تجاری‌شدن را هم ندارد. نباید انتظار داشته باشیم کشور ما در این زمینه به پای کشورهایی مانند چین و روسیه برسد و دیگران از فناوری‌های کشور ما استفاده کنند. اگر بخواهیم این موضوع را از نظر قابلیت توسعه فناوری وسایل دیگر در نظر بگیریم، از راه‌های دیگر و با هزینه کمتری می‌توانیم به چنین اهدافی دست پیدا کنیم.حتی در زمینه غرور ملی هم این پروژه می‌تواند به‌صورت لحظه‌ای توجیه داشته باشد. زیرا این کار نیاز به تکنولوژی‌های گسترده و پیشرفته‌ای دارد که کشور ما به‌دلیل دارانبودن امکانات مورد نیاز، در نقطه‌ای از آن به مشکل برخورد خواهد کرد. اگر در این راه نتوانیم از تکنولوژی کشورهای دیگر استفاده کنیم، در این شرایط و موقعیت نمی‌توانیم آن را به انجام برسانیم. بیشتر طرح‌هایی که در این زمینه وجود دارد نیز به همین دلیل با مشکل مواجه شده است. طرح‌هایی که در این زمینه انجام شده بیشتر از طرف دست‌اندرکاران دانشگاهی بوده است و نه صنعتی. اگر ما بتوانیم به این تکنولوژی‌ها دست یابیم، پیشرفت‌های زیادی خواهیم کرد اما مساله اینجاست که رسیدن به آن، در شرایط کنونی بسیار دشوار است. به بیان دیگر برای اعزام فضانورد، به زیرساخت‌‌های بسیار پیشرفته‌ای نیاز داریم. اکنون باید دید آیا کشور ما می‌تواند به چنین زیر‌ساخت‌هایی دست یابد و اگر بتواند، با چه هزینه‌ای قادر به ساخت آن خواهد بود. شاید برای کشور پیشرفته‌ای مانند روسیه هم چنین طرح‌هایی توجیه اقتصادی و تجاری چندانی نداشته باشد چه برسد به کشور ما که هنوز از نظر تکنولوژی این کار با مشکلات بسیاری مواجه است.در حال حاضر، تکنولوژی ما در حد فرستادن ماهواره‌های کوچک است و برای دستیابی به چنین پروژه‌های بزرگی مانند فرستادن فضانورد باید هزینه‌های بسیاری را صرف کرد زیرا برای این کار به تکنولوژی‌های بسیار پیشرفته‌ای نیاز داریم. با این هزینه‌ها، می‌توان فناوری‌های بسیار مفید دیگری را دنبال کرد که توجیه علمی و اقتصادی بیشتری دارد. بنابراین ارسال انسان به فضا در اولویت‌های اهداف هوافضایی ما نیست و استدلال منطقی و اقتصادی ندارد.● حاشیه‌‌هاپیشگام اولین گام ارسال انسان به فضا: پیشگام نام دیگر کاوشگرپنج‌ ایران است که با استفاده از موشک تغییر یافته زلزال مانند کاوشگر چهار، در ساعت ۱۲:۳۷نیم‌روز ۹بهمن ۱۳۹۱، یک‌ میمون نر سه‌ساله از گونه رزوس را در سفری ۱۶دقیقه‌ای از پایگاه فضایی سمنان به ماموریت زیرمداری ارسال کرد. پرتاب موفقیت‌آمیز این کاوشگر را «احمد وحیدی» وزیر دفاع ایران در تاریخ شنبه ۹بهمن ۹۱ اعلام کرد. ایران اعلام کرد این کاوشگر پس از طی مراحل پیش‌بینی‌شده و رسیدن به‌سرعت، شتاب و ارتفاع ۱۲۰کیلومتری از سطح زمین، بار دیگر به زمین بازگشت و موجود زنده آن با موفقیت بازیابی شد.ماجرای آن میمون‌خالدار: پس از پرتاب کاوشگر پیشگام و فرود سالم میمون قرار داده‌شده در آن، بی‌دقتی رسانه‌ها در انتشار عکس‌ها و فیلم‌های متفاوت از میمون ارسال‌شده به فضا، موجب شکل‌گرفتن شایعات بسیار شد که دستمایه و دستاویز بسیاری رسانه‌های غربی شد. تبلیغات گسترده منفی درباره خبر ارسال میمون به فضا توسط ایران، واکنش‌های دیپلماتیک از سوی برخی کشورها را نیز به‌دنبال داشت، از جمله تشدید تحریم‌ها. همچنین آمریکا اعلام کرد ایران با ارسال میمون به فضا، قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان‌ملل متحد را نقض کرده است.ماموریت‌های فضایی سرنشین‌دار در مقام یک راهبرد کلان: در سند جامع توسعه هوافضای کشور، انجام ماموریت‌های فضایی سرنشین‌دار و قراردادن انسان در مدار با اولویت علوم، فناوری‌ها و صنایع داخلی و با مشارکت جهان اسلام و همکاری‌های بین‌المللی به‌عنوان یک راهبرد کلان در حوزه فضایی قید شده است.چهار پروژه بزرگ فضایی برای اعزام انسان به فضا: پژوهشگاه فضایی ایران چهار پروژه فضایی را در دستور کار قرار داده و در حال ساخت تجهیزات خاص فضانوردی به‌‌منظور ارسال اولین انسان ایرانی به فضاست. پژوهشکده مکانیک پژوهشگاه فضایی ایران، در چهارحوزه محول‌شده از سوی پژوهشگاه فضایی ایران، شامل حسگرهای فضایی، لباس فضانورد، سیستم غذایی فضانورد و سیستم ذخیره‌سازی انرژی، پروژه‌هایی را در دست اجرا و بررسی دارد که از جمله آنها تولید باتری با کاربردهای خاص، تجهیزات لباس فضانورد، غذای فضانورد و طراحی و ساخت حسگرهای فضایی مختلف به‌منظور کنترل وضعیت و سنجش از دور است. این چهار پروژه در میان‌ پروژه‌های این پژوهشگاه، به‌‌دلیل ارتباط مستقیم آنها با جسم فضانورد، از اهمیت بالایی برخوردار هستند.دومین میمون فضانورد به‌زودی ارسال می‌شود: قائم‌مقام سازمان فضایی ایران از پرتاب دومین موجود زنده ایرانی به فضا با حامل سوخت مایع به دست متخصصان ایرانی در آینده نزدیک خبر داد. دکتر «حمید فاضلی» در جمع خبرنگاران، با اشاره به پرتاب موفقیت‌آمیز کاوشگر پیشگام همراه موجود زنده (میمون از‌ نژاد رزوس) طی سال گذشته با حامل سوخت جامد گفت: «سازمان فضایی ایران در یک اقدام جدید، با استفاده از حامل سوخت مایع که شتاب کمتری داشته و دارای سیستم هدایت و کنترل است که موجب بازیابی با دقت بالای موجود زنده خواهد شد، طی یک‌ونیم‌ماه آینده موجود زنده دیگری را به فضا پرتاب خواهد کرد.»
  26. سیگنوس در برابر اژدها

    چندی پیش فضاپیمای سیگنوس Cygnus به فضا پرتاب و پس از مدتی به مقصد خود یعنی ایستگاه بین المللی فضایی رسیدچندی پیش فضاپیمای سیگنوس (Cygnus) به فضا پرتاب و پس از مدتی به مقصد خود یعنی ایستگاه بین‌المللی فضایی رسید.این فضاپیما که در واقع کپسولی حاوی تدارکات برای این ایستگاه مداری و کارکنان آن بود، پس از رسیدن به مقصد توسط بازوهای رباتیک ایستگاه فضایی گرفته شد و در کنار آن پهلو گرفت. این فضاپیما را شرکت علوم مداری (Orbital Sciences) طراحی، ساخته و پرتاب کرده بود.پژوهش های فضایی نیازمند هزینه بسیاری است و همین امر سبب شده فقط دولت ها از پس هزینه های کمرشکن آن برآیند. تا همین اواخر ایالات متحده و شوروی سابق و بعدها اروپا و چند کشور دیگر، با ایجاد آژانس های فضایی به انتقال تجهیزات و نیز انسان به فضا می پرداختند. اما پیشرفت فناوری سبب شد این امکان، دیگر به موسسات فضایی دولتی وابسته نماند و بخش خصوصی هم به فکر حضور موثر در فضا بیفتد.شرکت اسپیس ایکس (SpaceX) نخستین شرکت خصوصی بود که تا مدت ها بدون رقیب در این عرصه حضور داشت. اما ارسال فضاپیمای سیگنوس را می توان پایان یکه تازی این شرکت دانست. در واقع حضور شرکت علوم مداری به عنوان رقیب جدید اسپیس ایکس را می توان آغاز عصر جدیدی از حضور بخش غیردولتی در ماموریت ها و سفرهای فضایی دانست که بی شک می تواند خبر خوشی برای دانش بشری و نیز صنایع فضایی و حتی رابطه انسان با فضا باشد.در واقع ارسال کپسول فضایی سیگنوس و دریافت آن توسط خدمه ایستگاه بین المللی را باید نخستین گام شرکت علوم مداری برای رقابت جدی با اسپیس ایکس دانست. همچنین محتویات کپسول سیگنوس می تواند در زندگی در ایستگاه فضایی و حتی فناوری های آینده، فضایی ایجاد کند.● تاثیر رقابت بخش خصوصی بر ایستگاه فضاییارسال کپسول سیگنوس به ایستگاه فضایی در نگاه اول چندان هم هیجان آور به نظر نمی رسد. برخلاف اسپیس ایکس که موسسه ای نوپاست و به وسیله میلیاردری معروف به نام ایلان ماسک پایه گذاری شده، شرکت علوم مداری سابقه ای ۳۰ ساله دارد و تاکنون صدها ماهواره را به فضا پرتاب کرده است. اما ارسال کپسول سیگنوس تفاوتی با محموله های قبلی ارسال شده به ایستگاه فضایی دارد.با این که فضاپیمای ارسالی اسپیس ایکس یعنی دراگون (Dragon) توانایی حمل محموله هایی سنگین تر را دارد، اما بار موجود در سیگنوس فشرده تر است و این به آن معناست که خدمه ایستگاه فضایی می توانند خودشان محتویات آن را خالی کنند، حال آن که برای خالی کردن محتویات کپسول فضایی دراگون به بازوهای رباتیک ایستگاه نیاز است که البته زمانبر و همچنین پیچیده است.تفاوت دیگر این دو کپسول را باید در استفاده آن پس از انتقال به ایستگاه فضایی جست. کپسول دراگون طوری طراحی شده که پس از تخلیه به زمین بازگردانده می شود و به این ترتیب می تواند بخشی از دستاوردهای علمی دانشمندان حاضر در ایستگاه را به زمین منتقل کند. در مقابل قرار است سیگنوس با ضایعات و زباله های تولید شده در ایستگاه پر و به سمت زمین پرتاب شده تا در جو غلیظ سیاره ما بسوزد و خاکستر شود.● زندگی راحت تر در فضاحضور در ایستگاه فضایی برابر است با رویارویی با انبوهی از محدودیت ها. برخلاف زندگی روی زمین که منابع و امکانات زیادی برای انسان به همراه دارد، زندگی در ایستگاه فضایی سبب محدودیت های چشمگیری در زندگی روزمره می شود.اما حضور موثرتر بخش خصوصی برای خدمت رسانی به ایستگاه فضایی شاید بتواند زمینه ایجاد محیطی راحت تر برای فضانوردان فراهم سازد. از آنجا که داشتن روحیه مناسب تاثیر مهمی برکارکرد نیروی انسانی دارد، امکانات رفاهی می تواند سبب افزایش بازدهی مجموعه انسانی موجود در ایستگاه فضایی و در نتیجه شتاب گیری تولید علم در این مجموعه شود.● آینده حضور بخش خصوصی در فضابااین که این دو شرکت خصوصی اعلام کرده اند می توانند بدون هیچ مشکلی به تامین نیازهای ایستگاه فضایی بپردازند، اما نمی توان دامنه کارکرد آنها در آینده را تنها به همین حوزه محدود کرد.برای نمونه فراهم کردن آزمایشگاه هایی برای انجام برخی پروژه های نیازمند حضور در محیط های با جاذبه کم (microgravity)می تواند از جمله خدمات ارائه شده این دو شرکت باشد. به طور مثال قرار است تا سال ۲۰۱۶ نخستین ماموریت دراگون برای ایجاد چنین آزمایشگاهی انجام شود. همچنین موسسه علوم مداری قصد ارسال محموله به سطح ماه را نیز دارد. البته دامنه کنجکاوی بنیانگذار اسپیس ایکس از این نیز فراتر رفته است. در حقیقت آقای ماسک ایده حضور در مریخ را در آینده مطرح کرده که در نوع خود بی نظیر است.بسیاری از کارشناسان فضایی امیدوارند حضور این دو شرکت خصوصی در صنایع فضایی سبب کاهش هزینه های جاری، بهبود وضع زندگی در ایستگاه فضایی و همچنین حضور موثرتر انسان در فضا شود.
  1. نمایش فعالیت های بیشتر

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×